تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب خنگ ها

درجه دو؟! دروغه!

1392/11/26 23:40نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

یک هفته دیگه هم گذشت. یک مشت فیلم دیدم و خیلی لذت بردم.

بریم سراغشون.

Dark Tide 2012

این می تونه بدترین فیلم هفته باشه. 25 میلیون دلار هزینه کنی، بعد آخرش هیچی. حالی دارن واقعا اینا. بری با کوسه ها شنا کنی. واقعا عجب حالی دارن اینا.

Shutter 2008

حداقل اصل هم نبود. دزدی از سینمای آسیا. این هالیوود یاد نمیگیره که درست یک فیلم آسیایی رو هم بدزده. فقط به خاطر پول. البته فکر نکنم حتی فیلم برای افرادی که نسخه ی آسیایی رو ندیده باشن هم جالب باشه.

این بدترین فیلم هفته اس.

جاشوا جکسون همین جوری فاجعه است، بره داخل یک فیلم این طوری که دیگه...

Christmas in Wonderland 2003

فیلم که هیچ چیز نداره. یعنی میتونم بگم دوری کنید از این فیلم. داستان افتضاح، در حد بقیه ی فیلم هایی که کمپانی یاری ساخته.

اما پاتریک سویزی داخل فیلمه(تقریبا گریه افتادم، نه اینکه نقشش گریه آور باشه، می بینمش یاد روح، سگ سیاه، فادر هود و پوینت بریک می افتم).

Subspecies 1991

این فیلم به شکل عجیبی چرت بود، ولی انصافا موسیقی متن قوی داشت. شاید اگر یک مقدار بودجه فیلم بیشتر می شد کیفیت بالاتر می رفت. البته باید بگم رادو واقعا قیافه ی ترسناکی داشت(این خون آشامه، نه ادوارد کولن!)

Hell Comes To Frogtown 1987

فیلم علمی تخیلی دهه هشتادی. چیزی مثل repo man، ولی نه در او سطح و کیفیت(خودِ هری دین استنتن می ارزه به کل این فیلم). ولی این فیلم ها هنوز طرفدارایی دارن که نفس می کشن.

فیلم خیلی سطحیه ولی برای هشتادی ها مهم نیست. شخصیت و حرف های شخصیت هِل هم جالب بود.

Walking Tall 1973

بحث و جدل زیادی در مورد این فیلم بوجود اومده بود و هنوز هم در جریانه. یک سری میگن بیوفورد آدم خوبی نبود و یک سری میگن بود. فیلم که خودش صحنه های جالب و قشنگ زیاد داره، ولی موضوع جالبیه اگر کسی واقعا بره تحقیق کنه چیزهای عجیبی دستگیرش میشه.

یک نکته دیگه هم اینه که اکثر افرادی که فیلمو دیدن میگن از نسخه ی جدید بهتره(من هنوز بازسازی شدش و قسمت های بعدی همین رو ندیدم، در دستور کاره.)

Trespass 1992

هر کسی که دنبال وسترن های دوران جدید میگرده باید بره سراغ والتر هیل(این فیلم وسترن نیست). فیلم مشکلی نداره، جز پایانش که میتونست بهتر باشه.

اینم در رده Extreme Prejudice قرار میگیره، ولی در اون حد نیست. Extreme Prejudice واقعا معرکه اس.

Trespass فیلم بدی نیست، ولی واقعا میتونست بهتر باشه. بیل پکستن داخل این فیلم خیلی خوبه.

Twister 1996

دوباره بیل پکستن!

Twister یکی از موفق ترین فیلم های دهه نود بود، اگر هم ببینید متوجه میشد چرا. عاشق آهنگ هایی هستم که مارک مانچینا نواخته، عالیه، از نظر فنی هم فیلم در سطح بالایی قرار داره.

یک چیز جالب دیگه هم مرحوم فیلیپ سیمور هافمن هست که واقعا میشه گفت باحال ترین شخصیت فیلمه.

A Simple Plan 1998

این فیلم عالی میتونست بهترین فیلم هفته باشه.

سم ریمی باید از این جور فیلما درست کنه. هم بازی بازیگرها خوب بود و هم شخصیت ها عمیق بودن. ترکیب بیل پکستن و بیلی باب تورنتن(که برای این فیلم نامزد اسکار شد-احتمالا این در کنار sling blade بهترین بازی عمرشه) فوق العاده است.

این فیلم رو نباید از دست بدید، حتما باید ببینید.

Man of Tai Chi 2013

اولین تجربه کارگردانی ریوز بد نبود. البته من ازش خوشم میاد، داخل هر فیلمی باشه می بینم. خودش هم بازیگر خوبیه، ولی اگر صحنه های اکشن خودش بیشتر می بود بهتر میشد.

Cold War 2012

اگر کسی طرفدار infernal affairs هست باید حتما اینو ببینه. سینمای هنگ گنگ در ساخت این جور فیلما خیلی جلوتر از هالیوود و بقیه است.

تازه اندی لائو هم نقش کوتاهی در این فیلم داره!

اگر بشه قسمت های بعدی اینم بسازن خیلی جالب میشه، که احتمالا با توجه به شکلی که فیلم تموم شد این کارو انجام میدن.

فیلم بسیار عالی و پیچیده.

Masque of the Red Death 1964

و در آخر بهترین فیلم هفته. فیلم که نه، اثر هنری و شاهکار. جالبه به دروغ میگن این فیلم های راجر کورمن و وینسنت پرایس درجه 2 هستن!

موسیقی متن و طراحی صحنه اش آدمو بیهوش میکنه.

یک کتاب دارم، چند داستان از ادگار آلن پو. وقتی تازه خوندن یاد گرفته بودم خریدمش. همیشه از خواندن داستان مرگ سرخ حس عجیبی بهم دست میداد، این فیلم همون حس رو بهم میده. معرکه اس. کورمن با این فیلم نشون میده که چطور باید از روی داستان های نویسنده هایی مثل آلن پو فیلم درست کرد. هر چند، چیزهای دیگه ای هم هست که به داستان پو اضافه کردن.

این فیلم نیست، شاهکاره. به نظرم بهترین فیلم کورمن باشه(البته Pit and the Pendulum رو هم نمیشه نادیده گرفت).

از دیدن این فیلم واقعا لذت بردم. وینسنت دوست داریم!



آخرین ویرایش: 1392/11/26 23:41

 

متشکرم آقای رایت( 8 فوریه 2014)

1392/11/19 23:44نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

این بخش «تلویزیون چوبی» رو تازه راه انداختم. وقتی سنی نداشتم یک تلویزیون رنگی شهاب داخل خونه داشتیم که دو طرف و روی سقفش چوبی بود. اون تلویزیون – که یه زمانی برای خودش چیزی بود– اولین پل ارتباطی من با سینما شد.

هر شنبه ای که بیاد در بخش تلویزیون چوبی فیلم هایی که در هفت روز اخیر رو دیدم معرفی می کنم. البته معرفی نیست، یکی دو خط در مورد هر فیلم. البته در این بخش کاری به فیلم هایی که برای چندمین بار می بینم کاری ندارم. مثلا هفته گذشته سه قسمت از رامبو(اولین خون...) یا سه قسمت روبوکاپ(زنده یا مرده تو با من میای، فکرشو بکن پیتر وِلِرِ جذاب الان در دانشگاه تاریخ درس میده، عجیبه اما واقعی، قطعا یکی از باشخصیت ترین بازیگرها و باهوش ترین های افرادیه که سینمای امریکا به خودش دیده) رو دیدم.

عکس پست هم یعنی بهترین فیلم در هفت روز اخیر.

خب بریم سراغ فیلمها.

1- Whore 1991

وقتی کِن راسل داشته این فیلمو می ساخته با خودش چه فکری می کرده. البته احتمالا میخواسته یک تو دهنی به فیلم زن زیبای مارشال بزنه!

البته معمولا افرادی که این فیلمو می بینن فکر میکنی تِرِزا راسل با کن نسبتی داره که البته نداره.

2- Deathsport 1978

یکی از محصولات راجر کورمن. کسی طرف این فیلما نره تعجب برانگیز نیست ولی من میرم، تماشای دیوید کارادین خیلی هم دردناک نیست.

3- Battle Truck 1982

اینم کنار اون بالایی بود. بحث سوخت و بنزینه. فکر کنم بد نباشه تلویزیون ایران این فیلمو نشون بده!

4- The Doom Generation 1995

این می تونست بهترین فیلم هفته ی اخیر باشه، ولی نشد. به نظرم فیلم خوبیه ولی برای هر کسی نیست. بعضی ها با چنین تصاویری ارتباط برقرار میکنن و اصلا هم خوشایند نیست. التبه گِرِگ آراکی کارگردان باهوشیه.

5- Street Knight 1993

لنگ و لگد دهه نودی، نه بیشتر. یک قابلمه پاپ کورن پای این فیلم نوش شد. نمیدونم چرا دیگه خبری از مشت و لگدهای جف نیست.

6- The Expert 1995

فیلم بالایی جف اسپیکمن از این یکی بهتره. حداقل داخل اون بالایی یک مول محتوا بود، این دیگه آخر خالی بندی بود. البته بعضی ها عشق این ژانر هستن، ما هم داخلیم!

7- Unspeakable 2002

به همه شما وصیت می کنم که نزدیک این یکی نشید. من به خاطر دنیس هاپر و لنس هنریکسن رفتم سراغش.

البته خیالی نیست، هر دوشون بد بازی نکردن، متاسفانه فیلمنامه این قدر قوی بود(البته از اون طرف نمودار) که هر بازیگری رو محو میکرد!

8- The Changeling 1980

این فیلم خیلی خوبه. جرج سی اسکات عالی بازی میکنه، یک سکانس داره داخل رختخوابش داره گریه میکنه معرکه است، بسیار طبیعی.

میگفتن ترسناکه، که البته باید برای خیلی ها باشه، ولی برای من نبود. اما هدف ترسیدن نبود، دنبال بازی مرحوم اسکات بودم.

9- New Jack City 1991

فیلم هفته اینه. احتمالا بهترین بازی عمر وزلی اسنایپز.

صورت زخمیه کوچولو(البته تونی مونتانا رو هم داخل فیلم نشون میدن).

فیلمی در کلاس سلطانِ نیویورک(البته داخل اونم وزلی هست، ولی اونجا واکن پادشاهه!).

مواد مخدر بد کوفتیه، بنگ بنگ!

10- Aint Them Bodies Saints 2013

یه فیلم مستقل قوی، بازی بازیگرها هم فوق العاده. هر چند، کیسی و بن همیشه خوب هستن. اینجا مساوی بودن. مارا هم خوب بود.

انتظار شاهکار نداشته باش، ولی اگه طرفدار فیلم های مثل lone star هستی اینم خوبه.

11- Repeaters 2010

چی؟ وقتی یک نفر سعی میکنه Groundhog Day رو ببره داخل ژانر جنایی. برو بگیر بخواب!

نزدیک نشو به این یکی، البته به شرطی که طرفدار این فیلم های یعنی پیچیده نباشی.

12- Expatriate 2012 یا همون Erased

اکهارت داخل همه فیلماش یک جوره.

به اینم نزدیک نشو. از اول فیلم یک اسلحه دستش بود هی تیر میزد. دخترش هم که روی اعصاب بود. آخرش هم که همه آدم بدا رو کشت. آخرش که چی؟!

13- Nothing But The Truth 2008

این فیلم می تونست در اسکار اون سال شانس داشته باشه، ولی نشد. کمپانی ورشکست شد و نتوتستن فیلم رو اکران کنن. اگر فیلم اکران میشد احتمالا کیت بکینسل حداقل نامزد میشد.

داستان فیلم جالبه، تلویزیون ایران هم اینو پخش کرده.

از اون فیلم های جاسوسی، درز کردن اطلاعات سیا، بعد یکی مثل مت دیلن هم هی اذیت میکنه. بازی بسیار قوی آلدا رو هم خیلی دوست دارم.

با دیدن پوستر فیلم همه فکر میکنن اسکارلت یوهانسن داخل فیلمه!

14- Three And Out 2008

فیلم یک اسم دیگه هم داره. A deal is a deal.

خوشم نیومد. حتی یادم نبود که چرا این فیلم اومده پیشم. بعد متوجه شدم قاطی بقیه ی فیلم های جما آرترتون بوده!

پشمک.

15- Flypaper 2011

واقعا؟ نه واقعا؟ فقط به خاطر اشلی جاد؟ بی خیال آقا.

خیلی هم فاجعه نبود، حالا شاید به خاطر پروت تیلر وینس. در کل تو رو هم عمرا دوباره ببینم، رفتی اونجایی که دیگه نمیای...

16- The Newton Boys 1998

همیشه فکر میکردم متیو مک کاناهی چطوری این قدر خوب جنوبی حرف میزنه. بعد فهمیدم که متولد یوالدی تگزاسه. اتفاق داخل این فیلم اونو و برادراش اهل همون جا هستن.

نه اینکه بگم خوبه، ولی بد هم نیست. اگر طرفدار فیلم های گنگستری باشی شاید اینم بهت بسازه.

بالاخره خالی کردن 80 تا بانک هم خیلی آسون نیست.

17- A Real Young Girl 1976

میشه دیگه فیلم نسازی؟

واقعا بعضی ها این طورین(منظورم رو نمیتونم بگم، دستمال کاغذی). شایدم دارن ولی من از این فیلمت هم خوشم نیومد کاترین خانم، درست عین fat girl.

18- At Any Price 2013

میگفتن رامین بَحرانی خیلی فیلمسازه بااستعدادیه، ولی نیست، اون قدرها که تعریف میکنن.

فیلمش بد نبود، منم از ذرت خوشم میاد، ولی اینم عین بقیه ی فیلم های دنیس کواید در سالهای اخیر بود. زدن بچه مردم رو کشتن، قاتلا. تازه دلم برای کلنسی براون سوخت.

19- به رنگ ارغوان 2005

از حمید فرخ نژاد خوشم می اومد، الان بیشتر خوشم میاد.

فیلم جالبی بود. فقط نمیدونم چرا توقیف شده بود، آخه چرا.

اون سکانسی که کوروش تهامی رو در جنگل ترسوند خیلی باحال بود، ها ها!

20- Marathon Man 1976

وقتی اینو دیدم با خودم گفتم که چطور ری شیدر مثل بقیه بازیگرهایی که باهاشون فیلم بازی کرد معروف نشد. یعنی زمان خودش خیلی معروف بود، ولی الان کسی نمیشناسش و در اواخر دورانش هم کار خاصی نداشت، در حالی که بازیگر باکلاسیه و حداقل 10 تا فیلم خیلی خوب داره، مثلا Jaws، seven ups، French connection، all that jazz.

فیلم جالبی بود، هیجان انگیز، سر لارنس رو هم نباید فراموش کرد.

فکر کن قرار بوده این فیلم به پاچینو و جولی کریستی برسه.

21- Heat 2013

متاسفانه فقط اسمش به اون شاهکاره مایکل مان شبیه شده.

زرشک. اصلا خوشم نیومد. یکی دو سکانس تقریبا باحال داشت ولی نه، پاکش کن.

22- The World's End

تشکر میکنم از آقای رایت کارگردان فیلم. چند تا دوست، فقط یکی مثل قدیماش مونده، بقیه عوض شدن.

داستان تقریبا چرته، ولی با اون تیکش یادم خودم افتاد. آخی...

آلبوم آهنگ های فیلم هم خوب بود.

23- 7 Days

فیلمِ مریض و سادیسمی از جنس کانادا.

بی خیال روانی...

ولی واقعا کسی هست که این کارو نکنه؟! یعنی جلوی خودش رو بگیره؟ به نظرم آقای دکتر واقعا مریض بود، ولی بازم...

24- We'are The Millers 2013

نتیجه گیری اخلاقی: جنیفر آنیستون پیر و چ... شده است!

اصلا به جوک ها و کارهای شما نخندیدم.

 

تا هفته بعد.



آخرین ویرایش: 1392/11/20 00:24

 

خیابان‌های بارانی

1392/08/7 01:39نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: سالتون سی ، خنگ ها ،
 

نمی دانست باید به کجا برود

حتی نمی دانست کیست و از کجا آمده

نمی دانست باید چه کاری انجام بدهد

از دیگران خبری نداشت چون هرگز آدم فضولی نبود

تنها چیزی که از آن مطمئن بود قدم زدن در خیابان های بارانی بود

اینکه یقه پالتویش را بالا بدهد و به کوچه های خلوت سرک بکشد

شاید بالاخره در آن هوای نمناک کسی را می شناخت

نگاهی، لبخندی، شاید یک کلمه حرف

اما چیزی جز بی تفاوتی نمی دید

گاهی با خودش می گفت شاید مشکل خود اوست

اینکه نه کسی را می خواهد و نه کسی او را می خواهد

از عادت کردن و باقی ماندن متنفر بود

به نظر می رسید خودش دوست دارد تا ابد در آن خیابان های بارانی قدم بزند

تک و تنها بدون هیچ مزاحمی

بدون نگرانی و بی هدف، درست مثل یک ولگرد

اما خودش هم نمی دانست که او

تنها مونس آن خیابان های بارانی بود...


آخرین ویرایش: 1392/08/7 01:41

 

نامه‌ای از بخارست

1392/06/6 02:32نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ، خنگ ها ،
 

سلام به همه ی ایتالیایی ها. سلام به همه ی آنهایی که عاشق کالچو هستند. همه آنهایی که هر یکشنبه قلبشان سریع تر می تپد. آنهایی که به عشق این بازی بزرگ شدند.

منم فدریکو. همان فدریکو پیئوواکاری، همان بازیکنی که هرگز رنگ سری آ را ندیده است. الان در بخارستم، در رومانی. چه کنم، روزگار است دیگر، رفتم به یک کشور کوچکتر، با لیگی کوچکتر. می دانم شاید از نظرتان کمی بی کلاسی باشد، اما من که بازیکن بزرگی نیستم، ولی اوضاعم بد نیست. الان برای محبوب ترین، پرافتخارترین و بزرگترین باشگاه فوتبال یک کشور 20 میلیون نفری بازی می کنم. ستاره ی تیمی هستم که زمانی قهرمان اروپا شده است. چند ماهی بیشتر نیست که در بخارستم، اما یک جام قهرمانی دارم، و با چهار گلی که زدم تیمم به لیگ قهرمانان رفته، اتفاقی که اگر در کشورم بودم هرگز رخ نمی داد. حالا می توانم لیگ قهرمانان را تجربه کنم، مقابل بزرگترین غول های اروپایی قرار بگیرم و کسی چه می داند شاید به رئال مادرید، دورتموند و حتی یک تیم ایتالیایی گل بزنم. دنیای عجیبی است. افراد زیادی نیستند که بخواهند از ایتالیا به رومانی بیایند و بازی کنند، ولی من راضی هستم. از آکادمی اینتر بودم، ولی رنگ سری آ را ندیدم، در 10 سال 12 باشگاه داشتم. همیشه سری بی و سی و دی بود. ولی آمارم که بد نبود، سال 2011 آقای گل سری ب هم شدم، ولی کسی مرا نخواست. شاید اگر ایتالیایی نبودم باشگاهی در سری آ به دنبالم می آمد، ولی هیچکس نیامد. باز به تیم ملی که مرا به جام مدیترانه بردند، و برای کشورم هم بد نبودم و در 8 بازی 5 گل زدم. شاید اگر در سری آ این قدر خارجی پرست نبودند من الان هم الان رنگ آن را دیده بودم.

ولی مهم نیست. من فدریکو پیئوواکاری هستم؛ قهرمان ایتالیایی طرفداران استوا...


آخرین ویرایش: - -

 

خداحافظ قدیمی!

1392/04/30 03:47نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: سالتون سی ، بتبال ، خنگ ها ،
 

انصافا عین صخره بود.

بازیکنی بود که از این دفاع هایی که الان 40 میلیون یورو براشون میزارن روی میز خیلی خیلی جلوتر بود.

یکی از اون بازیکن های بزرگی بود که واقعا بهش توجه نشد چون در ایتالیا بازی میکرد و در اون دوران دفاع های افسانه ای در ایتالیا بودن اما رم هم همیشه یک ستاره در خط دفاعی داشت اونم آلدایر بود. الان چند سال از اون دوران گذشته، ما دفاعی مثل آلدایر در رم داشتیم؟ جواب کاملا مشخصه.

رم از روز اولی که بوده چند تا دفاع مثل آلدایر داشته؟ فقط لوسی و نلا. یعنی رم کلا سه دفاع میانی داشته که واقعا میشه ازشون اسم برد. 86 سال فقط سه دفاع با این کلاس بالا. لوسی که از نظر همه خیلی قدیمیه، نلا هم مال اون دوران طلایی و این آلدایری که تک و تنها در خط دفاعی رم بود و هرگز هم نرفت. از کم جایی هم نیومد رم، از بنفیکا اومد، تیمی که تازه نایب قهرمان اروپا شده بود، وقتی که اومد تیتر زدن "آلدایر بالاخره اومد" چون رم با کلی بدبختی خریدش.

کم نیست همچین بازیکنی 13 سال در رم و سری آ خوب کار کنه، با  این رکورد بازی برای باشگاه، و احترامی که براش قائل بودن و هستن. یک پای ثابت تیم ملی برزیل هم بود.

رفقا میگن با این پروژه بایگانی که راه انداختی تا 200 سال دیگه باید به فکر پیراهن سه رقمی باشیم، ولی عزیزای من تا 200 سال که هیچ، تا 400 سال دیگه هم مثل آلدایر نمیاد، چون نمونش رو دیدیم، مارکوس کوچولو بود که یک فصل بازی کرد و رفت. یعنی هیچکس در این دوران اون قدر بزرگ نیست که قرار باشه 13 سال در رم بمونه. پس نباید نگران کم آوردن شماره پیراهن باشیم. به لطف این عصر جدید دیگه شماره کم نمیاریم. قرار باشه کسی به اندازه آلدایر بزرگ بشه لای چرخ های این صنعت جدید آمریکایی له میشه و میره. چه میشه کرد تکنولوژی و فیس بوکه، همه که مثل من – همون هواداره که بعضی ها بهش میگن بیکار و فسیل – بی اکانت توئیتر و فیس بوک نیستن. اسطوره هام هم خیلی اهل این کارا نیستن، این همون دورانیه که یک خواننده آب بینیش رو بالا بکشه همه فکر میکنن مده و باحال، آره قدیما همه کارهای الویس رو تقلید میکردن، زیرپوش هوس آلود مارلون معروف میشد، ولی همش پول نبود، حداقل یک تفکری اون پشت بود، یک چیزی برای پیشکش کردن، مونرویی که همه بهش بد نگاه میکردن هم یه فکرهایی داخل کله اش داشت، نه مثل این روزا...

نمیدونم فیلم های تاریخی دیدی، یا کتاب های تاریخی خوندی، ولی این جدال همیشه در طول تاریخ وجود داشته، یعنی همیشه یک زمانی رسیده که دو طرف بودن که بر سر بعضی چیزها جنگیدن ولی آخرش همه با هم گفتن، باشه قبول اون "چیز عتیقه ها" رو بزار یک جای امن یک سنگ رو بزار روش!

الان هم رم همین طوریه. یک سری چیزهای قدیمی - البته گرانبها و طلایی - دارن فراموش میشن، اینم یکیشه. مسئله همینه. فوتبال هم عین زندگیه. یک زمانی یک آدمی بود، یک کار بزرگی کرد و همه فکر میکنن بعد از 50 سال باید فراموش کرد چون در این زندگی همه چیز قابل تکراره، ولی این طور نیست. این روزا همه میگن: "هرگز نگو هرگز" ولی من نمیتونم به "قلب رم" که با مصدومیت برای رم گل زد و زمین رو ترک نکرد این اراجیف رو بگم.

شاید هر دو طرف حق دارن. حفظ تعادل سخته، ولی آخرش دو طرف مخالف هم باشن با همه چیز کنار میان، مگه کار دیگه ای هم هست که انجام بدن، مثل همه چیز این عصر جدید.

در این دو سال چیزهای زیادی عوض شده. خیلی چیزا. ولی اینا فقط نشون میده که شاید تا یک دهه دیگه رم دیگه اون باشگاهی نباشه که من اواخر دهه 90 باهاش آشنا شدم.

سخته ولی چه میشه کرد، شاید مشکل از امثال من باشه، ولی این تفکر دست از سر ما بر نمیداره. شاید ما هم باید بریم داخل همون بایگانی. شاید همین روزها هم کسی دستی بلند کنه و بگه: خداحافظ قدیمی!


آخرین ویرایش: 1394/12/4 04:05

 

L'Italiano

1392/04/7 07:09نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: 80 ، بتبال ، خنگ ها ،
 

شکست همیشه دردناکه ولی اینکه چطور شکست میخوری هم خیلی مهمه.

میگن ایتالیا دوباره ناکام شد، البته از من بپرسی میگم نه این طور نیست، ناکامی چی هست، اینکه فوق العاده بودیم ناکامیه؟ وقتی قدرت تاکتیکی و فنی پراندلی رو می بینی، توانایی بازیکن هایی مثل دروسی رو می بینی، مفید بودن جاکرینی و اینکه بچه ها این قدر تلاش میکنن به این تیم امیدوار میشی. دیوونه بازی های ماریو که آخرش تیم ببازه گریه میکنه رو فراموش نکن. ولی این همه ی ایتالیا نبود. به نظرم آتزوری تازه گرم شده. این برای تیم پراندلی تازه اول راهه. تا جام جهانی اتفاقات زیادی می افته، درست مثل همیشه. تا اون موقع حرف های زیادی هم زده میشه، که البته بیشترشون رو گوش ندی مهم نیست. برای ماه ها خیلی ها میتونن غر بزنن، بگن که چرا سیستم این طوری بود، این چه ترکیبیه، چرا این هست، چرا اون نیست، از ضعف(!) بوفون بگن، پیر بودن پیرلو، بستن درها روی افسانه ای مثل توتی، یوونتوسی بودن تیم، و هزار حرف دیگه.

ولی ایتالیا همون ایتالیاست. آخرش یه چیزی رو میکنه. باز هم هیجان رو بهت تزریق میکنن. قلبت میخواد بپره بیرون، کاریش نمیشه کرد، این آتزوریه. آخرش قلبت براشون به درد میاد، همون بچه هایی که رفقای خودشون رو از یاد نمیبرن و براش بازوبند سیاه می بندن و برای مرگ یکی از خودشون یک هفته عزا میگیرن و بی خیال همه چیز میشن.

از همه چی که بگذریم اون زمانی که بقیه دارن غر میزنن من نشستم این ترانه رو گوش میکنم. توتو سال 1983 خوندش ولی 2006 که ایتالیا قهرمان جهان شد در یک کنسرت خیریه خوندش و دوباره معروف شد.

همه رفقا میگن پسر عجب تیمی بود 2006، ولی بعدا از من بپرسن میگم عجب تیمی بود 2013، پسرهای چزاره...

 

دانلود کن:

http://www.mediafire.com/download/kpxddi600apfbu9/Toto_Cutugno_-_L'Italiano.mp3

 


آخرین ویرایش: 1392/04/7 07:16

 

آیا باید برای رستگاری دعا کنم؟

1392/03/17 04:13نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: خنگ ها ، سالتون سی ،
 

آیا باید برای رستگاری دعا کنم؟

شاید باید در تاریکی، در کنار سایه بایستم

کمی صبر کنم شاید این سیاهی مرا در خود فرو ببرد

هر چه پیش آید قطعا آن را در آغوش می گیرم حتی سیاهی را

بر خلاف نظر دیگران به تاریکی و سیاهی عشق می ورزم

چون آنها هم به عشق نیاز دارند، بر خلاف آن چیز بی رنگ

همان سفیدی و پاکی را می گویم که همه از آن می گویند

همان چیز تکراری که حتی نمی دانند چیست و چه بویی دارد

شاید انتخابش سخت باشد اما من سیاهی را انتخاب می کنم


آخرین ویرایش: - -

 

don't box me in

1392/03/17 04:11نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نمیدونم چرا این روزا این قدر حالم گرفته. فقط یک کلمه برای توصیف این شرایط هست: افسردگی.

اون روز داشتم به Rumble Fish فکر میکردم. اینکه معنی این فیلم چیه. و با خودم گفتم معنیش رو ولش کن، مسئله این بود که موتورسایکل بوی حالش گرفته بود، اوه اونم در اوج جوانی. بعضی ها یه طوری هستن، بقیه بهشون میگن دیوونه، شاید چون درکشون نمیکنن. البته قرار هم نیست همه حرف هم رو بفهمن، نه؟ این طور نیست؟

من واقعا حالم گرفته. اگر میشد استعفای خودم رو می نوشتم، ولی از اون جایی که نمیدونم مسئولش کیه، به نظرم باید استعفانامه داخل کشوی میزم بمونه، شانس بیاره یکم خاک گیرش میاد.

نمیدونم آیا روزی مسئولش رو پیدا میکنم یا نه ولی از همین جا داد میزنم: don't box me in...

 

لینک»»»»

http://www.mediafire.com/download/7t7e7t8vx6pssme/stewart_copeland_stan_ridgeway-dont_box_me_in.mp3

 


آخرین ویرایش: - -

 

Angel Eyes

1392/03/10 05:47نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

به این میگن افسردگی، بی انگیزگی، زهرمار، درد، بالا، سرطان و هر کوفت دیگه ای میشه اسمش رو گذاشت. حال نداری دیگه. صبح از خواب بیدار میشی انگیزه ای نیست. همه ی روزا مثل همه. یک برنامه مشخص رو اجرا میکنی. حتی در زمان مشخصی یه حس مشخصی داری. همه چیز انگاری از قبل تعیین شده. احساس میکنی یک نوع ماشین کهنه قراضه هستی که باید بندازنش داخل سطل آشغال و دفنش کنن و بره زیر خاک چون حتی نمیشه بازیافتش کرد...

همیشه دیدی میگم بگذریم، این دفعه نگذشتی هم مهم نیست. این چند روزه این ترانه Angel Eyes از استینگ رو هی گوش میدم. همین که مال فیلم ترک لاس وگاس هست. نیک کیج، الیزابت شاو، فیلم مارک فیگس رو میگم، بعیده کسی ندیده باشه. جوری ساختش که همه ببینن. نمیدونم اولش افسرده بودم اینو گوش میدادم یا اینو گوش دادم افسردگیم یادم اومد. یادته تری میگفت شاید نباید این قدر بنوشی و بن گفت شاید من نباید این قدر نفس بکشم!

گور پدر زندگی ولش کن اینو دانلود کن:

 

http://www.mediafire.com/download/ebyv6wjd62l0541/Sting-Angel_Eyes.mp3

 


آخرین ویرایش: - -

 

زلزله و آینه

1392/02/1 01:32نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: خنگ ها ،
 

این روزا بحث زلزله هم خیلی داغ شده. اخبارو که نگاه میکنی همه جا چیزی ازش هست. عکسای مردم رو که نگاه میکنی دلت میسوزه. یعنی کل آدما رو میگم. فرقی نمیکنه مال کدوم کشور باشن. از من بپرسی میگم عین همون مورچه هایی هستن که لانه شون خراب میشه. بالاخره حقشون نیست که این بلا سرشون بیاد. این رفیق من هم که جلوی کلش از دور عین بیلی کوپره با چند تا دیگه از بچه ها راه افتادن میگن این کاره "هارپ" ایالات متحده است، بچه جون. تو نشستی پای این کامپیوترت دلت خوشه نمیدونی داخل دنیا چه خبره. ولی جدا قسمت دومش رو درست میگن من نمیدونم چه خبره داخل این دنیا. ولی این طور که من شنیدم میگن قراره یک زمین لرزه 10 ریشتری بیاد و کل خاورمیانه رو قورت بده. جدی میگم خبرش الان کل دنیا رو برداشته. و من با خودم در موردش فکر میکنم.

عجب پسر، فکر کن 10 ریشتر. باید همون روز قیامتی باشه که همیشه ازش میگفتن. حداقل برای آدمایی که این جا هستن باید باشه. عجب پسر جون فکر کن ببین الان چند نفر میخواد بلیت هواپیما بخرن و بزنن به چاک. عجب پسر جون فکر کن چقدر آدم میمیره. وای جون من فکر کن ببین چقدر شکل زمین عوض میشه. مثلا ممکنه دو تا کشوری که چشم ندارن همدیگه رو ببینن با هم قاطی میشن. وای تصور کن چقدر کمک از جانب سازمان های خیریه میاد. وای پسر اصلا فکرشو بکن این خاورمیانه خراب بشه ملت نفتشون رو از کجا تامین میکنن. نه من این چیزا سرم نمیشه. اگر خاورمیانه خراب بشه که نفت گرون میشه. مگر اینکه خاورمیانه ای که میگن منظورشون همون گربه ی معروف باشه! و از اون جایی که من از این مسائل ابراز بی اطلاعی میکنم قصد دارم در خصوص خویشتن سخن بگویم.

میدونی این زلزله ها منو به فکر فرو میبره. در خیالم میگم الان سقف بیاد روی سرت چیکار میکنی؟ اصلا چه چیزی در این دنیا ساختی که بخوای براش ناراحت بشی. ولی جدا راست میگه این طرف. از اول این مسیر تا آخرش رو که هشتصد بار برم آخرش از خودم خوشم نمیاد و یک کاری نیست که بگم لعنت به تو پسر عجب آدم توپی هستی تو. آخر کار دوباره می ایستم جلوی آینه و میگم مرده شور تو رو ببرن چی میگی برو بیرون از صفحه میخوایم عکس بگیریم. نه اینکه زلزله بیاد من بی خیال باشم. آقا اصلا زنگ بزنید بیان منو ببرن پیش این مرتیکه زلزله بزنه منو له کنه و در عوض کاری با شما نداشته باشه. کلی دلم دوباره میسوزه اگر کسی بلایی سرش بیاد ولی اگر خودم دفن بشم؟ شک دارم دلم بسوزه. آخر سر به اون آینه لعنتی که نگاهی میندازم با خودم میگم بودن یا نبودن مسئله اینکه که سرتاپات فقط نبوده! شاید افرادی باشن که بگن دوست داریم و با خودت بد نباش ولی آخرش نظر خودم چی؟

  

به خودم نگاه کردم و گفتم کاش جای عزرائیل بودم

حداقل او مرگ را برای پیشکش کردن دارد...


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 13 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...