تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب دزدی که نیست هست؟

داروی 'مهیج' تازه اچ آی وی را از مخفیگاه بیرون می کشد

1393/05/2 02:44نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

دانشمندان می گویند که موفقیت آنها در بیرون راندن ویروس اچ آی وی از مخفیگاه هایش در بدن گام "مهیج" تازه ای به سوی معالجه بیماری است.

اچ ای وی می تواند خود را در دی ان ای بیمار پنهان کند و برای چند دهه در بدن مخفی شود بی آنکه علایم ایدز ظاهر شود. همین وضعیت است که درمان این بیماری را غیرممکن می کند.

اکنون در مطالعه ای که در کنفرانس ۲۰۱۴ ایدز عرضه شده تحقیقات اولیه در شش نفر نشان می دهد که شیمی درمانی در حد خفیف می تواند ویروس را به اصطلاح بیدار یا ظاهر کند.

کارشناسان می گویند که این شروعی نویدبخش است اما بعید است به تنهایی برای نابود کردن اچ آی وی کافی باشد.

داروهای ضدویروسی می تواند شمار ویروس اچ آی وی در جریان خون را به یک سطح پایین و غیرقابل ردیابی تنزل دهد به این معنی که افراد آلوده به ویروس می توانند یک زندگی تقریبا عادی داشته باشند.

اما یک مشکل هست. اچ‌ آی وی می تواند دی ان ای خود را در دی ان ای انسان جا دهد و دور از دسترس داروها و سیستم ایمنی پنهان شود.

وقتی معالجه دارویی متوقف شد، ویروس از این مخفیگاه بیرون می آید و دوباره حمله را شروع می کند.

تیمی در دانشگاه آرهاس در دانمارک سعی کرد با کمک رومیدپسین که داروی شیمی درمانی برای سرطان غده لنفاوی است با پنهانکاری اچ آی وی مقابله کند.

شش بیمار که میزان اچ آی وی آنها غیرقابل ردیابی بود مورد آزمایش قرار گرفتند.

هرکدام آنها برای سه هفته، هفته ای یک دوز کم رومیدپسین دریافت کردند.

در این دوره میزان اچ آی وی در خون پنج نفر از بیماران به طور قابل توجهی افزایش یافت.

دکتر اوله سوگارد از دانشمندان مطالعه گفت:‌ "هر یک گامی که به جلو برداشته شود مهیج است، و به نظرم این قدم خیلی مهمی است."

او گفت علیرغم شک و تردیدهای زیادی که از سوی شماری از دانشمندان ابراز می شد تیم او توانسته ویروس را از سلول بیرون بکشد. قدم بعدی نابود کردن ویروس خواهد بود.

او می گوید: "مطالعه اکنون وارد یک مرحله تازه می شود که رومیدپسین را با دارویی برای تقویت سیستم ایمنی - که در مورد کار ما واکسن اچ آی وی است - ترکیب می کند."

عوارض جانبی این شیوه همان است که معمولا با شیمی درمانی ظاهر می شود از جمله خستگی مفرط.

چالش دشوار

هنوز چالش های زیادی در این مسیر وجود دارد.

تیم محققان نمی تواند بگوید چه درصدی از ویروس های پنهان در بدن با تجویز رومیدپسین فعال می شوند.

یک سوال مشکل آفرین دیگر این است که کدام ذخیره مخفی از اچ آی وی با ورود رومیدپسین ظاهر شده است. اچ آی وی می تواند در سلول های ایمنی خون پنهان شود، اما ذخایر بزرگتری از آن در شکم و سیستم مرکزی عصبی مخفی می شود و معلوم نیست آیا این ذخایر هم با شیمی درمانی از مخفیگاه خارج می شوند یا نه.

دکتر سوگارد می گوید: "می دانیم که این یک گام به جلوست، اما نمی دانیم چقدر بلند است، ممکن است فقط یک قدم کوتاه باشد یا شاید هم یک جهش بلند به جلو."

رومیدپسین با "شل کردن" حلقه مارپیچی تنگ دی ان ای کار می کند. این باعث می شود کد ژنتیکی پنهان اچ آی وی در معرض دید قرار گیرد که به تولید ویروس های تازه منجر می شود.

دکتر اندرو فریدمن متخصص بیماری های عفونی در دانشگاه کاردیف به بی بی سی گفت که تحقیقات تازه نویدبخش است.

او می گوید که یافتن درمانی برای ایدز آسان نیست و بعید است که یک دارو به تنهایی کفایت کند.

او می گوید: "تردید زیادی هست که این دارو برای نابودی کامل ذخیره پنهان اچ آی وی کافی باشد. بیشتر مردم فکر می کنند که یک رویکرد واحد کافی نخواهد بود و دارویی مثل این احتمالا باید با واکسن یا حتی ژن درمانی به کار گرفته شود."


آخرین ویرایش: - -

 

'تفاوت عشق و شهوت' در چشم دیده می‌شود

1393/05/2 02:43نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


محققان دانشگاه شیکاگو می‌گویند حرکات چشم نشان می‌دهد که به چه کسی به چشم شریک و معشوق آینده نگاه می‌کنید و چه کسی بعنوان شریک جنسی، نظرتان را گرفته است.

استفانی کاسیوپو، استاد روانشناسی دانشگاه شیکاگو می‌گوید: "با اینکه در حال حاضر درباره از نظر علمی درباره عشق در نگاه اول و اینکه افراد چگونه عاشق می‌شوند خیلی کم می‌دانیم، اما این تحقیق سرنخهایی را به دست می‌دهد که در روند جلب توجه، نگاه می‌تواند عشق را از کشش جنسی متمایز کند."

تحقیقات قبلی که زیر نظر خانم کاسیوپو صورت گرفته نشان داده بود که عشق و میل جنسی نقاط مختلفی را در مغز فعال می‌کنند.

اما در این تحقیق محققان می‌خواستند عشق رمانتیک و شهوت جنسی را با الگوهای بصری از هم متمایز کنند، دو احساسی که تمیز دادن آنها از یکدیگر دشوار است، دستکم برای دیگران.

برای این تحقیق به دانشجویان دانشگاه ژنو تعدادی عکس سیاه و سفید زوج‌های غیر همجنس را که در حال معاشرت با یکدیگر بودند یا مستقیما به دوربین نگاه می‌کردند روی صفحه کامپیوتر نشان دادند و از آنها خواستند با در سریعترین زمان ممکن بگویند استنباطشان از عکس‌ها، عشق رمانتیک است یا کشش جنسی. در هیچیک از عکس‌ها برهنگی یا محرک جنسی وجود نداشت.

تحلیل داده‌ها نشان داد در نگاه عاشقانه چشم روی صورت متمرکز و ثابت می‌ماند اما در نگاه شهوانی چشم، از صورت به سمت دیگر اعضای بدن حرکت می‌کند و بر روی بدن ثابت می‌شود.

دکتر کاسیوپو می‌گوید این بررسی نشان می‌دهد کشش جنسی تا حدی محصول تجربیات صرفا حسی (sensory) است اما عشق انعکاس انتزاعی‌تر این احساسات است.

محققان می‌گویند ممکن است در آینده از بررسی حرکات چشم برای بررسی‌ها و درمان‌های روانشناختی و روانپزشکی استفاده شود، برای این که بتوان تشخیص داد عواطف و احساساتی که فرد گزارش می‌کند عشق رمانتیک است یا کشش جنسی.

نتیجه این تحقیق بخصوص برای آنها که برای اولین بار با کسی قرار ملاقات دارند و می‌خواهند از احساس واقعی او سر در بیاورند جالب است؛ اما می‌شود حدس زد که کار بزودی از این هم راحت‌تر شود و اپلیکیشن آن به بازار بیاید.


آخرین ویرایش: - -

 

«پایان تاریخ» ادامه دارد

1393/04/30 04:26نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


با وجود همه انتقاداتی که طی دو دهه بر تز «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما شده و مقالات و کتاب های متعددی که در این زمینه نوشته شده است، این نظریه پرداز علوم سیاسی از تز خود دفاع می کند و آن را معتبر می شمارد. مصاحبه زیر را استنفورد دیلی با فوکویاما انجام داده و او 25سال پس از انتشار نسخه اولیه مقاله «پایان تاریخ» همچنان به آن اعتقاد دارد.

آیا شما به بدیل های موجود برای نظم فعلی جهانی باور دارید؟

خب، پاسخ این سوال تا حدودی به این بستگی دارد که مراد شما از «نظم جهانی» چیست، چرا که معنای آن در سطوح ملی و بین المللی متفاوت است. به گمان من، از دهه 70 میلادی و بالاخص پس از سقوط دیوار برلین، شاکله سازمانی غالب در سطح ملی آمیزه ای از لیبرال دموکراسی و نظام اقتصادی بازارمحور بوده است. همچنین در سطحی بین المللی نیز نهادها عمدتا بازتابی از تسلط این سنخ از دولت ها بوده اند. سازمان تجارت جهانی، برتون وودز و نهادهایی مشابه آنان همگی پشتیبان نوعی نظم تجاری لیبرال و جهانی شده هستند. بدیهی است که ایالات متحده، در مقام بزرگ ترین دموکراسی سرمایه دارانه، نقشی بی نهایت مهم در اشاعه آن قسم نهادهای ملی و همچنین حمایت از نظم بزرگ تر جهانی برعهده داشته است.

اما این وضعیت امروزه توسط برخی کشورها به چالش کشیده شده است. در این میان، چین مهم ترین چالش پیش رو است، زیرا اقتصادش تنها تا حدودی بازاری شده است. چین یک نظام سیاسی اقتدارگراست که از نظم رایج لیبرال بهره می جوید، اما هیچ گونه تلاشی در جهت حفاظت از آن نمی کند. بنابراین می توان گفت در سطح ملی مدلی جایگزین وجود دارد. البته من مدت هاست بر این باورم که مدل چین در درازمدت پایدار نخواهد ماند. جدیدترین نسل چینی ها دستاوردهای بسیار خوبی داشته اند، منتها از آنجایی که درصدد بدل شدن به کشوری با سطح درآمدی بالاهستند، جنبه های سیاسی و اقتصادی این مدل در آینده به شدت در تنگنا قرار گرفته و فرسوده خواهد شد.

در سطحی بین المللی نیز باید در نظر داشت که چین به راستی بدیلی جز تعقیب منافع تجاری و ملی خود در اختیار ندارد. هنگامی که دولت یا شرکت های چینی به آفریقا یا آمریکای لاتین پا می گذارند، به شیوه همتایان اروپایی و آمریکای شمالی خود رفتار نمی کنند. اما من فکر نمی کنم که این امر در واقع مبتنی بر نگرشی نظام مند نسبت به چندوچون جهانی متفاوت و دگرشکل باشد. بله، قواعدی وجود دارد، از جمله اینکه باید به حاکمیت ملی احترام گذاشت؛ اما اینها در حقیقت اصولی نیستند که بتوانند بن مایه بخش اعظم ساختاری بین المللی قرار گیرند.

    و مساله دیگر آن است که منافع چین با منافع روسیه متفاوت است، همان طور که برای مثال با منافع ونزوئلاو ایران نیز سر ناسازگاری دارد. در نتیجه افراد بسیاری وجود دارند که از نظم جاری جهانی ناخشنودند، اما در واقعیت نمی توانند جبهه ای منسجم تشکیل دهند. خلاصه این پاسخ طولانی به پرسش شما آن است که من حقیقتا جایگزینی نظام مند برای نظم جاری متصور نیستم.

به نظر شما، چین از آن لحاظ که «خود بخشی از نظم است، اما رضایت چندانی نسبت به آن ندارد»، به نوعی وارث اتحاد جماهیر شوروی نیست؟

خیر، به گمانم این قیاس به دلایلی درست نیست. در درجه اول، اتحاد شوروی واجد یک ایدئولوژی جهانشمول بود؛ پس به تبع آن در تلاش بود تا نظام خود را به آمریکای شمالی و جنوب صحرای آفریقا گسترش دهد. اما چینی ها اهمیتی به گسترش و ترویج نظام خود نمی دهند. آنان در وهله اول به کسب درآمد علاقه مندند و از همین رو در اقصی نقاط دنیا حضور دارند. آنان به هیچ وجه پیرو آن قسم برنامه ها و دستورالعمل های امپریالیستی و نجات بخشی نیستند که اتحاد جماهیر شوروی سابق برای خود قایل بود. از این گذشته، چین نسبت به شوروی سابق از نظام اقتصادی بهتر و به مراتب منسجم تر و یکپارچه تری برخوردار است که آن را به رقیبی سرسخت تر بدل می کند.

به نظر من، بهترین قیاس در این مورد باید در واقع مابین آلمان متحد پس از 1871 و چین صورت گیرد، مقایسه ای که تابه حال از سوی شمار بسیاری انجام پذیرفته است. آلمان بیسمارک نه یک دولت مسیحایی نجات بخش، جهانشمول و تجدیدنظرطلب بلکه دولتی بسیار بزرگ و قدرتمند و با منافع ملی متعدد بود و من فکر می کنم چین نیز وضعیتی بسیار مشابه آن دارد.

شما اخیرا در کنفرانس جهانی موسسه میلکن سخنرانی کرده و درباره آنکه آمریکا چگونه می تواند به شیوه ای قاطعانه تر نسبت به روسیه واکنش نشان دهد، صحبت کرده اید.

در پاسخ به روسیه، بی شک راهکار تحریم هایی سنگین تر به ذهن خطور می کند که می توانستیم پس از تحولات کریمه اعمال کنیم. اما در این بین با معضلی بزرگ مواجهیم و آن اینکه اروپایی ها درواقع پذیرای بسیاری از این تحریم ها نیستند.

البته ما هنوز هم می توانستیم اقدامات بیشتری انجام دهیم. به نظر من، دو مورد مهم پیش روی ماست که باید حتما به انجام رسانیم. اول آنکه باید از نو ناتو را به مثابه متحدی نظامی جدی بگیریم؛ نیرویی که می تواند در آینده از دولت های کنونی عضو ناتو، یعنی لهستان و دیگر کشورهای اروپای شرقی و به خصوص کشورهای حوزه بالتیک دفاع کند. ما بیش از 20سال است که ناتو را دست کم گرفته ایم، چرا که تهدید روسیه را برطرف شده می پنداشتیم. علاوه بر این، باید صادرات گاز ملی مان را نیز شدت ببخشیم. این مهم به کاهش توانایی روسیه در استفاده از گاز به منزله سلاحی سیاسی خواهد انجامید.

با توجه به آنچه گفته شد، ایالات متحده به چه طریقی توانسته است سایر ملل را در انتخاب و اتخاذ قالب های نهادی در مقیاسی ملی و همچنین بین المللی یاری رساند؟

این کار اساسا به دو طریق امکان پذیر است. یکی از آن دو صرفا عرضه مدلی شایسته به جهانیان است و من بر این باورم که این قسم از قدرت نرم آن شیوه غالبی است که نفوذ آمریکا طی دو سده پیش به واسطه آن گسترده شده است. البته امروز در این رابطه با مشکلاتی جدی روبه روییم. ما به تازگی بحران اقتصادی عمیقی را از سر گذرانده و تنظیمات لازم را بر مدل اقتصادی مان اعمال کرده ایم. از سوی دیگر، به نظر می رسد با یک بحران سیاسی در حال پیشرفت نیز دست به گریبانیم، زیرا دولت به شدت دوقطبی و فلج شده و حتی از تصویب بودجه و این دست اقدامات نیز ناتوان است. در نتیجه لازم است تا در ابتدا این امور داخلی را سروسامان دهیم.

روش دیگری که ایالات متحده در پیش گرفته است در راستای کمک به برابرسازی شرایط به گونه ای است که نیروهای دموکراتیک نیز مجال عرض اندام داشته باشند. من به شخصه 13-12سال است که عضو هیات مدیره موقوفه ملی برای دموکراسی هستم که یکی از سازمان های عمده حامی تشکیلات جامعه مدنی، اعم از جنبش های کارگری و گروه های مدافع حقوق زنان و محیط زیست است؛ تشکیلاتی که در بسیاری از کشورها سرکوب شده یا درواقع فاقد هرگونه امکان دسترسی به قدرت سیاسی هستند. در نتیجه فکر می کنم ما باید همچنان در مسیری مشابه ادامه دهیم، اما نباید دچار این توهم شویم که عنان این فرآیندها به کلی در دستان ماست.

آیا به باور شما، ایالات متحده از لحاظ سیاسی قادر به انجام آن دست اقداماتی است که در پاسخ به سوالات پیشین برشمردید؟

پاسخ به این سوال در مجموع مشکل است. به عقیده من، در این رابطه هیچ گونه قیدوبند و محدودیت اقتصادی وجود ندارد. کسری بودجه اگرچه معضل بزرگی است، اما تنها به واسطه تثبیت مقرری ها حل وفصل خواهد شد و عدم گشایش سفارتخانه در نقطه ای از جهان کمکی به رفع آن نمی کند.

مساله در اینجا بیشتر به حال وهوای داخلی بازمی گردد و من آشکارا بر این باورم که انفعال نسبی دولت اوباما نشان دهنده روحیه ای ملی است. ما به تازگی متحمل جنگ هایی گسترده در خاورمیانه شده ایم و دلزده از دخالت در امور سایر کشورها، از جنگ خسته ایم. این درست همانند مقطعی پس از جنگ ویتنام است که به یک دوره عقب نشینی انجامید. البته که به باور من در سیاست خارجه رهبری از اهمیت بسزایی برخوردار است و بنابراین امکان متقاعد کردن آمریکایی ها به اقداماتی بیشتر وجود دارد، اگر بتوانیم استدلال هایی موافق آن ارایه دهیم؛ امری که اوباما چندان مایل به انجام آن نیست.

ما می توانستیم در لیبی، سوریه و مصر دست به اقدامات فراوانی بزنیم که لزوما تعیین کننده نبودند، اما تاثیرات مهمی به جا می گذاشتند. می توانستیم به آسانی مردم آمریکا را با شماری از این اقدامات که هزینه چندانی نیز در پی نداشتند، همراه کنیم. بنابراین، من به جد معتقدم که ما بسیار بیش از آنچه برخی فکر می کنند، گزینه و حق انتخاب داریم.

به عنوان سوال آخر، آیا باور دارید که تز «پایان تاریخ» به شکلی بنیادین مورد سوءتعبیر فراوان واقع شده است؟

امروز بیست و پنجمین سالگرد انتشار نسخه اصلی آن مقاله است. در حال حاضر مقاله ای در بازنگری و مرور آن نیز نوشته ام که بناست تابستان امسال در وال استریت ژورنال به چاپ برسد. در نتیجه این موضوع همچنان دغدغه فکری من بوده و بدون تردید مورد سوءتعبیر قرار گرفته است. بسیاری به این مساله واقف نیستند که مراد از «تاریخ» در اینجا اساسا مفهومی مارکسیستی- هگلی از مدرنیزاسیون یا به عبارتی جوامع انسانی و فرآیند تکاملی است و «پایان تاریخ» پرسش از آن مقصدی است که این فرآیند مدرنیزاسیون به آن می انجامد. آیا این فرآیند چنان که اندیشه مارکسیستی بر آن است، به کمونیسم منتهی می شود یا مطابق ادعای من، لیبرال دموکراسی و صورتبندی مشخصی از اقتصاد بازار فرجام آن است. من همچنان به صحت اصولی ادعای خود باور دارم، البته اگر برداشتی به آن معنای موردنظر از آن داشته باشید.

اگرچه سال 2014 با پافشاری چین و روسیه بر دستورکار قراردادن برنامه های منطقه ای شان، تاکنون سال چندان فوق العاده ای نبوده است، اما در مجموع شاهد پیشرفتی چشمگیر به سمت دموکراسی بوده ایم. زیرا امروز شمار کشورهایی که به شکلی از دموکراسی انتخاباتی دست یافته اند، از مجموع 35 کشور در سال 1970 به 120 کشور ارتقا یافته است. من اعتقاد راسخ دارم که دموکراسی انتخاباتی هنوز هم اصلی ترین شکل سازماندهی سیاسی است.

   

    


آخرین ویرایش: - -

 

نوع کشاورزی روحیات آدم ها را تعیین می کند

1393/04/30 04:26نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


اخیرا مطالعه ای در نشریه ساینس چاپ شده که می گوید روحیات یک جامعه کشاورزی می تواند به این بستگی داشته باشد که برنج کشت می کنند یا گندم.

توماس تلهلم رواشناس و کارشناس فرهنگ از دانشگاه ویرجینیا در شارلوتسویل متوجه شد که مردمان نواحی تولیدکننده برنج بیش از کسانی که در نواحی کشت گندم زندگی می کنند روحیات جمعی دارند.

آقای تلهلم بعد از چند سال زندگی به عنوان آموزگار در چین به فکر چنین تحقیقاتی افتاد.

او متوجه اختلافات فرهنگی در شمال و جنوب چین شد.

او که حالا در پکن مشغول مطالعه است گفت اواخر دهه قبل بود که به فکر چنین مطالعه ای افتاد:

«من ابتدا در جنوب چین در شهری به نام کوانگجو زندگی می کردم که یک ناحیه شالی کاری بود و آنجا متوجه شدم که مردم ناحیه خیلی از درگیری پرهیز می کنند مثلا وقتی توی فروشگاه تنه شان به من می خورد متوجه شدم که حرف نمی زنند و بدون اینکه به من نگاه کنند خیلی آرام راهشان را کج می کنند. به نظرم رسید که خیلی روی پرهیز از درگیری تمرکز دارند و وقتی به شمال چین نقل مکان کردم جایی که گندم کشت می شود به نظرم رسید که مردم خیلی بیشتر تمایل به بحث و جدل و بیان صریح افکارشان دارند.»

تلهلم متوجه شد که یانگ تسه چین را به دو دسته کشت گندم در شمال و کشت برنج در جنوب تقسیم می کند.

او می گوید: «رود یانگ تسه در واقع خط تقسیم بین دو بخش کشت برنج و گندم در چین است و به همین دلیل به نظرم رسید که برنج و گندم اختلافات فرهنگی دو طرف یانگ تسه را توضیح می دهد.»

تلهلم می گوید شالی کاری، همکاری و تلاش جمعی خیلی بیشتری از کشت گندم می طلبد.

برنجکاری برای اینکه موفق باشد نیازمند همکاری کشاورزان برای ساختن سیستم های پیچیده آبیاری و تبادل نیروی کار است.

در طول زمان نیاز به کار تیمی باعث ایجاد وابستگی و روحیه جمعی می شود.

کشت گندم اما می تواند کاری مستقل باشد به این ترتیب به اعتقاد تلهلم گندم کاران بیشتر روحیات فردگرایانه دارند.

مطالعه با تست های روانی به روی ۱۱۶۲ دانش آموز چینی از سراسر این کشور انجام شد.

اختلاف ها در جوامع کشت گندم و برنج در نواحی نزدیک به هم اما واقع در دو سوی یانگ تسه هم آشکار بود که نشان می دهد سایر عوامل مثل آب و هوا در شکل گیری روحیات دو جامعه نقش نداشته.

او می گوید: «نتایج خیلی روشن است از این نظر که اختلافات زیادی میان شمال و جنوب چین وجود دارد و حداقل می توان استنباط کرد که این نتایج به کشت برنج یا گندم مربوط است. البته ثابت کردن رابطه علت و معلولی دشوار است اما این مطالعه حداقل حکایت از چنین ارتباطی دارد.»

با این حال آقای تلهلم می گوید نمی خواهد این نتایج را بیش از حد پررنگ کند: "فرهنگ پیچیده است و یک متغیر همه چیز را توضیح نمی دهد."

اما اضافه می کند که مطالعاتش در هند هم دال بر اختلاف فرهنگی مشابهی در بخش های کشت برنج و گندم در هند است.


آخرین ویرایش: - -

 

جیمز گارنر درگذشت

1393/04/30 04:21نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


جیمز گارنر، هنرپیشه سینما و تلویزیون آمریکا و بازیگر سریال‌‌هایی چون ماوریک و پرونده‌‌های راکفورد در ۸۶ سالگی درگذشت.

او از سال ۲۰۰۸ بعد از سکته مغزی شدیدی دچار مشکلات جسمانی شد.

به گزارش پلیس لس‌آنجلس که می‌گوید در محل مرگ او دو افسر حاضر شدند، "آقای گارنر به مرگ طبیعی درگذشته است."

سخنگوی پلیس گفته است که جسد او به خانواده‌اش تحویل داده شده است.

اوج موفقیت و محبوبیت جیمز گارنر به ابتدای دهه ۱۹۶۰ میلادی باز می‌گردد که در نقش برت ماوریک، پوکربازی قهار در سریال "ماوریک" بازی میکرد و سپس در اواخر دهه ۱۹۷۰ بود که در سریال معمایی "پرونده‌های راکفورد" با بازی در نقش کارآگاهی خصوصی به نام جیم راکفورد شهرتش دو چندان شد.

او برای این سریال معمایی برنده جایزه امی در سال ۱۹۷۷ شد.

گارنر در سال ۱۹۸۶ برای بازی در نقش یک داروساز در شهری کوچک در فیلم "عاشقانه مرفی" نامزد جایزه اسکار و ۹ بار نیز نامزد جایزه گلدن گلوب شد.

یکی دیگر مشهورترین نقش‌های سینمایی او "فرار بزرگ" (۱۹۶۳) که در کنار بازیگرانی چون استیو ‌مک‌کوئین و ریچاد آتنبرو نقش رابرت هندلی، یک افسر آمریکایی در نیروی هوایی بریتانیا را بازی کرد.

در سال ۲۰۰۶ از مجسمه‌ای برنزی به طول ۳ متر که از روی شخصیت برت ماوریک ساخته شده بود، در زادگاه جیمز گارنر در ایالت اوکلاهما رونمایی شد.

در سال ۱۹۹۴ فیلمی بر اساس این سریال ساخته شد که مل گیبسون نقش برت ماوریک را بازی کرد. جیمز گارنر نیز در این فیلم حضور داشت.


آخرین ویرایش: - -

 

ده شغلی كه به زودی ناپدید می شوند

1393/04/28 21:52نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

تاثیر پیشرفت های تكنولوژی بر آینده كسب وكار

دنیای اقتصاد: تکنولوژی های جدید هر چند فرصت های جدیدی را خلق کرده اما در عین حال طی سال های اخیر شغل های بسیاری را نیز از جامعه حذف کرده است. یک تحقیق جدید که توسط CareerCast منتشر شده ۱۰ شغل اصلی را معرفی کرده که تا سال ۲۰۲۲ بخش قابل توجه آن با تکنولوژی جایگزین می شود. هر چند این آمارها و پیش بینی ها در همه کشورها یکسان نیست و بر اساس مدل دستمزد و تحلیل شغل در جامعه آمریکا تنظیم شده، اما به هرحال می تواند تلنگری باشد برای افرادی که در درازمدت می خواهند روی یک شغل حساب باز کنند.

۱- نامه رسان

تعریف شغل: رساندن نامه ها توسط ماشین یا پیاده به مقصد.

میانگین حقوق: ۵۳ هزار و ۱۰۰ دلار

تخمین نرخ تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۲۸- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: افزایش استفاده از ایمیل باعث کاهش قابل توجه نامه های پستی می شود ( چنانکه تاکنون نیز شده است). به همین دلیل طی سال های آینده به تعداد نامه رسان های کمتر و کمتری نیاز هست.

۲- کارکنان کشاورزی

تعریف شغل: انواع و اقسام کارهای مربوط به کشاورزی از مدیریت گرفته تا رانندگی دستگاه های کشاورزی

میانگین حقوق: ۶۹ هزار و ۳۰۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۱۹- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: پیشرفت های تکنولوژیکی به صاحبان مزارع کشاورزی اجازه می دهد که همان کارها را با کارکنان کمتری انجام دهند.

۳- مامور برق، آب، گاز و...

تعریف شغل: کسانی که با استفاده از دستگاه های سنجش مصرف به منازل مراجعه می کنند.

میانگین حقوق: ۳۶ هزار و ۴۱۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۱۹- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: شرکت های مختلف با نصب سنجش گرهای الکترونیکی بیشتر مرور اطلاعات را بدون نیاز به مراجعه فیزیکی به منازل و دیگر اماکن به دست می آورند.

۴- گزارشگر روزنامه

تعریف شغل: جمع آوری و تحلیل اطلاعات درباره اطلاعات خبری به وسیله مصاحبه، تحقیق و مشاهده. نوشتن گزارش برای روزنامه ها و مجلات

رادیو و تلویزیون. میانگین حقوق: ۳۷ هزارو ۹۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۱۳- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: با رشد رسانه های آنلاین، رسانه های سنتی مانند روزنامه مخاطبان و مشترکانشان کم می شود و این باعث کاهش جذب آگهی می شود. این باعث جذب کمتر گزارشگرها می شود.

۵- کارکنان آژانس مسافرتی

تعریف شغل: برنامه ریزی و فروش تورهای مسافرتی و اقامتی برای مشتریان آژانس های مسافرتی.

میانگین حقوق: ۳۴ هزارو ۶۰۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۱۲- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: بسیاری از مسافران هم اکنون هم خودشان برنامه ریزی سفر را از طریق منابع آنلاین انجام می دهند. میزان مراجعه به آژانس های مسافرتی در آینده نیز کاهش بیشتری می یابد.

۶- اره کننده الوار

تعریف شغل: کارگران بخش برش الوار و درختان.

میانگین حقوق: ۲۴ هزار و ۳۴۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۹ - درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: پیشرفت های تکنولوژی به تدریج کارگران بخش چوب و برش الوار کمتری را طلب می کند.

۷- مهماندار هواپیما

تعریف شغل: ارائه سرویس های امنیتی، حفاظتی و راحتی به مسافران هواپیما در طول پرواز. خوش آمدگویی به مسافران، چک کردن شماره کارت پرواز، توضیح درباره تجهیزات امنیتی و سرو غذا.

میانگین حقوق: ۳۷ هزارو ۲۴۰ دلار ، تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۷- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: کاهش تعداد مهمانداران خطوط هوایی ناشی از تلفیق شرکت های هواپیمایی و وضعیت اقتصادی آنها از هم اکنون هم چشم انداز چندان مثبتی را برای این عرصه نمایان نمی کند.

۸- کارگر دریل

تعریف شغل: سوراخ کردن انواع واقسام قطعات و کارکردن با ماشین های دریل در بخش های پلاستیک و فلز، میانگین حقوق: ۳۲ هزارو ۹۵۰ دلار، تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۶- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: پیشرفت های تکنولوژی در زمینه ماشین های دریل باعث می شود که در آینده حجم کار بیشتری توسط نیروی انسانی کمتری با یک ماشین انجام شود.

۹- کارگران بخش چاپ

تعریف شغل: راه اندازی و نظارت بر عملکرد دستگاه های چاپ دیجیتالی، لیتوگرافی، فلوکسوگرافی وسایر اقسام صنعت چاپ و افست. میانگین حقوق: ۳۴ هزارو ۱۰۰ دلار، تخمین نرخ تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۵- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: با دیجیتالی شدن بیشتر فرآیندهای چاپی عملانیاز به کارگران این بخش در آینده کمتر و کمتر می شود.

۱۰ - مامور مالیات

تعریف شغل: تخمین میزان مالیات اشخاص یا شرکت ها و تطابق عملکرد مالی آنها بر اساس قوانین مالیاتی

میانگین حقوق: ۵۰ هزاردلارو ۴۴۰ دلار

تخمین میزان تغییر شغل تا سال ۲۰۲۲: ۴- درصد

چرا این شغل ناپدید می شود: سیستم های دیجیتالی و کامپیوتری فرآیندهای مربوط به تخمین و محاسبه مالیات وهمچنین دریافت آن را کاملاتغییر می دهد به این ترتیب نیاز کمتری به استخدام مامور مالیاتی هست.


آخرین ویرایش: - -

 

اپیدمی ایدز 'ممکن است' تا سال ۲۰۳۰ تحت کنترل در آید

1393/04/28 21:50نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


براساس گزارش جدید دفتر مبارزه با ایدز سازمان ملل متحد احتمال دارد اپیدمی ایدز تا سال ۲۰۳۰ تحت کنترل درآید.

در این گزارش گفته می شود که شمار مبتلایان به اچ آی وی و مرگ ناشی از ایدز در حال کاهش است.

این گزارش درعین حال خواستار انجام اقدامات بین المللی موثرتری شده چون "با سرعت فعلی نمی توان به این اپیدمی پایان داد."

نهاد خیریه پزشکان بدون مرز نیز هشدار داده است اکثر کسانی که به داروهای مقابله با بیماری ایدز نیاز دارند به این داروها دسترسی ندارند.

براساس آمارهای دفتر مبارزه با ایدز سازمان ملل متحد هم اکنون رقمی حدود ۳۵ میلیون نفر در سراسر جهان به اچ آی وی مبتلا هستند. تعداد موارد ابتلای جدید در سال ۲۰۰۳ حدود ۲.۱ میلیون نفر بوده و این رقم به نسبت سال ۲۰۰۱ که ۳.۴ میلیون نفر بود، حدود ۳۸ درصد کاهش را نشان می دهد.

موارد مرگ و میر ناشی از ابتلا به بیماری ایدز طی سه سال گذشته ۲۰ درصد کاهش یافته و در سال ۲۰۱۳ حدود ۱.۵ میلیون نفر بر اثر این بیماری جان خود را از دست دادند.

عوامل گوناگونی در کاهش میزان ابتلا و میزان مرگ و میر ناشی از ایدز دخیل بوده که یکی از مهمترین آنها دسترسی تعداد بیشتری از بیماران به داروهای مناسب بوده است. در عین حال تعداد بیشتری از مردان برای کاستن از خطر ابتلا به ایدز و یا تسری دادن آن به عمل ختنه روی آورده اند.

در بخشی از گزارش سازمان ملل متحد گفته می شود:"پیشرفتهایی که در پنج سال گذشته صورت گرفته از تمام دوره ۲۳ ساله قبل از آن بیشتر بوده است. اکنون در مورد روشهای موثر و موانع موجود اطلاعات و شواهد بیشتری وجود دارد و این امیدواری هست که می توان به اپیدمی ایدز پایان داد. اما تداوم وضعیت موجود و ادامه اقدامات در گستره و با سرعت فعلی نخواهد توانست به این اپیدمی پایان دهد."

مایکل سیدیبه مدیرکل دفتر مبارزه با ایدز سازمان ملل متحد گفت:"اگر ما تا سال ۲۰۲۰ بتوانیم اقدامات را خود در مبارزه با این بیماری گسترش داده و سرعت ببخشیم می توان امیدوار بود که اپیدمی تا سال ۲۰۳۰ تحت کنترل درمی آید. درغیر این صورت این خطر وجود دارد که دوره لازم برای مبارزه با این اپیدمی یک دهه طولانی تر شود."

دکتر جنیفر کوهن از مسئولان مبارزه با ایدز سازمان پزشکان بدون مرز می گوید:"تامین دارو و درمان های نجات بخش برای بیش از ۱۲ میلیون نفر در کشورهای توسعه یافته یک پیشرفت و دستاورد بزرگی است. ولی هنوز هم نیمی از افرادی که به این دارو و درمانها محتاج هستند آن را دریافت نمی کنند."

به عنوان مثال در کشور نیجریه حدود ۸۰ درصد از مبتلایان به دارو و درمان دسترسی ندارند.

دکتر کوهن افزود:"باید مطمئن شد که واقعا همه بیماران دارو و درمان لازم را دریافت می کنند. اما در بسیاری از کشورهایی که پزشکان بدون مرز فعالیت دارند، به خصوص مناطق درگیر در جنگ و بحران و یا مناطقی که شیوع ایدز در حد کمتری است، بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری درمان لازم را دریافت نمی کنند."

"در برخی از کشورها دوره درمان بیماران بسیار دیر شروع می شود و یا زنان باردار برای مقابله با این بیماری به موقع از کمک و حمایت های پزشکی لازم برخوردار نمی شوند."


آخرین ویرایش: - -

 

ران هوارد مستند بیتل‌ها را می‌سازد

1393/04/26 21:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


ران هوارد٬ کارگردان آمریکایی قرار است مستندی درباره سال‌های نخستین فعالیت گروه موسیقی بیتل‌ها بسازد.

این فیلم با همکاری پل مک کارتنی٬ رینگو استار٬ از موسسان این گروه و الیویا هریسون و یوکو اونو٬ همسران دو عضو دیگر (جورج هریسون و جان لنون) که درگذشته اند٬ ساخته می شود و بر روی فعالیت این گروه بین سال‌ها ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۶ تمرکز دارد؛ از کلوپ کاورن در لیورپول تا آخرین کنسرت عمومی‌شان در سن‌فرانسیسکو.

هوارد این مستند را "داستانی معرکه‌" درباره چهار جوان خواند که "دنیا را تکان دادند".

او گفت: "تاثیر این گروه بر فرهنگ عامه و تجربه بشری چیزی نیست که بشود درباره آن اغراق کرد."

ران هوارد٬ کارگردان فیلم‌هایی چون ذهن زیبا٬ فراست/نیکسون و رمز داوینچی و برنده اسکار بهترین کارگردانی در سال ۲۰۰۲ (برای ذهن زیبا) چند سال پیش مستندی درباره کشتی‌گیران حرفه‌ای ساخته بود.

بیتل‌ها از اواخر ۱۹۶۳ تور اروپایی خود را آغاز کردند٬ اما حضورشان در شوی تلویزیونی "اد سالیوان" در سال ۱۹۶۴ با ۷۳ میلیون بیننده در میان ۲۳ میلیون خانوار آمریکایی٬ شهرت‌شان را جهانی کرد.

در مارس و آوریل همان سال فیلم نیمه فکاهی به نام "شب یک روز دشوار" را ساختند که خود نقش اعضای گروه را در آن بازی کردند.

آخرین کنسرت رسمی و عمومی آنها در سال ۱۹۶۶ برگزار شد و تا آن زمان ۱۶۶ بار در ۹۰ شهر مختلف روی صحنه رفتند.

"رهایش کن" عنوان دوازدهمین و آخرین آلبوم استودیویی بیتل ها در ۸ مه ۱۹۷۰ منتشر شد. کمی بعد اعضای گروه اعلام کردند که از هم جدا می شوند.

فیلم مستند رهایش کن اواخر همان سال ساخته شد که اسکار بهترین ترانه غیراقتباسی را از آن خود کرد.

در آخرین روز سال، پل مک کارتنی رسما از دادگاه انحلال شراکت گروه را درخواست کرد. درگیری حقوقی میان اعضا تا مدت‌ها پس از جدایی ادامه داشت و این جدایی تا سال ۱۹۷۵ از لحاظ حقوقی رسما نشد.

از اعضای چهارگانه این گروه جان لنون در سال ۱۹۸۰ در نیویورک هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد و جورج هریسون در سال ۲۰۰۱ به علت ابتلا به سرطان ریه درگذشت.


آخرین ویرایش: - -

 

نقش بیش از حد فناوری در زندگی روزانه

1393/04/26 21:26نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


یک پژوهش میدانی در مورد استفاده از نمایش‌گرهای الکترونیکی نشان می‌دهد که از هر ده نفر، شش نفر احساس می‌کنند که روزانه‌ وقتشان را بیش از حد در جلوی این دستگاه‌ها می‌گذرانند.

آنها می‌گویند می‌خواهند یک زندگی ساده‌تر و آهسته‌تر داشته باشند.

این پژوهش که توسط شرکت "ایپسوس موری" انجام شده نظر بیش از شانزده هزار نفر بزرگسال در بیست کشور را در مورد نگاه آنها به نقش روزافزون فناوری‌های الکترونیکی در زندگی روزانه پرسیده است.

با وجود یاس آشکار از تاثیر فناوری، تحقیقات نشان می‌دهد که بیشتر افراد اقرار می‌کنند که این دستگاه‌ها چقدر برای زندگی امروزی حیاتی هستند.

این پژوهش همچنین رویکرد فناوری به حیطه فردی، به سنت و جهانی‌شدن را بررسی کرده است. سه چهارم افراد شرکت‌کننده گفته‌اند که فکر می‌کنند جهان با سرعتی بیش از حد برای آنها در حال تغییر است.

با گسترش استفاده از تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها در جهان که امکانات گسترده‌ای از جمله استفاده از اینترنت را در هرجا ممکن می‌کنند، شمار کاربران آنها در کنار استفاده از کامپیوتر به شدت افزایش یافته است.

تلفن‌های هوشمند، تبلت‌ها و کتاب‌های الکترونیکی موجب شده افراد زیادی وقتشان را در اماکن عمومی، اوقات فراغت و حتی در وسایل نقلیه پای این دستگاه‌ها بگذرانند.

بنا به اطلاعات وبسایت‌های تخصصی، شمار کاربران تلفن‌های هوشمند از یک میلیارد گذشته است.


آخرین ویرایش: - -

 

تلاقی انسان ها در مرزهای مشترک

1393/04/25 01:09نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پل هگیس كارگردان كانادایی از فیلم جدید و دلمشغولی های اجتماعی خود می گوید

پل هگیس کانادایی 9 سال بعد از بردن اسکار برترین فیلم سال با «تصادف» که پیرامون برخوردهای نژادی در یک لس آنجلس سرشار از تضاد و ظلم بود با فیلم 3 اپیزودی «شخص سوم» یک بار دیگر بر سر زبان ها افتاده است. او که پیشینه ساخت «Red Hot» (1993) و سه روز بعد (2010) را هم در کارنامه اش دارد و سناریوهای آثاری چون «عزیز یک میلیون دلاری»، «نامه هایی از ایووجیما» و «ذره ای آرامش» را هم نوشته و در third Person سه داستان ظاهراً متفاوت اما بواقع همسو را به موازات یکدیگر و با خط و ربط هایی مشترک توضیح می دهد. در یکی از آنها، مایکل (با بازی لیام نیسون) همسرش (کیم بیسینگر) را رها کرده تا با یک خبرنگار جوان (اولیویا وایلد) زندگی تازه و پرمحتواتری را برای خود پی ریزد، در دیگری اسکات (آدرین برادی) زنی به نام مونیکا (موران ایتاس) را در شهر رم ملاقات می کند که از او کمک مالی می خواهد تا بتواند بعد از مدتی دوری از دختر نوجوانش یک بار دیگر کنار او قرار گیرد و سرانجام در سومی یک بازیگر سینما و اپرا به نام جولیا (میلاکانیس) بر سر قیمومیت فرزندش با شوهر متارکه کرده خود (جیمز فرانکو) وارد یک مجادله قضایی سخت می شود. آیا این نماهایی از زندگی های سراسر آشفته و فاقد آرمان در یک غرب اخلاق گریز نیست؟

چرا تمامی این موضوعات متنوع را در یک بسته واحد توضیح می دهید. فکرش چطور به سرتان خطور کرد؟

می خواستم خط و ربط هایی از زندگی های امروزی را به دست بدهم. چیزهایی که خودم دائماً آن را گم می کنم. بدتر این که هر چقدر مسن تر می شوم (هیگس اینک 61 ساله است) در این زمینه نه آگاهتر بلکه گیج تر می شوم. اصل سوژه را موران ایتاس که در فیلم قبلی ام نیز شرکت داشت، به من پیشنهاد کرد. قضیه را سبک و سنگین کردم و پسندیدم. مدتی بود که این موضوعات در ذهنم رژه می رفت به این نتیجه رسیدم که این گونه اتفاقات و زندگی های به سامان رسیده یا از هم پاشیده در اطراف خودم کم نبوده است و بد نیست که اینها را به نمایندگی از آن ها در قالب یک فیلم بسازم.

آیا اکثر کاراکترهای این فیلم به اهداف اولیه و آدم های مورد وثوق خود پشت نمی کنند؟

این یک حقیقت در زندگی آدم ها از دیروز تا امروز است و انکار آن فایده ای ندارد. اگر به عشق و اهمیت خانواده معتقد باشید از بسیاری ناملایمات عبور می کنید اما این پدیده های منفی دیگری را که در این راه و در مسیر زندگی انسان ها ظاهر می شود، نقض نمی کند.

چرا هر یک از این قصه ها را که می توانستند تبدیل به فیلم مستقل شوند، به تنهایی نساختید؟

به این خاطر که می خواستم این کاراکترها در سایه یکدیگر و همچون آدم هایی که یکسانند مطرح شوند و در نهایت یکی بر دیگری منطبق شود. شما در دل این سه داستان، ظاهراً آدم هایی متفاوت را می بینید اما رویکردهای اکثرشان از یک نوع و زندگی هایشان با اندک تغییری از یک جنس است. من دوست دارم برخی ژانرها را به نوعی بپیچانم و از درون آن ترکیبی تازه را بیرون بکشم و دیدید که این کار را با فیلم سیاسی – جنگی «دره الا» هم انجام داده بودیم. ما ظاهراً سه داستان اجتماعی – عاطفی را پیش رو داریم اما آدم ها مقابل چشم های ما یکی یکی فرو می ریزند. من سه کشور متفاوت را در نظر گرفتم اما می بینید که آدم ها و رویکردها از این گونه مرزها هم عبور و در یک نقطه مشترک که زندگی های پربحران کنونی است تلاقی می کنند و همه یکی می شوند.

لابد ادیت این فیلم وحشتناک بوده است؟

درست می گویید. جالب است بدانید اپیزود اول که بسیار دوستش دارم سه ساعت یعنی بیش از کل مدت فیلم شد و این یعنی آن را باید بشدت کوتاه می کردم. خطوط ارتباطی را هم داشتیم که باید حتماً در طول فیلم می آمدند. مثلاً کاراکتر اولیویا وایلد در اپیزود اول بیدار می شود و چیزی را از روی میز برمی دارد و من از همین جا بیننده را به اپیزود سوم می برم که کاراکتر میلاکانیس در اقدامی مشابه چیزی را از روی زمین برمی دارد تا استعاره های زمانی یکسان شود. طولانی ترین قسمت کار ما ادیت و کوتاه سازی فیلمی بود که قریب به 7 ساعت از آب درآمد.

حتماً یک ورسیون بلندتر و با اضافه کردن تکه های حذف شده برای بازار ویدیویی هم مدنظر دارید؟

قطعاً همین طور است. باید بنشینیم و با سرمایه گذاران به یک نقطه تفاهم در این زمینه برسیم. باید ببینیم فیلم در اکران عمومی اش هم چقدر موفق است.

فیلم تمام شده را بیشتر برای کدام افراد به طور امتحانی به نمایش می گذارید؟

برای دستیار اولم مایکل نوزیک و همسرم دبورا رنارد که یک فیلم شناس درجه اول است، برای فیلم کنونی از نظرات مشورتی موران ایتاس که از تهیه کنندگان فیلم هم هست، بهره گرفتم.

 این هنرپیشه های نامدار را چطور گردآوردید؟

من معمولاً هر نقش را براساس بازیگری که برای آن نقش مناسب تر است، نمی نویسم. یعنی برخلاف بعضی کارگردان ها از شروع پروژه، ایفاکننده هر نقش را در ذهنم ندارم بلکه بعداً شرایط و ویژگی کاراکترها را بررسی می کنم و به سراغ کسانی می روم که برای آن نقش ها مناسبند. در این مورد نیز چنین عمل کردم و با تک تک شان تماس گرفتم و دعوت به کار کردم و خوشبختانه پذیرفتند. تنها کسی که من می خواستم و ناچاراً جواب نه داد، پنه لوپه کروز اسپانیایی و آن هم به سبب بارداری بود.

کاراکتر لیام نیسون در این سه اپیزود مرکزی ترین کاراکتر و مثل نقطه وسط یک پرگار است چرا او را انتخاب کردید؟

ما کاراکتری را پیش رو داریم که هم کار خطایی انجام می دهد و هم نوعی ترحم را نسبت به خود نزد بیننده ها برمی انگیزد و نیسون این خاصیت و توانایی ایجاد این احساس را دارد. با دیدن او و حرکات و نوع نگاهش و حیرانی و سرگشتگی که در او هست، نمی توانید از خود نپرسید که چرا این مرد این کارها را می کند و فرجامش چیست. این تصویر و سرنوشت همه آدم هایی است که راه های درست زندگی را گم می کنند و از امنیت و سلامتی فاصله می گیرند.

 

٭ منبع: Collider Com

 


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 634 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...