تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب هنریو!

یاد کُمیسر بخیر...

1393/11/22 20:33نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

کسی کمیسر ناوارو یادش میاد؟ یادش بخیر.

امروز روجر هنین هم فوت کرد، در سن 89 سالگی.

دیدن اون سریال خیلی لذت بخش بود، نمیدونم غیر از خودم طرفدار دیگه ای این اطراف هست یا نه.

بلموندو هم که چند سال پیش یک سکته زده بود، آلن دلون طوریش نشه!

زمان سریع در حال سپری شدنه.

بی خیال...

عجب آهنگی هم داشت...کسی این آهنگ یادش میاد

اینم یک لینکه دیگش



آخرین ویرایش: 1393/11/22 20:44

 

ایگی پاپ مرده؟!

1393/10/14 21:42نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

این فیلم Trainspotting پر از صحنه های جذابه، شخصیت های جالب مثل بگبی، احمق هایی مثل سیک بوی، بیچاره هایی مثل تامی، پر از صحنه های ناراحت کننده، ولی به من بگن کدومشون خیلی ناجور بود میگم وقتی دایان به مارک گفت: ایگی پاپ مرده، باید بری دنبال یه چیز تازه. چی میگه این. البته مارک هم گفت که ایگی نمرده، ولی خیلی حالم بد شد.

ایگی پاپ هرگز نمی میرد، حداقل برای من.

شخصا ترانه مورد علاقه ام ازش Repo Man که روی فیلم Repo Man بود. عجب فیلمی بود اون، هری دین استنتن(آخر بازیگری، داخل همه فیلم ها هم هست).

ولی این ترانه The Passenger که در Trainspotting هم بود خیلی باحاله.

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

Magnolia-Going To A Show

1393/06/19 18:24نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


به نظرم مَگنولیا یکی از اون فیلم هایه که با هر بار دیدنش نکات جدیدی پیدا میکنی.

یکی از چیزهایی هم که در مورد این فیلم دوست دارم طولانی بودنشه. کلا فیلم خوب اگر طولانی باشه خیلی دلچسبه میشه و اصلا متوجه نمیشی که طولانی بوده و سه ساعت به صندلی چسبیدی.

این یکی دیگه از شاهکارهای آقای اندرسنه، در کنار بوگی نایتز خیلی دوسش دارم.

یکی از قطعه های آلبوم موسیقی این فیلم هم خیلی برام دلچسبه، و البته ناراحت کننده.

اخیرا دوباره دیدمش و یادش افتادم.

دانلود:

 

http://www.4shared.com/mp3/6x4uatXKce/OST_Magnolia_-_Jon_Brion-A_Lit.html

 


آخرین ویرایش: - -

 

This World We Love In

1393/04/4 00:44نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


اصلا به خودم تسلیت نمی گم، اونایی هم که میخوان ابراز تاسف کنن و تسیلت بگن برای خودشون نگهش دارن، یک مقدار هم پول خرد بریزن داخل جیبشون که باد نبرشون.

آتزوری همیشه در قلب منی.

ولی خب نمیشه اینو پنهان کنم که ناراحتی بزرگی بر من چیره شده.

اون جام جهانی 2010 که لیپی جون بپه و توتی رو با خودش نبرد و از مثلث اودینزه ای توتو-پپه-کوالیا استفاده نکرد، اینم از جام 2014 که چزاره بپه و توتی نبرد برزیل و از چیرو و چرچی استفاده نکرد.

خیلی ناراحتم. بیش از یک دهه است که این آهنگ به گوشم خورده، اخیرا خیلی بهش علاقه پیدا کردم، الان که دیگه...

یاد فیلم مارتی بخیر. دوران سختی بود و هست، دلمون فقط به فیلم های استاد خوش بود...رفقای خوب...

دانلود کن:

http://www.mediafire.com/listen/a6s243bg87sqp2s/This_World_We_Love_In_(Il_Cielo_In_Una_Stanza)_-_Mina.mp3

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

VIVA DJANGO

1392/11/16 15:40نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


اصلا نمیدونم کسی این فیلمو یادش میاد یا نه، ولی اگر کسی یادش میاد دوست دارم به یک سوالم جواب بده. چرا این فیلما چیزی بیش از فیلم های این دوران دارن؟ این فیلم ها بودجه بسیار کمی داشتن، حتی در زمان خودشون هم قدیمی به نظر می رسیدن و کسی بهشون توجه چندانی نمی کرد، پس چرا بهتر و خالص تر به نظر میرسن؟ البته اینجا هم بحث سلیقه مطرحه، ولی به نظرم به خاطر اینه که صاف و ساده ترن.

یادم میاد که فیلم VIVA DJANGO با بازی ترنس هیل(ماریو جیروتی) رو حدود 10 سالم بود دیدم. قیافش در این فیلم درست مثل فرانکو نِرو در DJANGO شده و تقریبا همه این دو نفر رو با هم اشتباه میگیرن. ویوا جانگو دو سال بعد از جانگوی اصل سرجیو کوربوچی ساخته شده و خیلی ها میگن فیلم فرناندینو بالدی یک نسخه بد از جانگوی اصل 1966 هست ولی به نظرم این درست نیست. ویوا جانگو هم فیلم خوبیه و البته عین همه اسپاگتی های دیگه موسیقی فیلم فراموش نشدنیه. جیانفرانکو رِوِبِری آهنگ هایی نواخته که جزء معروف ترین های قطعه های فیلم های وسترن هستن. و البته ترانه ابتدای فیلم مثل بقیه وسترن های اسپاگتی حرف نداره.

دانلود کن:

 

http://www.4shared.com/mp3/36KznP2rba/vivi_django-Gianfranco_amp_Gia.html

 

http://www.4shared.com/mp3/1kyuZvvBba/Viva_Django-Youd_better_smile.html

 

 

 


آخرین ویرایش: - -

 

تاثیر موسیقی برنارد هرمن در سرگیجه و روانی

1392/05/13 16:38نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

دو صحنه قدرتمند در سرگیجه و روانی هست كه تقریبا در آنها هیچ اتفاقی روی پرده نمی افتد. در یكی از آنها كیم نوواك را می بینیم كه پرسه زنان در موزه و حیاط بیرونی اش چرخ می زند و جیمی استوارت در تعقیبش است. در دومی جنتلی را می بینیم كه در شب رانندگی می كند و با چشمانی نیمه باز به شیشه باران خورده جلوی ماشین نگاه می كند. موسیقی هرمن با شور و احساس تمام این صحنه های بی اثر را مهم جلوه می دهد. در «روانی» موسیقی هرمن با انرژی در صحنه های ساكن احساس ناامنی به بیننده می دهد. احساسی كه ترس را دو برابر می كند و در «سرگیجه» موسیقی با سكونش بیننده را هیپنوتیزم می كند و با پوششی توهم زا تصاویر متحرك فیلم را دربرمی گیرد. معروف ترین قطعه موسیقی این فیلم كه در صحنه معروف بیرون آمدن جودی از اتاق خواب، بعد از اینكه آرایش موهایش را به شكلی كه اسكاتی می خواسته درآورده و سپس آن نمای معروف گردش 360 درجه یی دوربین، هرمن تم اصلی اش را از قطعه Liebetod در اپرای «تریستان و ایزولده»ی واگنر اقتباس كرده است، باید به خاطر داشته باشیم كه او تحصیلات عالی در موسیقی داشت و با قطعات كلاسیك آشنایی كامل داشت. پروفسور ریچارد آلن از دانشگاه نیویورك كه یكی از متخصصان سینمای هیچكاك است می نویسد كه: «بی تردید «سرگیجه» توانایی و استعداد هرمن را به خوبی نشان داد: وقتی به قطعاتی كه او در جوانی نوشته است، به خصوص موسیقی فیلم «همشهری كین» دقت كنید، متوجه حس و حال واگنری آنها می شوید، او به پرشوری اپرای «تریستان و ایزولده» علاقه وافری داشت». در سكانس صومعه اسپانیایی خارج شهر، هرمن برای دادن حس و حال اسپانیایی كارلوتا از ریتم هابانرا استفاده می كند كه كوبایی است ولی بر موتیفی آفریقایی استوار است، خود هرمن درباره موسیقی این سكانس می گوید: «وقتی داشتم این قطعه را می نوشتم به هنرپیشه دیگری غیر از جیمی استوارت و به لوكیشین دیگری غیر از سانفرانسیسكو می اندیشیدم، به نظرم این سكانس باید در نیواورلئان یا در لوكیشینی گرم تر فیلم برداری می شد، جایی كه به دریا نزدیك تر می بود». یكی از امتیازات برنارد هرمن به عنوان یك موسیقیدان كه در فیلم «سرگیجه» هیچكاك اوج هنر خود را نشان داد، خلق یك اتمسفر اندوه بی سامان و مكرر است. همچنین موسیقی افسون كننده برنارد هرمن، با قطعاتی سرشار از موومان های متضاد و با كمك موسیقی های تكرارشونده براساس اپرای واگنر، به ویژه در پایان این فیلم عاشقانه را جذاب تر ساخته است.


آخرین ویرایش: - -

 

تاریخ شگفت‌انگیز موسیقی فیلم؛ گذر به موزه شهر موسیقی پاریس

1392/05/3 02:03نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

سینما از همان سال های آغازین پیدایشش، پیوند عمیقی با موسیقی یافت؛ تا آنجا که به هنگام نمایش فیلم های صامت، گاه موسیقی زنده اجرا می شد و جالب تر این که حتی به هنگام فیلمبرداری برخی فیلم های صامت، گروه ارکستر در گوشه ای می نواختند تا بر اساس آن ریتم صحنه و بازی تنظیم شود.

موزه "شهر موسیقی" در پاریس- که به ثبت و ضبط انواع سازها و تاریخچه موسیقی اختصاص دارد- نمایشگاه ویژه ای را به موسیقی و سینما اختصاص داده که در آن علاقه مندان این دو هنر به شکلی گسترده با بهترین موسیقی های تاریخ سینما و تاریخچه همکاری های به یادماندنی فیلمسازان و آهنگسازان آشنا می شوند.

نمایشگاه از توضیح مفاهیم پایه ای آغاز می کند و سعی دارد حتی بدیهیات را هم برای مخاطبان ناآشنا با سینما شرح دهد. جایگاه موسیقی در سینمای صامت با عکس هایی از نواختن موسیقی در کنار پرده سینما به هنگام نمایش فیلم توضیح داده می شود تا این که عکس هایی از نواختن ارکستر به هنگام فیلمبرداری تماشاگران را حیرت زده می کند.

نمایشگاه ترکیبی است از اطلاعاتی که به شکل بسیار گسترده و با تاکید بر جزئیات بر دیوارها نصب شده اند، به همراه تکه های فیلم با موسیقی مورد اشاره و چندین مصاحبه و فیلم کوتاه درباره همکاری های معروف تاریخ سینما بین فیلمسازان و آهنگسازان محبوب آنها و حتی دستگاه های میکس موسیقی و صدا که هر تماشاگری می تواند خودش دست به کار شود و تفاوت ها و حساسیت های چکونگی استفاده از موسیقی را تجربه کند.

موریکونه افسانه‌ای

در همان ابتدای نمایشگاه، اولین آهنگسازی که مخاطب به نامش بر می خورد انیو موریکونه است؛ شاید معروف ترین آهنگساز تاریخ سینما. تماشاگران زمانی ذوق زده می شوند که می فهمند بسیاری از معروف ترین آثار او برای وسترن های سرجیو لیونه، پیش از فیلمبرداری ساخته شده اند و برخی از صحنه ها برخلاف رویه معمول موسیقی بر اساس تصویر، به شکل معکوس شکل گرفته و تصویرها بر اساس موسیقی از پیش ساخته شده برای فیلم فیلمبرداری شده اند. شاید از همین روست که اهمیت موسیقی های موریکونه برای زنجیره وسترن های اسپاگتی لیونه دو چندان به نظر می رسد.

برنارد هرمن؛ جهان یک نابغه

برنارد هرمن از نام های درخشانی است که در تاریخ سینما با موسیقی فیلم گره خورده است. "همشهری کین"، نخستین تجربه او در سینما، جاودانه شد و مجموعه موسیقی های او برای شاهکارهای آلفرد هیچکاک، نمونه های شگفت انگیزی از قدرت موسیقی در سینما و ترکیب دقیق آن با تصویر را به ثبت رساند، تا آنجا که مثلاً شاهکاری چون "سرگیجه"، بدون تم های به یادماندنی هرمن، غیرقابل تصور است.

شاید به استثنای پروکوفیف برای آیزنشتاین، هیچ آهنگساز دیگری به اندازه هرمن این چنین زیبا سازهای کلاسیک را در خدمت سینما در نیاورد.

یکی از سندهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه، نامه مربوط به رزرو تالار معروف آلبرت هال برای فیلمبرداری "مردی که زیاد می دانست" است؛ جایی که نقطه اوج هیجان فیلم (کلایماکس) به هنگام اجرای یک کنسرت در این تالار رقم می خورد و همه چیز بیش از بیش با موسیقی پیوند دارد.

روابط درخشان

در یک بخش ویژه گفت و گو/فیلمی از رابطه چهار فیلمساز نامدار با آهنگسازهایشان به نمایش در می آید و در هر کدام از آنها هر دو درباره کار با یکدیگر حرف می زنند.

یکی از این همکاری های جاودانه، همکاری طولانی مدت استیون اسپیلبرگ و جان ویلیامز است. در این فیلم کوتاه هر دو در کنار هم حضور دارند و درباره چگونگی رابطه شان برای خلق موسیقی فیلم های معروفی چون آرواره ها و ایندیاناجونز حرف می زنند.

ویلیامز در این گفت و گو می گوید که تمام آهنگ هایی که برای اسپیلبرگ ساخته، بدون استثنا از همان ابتدا با تائید همیشگی او روبرو شده اند.

دیوید لین و موریس ژار هم از تجربه همکاری درخشان خود در فیلم هایی چون "لورنس عربستان" و "دکتر ژیواگو" برای ما می گویند در حالی که در بخشی از فیلم، ژار را می بینیم که همزمان با نمایش لورنس عربستان بر یک پرده بسیار بزرگ، در حال رهبری ارکسترش برای ضبط آهنگ فیلم است.

دو رابطه مورد توجه دیگر، به فیلمسازان این سال ها برمی گردد: دیوید لینچ و آنجلو بادالامنتی، ژاک اودیار و الکساندر دپله.

بادالامنتی در این فیلم کوتاه می گوید که چطور سعی دارد به فضای رازآلود فیلم های لینچ نزدیک شود و خاطره اش را از خلق بداهه موسیقی برای توئین پیکس نقل می کند و این که لینچ چطور با نواختن با دهان او را به چیزی که می خواهد هدایت کرد.

عنوان بندی‌ها و تم‌های به یادماندنی

عنوان بندی فیلم ها همیشه محمل مناسبی برای عرض اندام موسیقی بوده اند. حالا اینجا مجموعه ای از عنوان بندی هایی که موسیقی شناخته شده ای دارند، برای تماشاگران به نمایش در می آید. این عنوان بندی ها فیلم های متفاوتی را در برمی گیرند؛ از سرگیجه هیچکاک (یکی از معروف ترین عنوان بندی های تاریخ سینما) تا "جزیره برهنه" اثر کانتو شیندو از سینمای ژاپن.

چند موسیقی فیلم هم در رده تم های بی نظیر گنجانده شده اند که همگی ریتم های به یادماندنی و جذابی دارند که آنها را برای همیشه در ذهن تماشاگران فیلم ها جاودانه می کند: پلنگ صورتی، ماموریت غیرممکن، جنگ ستارگان و ایندیاناجونزها.

عکس‌های نادر

مجموعه ای از عکس های کمتر دیده شده هم بخش دیگری از نمایشگاه است. هنری منچینی آهنگساز برجسته به هنگام ساخت موسیقی برای "سیاره میمون ها"، صورتکی از یک میمون را به سر گذاشته و در حال هدایت ارکسترش است؛ عکسی که به عنوان پوستر نمایشگاه هم استفاده شده است. همین آهنگساز را در حال هدایت ارکستر برای موسیقی فیلم جنون می بینیم در حالی که آلفرد هیچکاک آنها را زیر نظر دارد. هرمن و اورسن ولز جوان هم در پشت صحنه همشهری کین دیدنی هستند.

در بخش دیگری از نمایشگاه، تصاویر فیلمسازان برجسته در کنار آهنگساز محبوب شان نصب شده است؛ از آیزنشتاین در کنار پروکوفیف تا تیم برتون و دنی الفمن.

 

همکاری های معروف فیلمسازان و آهنگسازان

سرگئی آیزنشتاین با سرگئی پروکوفیف- آثار مشهور: آلکساندر نووسکی، ایوان مخوف

سرجیو لیونه با انیو موریکونه- آثار مشهورتر: خوب بد زشت، بخاطر چند دلار بیشتر، روزی روزگاری در آمریکا

آلفرد هیچکاک با برنارد هرمن- آثار مشهورتر: سرگیجه، روانی، شمال از شمال غربی

فدریکو فلینی با نینو روتا- آثار مشهورتر: جاده، هشت و نیم، جولیتای ارواح

کنجی میزوگوچی و آکیرا کوروساوا با فومیو هایاساکا- آثار مشهورتر:هفت سامورایی، راشومون، زیستن- اوگتسومونوگاتاری، سانشوی مباشر، افسانه چیکاماتسو

دیوید لین و موریس ژار- لورنس عربستان، دکتر ژیواگو، سفر به هند

بلیک ادواردز با هنری منچینی- پلنگ صورتی، پارتی، صبحانه در تیفانی

استیون اسپیلبرگ با جان ویلیامز- آثار مشهورتر: آرواره ها، فهرست شیندلر، مجموعه ایندیانا جونز

جیمز کامرون با جیمز هورنر- بیگانه، تایتانیک ، آواتار

تیم برتون با دنی الفمن- آثار مشهورتر: بازگشت بتمن، ادوارد دست قیچی، کابوس پیش از کریسمس

امیر کاستوریتسا با گووان برگوویچ- زیرزمین، رویای آریزونا، دوران کولی ها

دیوید لینچ و آنجلو بادالامنتی- جاده مالهالند، توئین پیکس، مخمل آبی


آخرین ویرایش: - -

 

The Thumbprint Killer

1392/03/20 02:04نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

وقتی اسم رامین جوادی میاد، ممکنه خیلی ها به فکر مرد آهنی بیافتن، یا چند تا فیلم اکشن دیگه مثل جنگ خدایان، ولی من فقط به فیلم آقای بروکس فکر میکنم. به نظر من که بهترین آهنگ هایی که تا حالا زده برای این فیلم بوده.

این فیلم آقای بروکس رو خیلی تاثیرگذار میدونم. یعنی یکی از بهترین ها در این ژانره. بازیگرها هم فوق العاده هستن و جنگی که بین کوین کاستنر و ویلیام هرت در جریانه عالیه. اگر کاستنر هر چند وقت یک بار به این ژانر یک سری میزد بد نبود.

یکی از اون فیلمایی که هر چند وقت یک بار باید بری سراغش و نگاهی بهش بندازی. آهنگ فیلم هم کاملا مناسبه، از اونایی نیست که هنوز فیلم تموم نشده یادت میره.

البته اینها همه نظرات من هست. یک زمانی خود فیلم رو می بینی برات جالبه، بعد میری نظرات دیگران رو هم راجع به فیلم میخونی شوکه میشی!

مثلا برخی افراد وقتی فیلم می بینن انگاری دارن مستند راز بقا رو تماشا میکنن! و این حقیقت رو از یاد میبرن که این فقط یک روایته و ممکن واقعیت چیز دیگه ای باشه. هزارتا ایراد میگیرن. تصور کن اتفاقی برات رخ میده، بعد اونو برای شخص دیگه ای تعریف میکنی، حتما چیزهایی عوض میشه...

کلا بعضی ها خیلی جالب هستن و خیلی چیزا به نظرشون مسخره میاد، مثل خیلی فیلما. اینا فراموش میکنن که هر کسی ممکنه با یک فیلمی ارتباط برقرار کنه.

ولشون کن، تو چرا این قدر حرصت میگیره، فیلمو ببین.

 

دانلود»»»»

http://www.mediafire.com/download/72kkgxjtkfguy58/The_Thumbprint_Killer%283%29.mp3

 


آخرین ویرایش: - -

 

don't box me in

1392/03/17 04:11نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نمیدونم چرا این روزا این قدر حالم گرفته. فقط یک کلمه برای توصیف این شرایط هست: افسردگی.

اون روز داشتم به Rumble Fish فکر میکردم. اینکه معنی این فیلم چیه. و با خودم گفتم معنیش رو ولش کن، مسئله این بود که موتورسایکل بوی حالش گرفته بود، اوه اونم در اوج جوانی. بعضی ها یه طوری هستن، بقیه بهشون میگن دیوونه، شاید چون درکشون نمیکنن. البته قرار هم نیست همه حرف هم رو بفهمن، نه؟ این طور نیست؟

من واقعا حالم گرفته. اگر میشد استعفای خودم رو می نوشتم، ولی از اون جایی که نمیدونم مسئولش کیه، به نظرم باید استعفانامه داخل کشوی میزم بمونه، شانس بیاره یکم خاک گیرش میاد.

نمیدونم آیا روزی مسئولش رو پیدا میکنم یا نه ولی از همین جا داد میزنم: don't box me in...

 

لینک»»»»

http://www.mediafire.com/download/7t7e7t8vx6pssme/stewart_copeland_stan_ridgeway-dont_box_me_in.mp3

 


آخرین ویرایش: - -

 

Edge of Darkness

1392/02/13 12:54نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نمیدونم کسی این رو یادش میاد یا نه. بچه که بودیم تلویزیون همیشه یک کلیپ نشون میداد با این آهنگ. راجع به اعتیاد بود. همون که آخرش میرفت دوباره فوتبال بازی میکرد. وقتی میگن اعتیاد و مواد مخدر و این چیزا همیشه یاد اون کلیپ می افتم. اون دوران که دیگه گذشته، کسی هم دیگه از این کلیپ ها نمیسازه. شاید چون دیگه کسی معتاد نمیشه، همه میمیرن...

بگذریم، چی دارم میگم. سال 1985 سریال Edge of Darkness رو اگر اشتباه نکنم شبکه bbc ساخت. این سریال فوق العاده نامزد 11 جایزه معتبر بفتا شد و تونست شش جایزه رو ببره از جمله بهترین بازیگر مرد، بهترین فیلم و بهترین موسیقی متن.

موسیقش رو هم اریک کلاپتون و مرحوم مایکل کامن زدن، که شاهکاره.

مارتین کمپل کارگردان Edge of Darkness در سال 2010 فیلم سینمایی هم بر اساس همین سریالش ساخت که مل گیبسون نقش اصلی رو بازی کرد و به نظر من فیلم خوبی از آب در اومد، هر چند می تونست بهتر هم باشه.

این آهنگ عمرا از یاد گوشهای من بره. فکر می کنم افرادی هم که در بچگی این آهنگ به گوششون خورده باشه همین حس رو دارن.

 

دانلود»»»»

http://www.mediafire.com/?r8a7r6vsme7654r

 


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2