تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب گرامافون

لئونارد کوهن درگذشت

1395/08/21 12:57نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: گرامافون ،
 

لئونارد کوهن، شاعر، رمان‌نویس و خواننده و ترانه‌سرای کانادایی در سن ۸۲ سالگی در گذشت.

صفحه فیس‌بوک این هنرمند کانادایی از درگذشت وی در لس‌آنجلس خبر داده است.

در صفحه رسمی فیس‌بوک کوهن اعلام شده است: ما با اندوه عمیق خبر می‌دهیم که شاعر، ترانه‌سرا و هنرمند افسانه‌ای، لئونارد کوهن، فوت کرده است.

کوهن که تا ۳۳ سالگی تصمیم به خواندن و ترانه سرایی نگرفته بود، در دهه ۱۹۶۰ میلادی از شهر مونترآل کانادا در صحنه هنری پدیدار شد. او تا قبل از انتشار آلبوم اول خود، به عنوان شاعر و نویسنده شناخته شده بود.

لئونارد کوهن در سال ۲۰۱۱ میلادی به خاطر آن که مجموعه آثارش  «بر سه نسل در سراسر جهان» تأثیر گذاشته است، برنده یکی از معتبرترین جوایز ادبی اسپانیا شد.

او با ترانه هایی از جمله تا انتهای عشق با من برقص، سوزان، هله‌لویا و بدرود ماریان به شهرتی جهانی دست یافته و آلبوم «من مرد تو هستم» در سال ۱۹۸۸ از نظر تجاری موفق‌ترین آلبوم وی بوده است.


آخرین ویرایش: 1395/08/22 00:10

 

music makes me lose...

1393/10/21 23:25نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

در خط رپ که نیستم، ولی خب خط اونا بعضی جاها به خط من برخورد کرده.

نمونه اش این فیلم ghostdog بود. از بین فیلم هایی که فورست داخلشون بازی کرده این رو از همه بیشتر دوست دارم، البته جناب جیم جارموش هم که حرف نداره، همیشه میترکونه.

از این فیلم خیلی خاطره دارم(خاطرات از جنس افتادن) یعنی یه حال و هوای خاصی داره، می بینی دوست داری بری راه بیافتی داخل خیابون، ببینی چه خبره.

بعضی صحنه های این فیلم(تو بخون همش) یادم نمیره.

هی...هنری سیلوا!

ولی نمیدونم اینا چی میخونن، جز اینه music makes me lose control!

بدانلود:

Fast Shadow

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

من نمردم ماریا!

1393/10/15 21:53نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: خنگ ها ، گرامافون ،
 

در این هفته همه دنبال مُردوندنه خواننده ها هستن.

ملت هم که بدشون نمیاد که کسی بمیره، شونصد میلیون پست بدن و یک موضوعی هم برای بحث جور میشه.

این هفته خبر اومد که ریکی مارتین مرده(ما که هوادارش نیستیم)، ولی بعد خبر اومده که نمرده.

پس یک آدم از کره زمین کم نشده.

خلاصه، هوادارش نبودیم، ولی خب شد که نمرده، حداقل سودش اینه که ملت کمتر در شبکه های اجتماعی وقت تلف میکنن(خیال خام همینه، الان در مورد نمردنش حرف میزنیم، به وبلاگ درپیت خودت نگاهی بنداز).

ولی به من بگن ریکی مارتین کیه میگم این ترانه: Un Dos Tres Maria. بیش از 10 سال گذشته، ولی همین مونده.

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

آیا جیمی هندریکس نابغه مادرزاد بود؟

1393/07/28 21:11نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


کمتر نوازنده گیتاری به اندازه جیمی هندریکس مورد احترام و ستایش قرار می گیرد. اما آیا این افسانه پردازی در مورد نبوغ و استعداد جیمی هندیکس، کار او تحت تاثیر قرار نمی دهد؟

فیلم جدیدی به نام "همه چیز کنار من است" به کارگردانی جان ریدلی که مستندی از مراحل اولیه زندگی هنری جیمی هندریکس است از اواخر سپتامبر در آمریکا و بریتانیا روی پرده رفته است.

این فیلم قرار است داستان زندگی این گیتاریست و آهنگساز نو آور را نقل کند که قبل از مرگش در سال ۱۹۷۰ می رفت تا به یک ستاره شناخته شده و بین المللی بدل شود.

این فیلم روی سالهای ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ تمرکز دارد یعنی سالهایی که جیمی هندریکس به لندن آمد و بزرگان آن زمان موسیقی راک بریتانیا، پل مک‌کارتنی، اریک کلپتون و جف بک، استعداد او را کشف کردند.

این داستان که بارها و بارها نقل شده این تصور را به وجود می آورد که جیمی هندریکس بزرگترین ستاره دنباله دار و گویا تاثیر گذارترین نوازنده گیتار در متحول کردن موسیقی راک بوده است. در این فیلم طوری حکایت می شود که گویا قبل از آمدن به لندن و سال‌ها قبل از ضبط اولین آلبومش به نام "آیا مواد زده اید؟" محصول ۱۹۶۷ او نوازنده ای کاملا مسلط و شکل گرفته بود.

برداشت های متعارف از تاریخ تحولات موسیقی راک می گویند که ورود این آلبوم به بازار مثل جابجا شدن لایه های کره زمین بود که زیر پای این فرهنگ جدید به لرزه درآمده بودند. در این گونه حکایت ها به ما القا می شود که نواختن گیتار قبل و بعد از جیمی هندریکس کاملا متفاوت بود.

کمتر نوازنده موسیقی راک تا این حد مورد ستایش قرار می گیرد و حتی تعداد بسیار کمتری یک چنین جایگاه ویژه مطلق و ابدی دارند. گو اینکه مرگ جیمی هندریکس در سال ۱۹۷۰ یعنی فقط سه سال پس از ظهور او به عنوان یک ستاره بزرگ موسیقی راک، در این تصورات هیچ خدشه ای وارد نمی کند.

همه این ها در مورد مردی گفته می شود که شخصیت آرامی داشت و از قرار معلوم تحت تاثیر آنچه تجارت موسیقی می توانست برای او به ارمغان بیاورد متانت خود را از دست نداده بود.

اما با این همه او در ترانه "فلفل افسونگر" با مبالغه فراوان اسطوره سازی می کند. در یکی از قسمتهای این ترانه می خواند: "پروردگارا، قسم می خورم که در شب تولد من ماه از آتش سرخ شده بود."

شکی ندارم که در شب تولد او ، ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ ماه آتش نگرفته بود و تردیدی نیست که جیمی هندریکس به خوبی می دانست که قدرت افسانه ای او نه محصول حوادث فضایی بلکه زاییده فضیلت های نه چندان اسطوره ای او مثل قدرت فراگیری، سلیقه هوشمندانه و پشت سرگذاشتن موانع بی شمار بود.

اگر ترجیح می دهید می توانید آن را ترکیبی از عرق ریختن و ذهنی فعال بنامید، ولی جیمی هندریکس از جمله نوابغی نبود که با تکیه بر استعداد فوق العاده و تمرین فراوان یکباره شکوفا شود و از آموخته های استادان خود فراتر برود.

همه آنهایی که از او به عنوان بزرگترین ستاره دنباله دار موسیقی راک یاد می کنند در واقع به اعتبار جیمی هندریکس و پشتکار و اخلاق کاری او لطمه می زنند.

کمی علمی-تخیلی

درست مثل گروه بیتل ها که قبل از او به شهرت رسیده و لقب ناجیان راک اند رول را به آنها داده بودند، جیمی هندریکس بیش از هر چیز خود را ترکیب کننده دستاوردهای قبلی موسیقی راک می دانست و نه یک هویت و وجود کاملا تازه و متفاوت.

او همیشه می گفت که موسیقی بلوز را با "کمی علمی - تخیلی" در ساخته های خود ترکیب می کند. در تمام مصاحبه ها او با سماجت از تمام افراد و گروههای موسیقی که منبع الهام او بوده اند یاد می کرد و این منابع الهام بسیار پر شمار بودند.

درست مثل گروه بیتل ها که قبل از رسیدن به شهرت افسانه ای، پوشیدن کت و شلوارهای شیک و دست دادن با ملکه بریتانیا مدت ها روی صحنه هایی مثل کافه های دود زده محله روسپیان شهر هامبورگ برنامه اجرا کرده بودند، جیمی هندریکس نیز مدت ها به عنوان یک نوازنده اجیر شده برای گروههای دیگر و در کافه های بی نام و نشان گیتار می نواخت و هیچگاه فرصت آن را نداشت که تمام تبحر خود را نشان دهد چون ممکن بود به مذاق کسانی که اجیرش کرده بودند خوش نیاید.

جیمی هندریکس با گروههای مثل ایزلی برادرز کار می کرد که اولین ترانه معروف آنها سالها بعد به بازار آمد. و یا لیتل ریچارد که پس از سالها تبعید خود به عالم موسیقی کلیسایی، قصد داشت با تشکیل یک گروه جدید دوباره به موسیقی راک برگردد.

او از این تجارب راههای مدیریت یک گروه و تولید ترانه و آلبوم به شیوه ای مقتصدانه و موثر را آموخت. همزمان او به تمام نوآوری‌ها در نواختن گیتار از آثار بادی گای گرفته تا لز پل دقت کرده و آنها را فرا می گرفت.

در یکی از ترانه های گروه ایزلی برادرز به نام شهادت محصول ۱۹۶۴ جیمی هندریکس فضای مناسبی پیدا کرد تا قطعه کوتاهی را به سبک بادی گای بنوازد. بادی گای یک گیتاریست جوان اهل شیکاگو بود که از همان سالها روشهایی برای تغییر دادن صدای گیتار الکترونیک به کار می برد، هر چند روسای محافظه کار شرکت تولید موسیقی چس رکوردز از آن خوششان نمی آمد.

کارهای بادی گای به خاطر قدرت درونی موسیقی که خلق می کرد و روش اجرای او روی صحنه واقعا حیرت آور بودند. موفقیت او در حدی بود که بزرگانی نظیر چاک بری در کنسرت های او روی صحنه می رفتند. بادی گای حتی در لحظاتی که گیتار را روی پشتش گذاشته و یا با دندانهایش می نواخت می توانست صدای ساز را بشکند و طنین آن را نگه دارد.

اریک کلپتون و جیمی هندریکس از جمله گیتاریست هایی بودند که این ابتکارهای جدید را فراگرفتند. تمام آثار هر دوی آنها مملو از قطعاتی است که از بادی گای آموخته و الهام گرفتند. جف بک هم این نکته را به خوبی دریافته بود. او متوجه شده بود که جیمی هندریکس در یکی از ترانه های خود به نام "هی جو" روش خشن نواختن بادی گای را با دقت تکنیکی لز پل درهم آمیخته است.

اسطوره ای که باید به خاطر سپرد

جیمی هندریکس در عین حال از شیوه ترانه سرایی و ترانه خوانی کورتیس میفیلد که در دهه ۶۰ میلادی عضو گروه ایمپرشنز بود نکات زیادی یاد گرفت و نمونه های واضح آن را می توان در ترانه " باد نام مری را فریاد می کند" دید که در سال ۱۹۶۷ به عنوان سومین تک ترانه گروه او منتشر شد.

تصادفی نیست که در اولین اجرای مشترک جیمی هندریکس با گروه بریتانیایی کریم که در آن زمان دوران نوزادی خود را می گذراند، آنها ترانه "صحن سلاخ خانه" ساخته هاولین ولف ترانه سرا، گیتاریست و آوازه خوان موسیقی سول را اجرا کردند.

در ترانه "بانوی حیله گر" که جزیی از اولین آلبوم جیمی هندریکس و گروهش بود، در حقیقت به شیوه نواختن گیتاریست های سرشناس دهه ۵۰ میلادی مثل لینک ری و دو دیدلی که در دهه ۱۹۶۰ توسط گروه یارد بیردز یک قدم جلوتر برده شد، پاسخ می دهد.

علاوه بر تمام اینها حتی می توان دید که جیمی هندریکس از سبک آزاد موسیقی جازی که توسط آلبرت ایکر و یا جان کولترین ساخته می شد هم الهام گرفته بود. این تاثیر بسیار مشهود را در پرده آوانگارد اصواتی که او در ترانه "من امروز زندگی نمی کنم" خلق کرده می توان به خوبی شنید.

اما مهمترین درسی که جیمی هندریکس از نسل های قبلی آموخت بیشتر روش پیشبرد فعالیت هنری اش بود تا تکنیک نواختن. گیتار در دستان بادی گای و یا بو دیدلی بیشتر یک ماشین تولید صدا بود تا یک آلت موسیقی با دامنه صوتی معین و مشخص.

جیمی هندریکس هم ظرفیت های بالقوه بیرون رفتن از مرزهای متعارف در نواختن گیتار را دید، ولی برخلاف بادی گای او یک گروه موسیقی یک مدیر برنامه و یک شرکت تولید موسیقی را پیدا کرد که به او اجازه می دادند بدون هیچ هراس و محدودیتی در دنیایی رام نشده پرسه بزند.

از جیمی هندریکس فقط چند آلبوم رسمی که در استودیو ضبط شده اند باقی مانده ولی در کنار آن صدها قطعه و ترانه ناتمام به جا مانده است که به خوبی علاقه وافر او به تجربه کردن نکات جدید را نشان می دهد. در عین حال او خیلی سخت از نتیجه کارش راضی می شد.

او تا زمان مرگش صدای موسیقی را که به آن علاقه داشت و می خواست آن را تجربه کند در ذهنش تعقیب می کرد گو اینکه به خوبی می دانست این تنها راه ساختن اسطوره ای است که ارزش به خاطر سپردن را دارد.

 

گریگ کوت منتقد موسیقی روزنامه آمریکایی شیکاگو تریبون

 


آخرین ویرایش: - -

 

به سن و سال چه ربطی دارد؟

1393/07/12 08:37نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


سه دهه پیش موفقیت خوانندگان مسن و ترانه های آنها غیرعادی نبود اما امروزه عالم موسیقی پاپ کاملا متفاوت است. سی سال پیش در سپتامبر ۱۹۸۴ بالاخره انتظار تینا ترنر به پایان رسید و ترانه او به نام "به عشق چه ربطی داره" به صدر جدول پرفروش ترین ترانه های پاپ صعود کرد. تینا ترنر پس از یک جدایی سخت از همسرش در دهه ۱۹۷۰ فعالیت خود را به شکل مستقل از سر گرفت و به یک خواننده موفق بدل شد.

زمانی که ترانه او به صدر جدول پرفروش ترین ها رسید تینا ترنر ۴۴ ساله بود و مسن ترین خواننده زنی که تا آن زمان به چنین موفقیتی می رسید. در آن دوران موفقیت یک خواننده کهنه کار و فروش گسترده ترانه ای از او در عالم موسیقی پاپ عجیب نبود. یک سال بعد از آن گریس اسلیک که او هم ۴۴ ساله بود، با اجرای تازه ای از ترانه "ما این شهر را می سازیم" که از آثار قدیمی گروه استارشیپس بود، به موفقیت رسید. و در سال ۱۹۹۹ نیز شر خواننده آمریکایی در سن ۵۳ سالگی با ترانه "باور" باری دیگر به صحنه موسیقی پاپ بازگشت.

اما در دهه اخیر مواردی مثل موفقیت تینا ترنر به حوادث بسیار نادری بدل شده اند. خوانندگان و گروههای قدیمی خوب که هنوز کاملا حذف و یا بازنشسته نشده اند برای ادامه کار و برگزاری کنسرت باید به اجرای مجدد آثار قدیمی خود تکیه کنند. چون بازار فروش و جدول ترانه های پاپ در انحصار خوانندگان و گروههایی است که مرتب جوانتر و کم سن و سال تر می شوند. کسانی مثل سم اسمیت که ۲۲ ساله و یا لورده که فقط ۱۷ ساله است، امروزه فضای موسیقی پاپ را اشغال کرده اند. البته شهرت همواره متعلق به جوانترها بوده ولی هیچگاه نه به حدی که امروزه شاهد آن هستیم.

چه چیزی تغییر کرده؟

خوانندگان و گروههای قدیمی چطور در دهه های گذشته می توانستند ارتباط خود را با عالم موسیقی پاپ حفظ کنند؟ نگاهی دقیق تر به مثال های برجسته دهه های گذشته نشان می دهد که این هنرمندان و گروههای نسبتا مسن نوآوریها و تحولات در فرهنگ پاپ را نادیده نمی گرفتند ولی به شکلی با اصالت و معتبر این تغییرات را می پذیرفتند.

به عنوان مثال تینا ترنر در ترانه های دوره فعالیت جدید و انفرادیش سعی کرد همان حال و هوای آمیخته به راک پر سرو صدا را بازسازی کند که در دوران همکاری با همسر سابقش در دهه ۷۰ بزرگترین موفقیت ها را برای آنان به ارمغان آورده بود.

تینا ترنر پس از اجرای برنامه در کنسرت های راد استوارت و یا گروه رولینگ استون به عنوان هنرمند فرعی، با ترانه "به عشق چه ربطی داره" توانست نشان دهد که چیز بیشتری در چنته دارد. ترانه های او در کنار چهره های موفق آن زمان مثل ون هیلن، پرینس و یا بروس اسپرینگستین به صدر جدول پر فروش ترین ها رسید.

استعداد و زیرکی در درک گرایش های جدید موسیقی پاپ به گروه رولینگ استونز کمک کرد تا در سال ۱۹۷۸ با ترانه "دلم برات تنگ شده " که ترکیبی بود از راک دود خورده و موسیقی دیسکویی زودگذر به صدر جدول پرفروش های موسیقی پاپ صعود کند. در آن سال تمام اعضای گروه رولینگ استونز نزدیک به چهل و یا بالاتر از چهل سال سن داشتند.

در دهه های گذشته تعادل خوبی از فرصت طلبی و امانت داری به هنرمندان و گروههای مسن تر کمک می کرد تا در عرصه موسیقی پاپ فعال بمانند. دایان وارن ترانه سرای آمریکایی در سالهای دهه ۹۰ برای تعداد زیادی از خوانندگان از جمله سلین دیون ترانه های موفقی ساخت و حتی گروه راک قدیمی اروسمیث نیز یکی از ساخته های او را اجرا کرد. در آن زمان استیون تایلر خواننده گروه ۵۰ ساله بود و از آخرین موفقیت آنها تا قبل از آن تاریخ حدود ده سال می گذشت. ترانه آنها به نام "نمی خوام هیچی رو از دست بدم" در سال ۱۹۹۸ به صدر جدول پر فروش ترین های پاپ رسید.

در عین حال گنجاندن این ترانه به عنوان بخشی از موسیقی متن فیلم "آخرالزمان" به موفقیت تجاری آن کمک کرد. برای طرفداران سینه چاک و قدیمی گروه راک اروسمیث اجرای این ترانه پاپ حکم آخر الزمان را داشت ولی احتمالا اعضای گروه تصور دیگری داشتند. با این همه اجرای این ترانه باعث شد که این گروه طرفداران جدیدی پیدا کند و پای استیون تایلر را که اکنون هفتاد و چند ساله است باری دیگر به برنامه های موسیقی و سرگرمی باز کرد.

در همان سال شر، خواننده قدیمی آمریکایی با ترانه "باور" به صحنه بازگشت. این ترانه با ضرب های کوبه ای متداول در موسیقی هاوس و تغییر صدای شر به وسیله اتو تیون که در بعضی بخش ها صدای خواننده را لیزری می کرد، تمام عناصر موسیقی رقصی متداول در سطح جهان را داشت و شر را در قالبی جدید و مد روز عرضه می کرد.

کارلوس سانتانا نیز در سال ۱۹۹۹ با تک ترانه ای به نام "نرم" در سن ۵۲ سالگی به موفقیت زیادی رسید. کارلوس سانتانا در اجرای این ترانه گیتاریست اصلی بود و آن را به اسم خودش منتشر کرد ولی ترانه سرا و خواننده آن در حقیقت راب توماس از گروه مچباکس ۲۰ بود. این تنها اثر کارلوس سانتانا است که به صدر جدول پر فروش ترین های پاپ رسیده است اما به احتمال زیاد بدون دخالت تماس های راب توماس با عالم موسیقی پاپ در آن سالها چنین موفقیتی حاصل نمی شد.

اما همه این ها طی دهه اخیر تغییر کرده است. جدول پر فروش های موسیقی پاپ برای خوانندگان و گروههای قدیمی به یک محدوده ممنوعه پرواز بدل شده مگر آنکه از روش کارلوس سانتانا تقلید کرده و مثل امینم با خوانندگان جوان و مد روز همکاری کنند.

امینم از بچه های خلاف و سابق موسیقی رپ که در سن چهل سالگی ثروت میلیونی به هم زده، برای اجرای دو ترانه اخیر خود به نام های "دروغ گفتنت رو دوست دارم" و "هیولا " از ریانا خواست تا با او همکاری کند. یکی دیگر از موارد استثنایی موفقیت خوانندگان نسبتا مسن تر نمونه سیا فورلر خواننده ۳۸ ساله استرالیایی است. تازه ترین کار موفق او که به ده ترانه صدر جدول موسیقی پاپ رسیده با شیوه خواندن بیانسه شباهت های بسیار عجیبی دارد.

دوران رادیو

سایر ستاره های قدیمی موسیقی پاپ نتوانسته اند به چنین موفقیتی برسند. به عنوان مثال کارهای امسال ماریا کری ستاره پر قدرت موسیقی پاپ که زمانی متوقف نشدنی به نظر می رسید و یا ماری جی بلایج که هر دو اکنون چهل و چند ساله هستند، اصلا توجهی به خود جلب نکرد. ستاره های کهنه کار موسیقی راک مثل اریک کلپتون و یا بروس اسپرینگستین نیز هر چند هنوز هم آلبوم های تازه ای منتشر می کنند و یا کنسرت های موفقی اجرا می کنند ولی اکثر افرادی که از آنها استقبال می کنند همان طرفداران قدیمی آنها هستند و هیچیک از آنها در دهه های اخیر نتوانسته اند طلسم راهیابی به جدول ترانه های پر فروش را بشکنند.

اما اصلا چرا این نکته مهم است؟ چون موفقیت یک ترانه از راه پخش رادیویی می تواند تا حد زیادی سرنوشت یک خواننده و گروه و شناخت افکار عمومی از آنها را زیر و رو کند. به عنوان مثال ترانه ای به نام "سفتش کن" از گروه بلک کیز در سال ۲۰۱۰ ابتدا در جدول پر فروش ترین های موسیقی پاپ به رده ۸۷ رسید. اما پس از آنکه بسیاری از ایستگاههای رادیویی تجاری این ترانه را به کرات پخش کردند با موفقیت زیادی روبرو شد طوریکه این گروه پس از سالها اجرا در کلوپ های کوچک یکباره در استادیوم های بزرگ کنسرت گذاشتند.

پاتریک کارنی یکی از اعضای گروه در سال ۲۰۱۰ به من گفت:"همه به ما می گفتند که هیچ چیزی مثل پخش کارهایتان از رادیو نمی تواند روی آینده شما تاثیر بگذارد. می توان بهترین ترانه ها و آلبوم های ممکن را ساخت ولی اگر از رادیو پخش نشوند شنوندگان شما همان طرفداران اولیه باقی خواهند ماند."

اما امروزه که اعضای این گروه به سن سی و چند سالگی رسیده اند به خوبی فهمیده اند که حفظ آن حد از موفقیت در عرصه موسیقی پاپ همیشگی نیست. پاتریک کارنی می گوید:"من شاهد بودم که این حالت برای گروههای دیگر اتفاق افتاده، مثل اینکه باد همه چیز را یکباره با خودش می برد. و گروه ما هم نه یک استثنا است و نه چیز ویژه ای دارد که بتواند از این اتفاق جلوگیری کند. تمام موفقیت ما محصول پخش رادیویی یکی از ترانه هایمان بود و حقیقت این است که ما گروهی نیستیم که موسیقی باب طبع رادیوهای تجاری بسازد."

بسیاری دیگر از گروههای شبیه بلک کیز که اکنون به دوران میانسالی موسیقی راک ان رول نزدیک شده و یا از آن عبور کرده اند از این قاعده تبعیت می کنند و چنین سرنوشتی در انتظار آنهاست.

 

گریگ کوت منتقد موسیقی روزنامه آمریکایی شیکاگو تریبون


آخرین ویرایش: 1393/07/12 08:38

 

درخواست عفو قاتل جان لنون برای هشتمین‌بار رد شد

1393/06/3 07:03نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


مقام‌های قضایی نیویورک در آمریکا با عفو قاتل جان لنون، خواننده بریتانیایی گروه بیتلز مخالفت کردند.

مارک چپمن سال ۱۹۸۰ جان لنون را با شلیک چهار گلوله در بیرون آپارتمانش در محله منهتن نیویورک کشت.

این هشتمین مرتبه است که با عفو مشروط آقای چپمن مخالفت می‌شود.

مارک چپمن که اکنون ۵۹ سال دارد، سال ۱۹۸۱ به جرم قتل درجه دو به حبس ابد محکوم شد با الزام ۲۰ سال حبس قطعی.

او بعد از ۲۰ سال می‌توانست درخواست تجدیدنظر کند.

هیات بررسی عفو قاتل جان لنون گفته است قتل خواننده مشهور بریتانیای و عضو سابق گروه بیلتز خانواده و کسانی که او را دوست داشتند، ویران کرد.

این هیات قضایی در نیویورک گفته آزادی آقای چپمن می‌تواند برای جامعه مضر باشد.

قاتل جان لنون می‌تواند دوباره دو سال بعد درخواست عفو کند.


آخرین ویرایش: - -

 

ران هوارد مستند بیتل‌ها را می‌سازد

1393/04/26 21:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


ران هوارد٬ کارگردان آمریکایی قرار است مستندی درباره سال‌های نخستین فعالیت گروه موسیقی بیتل‌ها بسازد.

این فیلم با همکاری پل مک کارتنی٬ رینگو استار٬ از موسسان این گروه و الیویا هریسون و یوکو اونو٬ همسران دو عضو دیگر (جورج هریسون و جان لنون) که درگذشته اند٬ ساخته می شود و بر روی فعالیت این گروه بین سال‌ها ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ تمرکز دارد؛ از کلوپ کاورن در لیورپول تا آخرین کنسرت عمومی‌شان در سن‌فرانسیسکو.

هوارد این مستند را "داستانی معرکه‌" درباره چهار جوان خواند که "دنیا را تکان دادند".

او گفت: "تاثیر این گروه بر فرهنگ عامه و تجربه بشری چیزی نیست که بشود درباره آن اغراق کرد."

ران هوارد٬ کارگردان فیلم‌هایی چون ذهن زیبا٬ فراست/نیکسون و رمز داوینچی و برنده اسکار بهترین کارگردانی در سال ۲۰۰۲ (برای ذهن زیبا) چند سال پیش مستندی درباره کشتی‌گیران حرفه‌ای ساخته بود.

بیتل‌ها از اواخر ۱۹۶۳ تور اروپایی خود را آغاز کردند٬ اما حضورشان در شوی تلویزیونی "اد سالیوان" در سال ۱۹۶۴ با ۷۳ میلیون بیننده در میان ۲۳ میلیون خانوار آمریکایی٬ شهرت‌شان را جهانی کرد.

در مارس و آوریل همان سال فیلم نیمه فکاهی به نام "شب یک روز دشوار" را ساختند که خود نقش اعضای گروه را در آن بازی کردند.

آخرین کنسرت رسمی و عمومی آنها در سال ۱۹۶۶ برگزار شد و تا آن زمان ۱۶۶ بار در ۹۰ شهر مختلف روی صحنه رفتند.

"رهایش کن" عنوان دوازدهمین و آخرین آلبوم استودیویی بیتل ها در ۸ مه ۱۹۷۰ منتشر شد. کمی بعد اعضای گروه اعلام کردند که از هم جدا می شوند.

فیلم مستند رهایش کن اواخر همان سال ساخته شد که اسکار بهترین ترانه غیراقتباسی را از آن خود کرد.

در آخرین روز سال، پل مک کارتنی رسما از دادگاه انحلال شراکت گروه را درخواست کرد. درگیری حقوقی میان اعضا تا مدت‌ها پس از جدایی ادامه داشت و این جدایی تا سال ۱۹۷۵ از لحاظ حقوقی رسما نشد.

از اعضای چهارگانه این گروه جان لنون در سال ۱۹۸۰ در نیویورک هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد و جورج هریسون در سال ۲۰۰۱ به علت ابتلا به سرطان ریه درگذشت.


آخرین ویرایش: - -

 

یوتیوب محصولات شرکت‌های مستقل تولید موسیقی را حذف می‌کند

1393/03/30 08:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


یوتیوب گفته است که موزیک- ویدئوهای خواننده ها و گروه هایی از قبیل ادل، آرکتیک مانکیز و ریدیوهد را حذف می‌کند زیرا لیبل های مستقل تولیدکننده این آثار حاضر به پذیرش شرایط قرارداد تازه یوتیوب نشده اند.

از مدتی پیش گوگل، که مالک سایت یوتیوب است، در حال مذاکره با شرکت های تولیدکننده موسیقی برای بستن قراردادهای تازه مرتبط با سرویس عضویت موسیقی بوده است.

یک سخنگوی شرکت های مستقل موسیقی گفته است که یوتیوب در حال ارتکاب خطای فاحشی است که بر قضاوت نادرست مالی مبتنی است.

یوتیوب گفته است که قصدش این است که با راه اندازی سرویس پخش موسیقی بر اساس تقاضا، نظام تازه پرسودی برای صنعت موسیقی به ارمغان بیاورد.

رابرت کیند، سرپرست بخش محتوا و بازرگانی یوتیوب به فایننشال تایمز گفته است که اگر مذاکره ها به نتیجه نرسد، ممکن است آثار تولیدشده شرکت های مستقل موسیقی ظرف چند روز از یوتیوب حذف شود.

شرکت های عمده تولید موسیقی یعنی یونیورسال،‌ سونی و وارنر شرایط تازه این سایت را پذیرفته اند، ولی نام های مستقل و کوچک تر حاضر به پذیرش شرایط یوتیوب نشده اند.

اد اوبراین، گیتاریست گروه ریدیو هد، گوگل را متهم کرده است که تلاش کرده شرکت های پرزور را وادار به پذیرش سودهای کم کند.

"ما تلاش کرده ایم و باز هم تلاش خواهیم کرد که یوتیوب را وادار کنیم درک کند که موسیقی شرکت های مستقل برای سرویس های پخش آنلاین چقدر اهمیت دارد و چرا باید بر اساس همین اهمیت،‌ ارزش گذاری شود."

او گفت:‌"یوتیوب با دسترسی ندادن به مشترکان به موسیقی مستقل، خودش را در آستانه شکست قرار خواهد داد... اکثر شرکت های تولید موسیقی مستقل در دنیا از اینکه یوتیوب احترام و درک کافی از خود نشان نمی دهد دلسرد شده اند."

بی پی آی، موسسه ای که شرکت های بریتانیایی تولید موسیقی را نمایندگی می‌کند، می گوید اشتباه است که یوتیوب که مهمترین سرویس ویدئوی آنلاین را در اختیار دارد، شماری از شرکت های مستقل را طرد می کند.

جف تیلور،‌ مدیر عامل این موسسه، گفت که این اقدام سبب می شود که علاقمندان، فرصت شنیدن موسیقی آنها را از دست بدهند و شرکت های تولید موسیقی و هنرمندها نیز نتوانند در آمد کسب کنند، و همه اینها به این دلیل است که این شرکت ها تمایل ندارند تسلیم یک اولتیماتوم "بله یا خیر" بشوند.

ایمپالا که نمایندگی چند شرکت مستقل موسیقی از جمله ایکس ال رکوردینگز،‌ 4DA، کوکینگ واینایل و دومینو را بر عهده دارد از کمیسیون اروپا خواسته که در این منازعه به یوتیوب کمک کند.

بی بی سی بر این باور است که حتی اگر یوتیوب به حذف ویدئو موزیک ها اقدام کند، آثار هنرمندانی که با شرکت های مستقل همکاری کرده اند، از طریق کانال هایی مثل Vevo همچنان قابل دسترسی است.

به عبارت دیگر، تنها ویدئوهایی از یوتیوب حذف می شوند که امتیاز آنها را شرکت های مستقل به صورت انحصاری در اختیار دارند، نظیر ضبط های استودیویی یا اجراهای زنده.

یک سخنگوی یوتیوب به بی بی سی گفته است: "هدف ما این است که یوتیوب را همچنان تجربه موسیقایی شگفت انگیزی نگه داریم- هم به عنوان یک سرویس جهانی برای ارتباط هنرمندان با طرفدارانشان، و هم به عنوان منبع سود برای صنعت موسیقی."

او گفت: "ما برای موسیقی های روی یوتیوب در حال اضافه کردن سرویس هایی مبتنی بر حق اشتراک هستیم؛ و هدفمان این است که با سرویس های مبتنی بر پخش بر اساس تقاضا، برای شرکای خود در حوزه موسیقی،‌ سودآوری کنیم، و این علاوه بر میلیون ها دلاری است که یوتیوب هر سال عاید آنها می کند."

این سخنگوی یوتیوب گفت: "از اینکه صدها شرکت تولیدکننده عمده و مستقل اکنون شریک ما شده اند، بسیار خوشحالیم."

ورود یوتیوب به بازار اشتراک موسیقی بعد از این بود که آمازون سرویس مشابهی برای اعضای ویژه اش راه اندازی کرد و اپل نیز سرویس آنلاین موسیقی بیتز میوزیک Beats music را خرید.


آخرین ویرایش: - -

 

ترانه رسمی جام جهانی برزیل:‌ "ما یکی هستیم، اُلی اُلا"

1393/01/28 17:05نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

فیفا تک ترانه و آلبوم رسمی جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ برزیل را معرفی کرده است. "ما یکی هستیم، اُلِی اُلا" ترانه جام جهانی برزیل اعلام شده است.

آلبوم "یک عشق،‌ یک ریتم" در همکاری با شرکت تولید موسیقی سونی انتخاب و تهیه شده است.

وب سایت فیفا ضمن اعلام این خبر در یک بیانیه رسمی و با گنجاندن یک لینک در یک صفحه ویژه خود، این امکان را برای تمام علاقمندان فراهم کرده که تک ترانه رسمی جام جهانی برزیل را از روی این وب سایت کلیک بشنوند.

ترانه "ما یکی هستیم، اُلی اُلا" را پیتبول، ترانه سرا و خواننده آمریکایی، نوشته و تولید کرده و جنیفر لوپز، خواننده و هنرپیشه آمریکایی، و نیز کلاودیا لیتی، خواننده مشهور موسیقی پاپ برزیل، در اجرای آن همکاری کرده اند.

پیتبول که نام اصلی او آرمااندو کریستیان پرز است هنرمند سرشناس سبک موسیقی رپ و از کوبایی تبارهای ساکن فلوریدا است. از سال ۲۰۰۴ که او اولین آلبوم مستقل خود را منتشر کرده جوایز متعددی از جمله بی ام آی، گرمی در بخش موسیقی لایتن، جایزه جهانی بهترین موسیقی رقص و جایزه ورلد موزیک را برده است.

اشعار این ترانه بسیار ساده و در مورد جمع شدن فوتبال دوستان از نقاط مختلف جهان در برزیل برای شرکت در رقابتی دوستانه و پرشور است.

بخش اصلی ترانه به زبان انگلیسی است و چند ترجیع بند آن به زبان اسپانیایی خوانده می شود. دو کلمه "اُلی" (Ole) و " اُلا" (Ola) نیز که در زبان اسپانیایی تکیه کلام هایی برای ابراز شور و هیجان اند، به عنوان ترانه اضافه شده و در جا به جای آن تکرار می شود. موسیقی و نحوه اجرای آن مثل همه ترانه های رسمی چند جام جهانی اخیر حال و هوای کارناوال و رقص و پایکوبی دارد- هر چند که میکس آن در نسخه رسمی رنگ و آب یک ترانه معمولی پاپ با رگه هایی از رپ و ریتم های رقصی لاتین را دارد.

مسئول بازاریابی فیفا همزمان با انتشار ترانه و آلبوم رسمی جام جهانی برزیل گفت: "همکاری با شرکت تولید موسیقی سونی این امکان را فراهم کرد که تعداد زیادی از هنرمندان و ستاره های سرشناس موسیقی جهان در تهیه این آلبوم مشارکت کنند. امیدواریم که فوتبال دوستان جهان از کار مشترک ستاره های بین المللی موسیقی و هنرمندان برجسته برزیلی در این آلبوم لذت ببرند و موسیقی آنها به مسابقات جام جهانی فوتبال در برزیل شور و هیجان بیشتری بدهد."

سنت ترانه و سرود برای جام جهانی

سنت انتخاب یک ترانه و یا سرود رسمی برای مسابقات جام جهانی فوتبال از سال ۱۹۶۲ که این رقابت ها در شیلی برگزار شد شروع شده است.

شاید یکی از به یادماندنی ترین نمونه ها در این مجموعه، ترانه همان سال باشد که "ال روک د موندیال" (راک جام جهانی) نام داشت و گروه شیلیایی "لوس رامبلرز" آن را اجرا کرد. موفقیت این ترانه باعث شد که تمام مسابقات جام جهانی در دوره های بعد یک ترانه یا سرود رسمی انتخاب کنند.

در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه شاید تحت تاثیر ایجاد پیوندی نزدیک تر بین فوتبال و سایر ابزارهای سرگرمی از جمله موسیقی، تعداد ترانه هایی که به خاطر این مناسبت ساخته و عرضه شد افزایش یافت. فیفا در این زمینه نقش فعالتری به عهده گرفت و یک ترانه رسمی و یک سرود رسمی برای این مسابقات معرفی شد.

سرود رسمی آن سال به نام " می شه من هم بازی کنم" ساخته و اجرای یوسو نه دور ترانه سرا و خواننده آفریقایی تبار و فرانسوی زبان بود که به دو زبان انگلیسی و فرانسوی اجرا شد. اما ترانه رسمی آن مسابقات که شاید از نظر تجاری و محبوبیت گسترده بتوان آن را اولین مورد بسیار تلقی کرد، آهنگی بود به نام " لا کوپا د لا ویدا " (جام زندگی) با صدای ریکی مارتین، خواننده اهل پورتوریکو که به دو زبان اسپانیایی و انگلیسی ترانه می خواند.

ترانه رسمی جام جهانی ۲۰۰۲ ژاپن – کره جنوبی "بوم" نام داشت و آن را آناستازیا، خواننده و ترانه سرای آمریکایی، ساخت و اجرا کرد که به اندازه ترانه ریکی مارتین در دوره قبلی این مسابقات به شهرت نرسید.

برگزار کنندگان جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان برای ترانه رسمی این مسابقات به سراغ یک الگوی تشریفاتی و غیر کارناوالی رفتند. ترانه این دوره به نام "بهترین لحظه زندگی ما" با صدای تونی برکستون خواننده سرشناس آمریکایی موسیقی آر اند بی و با همکاری گروه پسران خواننده ایتالیایی به نام ال دیوا اجرا شد.

در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی دوباره انتخاب به سمت هیجان، رقص و پایکوبی متمایل شد و شکیرا خواننده کلمبیایی با ترانه ای به نام " واکا واکا" که آن را با همکاری یک گروه آوازه خوان و رقصنده اهل آفریقای جنوبی اجرا کرد شور و هیجان ویژه ای به این مناسبت بخشید.

طبق آمارهایی که وب سایت های موسیقی منتشر کرده اند ترانه واکا واکا با صدای شکیرا موق ترین ترانه مسابقات جام جهانی بوده و طی چند سالی که از آن مناسبت گذشته روی وب سایت یوتیوب از نظر تعداد بیننده بین تمام ویدئوهای موسیقی در مقام ششم قرار داشته است.

تاکنون وب سایت های نقد موسیقی به ترانه رسمی جام جهانی برزیل "ما یکی هستیم، اُلی اُلا " واکنش چندانی نشان نداده اند ولی معمولا این ترانه ها پس از فرارسیدن مسابقات و پخش آن در طول جام جهانی آزمایش واقعی خود را پس می دهند.

 

۱۴ ترانه آلبوم رسمی جام جهانی برزیل

۱- ما یکی هستیم الی الا - پیتبول ، جنیفر لوپز، کلاودیا لیتی (ترانه رسمی)

۲- یک راهی پیدا می کنیم - کارلوس سانتانا وایکلیف فیت (سرود رسمی)

۳- تاتو بوم د بولا (گورکنی با یک توپ خوب) - آرلینادو کروز (ترانه ویژه عروسک نمادین این مسابقات)

۴- ویدا ( زندگی)- ریکی مارتین، نسخه اسپانگلیش (ترکیبی از دو زبان انگلیسی و اسپانیایی)

۵- دنیا مال ماست- دیوید کوری، خواننده برزیلی تبار آمریکایی

۶- لپو، لپو- پسیریکو، از یک گروه برزیلی که همین ترانه آنها آهنگ رسمی کارناوال ۲۰۱۴ برزیل بود.

۷- یک ملت، سرخیو مندز و کارلینوس براون

۸- لالالا برزیل- شکیرا که بازسازی شده ترانه او به نام لا لا لا از آلبوم جدید "دیر" (Dare) است.

۹- مال شماست - ایزیلی برادرز، از گروههای پاپ وپرطرفدار آمریکا دهه ۱۹۶۰

۱۰- تیکو تیکو- ببل جیلبرتو، خواننده برزیلی در سبک پاپ جاز مدرن

۱۱- اُلی- ادلن، خواننده پاپ نروژی – اسپانیایی

۱۲- وقت ما رسیده- مجیک (Magic)

۱۳- شب و روز- گروه باهامن، گروهی از باهاما

۱۴- برو، برو- رودریگو الکسی با همکاری پرتا جیل


آخرین ویرایش: - -

 

آلبوم جدیدی از مایکل جکسون به‌زودی منتشر می‌شود

1393/01/14 18:16نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

آلبوم جدیدی از مایکل جکسون شامل هشت ترانه از آرشیو کارهای منتشر نشده او روز سیزدهم ماه مه به بازار عرضه خواهد شد.

عنوان آلبوم Xscape است و ترانه های آن را آنتونیو ال. ای. رید مدیر شرکت تولید موسیقی اپیک، از میان ساخته های کامل نشده و ترانه های تمرینی مایکل جکسون طی چهار دهه گذشته برگزیده است.

این ترانه ها با کمک تهیه کنندگان سرشناس موسیقی پاپ در آمریکا از جمله تیمبالند، ترانه سرا و خواننده رپ که نام اصلی او تیموتی زاکری موسلی است و با خوانندگانی مثل جاستین تیمبرلیک همکاری می کند و استارگیت که تهیه کننده آثار خوانندگان مشهوری مثل بیانسه و ریانا است بازسازی و تکمیل شده اند.

ال ای رید می گوید روند بازسازی و تکمیل این ترانه در حقیقت "روز آمد کردن" این آثار بوده است. او افزود:"ما از تکمیل این آلبوم وعرضه آن به جهانیان بسیار مفتخریم."

در نسخه دولوکس این آلبوم که جداگانه به بازار عرضه خواهد شد ترانه های اصلی مایکل جکسون در کنار نسخه رمیکس و بازسازی شده ارائه خواهند شد.

از مجموع این هشت ترانه فقط ترانه Xscape که نام آلبوم از آن گرفته شده، توسط تهیه کننده اصلی آن یعنی رودنی جرکینز بازسازی شده است که در سال ۲۰۰۱ درتولید آخرین آلبوم ضبط شده مایکل جکسون در استودیو به نام Invincible با این هنرمند همکاری داشت.

جان برانکا و جان مک کلین مجریان وصیتنامه و اموال مایکل جکسون گفته اند: "مایکل جکسون یک هنرمند نوگرا بود و همیشه برای خلق آثار تازه به دنبال همکاری با تهیه کننده های جدید می گشت. در عین حال او همیشه آثار خود را منطبق با تازه ترین فرم های تولید موسیقی می ساخت. ترانه های این آلبوم جدید به بسیاری از لحاظ همین مرام را حفط کرده اند و ما به خاطر نگاه دقیق ال ای رید و توجه او به این نکته از او قدردانی می کنیم."

مایکل جکسون روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ در سن ۵۰ سالگی براثر مصرف بیش از حد ماده بیهوشی قوی پروپونول درگذشت.

او قبل از مرگش چندین سال گوشه گیر شده بود و در مجامع علنی ظاهر نمی شد ولی خود را برای بازگشت به صحنه و اجرای چندین کنسرت زنده در یکی از سالنهای بزرگ لندن آماده می کرد.

به مایکل جکسون لقب سطان پاپ داده اند. او در طول فعالیت موسیقی خود که از چهار دهه پیش و در دوره کودکی به عنوان عضوی از گروه جکسون ۵ شروع شده بود، دهها ترانه ماندگار به جا گذاشت.

در سال ۲۰۱۰ آلبومی از کارهای منتشر نشده وی با عنوان "مایکل" به بازار عرضه شد. از جمله ترانه های نسبتا خوب آن آلبوم می توان به "دست مرا بگیر" اشاره کرد که یک ترانه دو صدایی بود که آن را با آکون خواننده سبک آر اند بی اجرا کرده بود و در زمان مرگ مایکل جکسون تقریبا کامل شده بود.

ترانه دیگر آن هم اجرای مجددی بود از یکی از ترانه های قدیمی مایکل جکسون در دهه ۱۹۸۰ به نام ارکستر زرد جادویی پشت ماسک.

اما منتقدان در مورد آن آلبوم واکنش خوبی نداشتند. روزنامه بریتانیایی گاردین آن را "پردست انداز و ناقابل" توصیف کرد و مجله موسیقی رولینگ استون هم نوشت: "خود مایکل جکسون هیچگاه چنین مجموعه ای را منتشر نمی کرد."

با این همه آلبومی که در سال ۲۰۱۰ عرضه شد فروش نسبتا خوبی داشت هر چند با پرفروش ترین آلبوم مایکل جکسون یعنی تریلر که فروش آن بالای ۵۰ میلیون نسخه است قابل مقایسه نبود. اما عرضه همان آلبوم نه چندان موفق ظاهرا راه را برای بازتولید و نشر آثار دیگری از این خواننده فراموش نشدنی هموار کرده است.

 

ترانه‌های پس از مرگ

خبر عرضه آلبوم جدیدی از کارهای مایکل جکسون تازه نیست. از زمان مرگ سلطان پاپ در سال ۲۰۰۹ مرتب وعده داده شده بود که چنین آلبوم هایی به بازار خواهند آمد.

اولین آلبوم که در سال ۲۰۱۰ عرضه شد به هیچ وجه موفقیت آلبوم های قبلی این هنرمند را نداشت.

احتمالا دلیل اصلی آن این بود که مایکل جکسون که به کمال گرایی در تولید آثار خود شهرت داشت، خود دیگر زنده نبود.

از روی نسخه های اولیه آلبوم جدید Xspace که در اختیار منتقدان قرار داده شده در همین واکنش اولیه می توان گفت که از آلبوم "مایکل" که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، کمی بهتر است.

اما باید یادآوری کرد که برای طرفداران پر و پا قرص مایکل جکسون این آلبوم واقعا چیز جدیدی ندارد. برخی از ترانه های آن از مدتها پیش روی شبکه اینترنت در حال گردش بوده اند.

شاید بتوان گفت که تنها عنصر جدید آن نحوه بازسازی ترانه ها توسط تهیه کنندگان نام آوری مثل تیمبالند و استارگیت است.

ترانه اول آن با کارهای مایکل جکسون در سبک موسیقی دیسکویی شباهت زیادی دارد و حال و هوای سالهایی را که او با سبک آر اند بی کلنجار می رفت به خوبی زنده می کند. اما در عین حال در بعضی از ترانه ها جزییات مربوط به تولید یک موسیقی جدید بر صدا و اجرای مایکل جکسون غلبه می کند.

برخی از ترانه ها را مایکل جکسون در دهه ۱۹۷۰ در سنین نوجوانی ضبط کرده بود و متاسفانه می توان دید که صدای او در آن زمان قدرت و گیرایی کافی را نداشت.

در عین حال این سئوال پیش می آید که اگر این ترانه ها در همان سالها واقعا ارزش عرضه نداشتند چرا امروزه باید مورد قبول واقع شوند؟

هنوز فهرست کامل همه ترانه های این آلبوم علنی نشده است ولی از میان آنچه که تاکنون ما شنیده ایم بدون شک بهترین ترانه، چه به لحاظ صدا و اجرا و چه به لحاظ تولید موسیقی آن، ترانه گنگستر است. و ترانه ای که به احتمال زیاد جنجال برانگیز خواهد شد ترانه ای است به نام "می دانی فرزندانت کجا هستند؟" که ظاهرا پاسخ مایکل جکسون به اتهاماتی است که از سال ۲۰۰۰ به بعد در مورد سوء استفاده جنسی او از کودکان مطرح می شد.

چی چی ایزوندو، خبرنگار موسیقی


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 4 ) 1 2 3 4