تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب دزدی که نیست هست؟

به سلامت روان به اندازه سلامت جسم اهمیت نمی‌دهیم

1393/06/2 19:20نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


بعد از مرگ غم انگیز رابین ویلیامز، در برنامه های تلویزیونی و همچنین گفتگوهای خودمانی بحث های زیادی درباره شرایط تلخ پیرامون خودکشی این ستاره هالیوود، و اینکه او چند سالی بود که از بیماری افسردگی رنج می‌برد، مطرح شد، و خبرهای چند روز پیش مبنی بر اینکه او شاید در مراحل ابتدایی ابتلا به بیماری پارکینسون بوده، سوالات بیشتری را پیش کشید.

اما علاوه بر این، مرگ او این سوال را پیش کشید که آیا به سلامت روان هم به اندازه سلامت جسم اهمیت داده می شود؟

یکی از بحث متأثرکننده در برنامه تودی (Today) و با حضور آدرین استرین برگزار شد. پسر ۳۴ ساله او اخیرا خودکشی کرده است. او گفت که بیشتر آدم ها اطلاعات بسیار کمی از بیماری های روحی و روانی دارند، و او به عنوان پدر یک بیمار همیشه نگران بوده که مبادا کار بیشتری بوده که می توانسته انجام بدهد.

یکی دیگر از مصاحبه شوندگان سر سایمون وسلی، رئیس جدید کالج سلطنتی روانپزشکان بود. او به این نکته اشاره کرد که در حالی که اکثریت بزرگی از مبتلایان به بیماری هایی نظیر فشار خون بالا یا سرطان تحت درمان بوده یا هستند، این رقم برای مبتلایان به اختلالات روحی و روانی از ۴۰ درصد فراتر نمی رود.

پروفسور وسلی اذعان کرد که این موضوع پیچیده است و کسانی که از ابتلایشان به مشکلات روحی و روانی اطلاع دارند، معمولا مایل به بیان مشکلشان نیستند، زیرا از آن بیم دارند که شغلشان را از دست بدهند. اما او این را هم گفت که فهرست انتظار برای درمان های روانی پیشرفته طولانی است و وضعیت سلامت روانی باید در دستور کار سیاستمداران، از اولویت بیشتری برخوردار باشد.

تکانی تازه

در تحولی بی ارتباط به این موضوع، مجله خدمات بهداشت و سلامت نتایج بررسی هایی را منتشر کرده که روی درخواست های دریافت اطلاعات از مراجع دولتی و ۵۲ موقوفه سلامت روان در انگلستان انجام شده است.

این بررسی ها نشان می دهد که شمار پرسنل پرستاری از سال های ۱۲-۲۰۱۱ تا ۱۴-۲۰۱۳ حدود ۶ درصد کمتر شده، و شمار پزشکان تحت استخدام و تخت های بیمارستانی هم کاهش پیدا کرده است.

موسسات خیریه و کارشناسان این حوزه می گویند که نتایج این بررسی "تصویری نگران کننده" ترسیم می کند و باید آن را به مثابه "علامت هشدار" دانست. در پاسخ به این گزارش مجله خدمات بهداشت و روان، یکی از سخنگویان وزارت بهداشت گفت: "در زمینه برخورد برابر با سلامت روان و جسم، ما در مقایسه با گذشته از هر زمان دیگری پیشتر رفته ایم و به سرویس بهداشت و درمان ملی (NHS) دستور داده ایم که مطمئن شوند این رویه در همه مناطق پیاده می شود."

وزارت بهداشت خاطرنشان می کند که در شرح وظایف سرویس بهداشت و درمان ملی انگلستان آمده که همه مناطق باید برنامه هایی مد نظر داشته باشند تا اطمینان حاصل کنند که هیچ فرد دچار بحران روحی و روانی بدون رسیدگی از این مراجع بازگردانده نمی شود. درخواست ها برای دادن اهمیت بیشتر به سلامت روان و نیاز به بحث و گفتگوی گسترده تر درباره اولویت ها و منابع برای بیماران دچار افسردگی بیش از پیش به گوش می رسند. ماجرای غم انگیز رابین ویلیامز هم تکان تازه ای به این موضوع داده است.


آخرین ویرایش: - -

 

موفقیت ۱۰ اختراع مدیون جنگ جهانی اول

1393/06/2 19:20نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

۱- نوار بهداشتی

قبل از شروع جنگ جهانی اول، یک شرکت کوچک آمریکایی به نام کیمبرلی کلارک ماده‌ای به نام سلوکتون را اختراع کرده بود. در سال ۱۹۱۴، ارنست مهلر، رئیس بخش پژوهش، و جیمز سی کیمبرلی، معاون او، گیاه‌ و خمیر کاغذ را در کشورهای اسکاندیناوی، آلمان و اتریش بررسی کرده‌ بودند و ماده‌ای را کشف کردند که قدرت جذب آن پنج برابر پنبه بود و در صورت تولید انبوه قیمت آن نصف پنبه درمی‌آمد.

آن‌ها این ماده را به آمریکا بردند و علامت تجاری آن را به ثبت رساندند. پس از این که آمریکا در سال ۱۹۱۷ وارد جنگ شد، با سرعت۳۸۰ تا۵۰۰ متر در دقیقه شروع به تولید پنبه‌هایی برای پانسمان جراحی کردند.

اما پرستارهای صلیب سرخ در میدان جنگ به مزایای آن برای استفاده شخصی و بهداشتی خودشان پی بردند و نهایتا همین استفاده غیر رسمی بود که بخت خوش این شرکت شد.

امروز این شرکت می‌گوید: "پایان جنگ در سال ۱۹۱۸ یک وقفه موقت در کسب و کار پنبه کیمبرلی کلارک ایجاد کرد، چراکه مشتریان اصلی شرکت، یعنی ارتش و صلیب سرخ، دیگر به این محصول نیاز نداشتند."

بنابراین مازاد آن را از نیروهای نظامی باز خرید کرد و بازار جدیدی برای آن ایجاد کرد.

این شرکت می‌گوید: "بعد از دوسال مطالعه، آزمایش و تست بازار، در سال ۱۹۲۰ تیم کیمبرلی کلارک از سلوکتون و تنزیب نواربهداشتی درست کرد. این محصول را کارمندان زن در یک آلونک کوچک چوبی در شهر نینا در ایالت ویسکانسین تولید می‌کردند."

محصول جدید با نام کتکس(مخفف دو کلمه کتان و پارچه) در اکتبر ۱۹۲۰، کمتر از دو سال پس از پایان جنگ جهانی اول وارد بازار شد.

۲- دستمال صورت

اما بازاریابی نواربهداشتی کار آسانی نبود، تا حدی به این دلیل که خانم‌ها نمی‌خواستند آن را از مردان در مغازه‌ها بخرند. شرکت کیمبرلی کلارک از مغازه‌ها خواست به خانم‌ها اجازه دهند با انداختن پول در یک صندوق محصول را بخرند. فروش کتکس افزایش یافت اما نه به سرعت دلخواه کیمبرلی کلارک که به دنبال استفاده‌‌های دیگر از این مواد بود.

در اوایل دهه ۱۹۲۰، برت فورنس پیشنهاد اتو کردن مواد سلولز برای ساخت دستمالی نرم و صاف را مطرح کرد. با آزمایش‌های بسیار، دستمال صورت در سال ۱۹۲۴ با نام "کلینکس "به دنیا آمد.

۳- لامپ خورشیدی

در زمستان ۱۹۱۸، تخمین زده می‌شود که نیمی از کودکان در برلین دچار راشیتیسم بودند، بیماری‌ای که استخوان‌ها را نرم و خمیده می‌کند. در آن زمان، علت دقیق این بیماری مشخص نبود، هر چند آن‌ را به فقر ارتباط می‌دادند.

دکتری در برلین به نام کرت هالدشینسکی متوجه شد مریض‌هایش بسیار رنگ‌پریده هستند. او تصمیم گرفت بر روی چهار نفر از مریض‌ها آزمایشی انجام دهد، که یکی از آن‌ها آرتور نام داشت و در آن زمان سه سال سن داشت. او هر چهار نفر آن‌ها را زیر لامپ جیوه از جنس کوارتز قرار داد که نور ماورا بنفش ساطع می‌کرد.

در طول درمان هالدشینسکی متوجه شد استخوان‌های مریض‌های جوان‌ او قوی‌تر می‌شوند. در ماه می سال ۱۹۱۹، هنگامی که خورشید تابستان از راه رسید، او آن‌ها را در تراس زیر آفتاب نشاند. انتشار نتایج آزمایش او با استقبال زیادی روبرو شد. در سراسر آلمان بچه‌ها را مقابل نور می‌گذاشتند. در درسدن، چراغ‌های خیابان‌ها را جمع کرده بودند و در اختیار سرویس‌های تامین اجتماعی کودکان قرار داده بودند تا از آن‌ها برای درمان کودکان استفاده کنند.

محققان بعدها متوجه شدند ویتامین دی برای جایگیری صحیح کلسیم در ساختار استخوانی ضروری است و این فرآیند با نور ماورا بنفش به کار می‌افتد. سوء تغذیه‌ای که جنگ با خود به همراه آورد دانش درمان بیماری را به وجود آورد.

۴- صرفه‌جویی در زمان نور روز

ایده‌ی جلو بردن ساعت در بهار و عقب بردن آن در پاییز زمانی که جنگ جهانی اول شروع شد تازه نبود. بنجامین فرنکلین در سال ۱۷۸۴ در نامه‌ای به روزنامه پاریس این ایده را مطرح کرده بود. در عصرهای تابستان، غروب قبل از ساعت خواب مردم بود در نتیجه شمع‌ها به هدر می‌رفتند، در اول روز نیز نور خورشید هنگامی که مردم هنوز خواب بودند به هدر می‌رفت.

پیشنهاد‌های مشابهی نیز در سال ۱۸۹۵ در نیوزیلند و در سال ۱۹۰۹ در انگلستان مطرح شده بود بدون این‌که نتیجه‌ای داشته باشد.

جنگ جهانی اول بود که تغییر ساعت را پا بر جا کرد. به دلیل بحران کمبود زغالسنگ مقام‌های آلمانی دستور دادند در ۳۰ آوریل ۱۹۱۶ ساعت از ۲۳ به نیمه شب، جلو کشیده شود تا یک ساعت بیشتر از نور روز استفاده شود. راهی که در آلمان برای صرفه‌جویی در مصرف زغالسنگ برای نور و گرما آغاز شد، به سرعت به بقیه کشورها نیز رسید.

بریتانیا سه هفته بعد در ۲۱ می ۱۹۱۶ این کار را شروع کرد و بقیه کشورهای اروپایی نیز از این کار تبعیت کردند. در ۱۹ مارس ۱۹۱۸ کنگره آمریکا منطقه‌های مختلف زمانی مقرر کرد و صرفه‌جویی در زمان نور روز را در ۳۱ مارس تا پایان جنگ جهانی اول رسمی کرد.

پس از پایان جنگ، صرفه‌جویی در زمان نور روز کنار گذاشته شد، اما ایده آن بنا شده بود و در نهایت نیز دوباره به کار گرفته شد.

۵- چای کیسه‌ای

چای کیسه‌ای برای حل کردن مشکلات دوران جنگ اختراع نشد. توافق نظر بر این است که اولین بار یک تاجر چای آمریکایی در سال ۱۹۰۸، شروع به عرضه چای در کیسه‌های کوچک کرد. مشتری‌ها، تصادفا یا به عمد، کیسه‌ها را در آب انداختند و بقیه ماجرا تاریخ است. روایت صنعت چای این است.

اما یک شرکت آلمانی به نام تیکان این ایده را در جنگ کپی کرد و توسعه داد و شروع به عرضه چای برای سربازان در کیسه‌های مشابه کرد. این چایی‌ها به "بمب چای" معروف بودند.

۶- ساعت مچی

ساعت‌های مچی مشخصا برای جنگ جهانی اول اختراع نشدند، اما استفاده از آن‌ها در طول جنگ و در میان مردان به شدت افزایش پیدا کرد. بعد از جنگ، ساعت‌های مچی دیگر مرسوم شده بودند.

اما تا اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم، مردهایی که نیاز داشتند ساعت را بدانند و پول‌ آن را نیز داشتند،‌ ساعت را با یک زنجیر در جیب خود نگه می‌داشتند. خانم‌ها اما، بنا به دلیلی، از پیشگامان بودند: الیزابت اول ساعت کوچکی داشت که می‌توانست به دور بازوی خود ببندد.

اما از آن‌جایی که تنظیم وقت در جنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد، به عنوان مثال برای هماهنگی زمان آتش توپخانه‌ها، تولید‌کننده‌ها ساعت‌هایی ساختند که هر دو دست را آزاد می‌گذاشت. خلبان‌ها نیز نیاز داشتند هر دو دستشان آزاد باشد، بنابراین آن‌ها نیز ساعت‌های قدیمی جیبی را کنار گذاشتند.

 

مپین اند وب برای جنگ بوئر ساعت مچی‌ای با سوراخ و دستگیره و بند ساخت و بعد مفید بودن آن در نبرد امدورمان اثبات شد.

 

اما جنگ جهانی اول بود که بازار ساعت‌های مچی را داغ کرد. به طور خاص، در یکی از تاکتیک‌های جنگی انگلیس، زمان‌بندی همه چیز بود. در این تاکتیک شلیک توپ کمی پیش از حمله پیاده‌نظام‌ها صورت می‌گرفت. طبیعتا اشتباه زمانی به معنی تلفات در طرف خودی بود. فاصله‌ها نیز بیشتر از آن بود که بتوان علامت داد و زمان هم بسیار تنگ بود. ضمن این که در معرض دید علامت دادن به معنی این بود که دشمن نیز آن را می‌دید. ساعت‌های مچی چاره کار بودند.

در گزارش مجمع عمومی سالانه ۱۹۱۶ شرکت اچ ویلیامسون که در کاونتری ساعت درست می‌کرد آمده: " گفته می‌شود از هر چهار سرباز یک نفر ساعت مچی به دست می‌کند و سه نفر دیگر نیز قصد دارند در اولین فرصتی که می‌توانند یکی بگیرند."

حتی یکی از ساعت‌های مچی لوکس امروز هم به جنگ جهانی اول باز می‌گردد. لوئیس کارتیه، ساعت‌ساز فرانسوی، در سال ۱۹۱۷ ساعت تانک کارتیه را با الهام گرفتن از شکل تانک‌های رنو طراحی کرد.

۷- سوسیس گیاهی

ممکن است تصور کنید سوسیس‌ سویا را احتمالا یک هیپی ، احتمالا در دهه ۶۰ و احتمالا در کالیفرنیا اختراع کرده است. اما این تصور اشتباه است. کنراد آدناور، اولین صدر اعظم آلمان بعد از جنگ جهانی دوم، سوسیس گیاهی را اختراع کرد.

در جنگ جهانی اول، هنگامی که آلمان در محاصره انگلیس‌ها بود، آدناور شهردار کلن بود و گرسنگی در کلن بیداد می‌کرد. آدناور ذهنی خلاق داشت و به دنبال راه‌هایی گشت تا موادی که نایاب شده بودند، از جمله گوشت را، با موادی که در درسترس بود جایگزین کند.

او این کار را با جایگزینی گندم با ترکیبی از آرد برنج، جو و آرد ذرت برای تهیه نان آغاز کرد. این جایگزینی تا قبل از ورود رومانی به جنگ پاسخگو بود، اما پس از آن عرضه آرد ذرت قطع شد.

با تجربه‌ای که از تهیه نان با مواد اولیه متفاوت به دست آورد، به دنبال تهیه سوسیسی جدید رفت و سویا را به عنوان مواد اولیه سوسیس بدون گوشت انتخاب کرد. این محصول به " سوسیس صلح" معروف شد. آدناور سعی کرد این سوسیس را در دفتر ثبت اختراع آلمان به ثبت برساند اما موفق نشد. چراکه طبق قوانین آلمان، محتوایات مناسب برای سوسیس را نداشت- سوسیس بدون گوشت سوسیس محسوب نمی‌شود.

عجیب آن‌ که شانس او در بریتانیا، دشمن آن زمان آلمان، بیشتر بود. جرج پنجم سوسیس گیاهی را در ۲۶ ژوئن ۱۹۱۸ به ثبت رساند.

آدناور بعدها وسیله‌ای الکتریکی برای کشتن حشرات، دستگاهی دوار برای کنار زدن مردم از ترم‌‌هایی که در حال نزدیک شدن بودند و چراغی که داخل توستر می‌رود را نیز اختراع کرد. اما هیچ‌کدام از آن‌ها به تولید نرسیدند. سوسیس گیاهی ماندگارترین اختراع‌ او بود.

گیاه‌خواران در همه جای دنیا باید به یاد صدراعظم بی‌سرو و صدای آلمان لیوان‌های شراب خود را بالا ببرند. به لطف او است که بشقاب‌های‌شان کمی خوشمزه‌تر شده است.

۸- زیپ

از اواسط قرن نوزدهم، آدم‌های زیادی روی ترکیب قلاب و گیره کار می‌کردند تا راهی مناسب برای جلوگیری از نفوذ سرما پیدا کنند.

اما گیدئون سندباک سوئدی -آمریکایی بود که راه درست را پیدا کرد. او رئیس بخش طراحی شرکت یونیورسال فسنر شد و "وصل‌کننده بدون قلاب" را با یک سرخورنده اختراع کرد که دو سری دندانه را به هم قفل می‌کرد.

ارتش آمریکا، به خصوص نیروی دریایی، آن را در طراحی یونیفرم‌ها و چکمه‌های خود به کار برد. بعد از جنگ، شهروندان نیز از آن استفاده کردند.

۹- فولاد ضد زنگ

فولادهای ضد زنگ را مدیون هری بیرلی اهل شفیلد هستیم. در آرشیو شفیلد آمده: "در سال ۱۹۱۳، هری برلی، اهل شفیلد، محصولی را که همه به نام" فولاد ضد زنگ" می‌شناسند اختراع کرد. محصولی که صنعت فلزکاری را متحول کرد و یکی از اجزای مهم دنیای مدرن شد."

ارتش بریتانیا به دنبال فلزی بهتر برای اسلحه‌های خود بود. مشکل این‌ بود که اصطحکاک و گرمای گلوله‌ها بر اثر شلیک‌های مکرر لوله‌ سلاح‌ها را کج می‌کرد. از بیرلی، که در آن زمان متخصص متالوژی در شرکتی در شفیلد بود، خواسته شده بود که آلیاژهای مقاوم‌تری پیدا کند.

او اضافه کردن کروم به فولاد را امتحان کرد، و افسانه این است که برخی از نتایج کار را که با شکست مواجه شده بود دور ریخت. به معنی واقعی کلمه آن‌ها را در تپه‌ای از اوراقی‌ها ریختند. اما بیرلی دیرتر متوجه شد که نمونه‌های دور ریخته شده در حیاط زنگ نزده‌اند.

او رمز فولاد ضد زنگ را کشف کرده بود. در جنگ جهانی اول از آن در برخی از جدیدترین موتورهای هواپیما استفاده کردند، اما موفقیت واقعی خود را در چاقو و قاشق و چنگال و تجهیزات بی‌شمار پزشکی که بیمارستان‌ها به آن وابسته‌اند به دست آورد.

۱۰- ارتباط با خلبان

قبل از جنگ جهانی اول، خلبان‌ها هیچ راهی برای صحبت با یکدیگر یا با مردم روی زمین نداشتند.

در ابتدای جنگ، ارتش‌ها به کابل به عنوان وسیله ارتباط تکیه می‌کردند، اما خیلی وقت‌ها توپ و تانک آن‌ها را قطع می‌کردند. آلمان‌ها نیز راه‌هایی برای قطع کردن کابل‌های ارتباطی بریتانیایی‌ها پیدا کرده بودند. راه‌های دیگر ارتباطی مانند دونده‌ها، پرچم، کبوترهای پیام‌بر، لامپ و سوارکاران نیز استفاده می‌شد اما کافی نبودند. خلبانان به اشاره و فریاد متکی بودند. کاری باید انجام می‌شد. بی‌سیم راه چاره بود.

تکنولوژی رادیو وجود داشت اما باید توسعه داده می‌شد و بنا به گفته کیث تروور، متخصص در این زمینه از تحقیقات تاریخی، این اتفاق در جنگ جهانی اول در بروکلندز و بعد‌تر در بیگینگ‌ هیل اتفاق افتاد.

در پایان سال ۱۹۱۶، قدم‌های مهم برداشته شده بود. تروور در کتاب خود می‌نویسد:"صدای زیاد موتورهواپیما در پس‌زمینه، تلاش‌های اولیه برای جاسازی تلفن‌های رادیویی در هواپیما را با مشکل مواجه کرده بود. بعدها این مشکل با کلاه‌هایی که در آن مایکروفون و گوشی طراحی شده بود که بیشتر صدا را مسدود می‌کرد حل شد."


آخرین ویرایش: - -

 

یک روز پالم، یک روز آنتی‌بیوتیک؛ در شیر ایران چه چیزی پیدا می‌شود؟

1393/05/29 23:02نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پیام محبی نایب رئیس جامعه دامپزشکان ایران می‌گوید وزارت بهداشت هیچ کنترلی بر وجود آنتی بیوتیک در شیر دام ندارد.

به گفته آقای محبی، "وجود آنتی بیوتیک در شیر می‌تواند مشکلات بیولوژیکی بسیاری را در جامعه به وجود بیاورد؛ میکروب‌ها مقاوم می‌شوند و چنین میکروبی را هیچ دارویی نمی‌تواند درمان کند."

بحث محصولات لبنی و آنچه ممکن است در آن کلیک پیدا شود مدتی است که در میان خبرها جای خود را باز کرده است.

اما در واقع مدتها طول کشیده تا توجه‌ها به موضوع جلب شود.

توجه عمومی البته با کلیک صحبت‌های دو هفته پیش دکتر حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت ایران در مورد روغن پالم در محصولات لبنی به موضوع جلب شد.

سرانه سالانه مصرف شیر در ایران نزدیک به ۷۰ کیلوگرم است که کمتر از نصف استاندارد جهانی است.

اما یک جستجوی ساده نشان می‌دهد حداقل دو سه سالی هست که کارشناسان در این باره هشدار می‌دهند اما در لابلای خبرها گم می‌شود.

از جمله اینکه در سه سال گذشته بحث وجود وایتکس در شیر هم مطرح شده است.

برخی کارشناسان گفتند اگر بار میکروبی شیر از حد استاندارد آن بیشتر باشد، کارخانه داران باید آن را برگردانند اما "برخی تولیدکنندگان سودجو" برای عبور از نظارت وزارت بهداشت و سازمان استاندارد، به آن آب ژاول یا وایتکس اضافه می‌کنند:

"زمانی که بار میکروبی شیر از حد مجاز می‌گذرد، شیر اسیدی می‌شود. کارخانه‌داران برای جلوگیری از این اتفاق به آن آب ژاول یا وایتکس اضافه می‌کنند. این عمل باعث می‌شود تا دوباره شیر قلیایی شود. از طرف دیگر اداره استاندارد هم متوجه قضیه نمی‌شود، چون قابل اثبات نیست."

البته این موضوع به انحاء مختلف تکذیب شده و کارشناسانی هم که موضوع را مطرح کردند تاکید کردند که این شامل همه تولیدکنندگان محصولات لبنی نمی‌شود.

ولی موضوع به هین‌جا ختم نمی‌شود، کارشناسان صنایع دامپروری و تغذیه هشدار داد‌ه‌اند در شیر دام در ایران موادی زیان‌بارتر وجود دارد نظیر آنتی بیوتیک‌.

آنتی بیوتیک در صنعت دامپروری

در حالیکه مقاومت میکروبی به آنتی‌بیوتیک به عنوان معضلی جهانی مطرح شده و خطر آن را حتی از تروریسم بدتر دانسته‌اند، در ایران ظاهرا ضابطه خاصی در تجویز آنتی بیوتیک به دام وجود ندارد.

استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک برای انسان و نیز در صنایع دامداری و شیلات مهمترین دلیل مقاومت میکروبی است.

آنتی بیوتیک برای درمان بیماری‌های مختلف دامی استفاده می شود از عفونت پستان دام شیرده گرفته تا عفونت ریه.

در اکثر موارد این آنتی‌بیوتیک همان آنتی بیوتیک انسانی است.

میزان آنتی بیوتیکی که در شیر ترشح می شود به نوع آنتی بیوتیک، نحوه مصرف (خوراکی، عضلانی و وریدی و غیره) و مدت مصرف ارتباط دارد.

تجویز آنتی‌بیوتیک به دام فقط در ایران اتفاق نمی‌افتد، در بسیاری از کشورهای دنیا دامداران برای اینکه تولید را در سطح مشخصی حفظ کنند از آنتی بیوتیک استفاده می‌کنند و بقایای این آنتی بیوتیک‌ها در شیر دام ترشح و بعد وارد بدن مصرف‌کننده می‌شود.

این موضوع در آمریکا، در ابتدای دهه ۹۰ میلادی مطرح شد و میزان بالای آنتی بیوتیک در شیر دام، سازمان غذا و دارو و سازمان های دیگر این کشور را وادار کرد در مقررات و روش‌های نظارت بازنگری کنند.

اما در ایران شاید مشکل اصلی این است که سقف مجاز آنتی بیوتیک در شیر تعریف نشده است.

از سالها پیش روشن بوده که آنتی‌بیوتیکی که به دام داده می‌شود در شیر ترشح می‌شود و نباید در مدتی که دام آنتی‌بیوتیک مصرف می‌کند از شیرش استفاده شود.

این مدت برای آنتی‌بیوتیک‌های مختلف تقریبا بین یک تا پنج روز و بطور متوسط سه روز است.

اگر تولید کننده بخواهد ضوابط را رعایت کند، باید تجویز آنتی بیوتیک بر اساس نظر و تجویز دامپزشک باشد و باید شیر دام مصرف نشود.

بسیاری از تولید کنندگان شیر، دامداری‌های کوچک هستند که امکانات و سرمایه صنایع بزرگ را ندارند و از همه مهمتر اینکه آموزش کافی ندید‌ه‌اند.

کمبود امکانان و آموزش، هزینه دامپزشک و صرف نظر کردن از شیر دام برای چند روز را سنگین‌تر می‌کند، در نتیجه آنتی بیوتیک ممکن است کاملا تجربی و بدون رعایت ضوابط انجام شود.

تحقیقات داخلی نشان می‌دهد که در شیر آنتی بیوتیک دیده می شود و در مناطق مختلف ایران در ۱۴ تا ۳۳ موارد آزمایش شده، ذکر شده است.

محققان همچنان هشدار داده بودند مصرف بی رویه آنتی بیوتیک و نبود کنترل های کافی دامپزشکی، تاثیر منفی در سلامت عمومی و حتی بر خود صنایع شیر دارد.

شیر دارای آنتی بیوتیک برای تولید محصولاتی که اسید لاکتیک دارند مثل ماست مناسب نیست و کیفیت آن هم پایین است.

اما عوارض این آنتی بیوتیک شیر برای مصرف کننده چیست؟ صرف نظر از مقاومت به آنتی بیوتیک، واکنش‌های حساسیتی و افزایش خطر ابتلا به سرطان مطرح شده است.

با این حال چون استانداردی تعریف نشده وجود آنتی بیوتیک در شیر خلاف مقررات نیست. این مشکل به راهکاری مشابه روغن پالم نیاز دارد، کلیک تعریف استاندارد و کلیک تغییر مقررات.

مقاومت به آنتی‌بیوتیک مسئله‌ای بسیار جدی است. اگر جامعه بین المللی در اقدامی هماهنگ برای حل این مشکل اقدام نکند، در چند سال آینده مانند قرن هجدهم، یک عفونت ساده باعث مرگ می شود و بسیاری از جراحی هایی که اکنون براحتی انجام می‌شوند تبدیل به خطری بزرگ برای جان بیمار می‌شوند.


آخرین ویرایش: - -

 

یو اس بی‌ها 'ایراد اساسی' دارند

1393/05/27 05:43نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


کارشناسان امنیت سایبری، ایمنی استفاده از یو اس بی برای وصل کردن دستگاه ها به کامپیوتر را به طور جدی زیر سوال برده اند.

کارستن نوهل و جاکوب لل، دو محقق ساکن برلین، نشان دادند که چگونه یک دستگاه یو اس بی می تواند یک کامپیوتر را بدون اطلاع کاربر آلوده کند.

به گفته این تیم دو نفری، هیچ راه عملی برای مقابله با این آسیب پذیری وجود ندارد.

نهاد ناظر بر استاندارد یو اس بی گفته که تولید کنندگان می توانند امنیت این دستگاه را افزایش دهند.

اما محققان آلمانی معتقدند که این فناوری "ایراد اساسی" دارد.

استفاده از کلید یو اس بی به عنوان ابزاری برای آلوده کردن کامپیوتر به ویروس ها و کد های مخرب اتفاق تازه ای نیست.

مثال معروف آن، حمله ویروس استاکس نت به سانتریفیوژ های هسته ای ایران است. باور عمومی بر این بود که این ویروس توسط یک یو اس بی آلوده منتقل شده است.

با این وجود، تازه ترین پژوهش ها نگرانی های بیشتری ایجاد کرده است چون نشان می دهد یک دستگاه یو اس بی که به نظر کاملاً خالی می آید، حتی اگر فرمت شده باشد هم می تواند حاوی بد افزار باشد.

به این ترتیب تبهکاران می توانند با سواستفاده از این نقطه ضعف به گوشی های هوشمند یا هر گونه دستگاهی که با یو اس بی کار کند، حمله کنند.

آقای نوهل به خبرنگاران گفته: "امروز ممکن است آخرالزمان نباشد ولی تا ده سال آینده این موضوع به تدریج ما را تحت تاثیر قرار می دهد."

"در واقع، پس از متصل کردن یک کلید یو اس بی شما دیگر نمی توانید به چیزی اطمینان کنید."

'تراشه' مورد سوءِ استفاده

یو اس بی (USB) که مخفف (Universal Serial Bus) است، به دلیل اندازه کوچک، سرعت بالا و توانایی شارژ کردن دستگاه ها، تبدیل به روشی استاندارد برای وصل کردن سخت افزار ها به کامپیوتر شده است.

حافظه یو اس بی به عنوان ابزار ساده ای برای جابجایی فایل های بزرگ میان دو کامپیوتر، به سرعت جایگزین دیسک های فلاپی شد.

این رابط، به دلیل امکان اتصال ساده آن و داشتن این توانایی که می‌توان توسط آن ابزارهای متنوعی را نصب کرد، پر طرفدار است. دستگاه هایی که از یو اس بی استفاده می کنند چیپ یا تراشه کوچکی دارند که به کامپیوتر "می گوید" دقیقاً چه وسیله ایست. وسیله ای که می تواند یک تلفن، یک تبلت یا هر سخت افزار دیگری باشد.

دقیقا همین کاربرد است که می تواند تهدید آمیز باشد.

'ربودن گوشی هوشمند'

در ویدئویی که در کنفرانس هکر های کلاه سیاه در لاس وگاس نشان داده شد، یک درایو یو اس بی استاندارد به یک کامپیوتر معمولی وصل شده است.

دستگاه حاوی کد مخربی است که خود را به عنوان یک صفحه کلید به کامپیوتر جا می زند.

پس از چند لحظه، صفحه کلید جعلی شروع به تایپ کردن دستور هایی می کند و به کامپیوتر فرمان می دهد که یک برنامه مخرب را دانلود کند.

در نمونه دیگری یک گوشی هوشمند سامسونگ مورد آزمایش قرار گرفت.

زمانی که این گوشی برای شارژ شدن به کامپیوتر وصل می شود، خود را به عنوان یک کارت شبکه جا می زند. این موضوع به این معنی است که هنگام وصل شدن به اینترنت، مرورگر کاربر مخفیانه ربوده می شود.

آقای نوهل نشان داد که چگونه توانسته اند با درست کردن یک نسخه تقلبی وبسایت پی پال جزئیات کاربران را هنگام ورود بدزدند.

برخلاف دیگر حملات مشابه، که با نگاه کردن به آدرس یک وبسایت جعلی، می توان به سادگی به تقلبی بودن آن پی برد، در این مورد هیچ سرنخ قابل مشاهده ای وجود ندارد که کاربر متوجه این خطر شود.

آقای نوهل تاکید کرد که این نسخه آزمایشی می توانست روی هر وبسایتی نصب شده باشد.

'به هیچ چیز اعتماد نکنید'

مایک مک لافلین، پژوهشگر امنیتی شرکت فرست بیس تکنولوژیز، معتقد است که این تهدید باید جدی گرفته شود.

او گفت: "یو اس بی در همه دستگاه ها موجود است."

"باید همیشه همان مثل قدیمی را در نظر داشته باشید که می گوید دستگاهی را که نمی شناسید وصل نکنید."

"هر شرکتی باید همیشه اصولی مربوط به دستگاه ها و درایو های یو اس بی داشته باشد و باید در صورت لزوم استفاده از آن‌ها را متوقف کند."

"یو اس بی ورکینگ پارتی" که مسئول استاندارد یو اس بی است، از اظهار نظر درباره جدی بودن این نقطه ضعف خودداری کرده است.

اما به صورت کلی گفته: "یکی از خصوصیات یو اس بی، پشتیبانی از قابلیت های بیشتر امنیتی است. اما این بسته به تولید کنندگان انبوه (OEM) است که تصمیم بگیرند محصولاتشان شامل چه قابلیت هایی باشد."

"با افزایش قابلیت های هر محصول احتمالاً قیمت آن نیز بالاتر می رود و این انتخاب مصرف کنندگان است که برای دریافت مزایای خاص چقدر حاضرند هزینه کنند."

"اگر تقاضای مصرف کننده برای محصولات یو اس بی با قابلیت های امنیتی بیشتر افزایش یابد، می توان امید داشت که تولیدکنندگان به این تقاضاها پاسخ دهند."

به گفته آقای نوهل تنها راهی که می توان پیشنهاد کرد، این است که هنگامی که به دستگاه های یو اس بی اجازه می دهید که به کامپیوتر وصل شوند فوق العاده احتیاط کنید.

او گفت: "شیوه استفاده ما از یو اس بی باید در آینده دستخوش تغییر شود."


آخرین ویرایش: - -

 

جاسوس فرانسوی که داستان سیاره میمون‌ها را نوشت

1393/05/26 05:02نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


فیلم جدید "طلوع سیاره میمون‌ها" در حقیقت ادامه مجموعه فیلم هایی است که براساس یک موضوع مشابه ساخته شده اند و اولین مورد آن فیلم کلاسیک "سیاره میمون‌ها" محصول سال ۱۹۶۸ با شرکت چارلتون هوستون است. اما قبل از همه این تولیدات سینمایی کتابی به همین نام وجود داشت که همه فیلم ها از آن الهام گرفته اند.

شاید امروزه کمتر کسی نام پی‌یر بول را شنیده باشد. او نویسنده ای فرانسوی است که اولین بار ایده جالب سفر انسانها در زمان و برخورد آنها با تمدن میمون‌ها به ذهنش خطور کرد. او کتاب خود به نام "سیاره میمون‌ها" را در سال ۱۹۶۳ نوشت. اما این همه ماجرا نیست. اکنون مشخص شده که پی‌یر بول در ساخته شدن یک فیلم سینمایی دیگر یعنی "پلی روی رودخانه کوای" هم نقش مهمی داشته است.

این کتاب که بعدا از روی آن فیلم سینمایی ساخته شد در ظاهر بسیار بریتانیایی به نظر می آید، قهرمان آن یک سرهنگ ارتش بریتانیا و ماجراهای آن نشان دهنده درک خاص این شخصیت از شرافت و وظیفه شناسی به سبک بریتانیایی است.

چطور چنین کتابی توسط یک فرانسوی نوشته شده؟ و چطور این نویسنده فرانسوی ماجراهای جنگ جهانی دوم را کنار گذاشت و به دنیای داستانهای علمی - تخیلی علاقمند شد که نتیجه آن یک فیلم موفق دیگر بود؟

پی‌یر بول در سال ۱۹۹۴ در پاریس درگذشت. دوران نویسندگی او بیش از ۴۰ سال ادامه داشت و طی آن حدود ۳۰ داستان بلند و مجموعه داستانهای کوتاه نوشت. اما زندگی شخصی اش قبل از روی آوردن به نویسندگی بود که نگاه و سبک ادبی او را شکل داد.

او از اواسط دهه ۳۰ میلادی برای یک شرکت بریتانیایی تولید پلاستیک و کائوچو در مالزی کار می کرد و در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک مامور مخفی برای فرماندهی عملیات ویژه ارتش بریتانیا انجام وطیفه می کرد.

در کتاب "پلی روی رودخانه کوای"، او در مورد حوادث و دنیایی می نوشت که شخصا با آن آشنایی داشت.

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پیره بول، می گوید: "او به شدت تحت تاثیر فرهنگ انگلوساکسون بود. او در خاور دور در کنار بریتانیایی ها کار می کرد. فرهنگ انگلیسی به شدت در او رسوخ کرده بود و برای زبان انگلیسی ارزش زیادی قائل بود و وقتی که به نویسندگی روی آورد قهرمان اکثر داستانهایش انگلیسی بودند."

"پلی روی رودخانه کوای" سومین داستانی بود که پیره بول چاپ کرد. دو کتاب قبلی او به نامهای "ویلیام کنراد" و "نفرین مالای" ارج گذاری مستقیم به منابع الهام ادبی او یعنی جوزف کنراد و سامرست موام بود.

پی‌یر بول در کتاب سوم می خواست منش بیش از حد صحیح و شرافتمندانه سرهنگ نیکلسون ( با بازی الک گینس) را بررسی کند. ولی در عین حال سیستم های ارزشی دو ذهنیت بریتانیایی و ژاپنی را با یکدیگر مقایسه کرده است.

 

کتاب با این جملات آغاز می شود: "شاید شکاف غیرقابل گذری که از نگاه بعضی، روح مردمان مغرب زمین را از مردمان خاور دور جدا می کند چیزی بیشتر از یک سراب نباشد. شاید در این جنگ حفظ وجهه برای بریتانیایی ها درست به اندازه ژاپنی ها مهم و غیرقابل گذشت بود."

سالها بعد پی‌یر بول در زندگینامه مختصر خود با عنوان "منابع رودخانه کوای" تجارب شخصی خود از دوران جنگ جهانی دوم در خاور دور را توضیح داد.

او در سال ۱۹۴۱ در سنگاپور به نیروی ارتش فرانسه آزاد پیوست و سپس به واحدی اعزام شد که بعدها نیروی ۱۳۶ نام گرفت. این درحقیقت واحد عملیات ویژه ارتش بریتانیا در آسیای جنوب شرقی بود.

او در مورد دوران آموزش خود نوشته است: "آقایانی بسیار جدی به ما هنر منفجر کردن پلها، وصل کردن مواد منفجره به پهلوی کشتی ها، از خط خارج کردن قطار و فرستادن نگهبانان به آن دنیا را آموزش دادند."

پی‌یر بول پس از انجام چند ماموریت در چین و برمه با اسم ساختگی و انگلیسی پیترجان رول، از مقامات ارشد دستور گرفت که از طریق رودخانه خود را به شهر هانوی برساند که در آن زمان در کنترل حکومت ویشی فرانسه بود.

او با کمک روستائیان و با استفاده از ساقه های نی یک بلم کوچک ساخت و در مسیر رودخانه به راه افتاد. در نقطه ای به نام لایچائو او را متوقف و بازداشت کردند و به فرمانده فرانسوی منطقه تحویل دادند. او تصمیم گرفت حقیقت را به این فرمانده بگوید و توضیح داد که عضو ارتش فرانسه آزاد است و ماموریت او این است که با افسران و مقامات ارتش ویشی که ممکن است به متفقین تمایل داشته باشند تماس برقرار کند.

متاسفانه این فرمانده جزو آن گروه نبود و پی‌یر بول به حبس ابد با کار اجباری محکوم شد. او دو سال بعد را در زندانی در شهر هانوی ویتنام گذراند و مدتی قبل از پایان جنگ توانست از زندان بگریزد.

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پی‌یر بول، می گوید: "این حادثه برای پی‌یر بول تجربه آموزنده و مهمی بود. وقتی که او به هند و چین رفت فکر می کرد که در جبهه پیروز قرار دارد. ولی یک افسر فرانسوی او را بازداشت کرد و به او گفت نخیر شما در جبهه پیروز نیستید. همین اتفاقات موضوع خیر و شر را در ذهن او ثبت کرد و به او نشان داد که خیر فقط در مواقع خاصی می تواند واقعا خیر باشد و نه همیشه."

کتاب "پلی روی رودخانه کوای" متفاوت از فیلم سینمایی پایان می یابد. در کتاب این پل منفجر نمی شود بلکه به عنوان یادبودی از سرهنگ نیکلسون و مهارت های او پابرجا می ماند. فیلمسازان آمریکایی در هالیوود برای دادن هیجان بیشتر به لحظات پایانی داستان تصمیم گرفتند آن را منفجر کنند.

پی‌یر بول به خاطر تغییر داستانش در فیلم سینمایی اعتراضی نکرد. در آن زمان او نویسنده نسبتا جوانی بود و از دریافت حقوق معنوی این اثر و ساخته شدن فیلمی براساس کتابش خوشحال بود. اما موضوع دستکاری در ماجراهای کتاب چند سال بعد و در مورد فیلم "سیاره میمون‌ها" نیز اتفاق افتاد.

در کتاب پی‌یر بول داستان از زبان زوج جوانی که برای ماه عسل به فضا رفته و یک بطری حاوی دست نوشته ای را پیدا کرده اند نقل می شود. دستنوشته متعلق به یک روزنامه نگار فرانسوی است که ماجراهای خود در سیاره ای را که توسط میمون‌ها اداره می شود و در عوض،‌ انسان‌ها موجودات کودنی‌اند نقل می کند.

 

روزنامه نگار فرانسوی در پایان این حکایت به پاریس بازمی گردد و وقتی که وارد فرودگاه اورلی می شود می بیند که تمام کارکنان آن میمون هستند. یک نکته جالب دیگر نیز در پایان داستان وجود دارد. این روزنامه نگار بعدها متوجه می شود که زوج جوانی که به ماه عسل رفته بودند نیز شامپانزه‌‌اند.

یکی از صحنه های فیلم "سیاره میمون‌ها" که در کتاب وجود ندارد و احتمالا به یادماندنی ترین صحنه فیلم است کشف مجسمه آزادی است که زیرخاک دفن شده است. وجود این صحنه در فیلم نشان می دهد که مسافران در مسیر زمان به جلو رفته و بعد به کره زمین بازگشته اند، زمینی که تحت تاثیر جنگ های پیاپی ویران شده و میمون‌ها به عنوان موجودات برتر بر آن حاکم شده اند.

اما در کتاب "سیاره میمون‌ها" به قلم پی‌یر بول این حوادث نه در کره زمین بلکه در یک سیاره دور دست اتفاق می افتد. فیلمی که در سال ۲۰۰۱ توسط تیم برتون، کارگردان سرشناس، و با عنوان "سیاره میمون‌ها" ساخته شد به حوادث کتاب نزدیک تر است.

کلمنت پی‌یر، مسئول بایگانی دستنوشته های پی‌یر بول در کتابخانه ملی فرانسه، می گوید: "بین کتاب و فیلم تفاوت زیادی هست. در فیلم مسئولیت بشر نشان داده می شود و در واقع اقدامات بشر موجب ویرانی کره زمین شده است. اما کتاب در حقیقت منعکس کننده این نکته است که تمام تمدنها سرنوشتی جز زوال و نابودی ندارند و خطاب بشری در آن بررسی نمی شود. از بین رفتن تمدن و بازگشت به بربریت امری گریز ناپذیر است."

آثار پی‌یر بول را می توان به دو ژانر اصلی تقسیم کرد، داستانهای مربوط به دوران جنگ جهانی دوم و داستانهای علمی - تخیلی.

کلمنت پی‌یر می گوید: "به نظر من ارتباط بین این دو ژانر اصلی این است که در هر دو آنها پی‌یر بول قهرمانان داستانهای خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می دهد و توانایی آنها را برای انطباق با شرایط بررسی می کند. او با خلق شرایطی بسیار سخت توانایی های قهرمانان خود را به چالش می کشد."

پی‌یر بول کتابهای خود را به زبان فرانسوی بسیار ساده ای می نوشت. او در رشته های علمی تحصیل و مدتی هم در همین عرصه کار کرده بود. به گفته ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پیره بول، داستانهای او از یک منطق علمی بی‌رحم تبعیت می کنند. در حقیقت او ابتدا نتیجه گیری نهایی داستان را می نوشت و بعد به عقب بازمی گشت و به مرور جزییات داستان برای رسیدن به آن نتیجه گیری را می پروراند.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم پی‌یر بول احساس کرد که زندگیش رسالت دیگری دارد و مابقی عمر خود را وقف نویسندگی کرد. او به شهر پاریس رفت و در آنجا با خواهر و خواهر زاده اش که به آنها علاقه فراوانی داشت زندگی کرد.

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پیره بول، شوهر خواهر زاده اوست. پس از مرگ پی‌یر بول تمام دست نوشته های او به ژان لوریو و همسرش رسید. یکی از این مدارک که وجود آن چند هفته پیش علنی شد، نسخه اصلی و فرانسوی فیلمنامه ای است که پی‌یر بول برای ساخت فیلم دیگری از "سیاه میمون‌ها" تهیه کرده بود.

فیلم کلاسیک "سیاره میمون‌ها" با بازی چارلتون هوستون چنان موفق بود که شرکت فیلمسازی فاکس قرن بیستم به سرعت تصمیم گرفت فیلم دیگری به عنوان دنباله آن تهیه کند. پی‌یر بول تهیه این فیلمنامه را شروع کرد و حتی بخش پایانی فیلم اول و ماجرای کشف مجسمه آزادی را در این فیلمنامه گنجاند. ولی در نهایت محصول کار او غیرقابل استفاده بود.

ژان لوریو می گوید: "این توافق نظر وجود دارد که پیره بول نویسنده بسیار خلاقی بوده ولی سینما را به خوبی درک نمی کرد."

امروز پی‌یر بول حتی در زادگاهش فرانسه تقریبا از یادها رفته است. او در دوران حیات خود نیز فرد گوشه گیری بود و از شهرت و جنجال های دنیای ادب و داستان نویسی پرهیز می کرد. او هیچگاه ازدواج نکرد.

کلمنت پی‌یر، مسئول بایگانی آثار پیره بول در کتابخانه ملی فرانسه، می گوید: "به نظر من دلیل فراموش شدن او در فرانسه تا حدی این است که ما دقیقا نمی دانیم او را در چه دسته یا گروهی از نویسندگان قرار دهیم. برخی فکر می کننند که او زیاد از حد "هالیوودی" بود. ولی به اعتقاد من او عمیقا در فرانسه ریشه داشت."

ژان لوریو بیست سال از زندگی خود را برای زنده نگاه داشتن خاطره مردی صرف کرده که به او علاقمند است. او می گوید:" آخرین کلمات پی‌یر بول به هنگام مرگ خطاب به من و همسرم این بود: امیدوارم آنها مرا فراموش نکنند."

مردی که داستانهایش الهام بخش دو اثر سینمایی بزرگ بوده و داستانهای دیگری نوشته است، مسلما لایق ارزش‌گذاری بیشتری است.


آخرین ویرایش: - -

 

زاغی‌ها دزد نیستند

1393/05/26 05:01نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نتایج یک پژوهش جدید نشان داده است که زاغی‌ها نه تنها خرده‌ریز نمی‌دزدند، بلکه به طور مشخص، از اشیاء براق می‌ترسند.

در بسیاری از داستان‌های عامیانه، به‌ویژه در اروپا، زاغی‌ها اغلب به عنوان شخصیت‌هایی دزد شناخته می‌شوند، ولی به نظر می‌رسد که با توجه به نتایج پژوهش جدید، باید در این داستان‌ها و افسانه‌ها بازبینی شود.

خیلی‌ها بر این باور هستند که زاغی‌ها علاقه زیادی به دزدیدن اشیاء براق دارند و آنها را در لانه‌هایشان جمع می‌کنند. اما با مطالعه‌ای که در دانشگاه اکستر انجام شد، پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که اشیاء براق، این پرنده‌ها را عصبی و دستپاچه می‌کند، احتمالا به این دلیل که این اشیاء به نظرشان جدید و احتمالا خطرناک می‌رسد.

در این مطالعه دو دسته اشیاء به کار رفت؛ یک گروه اشیاء براق مثل پیچ‌های فلزی و مکعب‌ها و حلقه‌های کوچکی که از ورقه‌های نازک آلومینیومی (فویل) درست شده بودند و گروه دیگری از اشیاء مشابه که با رنگ آبی مات پوشانده شده بودند.

پژوهشگران در فاصله ۳۰ سانتیمتری هر دسته از این اشیاء انبوهی از آجیل مغزدار گذاشتند. در ۶۴ مورد آزمایش حین غذا خوردن، زاغی‌ها فقط در دو مورد یکی از اجسام براق را برداشتند، هرچند بلافاصله آن را کنار گذاشتند.

در اصل، این پرنده‌ها هر دو دسته اشیاء براق و آبی‌رنگ را ندیده می‌گرفتند و هر وقت این اشیاء در کنار خوراکی‌ها قرار می‌گرفت، غذای کمتری می‌خوردند.

دکتر تونی شپرد که مسئول اصلی اجرای این پژوهش بود، گفت: "هیچ مدرکی برای اثبات علاقه بی‌قیدوشرط زاغی‌ها به اشیاء براق پیدا نکردیم. بلکه واکنش‌ها به تمام اشیاء نشانگر نئوفوبیا (ترس از اشیاء جدید) بود."

او گفت: "برخی پرنده‌ها مثل کورکور سیاه، بعد از جفت‌گیری، از اشیاء براق و چشمگیر برای لانه‌سازی استفاده می‌کنند و از آنها به عنوان ابزاری برای هشدار دادن به بقیه بهره می‌گیرند. ولی ما لانه‌های ده‌ها زاغی را بررسی کردیم و هیچ جسم براقی در آنها نبود. در نتیجه می‌شود گفت که زاغی‌ها از اشیاء برای هشدار دادن به بقیه استفاده نمی‌کنند."

اما نتایج این مطالعه را نمی‌توان به طور قاطع به همه زاغی‌ها نسبت داد، چون در این بررسی، محل غذا دادن زاغی‌ها ثابت بود و به همین دلیل، بیشتر رفتار زاغی‌هایی مطالعه شد که جفت داشتند و در حوالی محل آزمایش زندگی می‌کردند. در واقع، رفتار زاغی‌های بدون جفت، هنگام غذا خوردن چندان قابل پیش‌بینی نیست.

به این ترتیب، شاید، تنها شاید، بشود گفت که پرنده‌های بدون جفت و مجرد سعی دارند با (برداشتن) حلقه‌های نقره، عشق خود را به جفت آینده‌شان ثابت کنند. حلقه‌هایی که نام این پرنده‌ها را لکه‌دار کرده است.


آخرین ویرایش: 1393/05/26 05:05

 

بهترین‌های رابین ویلیامز

1393/05/22 05:22نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


رابین ویلیامز که روز دوشنبه ۱۱ اوت در سن ۶۳ سالگی درگذشت، یک همه فن حریف واقعی در بازیگری بود.

گستره نقش آفرینی‌هایش، او را به یکی محبوب‌ترین و موفق‌ترین چهره‌های سینمای آمریکا تبدیل کرده بود؛ از کمدی‌های خنده دار گرفته تا فیلم‌های احساسی اشک انگیز، از نمایش‌هایی برای کودکان و صداپیشگی در انیمیشن‌ها تا بازی در درام‌های تلخ.

کار دشواری است که از میان ده‌ها فیلم و سریالی که او در آنها حضور داشته، چندتایی را به عنوان بهترین کارهای او انتخاب کرد. در زیر نگاهی گذار به تعدادی از مشهورترین آثار او انداخته ایم.

مورک و میندی (۱۹۸۲-۱۹۷۸)

موفقیت و محبوبیت از بازی در سریال "مورک و میندی" آغاز شد؛ یک کمدی موقعیت (Sitcom) که از دل سریال "روزهای خوش" (Happy Days) بیرون آمده بود.

رابین ویلیامز که کار خود را تازه آغاز کرده بود در دو قسمت روزهای خوش در نقش موجودی فضایی بازی کرد که از سیاره دیگری به زمین آمده بود تا خودش را با زندگی بشری وفق دهد.

"مورک از اورک" آنقدر در همان دو قسمت محبوب شد که تهیه کنندگان تصمیم گرفتند او را تبدیل به شخصیت محوری سریال دیگری کنند که پنج سال ادامه داشت و از موفقترین سیتکام‌های زمان خود بود.

صبح بخیر ویتنام (۱۹۸۷)

تا سال ۱۹۸۷ ویلیامز نام خودش را در تلویزیون و دنیای کمدی تثبیت کرده بود، اما هنوز در سینما شهرتی هم‌سنگ نداشت و سابقه حضورش در مقابل دوربین سینما، به چند نقش کوتاه بر می‌گشت.

صبح بخیر ویتنام، فرصتی برای او فراهم کرد که به یکی از ستارههای هالیوود تبدیل شود. او نقش یک مجری/ دی‌جی رادیویی را بازی کرد برنامه‌اش برای تقویت روحیه سربازان آمریکایی در ویتنام پخش می‌شد.

این نقش جایزه بهترین بازیگر گلدن گلوب و نخستین نامزدی اسکار را برایش به ارمغان آورد.

انجمن شاعران مرده (۱۹۸۹)

دو سال بعد این موفقیت با بازی در فیلم انجمن شاعران مرده تکرار شد و برای دومین بار نامزد اسکار شد.

بازی او در نقش جان کیتنگ، معلم زبان انگلیسی در کالجی آمریکایی یکی از نقش‌آفرینی‌های به یاد ماندنی اوست؛ معلمی که روش تدریسش زندگی شاگردانش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

خانم داتفایر (۱۹۹۳)

در سینما مردان زیادی در نقش زنان بازی کردهاند که قطعا یکی از بهترین‌های آنها بازی رابین ویلیامز در فیلم خانم داتفایر است.

مردی که از همسرش جدا شده و اجازه دیدن فرزندانش را ندارد و با گریم، خودش را به شکل خدمتکار زنی درمی آورد و با این ترفند مراقبت از فرزندانش را بر عهده می گیرد.

این کمدی خانوادگی که یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای آمریکاست، جوایز زیادی از جمله گلدن گلوب دیگری برای ویلیامز در پی داشت.

ویل هانتینگ نابغه (۱۹۹۷)

ویل هانتینگ نابغه یکی از موفق‌ترین فیلم‌های اواخر دهه ۱۹۹۰ بود؛ ۹ نامزدی اسکار برای فیلمی محصول همکاری دو جوان تازه کار در مقام فیلمنامه نویس (بن افلک و مت دیمون) که اتفاقی شگفت انگیز در سینمای آمریکا بود.

این جمع دو نفره را رابین ویلیامز با بازی بی‌نظیر خود در نقش روانشناس مشاور ویل هانتینگ ( با بازی مت دیمون) تکمیل کرد و تنها اسکار زندگی‌اش را به دست آورد.

به این فهرست می توان فیلم‌های پچ آدامز، بی‌خوابی، علاالدین، عکس فوری یکساعته، جومانجی، قفس پرندگان و ده‌ها فیلم و انیمیشن دیگر اضافه کرد.


آخرین ویرایش: - -

 

ساندرا بولاک، پردرآمدترین بازیگر زن سال آمریکا شناخته شد

1393/05/20 02:51نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


به گفته مجله فوربز، ساندرا بولاک، با درآمد تقریبی ۵۱ میلیون دلار ظرف ۱۲ ماه، در صدر فهرست پردرآمدترین بازیگران زن هالیوود شناخته شد. پس از وی جنیفر لورنس و جنیفر انیستون قرار گرفته‌اند.

خانم بولاک که ۵۰ سال دارد، در فیلم «جاذبه» که سال گذشته اکران شد حضور داشت. این فیلم در مجموع ۷ جایزه اسکار را از آن خود کرد و فروش آن در سراسر جهان بیش از ۷۱۶ میلیون دلار اعلام شد.

ساندرا بولاک، که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن سال ۲۰۱۰ را برای بازی در فیلم «نقطه کور» از آن خود کرده بود، سال پیش در رده‌بندی پردرآمدترین بازیگران هالیوود مجله فوربز مقام هفتم را به خود اختصاص داده بود، اما در فاصله ژوئن ۲۰۱۳ تا ژوئن ۲۰۱۴ به مقام نخست دست پیدا کرد.

بنا بر گزارش فوربز، ستاره فیلم جاذبه امسال جایزه اسکار را نبرد، اما پولی که نصیبش شد از پارو بالا می‌رفت.

بازیگر اول فیلم «بازی‌های گرسنگی»، یعنی جنیفر لورانس ۲۳ ساله، با درآمدی بالغ بر ۳۴ میلیون دلار، برای دومین سال پی‌درپی مقام دوم رده‌بندی فوربز را اشغال کرده است، در حالی‌که جنیفر انیستون ۴۵ ساله با ۳۱ میلیون دلار درآمد، به مقام سوم صعود کرده است.

فهرست فوربز

مجله فوربز فهرست پردرآمدترین‌های هالیوود را از طریق تخمین درآمدهای ستارگان سینما از جمله دستمزد بازی در فیلم، پشتیبانی از محصولات تجاری، و کارهای تبلیغاتی تهیه می‌کند، و یافته های خود را با مدیران و وکلا و سایر دست‌اندرکاران در میان می‌گذارد.

گوئینت پالتروی ۴۱ ساله با ۱۹ میلیون دلار و آنجلینا جولی ۳۹ ساله با ۱۸ میلیون دلار رده‌های چهارم و پنجم را اشغال کردند. خانم جولی سال پیش مقام نخست را داشت.

اسکارلت یوهانسون، ستاره ۲۹ ساله فیلم عامی-تخیلی «لوسی» با ۱۷ میلیون دلار درآمد در رده هفتم قرار گرفت، و ستاره فیلم «شفق»، یعنی کریستین استوارت ۲۴ ساله، با درآمدی معادل ۱۲ میلیون دلار از رده سوم سال پیش به مقام دهم نزول کرد.

با این که همه این ستارگان دستمزدهای کلانی برای هنر خود دریافت می‌کنند، لیکن فوربز می‌گوید هالیوود از نظر درآمد بین زن و مرد فرق می‌گذارد و زنان از این نظر هنوز از مردان عقب‌تر هستند.

مردان رده‌های ۱ تا ۱۰ فهرست فوربز در سال گذشته جمعا ۴۱۹ میلیون دلار درآمد داشته‌اند، در حالی‌که ۱۰ زن نخست رده‌بندی زنان جمعا ۲۲۶ میلیون دلار درآوردند.


آخرین ویرایش: - -

 

اولویت رتبه‌بندی گوگل به سایت‌های امن

1393/05/20 02:50نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

گوگل گفته که درصفحه نتایج جست‌وجو اولویت رتبه‌بندی را به وب‌سایت‌های امن‌تر خواهد داد.

موتور جست‌جو به صورت آزمایشی، صفحاتی را که از پروتکل رمزگذاری‌شده HTTPS استفاده می‌کنند، به طور پیش‌فرض بالاتر در نظر می‌گیرد و حالا آن را در الگوریتمش رسما استفاده خواهد کرد.

گوگل می‌گوید: «ما نتایج مثبتی داشته‌ایم بنابراین شروع به استفاده از HTTPS به عنوان یک عامل رتبه‌بندی هستیم».

این تصمیم می‌تواند سایت‌های بیشتری را تشویق به استفاده از رمزگذاری کند که آنها را در مقابل نفوذ مقاوم‌تر خواهد کرد.

رمزگذاری در جهت بهم زدن دیجیتالی داده‌های رد و بدل شده میان کاربر و یک سرویس آنلاین استفاده می‌شود تا از استراق سمع اطلاعات توسط غریبه‌ها جلوگیری شود.

این روش توسط بسیاری از سایت‌ها با نمایش یک علامت قفل‌شکل کوچک در کنار نشانی سایت استفاده می‌شود. این نشانی با HTTPS آغاز می‌شود که S مخفف secure یا امن است.

اما برای بسیاری از شرکت‌ها از سراسر وب، افزودن امکان رمزگذاری مستلزم زمان و هزینه افزونی است.

جیسون هارت، از شرکت مشاور حفاظت از داده‌های سیف‌نت می‌گوید: «پیش از این سازمان‌ها به علت هزینه‌ها یا ترس از کاهش سرعت سایت از رمزگذاری وب‌سایت خودداری می‌کردند. اما در حال حاضر فناوری‌های رمزنگاری با سرعت بالا در دسترس است که به این معنی است که دیگر هزینه و سرعت دغدغه‌ای محسوب نمی‌شود».

«پس دیگر هیچ بهانه‌ای برای انتقال یا ذخیره هر اطلاعاتی به صورت متن ساده وجود ندارد. هر شرکتی دوست دارد که رتبه‌بندی مطلوبی در گوگل داشته باشد، بنابراین به نفش است».

گوگل اعلام کرده که پیش از این، رمزنگاری‌شده بودن یا نبودن یک وب‌سایت تاثیری در رتبه‌بندی سایت در گوگل نداشت.

زینب آیت بهجی و گری ایلیس از شرکت پوگل در نوشته‌ای وبلاگی می‌نویسند: «در حال حاضر این موضوع تنها یک عامل است و کمتر از ۱% نمایش جهانی را در بر می‌گیرد و کمتر از عوامل دیگر مانند محتوای باکیفیت بالا به آن ارج نهاده می‌شود تا به صاحبان وب‌سایت‌ها فرصت کافی برای انتقال به HTTPS داده شود».

آنها می‌نویسند:‌ «اما با گذشت زمان ممکن است که به این عامل بهای بیشتری بدهیم. چرا که می‌خواهیم صاحبان وب‌سایت‌ها را تشویق کنیم تا از HTTP به HTTPS بروند تا هر کسی در وب احساس امنیت کند».

دیوید دروموند، یکی از مدیران حقوقی گوگل پیشتر گفته بود که ایالات متحده نیاز به تغییر رویکرد خود برای بازیابی اعتماد در اینترنت دارد.

در سال ۲۰۱۱ گوگل HTTPS را به طور پیش‌فرض به خدمات محبوب ایمیلش، جیمیل افزود.

یاهو هم داده‌های همه کاربران خود را در ماه مارس ۲۰۱۴ به یک سرور امن منتقل کرد و فیسبوک هم مرور امن داده‌ها را به صورت پیش‌فرض از ژوئیه ۲۰۱۳ فراهم کرده است.

انتقال شرکت‌های بزرگ فناوری به رمزگذاری از زمانی تشدید شد که ادوارد اسنودن ادعا کرد که آژانس امنیت ملی آمریکا NSA و ستاد ارتباطات دولت انگلیس از فناوری‌های مختلف برای جاسوسی از شهروندان استفاده می‌کنند. این موضوع بحث‌های گسترده‌ای را درباره امنیت سایبری و حریم خصوصی در ابعاد جهانی موجب شد.


آخرین ویرایش: - -

 

دهگانه سینمای چین؛ از کمونیسم تا هنرهای رزمی

1393/05/17 00:44نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


موسسه فیلم بریتانیا، در برنامه تابستانی خود، فصلی را به مرور یک قرن سینمای چین از نخستین تجربه های نمایش و تولید فیلم در این کشور تا امروز اختصاص داده است.

سینمای چین بسیار متنوع است و تقریبا همه ژانرهای سینمایی را تجربه کرده است. پژوهشگران و مورخان سینمایی، عموماً، سینمای چین را شامل فیلم های تولیدشده در سه منطقه سرزمین اصلی چین، هنگ کنگ و تایوان به حساب می آورند.

از این رو برنامه مرور بر یک قرن سینمای چین در بی اف آی، تنها فیلم های ساخته شده در چین کمونیست را دربرنمی گیرد بلکه شامل فیلم های سینماگران تایوانی و هنگ کنگی نیز می شود.

بر این اساس، ده فیلم برگزیده سینمای چین، مجموعه ای از فیلم های چینی، هنگ کنگی و تایوانی در طول یک قرن است که شامل فیلم هایی از عصر طلایی شانگهای، دوران کمونیسم و انقلاب فرهنگی چین، دوره موج نو و ظهور نسل چهارم و پنجم سینماگران چینی و دوران امروز است.

بزرگراه

Big Road

در دهه سی، با حمله ژاپن به چین و تصرف منچوری، نوعی از سینمای پیشرو و چپ گرا با حمایت ناسیونالیست های کومینتانگ و کمونیست ها در شانگهای چین شکل گرفت که از آن به عنوان عصر نخست طلایی سینمای چین یاد می شود.

در این دوره بود که حزب کمونیست چین، گروه فیلمسازی خود را راه انداخت و به تولید آثاری با محتوای میهن پرستانه و ضد سرمایه داری در استودیوهای مینگ زینگ و لیان هُوا، پرداخت.

فیلم بزرگراه ساخته سون یو (۱۹۳۵) از محصولات این دوره است. فیلمی که عناصری از سینمای سرگرم کننده و عامه پسند پیش از دهه سی را با سینمای پسااستعماری چین تلفیق کرده است.

در این فیلم، گروهی از کارگران بیکار چینی به کارگران راه سازی ارتش چین که سرگرم ساختن بزرگراه هستند، ملحق می شوند. تاثیر سینمای کمدی صامت و اسلپ استیک آمریکایی را بر این فیلمِ بدون دیالوگ می توان دید. دو تن از کارگران راهسازی نیز با الهام از زوج کمدی لورل و هاردی ساخته شده اند.

رودخانه بهاری به سمت شرق جاری است

The Spring River Flows East

فیلم رودخانه بهاری به سمت شرق جاری است، ساخته کای شوشنگ و ژنگ جونلی، محصول دومین عصر طلایی سینمای چین و از تولیدات استودیوی لیان هُوا است که بعد از پیروزی کمونیست ها در این کشور و تاسیس جمهوری خلق چین ، به وجود آمد.

رودخانه بهاری که به "بربادرفته سینمای چین" مشهور است، حماسه ای دو بخشی است که با نام های هشت سال جنگ و سپیده دم در سال های ۱۹۴۷ و ۱۹۴۸ به نمایش درآمد و داستان تلخ خانواده ای را در جریان جنگ و اشغال چین به وسیله ارتش ژاپن روایت می کند.

 

با آغاز جنگ، مرد خانواده از همسرش جدا شده و به منطقه ای دیگر می رود اما در آنجا عاشق زنی بورژوا شده و همسرش را که در انتظار او و در فقر دست و پا می زند فراموش می کند. زن که حالا مجبور است برای معشوقه بورژوای شوهرش نوکری کند، از ناراحتی و اندوه، خود را در رودخانه یانگ تسه غرق می کند. در سال ۲۰۰۵ نسخه تلویزیونی دیگری از روی این فیلم ساخته شد که محبوبیت زیادی در چین کسب کرد.

چاه قدیمی

Old Well

چاه قدیمی(۱۹۸۷) ساخته وو تیان مینگ، حکایت مردم روستایی است که مدت دو قرن، زمین سخت کوهستانی را برای رسیدن به آب کنده اما نتیجه ای نگرفته اند و حالا جوان تحصیل کرده ای از اهالی این روستا به زادگاهش باز می گردد تا با روش های علمی، راه رسیدن به آب را به آنها نشان دهد.

وو تیان مینگ را به همراه زی فی (کارگردان برف سیاه) باید از مهمترین سینماگران نسل چهارم چین به حساب آورد، از پیشگامان سینمایی که به سینمای زخم و جراحت شهرت یافت. سینمایی که به بیان زخم های تاریخی مردم چین به ویژه در دوران انقلاب فرهنگی و استبداد کمونیسم می پرداخت.

کارهای این سینماگران در دوران انقلاب فرهنگی، قربانی سانسور شد و تنها در دهه هشتاد به نمایش درآمد. نمادگرایی، تاکید روی کیفیت بصری فیلم، دقت در فیلمبرداری، کمپوزیسیون ها و رنگ به جای روایت، شخصیت پردازی و دیالوگ، از مشخصه های فیلم های این دسته از سینماگران است. اراده برای تغییر و تنش بین مدرنیسم و سنت در جامعه عقب مانده چین، درونمایه اصلی فیلم چاه قدیمی و بیشتر فیلم های موج نویی دهه هشتاد سینمای چین است. ژانگ ییموو علاوه بر فیلمبرداری این فیلم، در آن بازی هم کرده است.

یک و هشت

One and Eight

یک و هشت(۱۹۸۳)، ساخته ژانگ جونژائوی، نخستین محصول نسل پنجم سینماگران چینی است که با رویکردی انتقادی به تاریخ معاصر چین می پردازد.

فیلمسازان نسل پنجم چین که اغلب آنها از فارغ التحصیلان آکادمی فیلم پکن بودند، با گسست از ایدئولوژی حاکم و سنت رئالیسم سوسیالیستی دیکته شده به وسیله مقامات حزب کمونیست چین، با رویکردی انتقادی و زبان سینمایی شخصی به تاریخ و جامعه چین پرداختند و الگوهای بیانی تازه تری را معرفی کردند.

فیلم یک و هشت، ماجرای گروهی از زندانیان کمونیست در دوران جنگ علیه اشغال گران ژاپنی است. یک کمیسر نظامی ارتش چین که مظنون به خیانت است، برای اثبات وفاداری اش به نظام در کنار هشت متهم کمونیست، زندانی می شود.

جنبه های بصری، شخصیت پردازی و دیالوگ های غیرمتعارف یک و هشت، در سینمای چین آن زمان بی سابقه بود و همه را شگفت زده کرد. فیلمبرداری استیلیزه ژانگ ییموو نیز از امتیازات این فیلم است.

زمین زرد

Yellow Earth

چن کایگه را باید مهمترین فیلمساز نسل پنجم سینماگران چینی به شمار آورد. فیلم زمین زرد(۱۹۸۴)، نخستین ساخته چن کایگه است که یوزپلنگ نقره‌ای جشنواره لوکانو را به دست آورد و نام این فیلمساز را در محافل سینمایی جهان مطرح کرد.

زمین زرد، داستان سربازی کمونیست است که برای جمع آوری ترانه های عامیانه روستایی به مناطق روستایی سفر می کند. این فیلم که ژانگ ییموو، آن را فیلمبرداری کرده، به خاطر سبک شاعرانه و درونمایه انتقادی اش، مورد توجه و تحسین محافل سینمایی جهان قرار گرفت اما لحن انتقادی چن کایگه، با مخالفت مقامات دولتی چین مواجه شد.

کمپوزیسیون های دقیق و زیبا و نماهای لانگ شات از چشم اندازهای روستایی و زمین هایی با خاک های زرد، بسیار یادآور نقاشی های سنتی چینی بود. چن کایگه با فیلم بعدی اش یعنی وداع با محبوبه‌ام، موفق شد نخل طلای جشنواره کن را نیز دریافت کند. اگرچه او در سال های اخیر هرگز نتوانست موفقیت های گذشته خود را تکرار کند اما همچنان از شاخص‌ترین چهره های سینمای چین است.

شهر غم

City of Sadness

شهر غم(برنده شیر طلایی ونیز سال ۱۹۸۹)، در واقع، نخستین قسمت از سه گانه هوشیائو شین درباره تاریخ دردبار جزیره تایوان است. هو هوشیائو شین، شاخص ترین چهره جنبش سینمای نوین تایوان است که با انگیزه تبیین هویت ملی و فرهنگی تایوان و بازگشت به ریشه های تاریخی این کشور در دهه هشتاد به وجود آمد.

شین که زاده چین است، بعد از روی کار آمدن کمونیست ها در چین، به همراه خانواده اش به تایوان گریخت. او ابتدا با فیلم های تجاری و عامه پسند شروع کرد و بعد از ساختن فیلم عروسک بزرگ پسرش، راهش را پیدا کرد و سبک نوینی را پایه گذاری کرد که ریشه در شعر کلاسیک و فاخر چینی، نقاشی های سنتی از مناظر و چشم اندازها و طومارهای روایی بودیسم داشت.

سینمایی که در گریز از سینمای عامه پسند چینی-تایوانی(فیلم های رزمی- کونگ فویی) و با تاکید بر تجربه های اجتماعی و فرهنگی تایوان پس از جنگ، شکل گرفت.

شهر غم، داستان تراژیک خانواده ای بزرگ را در کوران جنگ و بحران سیاسی تایوان و دولت ناسیونالیست در تبعید چین، روایت می کند و تلاشی است برای کشف هویت تاریخی و ملی گمشده تایوان در میان آشوب ها و بحران های تاریخی سال های بین ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۹ که دوره پایان تسلط ژاپنی ها بر چین و جدایی دولت کومینتانگ از سرزمین اصلی چین محسوب می شود.

شهر غم همچنین نوعی ادای دین هوشیائو شین به فیلم پدرخوانده فرانسیس فورد کاپولا است. خشونت و لحن سرد فیلم، رابطه خویشاوندی آدم ها و رقابت بین گانگسترهای چینی، بیانگر تاثیر پذیری فیلمساز از فیلم کاپولاست.

ببر خیزان، اژدهای پنهان

Crouching Ttiger, Hidden Dragon

ببر خیزان، اژدهای پنهان، یکی از مشهورترین و موفق ترین فیلم های ژانر هنرهای رزمی چینی است که انگ لی کارگردان چینی تبار هالیوود آن را در چین و با همکاری چین، آمریکا و هنگ کنگ ساخته است.

فیلمی که جوایز اسکار زیادی کسب کرد و بسیار تاثیرگذار بود و باعث توجه دوباره هالیوود به ژانر هنرهای رزمی و بهره برداری از ظرفیت های انسانی و دراماتیک سینمای چین شد.

انگ لی این فیلم را به کینگ هو، استاد هنرهای رزمی چین تقدیم کرده است. صحنه های شمشیربازی و پرواز قهرمان ها در هوا و بالا رفتن آنها از دیوار و نبرد بر روی پشت بام ها یا روی شاخه های نازک درختان بامبو در این فیلم به شکل حیرت انگیز و خیره کننده ای ساخته شد که نمونه آن پیش تر دیده نشده بود.

در واقع این انگ لی بود که با ساختن ببر خیزان، اژدهای پنهان، ژانر هنرهای رزمی و حماسی را دوباره در سینمای چین زنده کرد و به آن ابعادی جهانی بخشید.

در حال و هوای عشق

In the Mood for Love

در حال و هوای عشق، دومین قسمت از تریلوژی وونگ کاروای، سینماگر برجسته هنگ کنگی است. او قسمت اول این تریلوژی را در ۱۹۹۱ با عنوان روزهای وحشی بودن(Days of being wild) و قسمت آخر آن را در سال ۲۰۰۴ با عنوان ۲۰۴۶ ساخته ‌است.

این فیلم یکی از لطیف‌ترین، زیباترین و در عین حال تلخ‌ترین داستان‌های عاشقانه‌ای است که تا کنون در سینما روایت شده‌است. عاشقانه سینمایی وونگ کاروای، داستان مرد و زنی است که همسران آنها با یکدیگر رابطه عاشقانه دارند و آنها نیز میل عاشقانه درونی خود را به خاطر سنت ها و ترس هایی موهوم سرکوب می کنند.

فضای فیلم بین خیانت و وفاداری حرکت می‌کند. زوج عاشق با اینکه میل و کشش به هم دارند اما نمی‌خواهند به همسرانشان خیانت کنند. آنها از ابتدا می‌دانند عشق‌شان سرانجامی ندارد و این خودآگاهی، جنبه تراژیکی به وضعیت‌شان می‌بخشد. عشقی ممنوع و ناممکن که در نهایت به جدایی و دوری می‌انجامد.

در حال و هوای عشق، نقطه اوج و کمال سبک گرایی وونگ کاروای و مهارت او در شخصیت پردازی، روایت و فضا سازی است. فیلم، بیش‌تر از آنکه طرح داستانی مهم و پیچیده‌ای داشته باشد، بر مبنای حس و حال کاراکترها و فضای پیرامون آنها ساخته شده‌است. عنوان اصلی فیلم برگرفته از نام یکی از ترانه‌های مشهور نت کینگ کول خواننده بزرگ موسیقی جز است که در سال‌های دهه شصت خوانده است.

قهرمان

Hero

قهرمان(۲۰۰۲) ساخته حماسی-رزمی ژانگ ییمو، از چهره های مهم نسل پنجم سینمای چین است.

او نیز همانند چن کایگه و ژانگ جونژائوی، فارغ التحصیل آکادمی فیلم پکن است و با فیلم هایی که ساخته و فیلمبرداری کرده، نقش مهمی در شکل گیری موج نوی سینمای چین داشته است. فیلم های اولیه ژانگ ییمو، فیلم هایی تاریخی با درونمایه انتقادی بوده که برخی از آنها مثل ژودو و فانوس سرخ را برافراز، تا مدت ها نمایش آنها در چین ممنوع بود.

محبوبیت ژانر فیلم‌های حماسی و رزمی در غرب و موفقیت جهانی فیلم ببر خیزان و اژدهای پنهان انگ لی، ژانگ ییمو را نیز به ساختن فیلمی در این ژانر ترغیب کرد. با اینکه فیلم قهرمان از سوی محافل بین المللی تحسین شد اما بسیاری از منتقدان چینی ژانگ ییمو را به خاطر دورشدن از فضاها و تم‌های فیلم‌های اولیه اش و "خوش رقصی" برای غربی‌ها مورد انتقاد قرار دادند.

قهرمان که بر مبنای یک افسانه قدیمی و فولکوریک چینی ساخته شده(چن کایگه نیز پیش تر از روی همین داستان، فیلم امپراطور و قاتل را ساخت) داستان یک آدمکش حرفه ای است که وارد دربار سلطان می شود و ادعا می کند که سه نفر را که قصد ترور سلطان را داشته اند، کشته است. قهرمان از نظر بصری، اثری خیره کننده و باشکوه است، فیلمی که در عین داشتن فضایی خشونت‌بار، بسیار لطیف و شاعرانه است.

نشانی از گناه

A Touch of Sin

"جیا ژانگ که" از مهمترین سینماگران نسل ششم سینمای معاصر چین است. فیلم طبیعت بیجان(۲۰۰۶) او شیر طلایی ونیز را به دست آورد. او در فیلم هایش به جای تکیه بر درام های اساطیری و حماسی، به جامعه امروز چین توجه کرده است.

ژانک که، با نگاهی انتقادی به تاریخ و جامعه امروز چین نگاه می کند و حرکت این جامعه به سمت سرمایه داری و سقوط اخلاقی آن، درونمایه بیشتر فیلم های او از جمله نشانی از گناه(۲۰۱۳) است. در نشانی از گناه، ژانگ که، در چهار اپیزود که همه آنها بر اساس قتل هایی واقعی که در چهار نقطه مختلف چین صورت گرفته، تراژدی سقوط یک جامعه و افسردگی و بحرانی را که دامن گیر جوانان چین شده است، تصویر کرده است.

جامعه ای حریص که روزگاری، عدالت و سوسیالیسم را به آنها وعده داده بود و حالا، چهار نعل به سمت سرمایه داری و جهانی شدن می تازد و از سوسیالیسم تنها، پوسته ظاهری و نظم آیینی اشتراکی آن باقی مانده است.

تاثیر فیلم های یاسوجیرو ازو و هوشیائو شین از یک سو و سبک آنتونیونی بر کارهای جیا ژانگ که، انکار ناپذیر است. اگرچه سبک فیلم رئالیستی است اما استفاده ژانگ که از نمادها و شمایل های طالع بینی چینی مثل ببر، اسب، مار و گاومیش، نشان دهنده گرایش او به رئالیسم جادویی از نوع چینی است.

نشانی از گناه، جایزه بهترین فیلمنامه بخش مسابقه اصلی جشنواره کن ۲۰۱۳ را به دست آورد.

 

پرویز جاهد

منتقد فیلم

 


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 634 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...