تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب دزدی که نیست هست؟

مرگ ستاره 'خوب، بد، زشت'

1393/04/4 23:55نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


ایلای والاک ستاره سینمای هالیوود که شهرتش با فیلم‌هایی مثل "هفت‌ دلاور" و "خوب، بد، زشت" جهانی شد، در سن ۹۸ سالگی درگذشت.

والاک، ایفاگر نقش‌های ناهنجار و عجیب و غریب که کار در سینما را بعد از ده سال فعالیت تئاتری، در سال ۱۹۵۶ میلادی شروع کرد، در ایفای نقش‌های بسیار گوناگون در طول شش دهه فعالیت بی‌وقفه‌اش تحسین‌برانگیز بود.

بازی او در قالب رئیس راهزنان در فیلم هفت دلاور به عنوان نقشی کامل و متمایز احترام بسیاری را برانگیخته بود.

در سال ۲۰۱۱ میلادی این هنرپیشه کارکشته و چندبُعدی که تا دهه نهم زندگی‌اش دست از فعالیت سینمایی برنداشته بود، جایزه اسکار افتخاری گرفت.

اگرچه والاک در طول ۶۰ سال فعالیت سینمایی خود هیچگاه نامزد دریافت اسکار نشده بود، ولی آکادمی اسکار سه سال پیش به او به خاطر کوشش بی‌مانندش در ایفای نقش‌های گوناگون اسکار افتخاری داد.

فیلم‌های مهم او در ژانر وسترن، "چگونه غرب تسخیر شد"، "وصله ناجور" و "خوب، بد، زشت" بود.

شاید بتوان بهترین نقش او به عنوان یک آدم شرور را در بازی او در نقش توکو در مقابل کلینت ایست‌وود در یک فیلم وسترن اسپاگتی ۱۹۶۶ سرجیو لئونه دانست.

چند سال بعد والاک گفت حالا هر غریبه‌ای می تواند او را بشناسد و شروع به یک نوع سوت زدن خاصی کرد.

یک خبرنگار هالیوود از او نقل کرده: "من به عنوان یک بازیگر بیشتر از آنکه شما بتوانید بشمارید نقش راهزن، دزد، جنگ‌سالار، متجاوز و آدم‌های مافیایی بازی کرده‌ام."

ایلای والاک در نقش کمدین‌ هم موفق بود و در شوهای تلویزیونی متعددی از جمله در سریال تلویزیونی "مستر فریز" در دهه شصت میلادی بازی کرده بود.

این ستاره کهنه‌کار سینما تا بعد از نود سالگی به بازیگری ادامه داد و آخرین ظهورش بر پرده بزرگ سینما در سال ۲۰۱۰ در فیلم در "وال استریت؛ پول هرگز نمی‌خوابد" بود.

آغاز کار در لندن

ایلای والاک در بروکلین نیویورک به دنیا آمد، در رشته علوم تربیتی تحصیل کرد و هم‌زمان در رشته بازیگری هم درس خواند. بعد از شرکت در جنگ جهانی دوم توجه او به بازیگری معطوف شد.

او در آغاز در سال ۱۹۴۵ در صحنه‌ تئاتر در نیویورک ظاهر شد و بعد در تولید چندین نمایشنامه نقش مهمی بازی کرد.

کار بازیگری والاک در لندن با بازی در "چایخانه" کار آگوست موون آغاز شد.

دو سال بعد والاک با بازی در نقش یک اغواگر بی‌پروا در فیلم "بیبی دال" بر صحنه سینما ظاهر شد.

ایلای والاک در سال ۱۹۴۸ با آن جکسون، بازیگری که اغلب با او کار مشترک می‌کرد، ازدواج کرد و از او سه فرزند دارد.

در سال ۱۹۷۴ این زوج و دو دخترشان در یک نمایشنامه به نام "شنبه، یکشنبه، دوشنبه" بازی کردند.


آخرین ویرایش: - -

 

نمایش فیلم هالیوودی کیم جونگ اون اقدامی خصمانه است

1393/04/4 23:54نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


کره شمالی اعلام کرده است که نمایش فیلمی هالیوودی درباره قتل کیم جونگ اون، با مقابله به مثل "بی‌رحمانه" آن کشور همراه خواهد بود.

یک سخنگوی وزارت امور خارجه کره شمالی در رسانه‌های دولتی آن کشور گفته است که پخش فیلمی درباره توطئه برای کشتن رهبرشان یک اقدام خصمانه است.

او عنوان فیلم مورد نظر کره شمالی را اعلام نکرد، ولی قرار است نزدیک به چهار ماه دیگر فیلمی به نام "مصاحبه" با محتوای مربوط به قتل رهبر کره شمالی به نمایش درآید.

جیمز فرانکو و ست روگن، هنرپیشه‌های هالیوود، نقش‌های اصلی را در این فیلم کمدی-حادثه‌ای به عهده دارند. در این فیلم، یکی از آنها مجری و دیگری، تهیه‌کننده برنامه‌ای تلویزیونی هستند که برای مصاحبه با کیم جونگ اون دعوت می‌شوند، ولی بعد، به استخدام سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) درمی‌آیند تا او را ترور کنند.

به گزارش خبرگزاری رسمی کره شمالی، سخنگوی وزارت امور خارجه آن کشور گفته است: "تهیه و پخش فیلمی درباره توطئه برای آسیب زدن به رهبر عالی‌رتبه ما بی‌ملاحظه‌ترین حرکت تروریستی و اقدامی خصمانه است و تحت هیچ عنوان تحمل نخواهد شد."

او نمایش این فیلم را اقدامی "تحریک‌آمیز" از سوی آمریکا خواند و گفت: "اگر دولت آمریکا اجازه پخش این فیلم را بدهد و از این کار دفاع کند، با مقابله به مثلی بی‌رحمانه روبه‌رو خواهد شد."

ست روگن که به جز ایفای نقش در فیلم "مصاحبه" از کارگردان‌های آن هم هست، گفته است که گزارش‌های مربوط به سفر خبرنگاران به کره شمالی الهام‌بخش فیلم بوده‌اند.

او گفت که این فیلم در ابتدا درباره ملاقات با کیم جونگ ایل، رهبر پیشین کره شمالی بود، ولی با مرگ او در سال ۲۰۱۱ میلادی ناچار شدند داستان فیلم را عوض کنند و کیم جونگ اون، پسر رهبر پیشین و رهبر کنونی کره شمالی را وارد فیلم کنند.


آخرین ویرایش: - -

 

راز قتل پلیس آمریکایی در ایتالیا پس از یک قرن برملا شد

1393/04/3 10:37نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 


پلیس ایتالیا راز یک قتل ۱۰۵ ساله در جزیره سیسیل را کشف کرده است.

راز قتل یک مامور پلیس نیویورک در حالی برملا شد که پلیس سیسیل ۹۵ مظنون به عضویت در گروه‌های تبهکار مافیایی را بازداشت کرده بود.

بنا بر گزارش پلیس، آنها زمانی متوجه راز قتل پلیس آمریکایی شدند که یکی از بازداشت‌شدگان برای دیگران درباره دست داشتن عموی پدرش در این ماجرا داستان‌سرایی می‌کرد.

جو پتروسینو، مامور پلیس نیویورک در سال ۱۹۰۹ در حالی که مشغول گردآوری اطلاعات درباره فعالیت‌های مافیای سیسیل بود، به ضرب گلوله از پا درآمد.

به گزارش پلیس سیسیل، یکی از بازداشت‌شدگان به نام دومینیکو پالازوتو برای یکی از بازداشت‌شدگان تعریف کرده بود که عموی پدرش که پائولو پالازوتو نام داشت به دستور یکی از روسای مافیای سیسیل به نام کاسیو فرو، مامور پلیس نیویورک را در شهر پالرمو از پا درآورده بود.

به گزارش پلیس فدرال آمریکا، ستوان جو پتروسینو که در ۱۲ مارس ۱۹۰۹ در سیسیل کشته شد، یکی از نخستین ماموران پلیس در نیویورک بود که به جنگ جرائم سازمان‌یافته رفته بود.

آقای پتروسینو یک مهاجر ایتالیایی‌ بود و در مبارزه با گروه‌های تبهکار هم‌وطنش در آمریکا به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده بود.

او هنگامی که برای تحقیق درباره فعالیت مافیای سیسیل به ایتالیا رفت، با ظاهر رفتگر، متکدی نابینا و بازرس اداره بهداشت فعالیت می‌کرد.

در نهایت در حالی که در یکی از خیابان‌های شهر پالرمو منتظر یک خبرچین بود، به ضرب ۴ گلوله از پا درآمد.

در پی این قتل، پلیس سیسیل گروهی از مظنونان از جمله پائولو پالازوتو و کاسیو فرو را بازداشت کرد ولی همه دستگیرشدگان بدون این که به طور رسمی متهم شوند، آزاد شدند.


آخرین ویرایش: - -

 

روایت رازهای یک قتل

1393/04/2 08:04نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


مارتین لوتركینگ را می توان جنجالی ترین و سرشناس ترین شخصیت نیم قرن اخیر آمریكا دانست

صنعت سینمای آمریکا که این روزها توجه زیادی به سیاهپوستان و موضوعات و مشکلات آنها نشان می دهد، در یک اقدام غیرمنتظره به سراغ قصه زندگی مارتین لوترکینگ (رهبر سیاهپوست جنبش بزرگ مدنی آمریکا) رفته است. کلید فیلمبرداری درام شرح حال گونه و اجتماعی «سلما» در حالی در لوکیشن های شهر آتلانتا زده شده که کمتر کسی فکر می کرد این فیلم وارد مرحله تولید شود.

در حقیقت، چند دهه ای بود که برخی تهیه کنندگان و فیلمسازان آمریکایی بحث ساخت فیلمی درباره رهبر جنبش بزرگ مدنی آمریکا را مطرح کرده و از عزم خود برای تولید این فیلم صحبت می کردند، اما این اتفاق رخ نداد و طی سال های قبل، رویا و آرزوی آنها تحقق نیافت، اما منتقدان سینمایی می گویند بالاخره این طلسم شکسته شده و بخش مهمی از زندگی مارتین لوترکینگ روی پرده سینما به تصویر کشیده می شود. همین منتقدان سینمایی می گویند چشم انتظار یک درام شرح حال گونه پرتنش و قوی هستند که حق مطلب را در مورد این شخصیت سرشناس و جنجالی تاریخ 50 سال اخیر آمریکا ادا کند. از آنجا که اعضای آکادمی اسکار هم همیشه نگاه مثبت و ویژه ای به فیلم های شرح حال گونه دارند، از حالامی توان پیش بینی یک نمایش عمومی جنجالی و پرسر و صدا را برای این بخش از تاریخ جنجالی و پرسر و صدای آمریکا داشت.

یک فیلمنامه غیراقتباسی و اصیل

آوا، دوورنی مستندساز سرشناس سینما که چند سالی است به جمع فیلمسازان قصه گو پیوسته، کارگردانی سلما را به عهده دارد. او فیلم خود را براساس فیلمنامه مشترک خود و پل وب می سازد. برخلاف بسیاری از درام های شرح حال گونه که براساس قصه یک کتاب پرخواننده و موفق ساخته می شدند، فیلمنامه این فیلم خانم سی و پنج ساله با نگاهی به مستندات و رویدادهای تاریخی نوشته شده و اقتباسی نیست. او فیلمنامه اصیل خود را به دنبال تحقیقی دوساله نوشته است. دوورنی برای نگارش این فیلمنامه، صدها خبر و مقاله را مطالعه و چندصد ساعت فیلم خبری مستند را تماشا کرد. فیلمنامه وی، کل زندگی مارتین لوترکینگ را در بر نمی گیرد و فقط به بخش مهمی از قصه زندگی او می پردازد. این بخش از زندگی دکتر لوترکینگ، تلاش بزرگ و تاریخی او به منظور کسب حق رای برای تمام شهروندان آمریکا (و بویژه رنگین پوستان) می پردازد. کارزار تبلیغاتی او یکی از بزرگ ترین، خطرناک ترین و ترسناک ترین کارزارهای اجتماعی و سیاسی در تاریخ آمریکا بود. زمانی که لوترکینگ کارزار خود را آغاز کرد، رنگین پوستان از حقوق ابتدایی انسانی محروم بودند و طبق قوانین تبعیض نژادی، شهروند درجه 2 محسوب می شدند. بر این اساس، آنها از حق رای محروم بودند و اجازه حضور در مکان های متعلق به سفیدپوستان را نداشتند.

به این ترتیب، قصه سلما به سراغ مشکلات زندگی رنگین پوستان آمریکا در دهه 60 میلادی می رود و راهپیمایی تاریخی و حماسی مردم آمریکا از منطقه سلما به سمت مونتگمری آلاباما را به تصویر می کشد. به دنبال این راهپیمایی میلیونی باشکوه بود که جانسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، قانون امتیاز حق رای عمومی برای تمام مردم آمریکا (اعم از هر قوم، مسلک، دین و نژاد) را سال 1965 امضا کرد. امضای این قانون یک پیروزی بزرگ برای رنگین پوستان و اقلیت های قومی و مذهبی آمریکا بود. مردم آمریکا اعتقاد دارند مبارزات و تلاش های بی وقفه مارتین لوترکینگ، دولتمردان وقت آمریکا را مجبور به پذیرش حقوق رنگین پوستان و امضای این قانون مهم تاریخ اجتماعی و سیاسی آمریکا کرد. تهیه کنندگان فیلم قصد دارند سکانس مربوط به راهپیمایی عظیم سال 1965 را به صورت تلفیقی از صحنه های مستند و بازسازی شده فیلمبرداری کنند. این سکانس قرار است در روزهای پایانی فیلمبرداری گرفته شود و بیش از 300 هزار سیاهی لشکر در این سکانس حضور خواهند داشت تا عظمت آن راهپیمایی تاریخی را به نمایش بگذارند.

شخصیت و نه بازیگر

سلما بر خلاف بسیاری از درام های شرح حال گونه سینمایی برای نقش های مختلف و اصلی خود از ستارگان و چهره های مشهور بهره نگرفته است. سازندگان فیلم عمدا از همکاری با نام های سرشناس اجتناب کرده اند تا توجه تماشاگران کاملامعطوف به قصه و ماجراهای آن باشد و نه چهره های مطرح روز سینما. دیوید اویه لوو در قصه فیلم در نقش شخصیت مارتین لوترکینگ بازی می کند. این بازیگر سی و هشت ساله سیاهپوست، در کارنامه اش فیلم هایی مثل «جک ریچر» و «سر پیشخدمت» را دارد و سلما اولین فیلم مهم او به حساب می آید، فیلمی که در آن در نقش شخصیت اصلی و محوری قصه ظاهر می شود. نقش مقابل او را تیم روث بازیگر انگلیسی به عهده دارد. این بازیگر مولف در نقش جورج دالاس بازی می کند و منتقدان سینمایی از حالااز آن به عنوان یک نقش اسکاری اسم می برند. جورج دالاس، شهردار آلاباما و با گرایش های تند و شدید تبعیض نژادی بود. او که دیدگاه های خود را به صورت علنی مطرح و از آنها دفاع می کرد، از تاکتیک های قلدر مآبانه و زشتی علیه مارتین لوترکینگ و راهپیمایی بزرگ سال 1965 استفاده کرد، اما مبارزه او علیه جنبش مدنی رنگین پوستان آمریکا، راه به جایی نبرد و وی مجبور به پذیرش یک شکست سخت تاریخی شد.

تام ویکلسون بازیگر قدیمی انگلیسی هم در قصه فیلم در نقش لیندون جانسون، رئیس جمهور وقت آمریکا ظاهر می شود. دیگر بازیگران سلما هم گروهی از بازیگران تازه وارد و قدیمی سیاهپوست هستند که در نقش تعدادی از شخصیت ها و آدم های واقعی نزدیک به مارتین لوترکینگ و شهردار آلاباما بازی خواهند کرد. آوا دوورنی، کارگردان فیلم در همین ارتباط به رویترز می گوید: «برای ایفای نقش های مختلف آن به بازیگرانی نیاز داشتم که بتوانند روحیات و حال و هوای درونی این آدم ها را بخوبی به نمایش بگذارند. نمی خواستم توجه تماشاچی به سمت چهره و نام بازیگران این نقش ها برود و از اصل موضوع دور بیفتد. این بازیگران قرار است یک واقعه مهم و سرنوشت ساز حیاتی را به نمایش بگذارند نه چهره و هنر بازیگری خودشان را. برخی به من پیشنهاد کردند برای موفقیت بیشتر مالی فیلم در جدول گیشه نمایش از همکاری چند چهره معروف و مشهور بهره بگیرم، ولی صادقانه بگویم؛ نمی خواهم تاریخ را فدای فروش بیشتر کنم. اگر می خواستم توجه اصلی ام را به فروش فیلم و جدول گیشه نمایش معطوف کنم، هیچ وقت سراغ چنین پروژه ای نمی رفتم.

سرشناس های پشت دوربین

اما اگر نام چهره های سرشناس در جلوی دوربین فیلم غایب است، در پشت دوربین آن نام های معروفی را می توان پیدا کرد. دو تهیه کننده اصلی سلما، برادپیت و اوپرا وینفری هستند. شرکت فیلمسازی پلان بی، برادپیت از سرمایه گذاران اصلی فیلم است. او سال قبل یکی از تهیه کنندگان اصلی «12 سال بردگی» هم بود که با مطرح کردن موضوع بردگی در قرن نوزدهم آمریکا، اسکار بهترین فیلم سال را از آن خود کرد. پیت در صحنه های پایانی این فیلم هم نقش کوتاهی بازی کرد و در قالب یک سفیدپوست روشنفکر ظاهر شد که به شخصیت اصلی سیاهپوست قصه کمک می کند تا آزادی دوباره اش را به دست بیاورد، اما آوا دوورنی زمانی که قرار شد شرکت پلان بی در تولید فیلمش سرمایه گذاری کند، شرط کرد که برادپیت هیچ نقشی (حتی کوتاه) در آن بازی نکند. تحلیلگران سینمایی می گویند حتی با قبول این شرط هم برادپیت برد کرده است. او با تهیه فیلمی مثل سلما موقعیت خود را در بین منتقدان و تماشاگران جدی سینما مستحکم تر می کند و از وی به عنوان یک هنرمند و تهیه کننده خوشفکر اسم خواهند برد.

در عین حال، سرمایه گذاری روی محصولات مستقل و اجتماعی، برای این بازیگر سودآور هم بوده است. 12 سال بردگی که با هزینه تولید 20 میلیون دلاری تهیه شد، فقط در آمریکای شمالی 57 میلیون دلار فروش کرد. اهل فن برای سلما هم پیش بینی فروش خوبی در جدول گیشه نمایش سینماهای کشورهای مختلف جهان می کنند.

زندگی و قصه پرتنش

زندگی مارتین لوترکینگ، سرشار از تنش و ماجراجویی سیاسی و اجتماعی بود. از همین رو، بسیاری از منتقدان و تحلیلگران سینمایی بر این باور هستند که بخش های مهم زندگی او (و بویژه قتل مشکوک وی) جای زیادی برای تبدیل شدن به فیلم های سینمایی دلهره آور سیاسی دارد. این فعال سیاسی که سال 1968 و در چهل و یک سالگی درگذشت، یکی از بزرگترین رهبران سیاسی مخالف در تاریخ آمریکاست. او که ترتیب دهنده راهپیمایی بزرگ مارس 1955 شهر واشنگتن هم هست، تحت تاثیر مهاتما گاندی رهبر انقلاب هند طرفدار جنبش ضدخشونت بود. او چهارم آوریل 1968 در شهر ممفیس به ضرب گلوله یک فرد ناشناس به قتل رسید. دو ماه بعد مردی به نام جیمز ارل ری به جرم ترور وی دستگیر شد. وی ابتدا ترور لوترکینگ را به گردن گرفت، ولی سه روز بعد اعترافات خود را انکار کرد. وکیل مدافع این دزد خرده پا که هیچ وقت سابقه حمل سلاح گرم نداشت وضع او را با قاتل جی اف کندی مقایسه کرد و گفت موکل او درگیر یک تئوری توطئه شده است. راز ترور مارتین لوترکینگ هیچ وقت فاش نشد و دیدگاه عمومی همیشه بخشی از دولتمردان وقت آمریکا را در این رابطه مقصر دانسته است. این دیدگاه می گوید لوترکینگ قربانی دیدگاه های تند نژادپرستانه شده، در سال 2002 مقاله ای از نیویورک تایمز دوباره بحث ترور لوترکینگ را در سطح وسیعی مطرح کرد. در این مقاله به نقل از یک کشیش آورده شد که پدر او قاتل کینگ بوده است. از قرار معلوم، این مرد نه به دلایل نژادپرستانه که به دلیل «ارتباط نزدیک کینگ با کمونیست ها» وی را به قتل رسانده است، اما کشیشی که طرف صحبت نیویورک تایمز بود، نتوانست مدارک قاطع و قابل قبولی برای ادعای خود ارائه کند.

دوورنی در خصوص ترور لوترکینگ نیز به رویترز گفته است: «ابهام موجود در ترور کینگ می تواند یکی از بهترین فیلمنامه های سینمایی را به همراه بیاورد. رمز و راز مربوط به این موضوع را می توان در پرونده ترور کندی هم مشاهده کرد. بسیار مایلم فیلمی هم درباره ترور مشکوک کینگ بسازم و بخش های مبهم آن را مورد بررسی و مکاشفه قرار دهم. این فیلم می تواند با ترور کینگ آغاز شود و پس از آن به سراغ روایت هایی برویم که در ارتباط با قتل اوست. فکر می کنم چنین فیلمی را باید در مایه های «همشهری کین» ساخت. تاریخ نویسان هنوز نتوانسته اند قطعات مختلف این جدول را در کنار هم چیده، به نتیجه مشخصی در ارتباط با قتل کینگ برسند. فیلمی که احتمالامی خواهم در آینده بسازم همین راه را می رود. ما می توانیم تئوری های مختلفی را که در این رابطه مطرح شده مورد بحث و بررسی قرار دهیم. خیلی دوست دارم واکنش تماشاگران را نسبت به سلما ببینم. این واکنش ها تاثیری مستقیم روی پروژه بعدی ام درباره کینگ خواهد داشت.

 

نویسنده: كیكاووس زیاری

 


آخرین ویرایش: - -

 

آیا باید کودکان را از دنیای دیجیتال نجات داد؟

1393/04/2 08:03نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


فرزندان من به همان اندازه ای که در عالم واقعیت هستند در دنیای دیجیتال نیز زندگی می کنند.

آنها از طریق پیامک، تماس ویدیویی و یا اینستاگرام با دوستان خود در ارتباط هستند و در این میان به نظر می‌رسد که همیشه یک یا چند مهمان مجازی در خانه حضور دارد.

آرزوها و انتظارات آنها از زندگی در مقایسه با زمانی که من هشت و یا ده ساله بودم کاملا متفاوت است. فرزندان من جزو اولین نسلی هستند که در همان سنین پایین صفحه هر وسیله دیجتیال را با دست لمس می کردند و اگر اتفاقی روی صفحه نمی افتاد سخت تعجب می کردند.

آنها جزء اولین نسلی هستند که وقتی اسباب بازیهای آنها از کار می افتد می گویند:" بی خیال، می توانیم یک بازی تازه تر را دانلود کنیم." آنها اولین نسلی هستند که به خوبی درک کرده اند عالم واقعیت به اشکال گوناگون با جهان دیجیتال گره خورده است.

این بومیان دنیای دیجیتال تمام آداب و رسوم این دنیا مثل نحوه نگارش پیامک، ارسال ای میل، نحوه دسترسی به وای فای و تماشای هر چیزی را در هر کجا و هر زمانی که می خواهند یادگرفته اند. انجام تکالیف مدرسه برای آنها بسیار ساده تر شده و دنیایی از اطلاعات و دانش به ساده ترین شکل روی وب سایت جستجوگر گوگل در اختیار آنها است.

دان تاپسکات نویسنده کتابی با عنوان بزرگ شدن به شیوه دیجیتال، در مورد تفاوت های نسلی که در دوران کامپیوتر متولد شده با نسل های قبلی پژوهش های زیادی انجام داده است. او می گوید:"نسل ام (موبایل) به گونه دیگری رشد می کند و مغز آنها کاملا متفاوت است."

به اعتقاد دان تاپسکات نحوه پرورش بخش های مختلف مغز و ارتباط آنها با یکدیگر به شدت تحت تاثیر شرایطی است که کودکان وقت خود را سپری می کنند.

او می افزاید:"در نسلهای گذشته مشغولیت اصلی کودکان تماشای تلویزیون بود و آنها بیننده و نظاره گر منفعل این وسیله بودند. اما امروزه آنها از وسایل مختلف دیجیتال مثل تلفن موبایل، بازیهای کامپیوتری و امثال آن استفاده می کنند و خود آنها به شکلی فعال تصمیم می گیرند که کدامیک از این کارها را انجام دهند."

پایان عمر حریم خصوصی

تمام اطلاعاتی که فرزندان ما تولید و آن را روی انواع و اقسام دریچه های اینترنتی قرار می دهند و یا برقراری ارتباط زنده ویدیویی با دوستانشان و آوردن آنها به حریم خصوصی خانواده، این سئوال را برای والدین مطرح کرده که آیا نسل امروزی در دنیایی پرورش می یابد که در آن حریم خصوصی دیگر معنایی ندارد؟

فرزندان ما اطلاعات شخصی بسیار زیادی از خود روی شبکه اینترنت به جا می گذارند. ولی آیا آنها به نسبت نسل ما روی شبکه اینترنت کنترل بیشتری خواهند داشت؟

اما کار از مسئولان یک نهاد مدنی مدافع آزادیهای فردی و حریم خصوصی در بریتانیا به نام بیگ برادر واچ می گوید:"در دورانی که تمام جزییات زندگی مردم توسط حکومت ها، موسسات مالی و شرکت های تجاری ضبط و تجزیه و تحلیل می شود آموزش کودکان در مورد اهمیت اطلاعات شخصی و مراقبت از حریم خصوصی موضوع بسیار مهمی است . ما اکنون می بینیم که در برخی موارد صاحب کاران قبل از استخدام حرف رمز صفحه شخصی افراد روی شبکه های اجتماعی را طلب می کنند. زورگویی و آزار افراد روی وب سایت ها و شبکه های اجتماعی به یک مشکل بدل شده و می بینیم که حکومت ها و شرکت های تجاری به اشکال مختلف سعی دارند اطلاعات شخصی ما را جمع آوری و کنترل کنند."

اما کار می افزاید:"آموزش به کودکان در مورد تمام مسایلی که به روشهای جدید ارتباطی و پیامدهای آن مربوط می شود امروزه یک کار مهم و بسیار ضروری است."

اما دان تاپسکات که در مورد رابطه نسل جدید و دنیای دیجیتال تحقیقات فراوانی انجام داده با این نگرانی ها موافق نیست. او می گوید:"این ادعا که حریم خصوصی افراد از بین رفته هیچ مبنا و اساسی ندارد. اما این حقیقت دارد که روشهای حفاظت از حریم خصوصی به طور کلی دگرگون شده اند. کودکان از تمام مسائلی که به حریم خصوصی برمی گردد به خوبی اطلاع دارند و به شکل غریزی استفاده مسئولانه از نشر اطلاعات را درک می کنند."

این نکته برای من کاملا آشنا است . این اواخر هرگاه که من می خواهم عکس بگیرم فرزندانم با لحنی شک برانگیز از من می پرسند:" می خواهی این عکس را در صفحه فیسبوک منتشر کنی؟"

حتی وقتی می خواستم برای این مطلب از آنها عکس بگیرم من را سئوال پیچ کردند و پرسیدند :"موضوع مقاله ای که می خواهی بنویسی چیست؟ " و یا می پرسیدند " چرا از روی سایت گوگل عکس بچه هایی را که با آی پد کار می کنند دانلود نمی کنی؟"

سئوالهای آنها به من نشان داد که فرزندان من به مسئله حقوق معنوی صاحبان عکس ها توجه چندانی نمی کنند ولی در عین حال فهمیدم که آنها با همین سن کم در دنیای دیجیتال، کاربران و مصرف کنندگان هوشیاری هستند.

دان تاپسکات می گوید:"حقیقت این است که کودکان خیلی خوب همه این مسائل را موشکافی و بررسی می کنند. زمانی که نسل ما بزرگ می شد اگر عکسی را می دیدیم برای ما صرفا یک عکس بود. ولی کودکان امروزی وقتی به یک عکس نگاه می کنند اول از همه دقت می کنند که آیا با فتوشاپ دستکاری شده و یا نه."

در مورد نگرانی مربوط به اطلاعات شخصی و خصوصی نیز به نظر می رسد که شرکت های خصوصی به مرور درمی یابند که مردم می خواهند کنترل اطلاعات شخصی خود را که بزرگترین سرمایه هر فردی محسوب می شود از این شرکت ها پس بگیرند. امروزه اکثر موسسات مالی و تجاری نرم افزارهایی ساخته و در اختیار مشتریان قرار می دهند که مردم با استفاده از آن می توانند اطلاعات قابل اشتراک خود را در یک بایگانی آنلاین و نسبتا خصوصی انبار کنند.

برخی معتقدند که حتی در آینده ممکن است افراد اطلاعات شخصی خود را به شرکت های آگهی های تجاری بفروشند چون این موسسات حاضر هستند برای هدفمند کردن تبلیغات خود این نوع اطلاعات را به هر قیمتی به دست بیاورند.

وب سایت جدیدی به نام رسپکت نت ورک اخیرا یک پلاتفورم عمومی تاسیس کرده است که به مردم امکان می دهد خودشان در مورد نحوه اشتراک اطلاعات شخصی خود تصمیم بگیرند.

همزمان مسئله کنترل هر فرد بر اطلاعات شخصی او که در اینترنت قابل دسترسی است به یک چالش جدید بدل شده است.

 

ماه گذشته دیوان عدالت اتحادیه اروپا رای داد که وب سایت گوگل باید تقاضای افراد برای حذف مطالب مربوط به آنها در این وب سایت را پذیرفته و این مطالب را حذف کند.

مسلما فرزندان ما از چنین اصلاحاتی استقبال خواهند کرد چون به آنها امکان خواهد داد که با رسیدن به سنین بالاتر آنچه را که در دوران کودکی و نوجوانی روی شبکه اینترنت قرار داده اند مرور کرده و زندگینامه دیجیتال خود را به عنوان یک فرد بالغ و مسئول و آنطور که می خواهند تغییر دهند.

مسلما در یک چنین روندی حجم زیادی از اطلاعات که کودکان و نوجوانان در مورد خود منتشر کرده اند پاک خواهد شد. طبق بررسی های موسسه نظر سنجی پیو ( Pew ) حدود نیمی از کودکان آمریکایی از سن شش سالگی تلفن موبایل دارند و تعداد زیادی از والدین نیز برای نوزادان خود حساب ای میل و صفحه ای روی شبکه های اجتماعی راه اندازی می کنند.

شواهد حکایت از آن دارد که بسیاری از والدین به جای اسباب بازیهای نرم و پشمالو برای کودکان خردسال خود تبلت می خرند.

فیلترهای پورنوگرافی

استفاده فعال از فن آوریهای دیجیتال در چنین سنین پایینی باعث شده که این بحث مطرح شود که آیا فرزندان ما به جای بازی و رفت و آمد در دنیای واقعی وقت زیادی را صرف فعالیت هایی نمی کنند که بسیار اعتیاد آور است؟

آیا بین زندگی دیجیتال و آنلاین با فعالیت های خارج از محیط خانه می توان تعادل درستی ایجاد کرد؟

دان تاپسکات معتقد است که این موضوع تا حد زیادی به هوشمندی و نحوه رفتار والدین بستگی دارد. او می افزاید: "والدین باید تصمیم های خیلی مشخصی بگیرند. آنها باید دقیقا برای فرزندان خود مشخص کنند که در چه مواقع و شرایطی حق ندارند از این ابزارها استفاده کنند."

نگرانی دیگر مسئله پورنوگرافی است. به خاطر افزایش نگرانی والدین در این مورد اکنون بسیاری از شرکت های ارائه کننده خدمات اینترنتی در سراسر دنیا به خانواده ها امکان می دهند که در صورت تمایل سایت های پورنوگرافیک را فیلتر کنند.

دان تاپسکات چندان با این روش موافق نیست و می گوید:"بهترین راه مقابله با پورنوگرافی نه سانسور بلکه صحبت کردن با کودکان در مورد این موضوع است. برای اولین بار در تاریخ بشر کودکان به یک مرجع مهم برای تصمیم گیری بدل شده اند و آنها تاثیرگذاری دوران دیجیتال بر نحوه سازماندهی زندگی جمعی و فردی انسانها را تعیین خواهند کرد."

او مطمئن نیست که محیط های آموزشی و مدارس اهمیت این موضوع را به خوبی دریافته باشند و تاکید می کند:"کودکان به شکلی کاملا متفاوت از نسل ما یاد می گیرند ولی روش آموزش در مدارس از زمان انقلاب صنعتی تاکنون هیچ تغییری نکرده است."

با وجودیکه بسیاری از مدارس در کشورهای پیشرفته روشهای نوآورانه ای را برای استفاده از فن آوری جدید به کار بسته اند ولی شواهد نشان می دهد که بسیاری از معلمان از ظرفیت های بالقوه این روشها هراس دارند.

اخیرا انجمن معلمان بریتانیا ازدولت خواست که برای کنترل ساعاتی که کودکان صرف استفاده از وسایل دیجیتال می کنند، مقرراتی وضع کند.

مارک لنگهمر مدیر این انجمن می گوید:"ما گزارشهای متعددی دریافت کرده ایم که نشان می دهد کودکان به خاطر صرف اوقات زیاد با این وسایل وقتی که به مدرسه می آیند کاملا خسته هستند و نمی توانند روی درس و فعالیت های جمعی در مدرسه تمرکز کنند."

اما دان تاپسکات معتقد است نباید دسترسی کودکان را به دنیای دیجیتال محدود کرد. به گفته او تکرار این نکته که "دنیای واقعی خوب و عالم دیجیتال بد است" درست نیست.

او می افزاید:" صحبت های زیادی در مورد اعتیاد به اینترنت، کاهش قابلیت ها و تجارب اجتماعی کودکان و تبدیل شدن جوانان امروزی به یک نسل خودخواه و معتاد به فیس بوک مطرح می شود. به نظر من هیچکدام از این ادعاها حقیقت ندارد و نوجوانان و جوانان امروزی هوشمندترین نسل در تاریخ بشر هستند."


آخرین ویرایش: - -

 

كمک هفت میلیون دلاری دی كاپریو به حفاظت دریایی

1393/04/2 08:02نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


دی كاپریو در كنفرانسی كه از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده برگزار شده بود، موضوع حفاظت دریایی را یكی از مهم ترین مسائل روز نامید و هفت میلیون دلار به این امر كمك كرد. لئوناردو دی كاپریو در سخنرانی خود در كنفرانس وزارت خارجه اعلام كرد كه مبلغ هفت میلیون دلار را به حفاظت دریایی اختصاص خواهد داد. در همین برنامه باراك اوباما نیز گفت كه در حال اجرای برنامه های فدرالی برای جلوگیری از ماهیگیری غیرقانونی است و قصد دارد یك محدوده حفاظت بزرگ اقیانوسی در اقیانوس آرام جنوبی به وجود بیاورد. مسوول برگزاری این كنفرانس در واشنگتن كه «اقیانوس ما» نام داشت جان كری، وزیر امور خارجه بود. وی این كنفرانس را به عنوان مكان گفت وگو برای جلب توجه بیشتر به نگهداری مناطق دست نخورده و تازه تر اقیانوس ها و همچنین حمایت از تعیین میزان ماهیگیری تجاری برپا كرده بود. دی كاپریو اعلام كرد كه بنیادش مبلغ هفت میلیون دلار به چند سازمان حفاظتی در 24 ماه آینده اهدا خواهد كرد و گفت: من به عنوان یكی از شهروندان نگران این سیاره، برای این كار به پا می خیزم و فكر می كنم این یكی از مهم ترین مسائل زمان ما است. بنیاد من اخیرا اعلام كرده بود كه سه میلیون دلار به سازمان اوشیانا برای پشتیبانی از برنامه هایشان در حمایت از كوسه ها، پستانداران دریایی و ساكنان كلیدی اقیانوس آرام شرقی اهدا می كند. امروز، من اینجا هستم تا بتوانم حتی منابع بیشتری را به این هدف تقدیم كنم. این كار تنها عملی برای حفاظت از زندگی وحشی دریایی نیست، اگر امروز كاری برای نجات اقیانوس ها نكنیم، تنها كوسه ها و دلفین ها صدمه نخواهند دید بلكه این بچه ها و نوه های مان هستند كه ضرر می بینند.

 


آخرین ویرایش: - -

 

چرخش زمین مهم‌ترین عامل حیات بشر

1393/03/30 08:28نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


دانشمند و زمین شناسی در لندن عوارض و پیامدهای حاصل از توقف حرکت دورانی زمین را در تحقیقاتی وسیع برای علاقه مندان تشریح کرده است.سیاره کروی زمین با داشتن میلیاردها سکنه در نقاط مختلف خود، با سرعتی بالغ بر یک هزارو670 کیلومتر در ساعت در حال چرخش است. این چرخش باعث افزایش جاذبه در دو قطب شمال و جنوب شده و توزیع جاذبه در نقاط میانی را براساس ارتفاع تنظیم می کند.«مایکل استیونس» که مدت ها روی این پروژه تحقیقاتی کار کرده می گوید از آنجا که توزیع دقیق جاذبه در نقاط مختلف زمین شرایط حیات را ایجاد کرده است اگر این میزان جاذبه در هر نقطه ای کم یا زیاد شود میزان پرتوهای یونیزه شده افزایش می یابد و زندگی در زمین را غیر ممکن می کند.

زمین یک کره کاملاً گرد است و علت تقارن نیمکره شمالی و جنوبی و برآمدگی آن در خط استوا حاصل همین سرعت چرخش یک هزار و 670 کیلومتر در ساعت آن است.همچنین این تقارن، توزیع آب اقیانوس ها و دریاها را تنظیم می کند و سبب می شود تمامی بخش های حیاتی زمین از آب کافی برخوردار شوند.«استیونس» درباره تحقیقاتش می گوید: «در صورتی که زمین از حرکت بایستد هر حادثه ناخوشایندی ممکن است اتفاق بیفتد که مهم ترین آن توزیع نادرست جاذبه در زمین و پرت شدن اجسام و انسان ها مثل یک گلوله تفنگ به فضا است. علاوه بر این سکون کره زمین در کهکشان طوفان هایی با سرعت فوق العاده بالارا پدید می آورد که نه تنها زمین را نابود می کند بلکه زندگی انسان را نیز غیرممکن می سازد.سرعت چرخش زمین یکی از عوامل مهم ایجاد حیات روی آن است، حالااگر این چرخش در هر 365 روز (هر یک سال) یک بار انجام شود باعث برهم خوردن عملکرد خورشید نیز می شود بنابراین با توقف حرکت زمین یک بخش از زمین همیشه روز خواهد بود و بخش دیگر آن در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت. در شرایطی شبیه کره ماه که هر دو هفته یک بار به سمت خورشید می چرخد، این سیاره هر دو هفته یک بار تاریکی یا روشنی بر بخشی از آن حاکم می شود.این دانشمند انگلیسی پس از بررسی این شواهد در تصاویر کامپیوتری، یک زمین ساکن را کره ای غیر قابل سکونت توصیف کرده است.


آخرین ویرایش: - -

 

یوتیوب محصولات شرکت‌های مستقل تولید موسیقی را حذف می‌کند

1393/03/30 08:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


یوتیوب گفته است که موزیک- ویدئوهای خواننده ها و گروه هایی از قبیل ادل، آرکتیک مانکیز و ریدیوهد را حذف می‌کند زیرا لیبل های مستقل تولیدکننده این آثار حاضر به پذیرش شرایط قرارداد تازه یوتیوب نشده اند.

از مدتی پیش گوگل، که مالک سایت یوتیوب است، در حال مذاکره با شرکت های تولیدکننده موسیقی برای بستن قراردادهای تازه مرتبط با سرویس عضویت موسیقی بوده است.

یک سخنگوی شرکت های مستقل موسیقی گفته است که یوتیوب در حال ارتکاب خطای فاحشی است که بر قضاوت نادرست مالی مبتنی است.

یوتیوب گفته است که قصدش این است که با راه اندازی سرویس پخش موسیقی بر اساس تقاضا، نظام تازه پرسودی برای صنعت موسیقی به ارمغان بیاورد.

رابرت کیند، سرپرست بخش محتوا و بازرگانی یوتیوب به فایننشال تایمز گفته است که اگر مذاکره ها به نتیجه نرسد، ممکن است آثار تولیدشده شرکت های مستقل موسیقی ظرف چند روز از یوتیوب حذف شود.

شرکت های عمده تولید موسیقی یعنی یونیورسال،‌ سونی و وارنر شرایط تازه این سایت را پذیرفته اند، ولی نام های مستقل و کوچک تر حاضر به پذیرش شرایط یوتیوب نشده اند.

اد اوبراین، گیتاریست گروه ریدیو هد، گوگل را متهم کرده است که تلاش کرده شرکت های پرزور را وادار به پذیرش سودهای کم کند.

"ما تلاش کرده ایم و باز هم تلاش خواهیم کرد که یوتیوب را وادار کنیم درک کند که موسیقی شرکت های مستقل برای سرویس های پخش آنلاین چقدر اهمیت دارد و چرا باید بر اساس همین اهمیت،‌ ارزش گذاری شود."

او گفت:‌"یوتیوب با دسترسی ندادن به مشترکان به موسیقی مستقل، خودش را در آستانه شکست قرار خواهد داد... اکثر شرکت های تولید موسیقی مستقل در دنیا از اینکه یوتیوب احترام و درک کافی از خود نشان نمی دهد دلسرد شده اند."

بی پی آی، موسسه ای که شرکت های بریتانیایی تولید موسیقی را نمایندگی می‌کند، می گوید اشتباه است که یوتیوب که مهمترین سرویس ویدئوی آنلاین را در اختیار دارد، شماری از شرکت های مستقل را طرد می کند.

جف تیلور،‌ مدیر عامل این موسسه، گفت که این اقدام سبب می شود که علاقمندان، فرصت شنیدن موسیقی آنها را از دست بدهند و شرکت های تولید موسیقی و هنرمندها نیز نتوانند در آمد کسب کنند، و همه اینها به این دلیل است که این شرکت ها تمایل ندارند تسلیم یک اولتیماتوم "بله یا خیر" بشوند.

ایمپالا که نمایندگی چند شرکت مستقل موسیقی از جمله ایکس ال رکوردینگز،‌ 4DA، کوکینگ واینایل و دومینو را بر عهده دارد از کمیسیون اروپا خواسته که در این منازعه به یوتیوب کمک کند.

بی بی سی بر این باور است که حتی اگر یوتیوب به حذف ویدئو موزیک ها اقدام کند، آثار هنرمندانی که با شرکت های مستقل همکاری کرده اند، از طریق کانال هایی مثل Vevo همچنان قابل دسترسی است.

به عبارت دیگر، تنها ویدئوهایی از یوتیوب حذف می شوند که امتیاز آنها را شرکت های مستقل به صورت انحصاری در اختیار دارند، نظیر ضبط های استودیویی یا اجراهای زنده.

یک سخنگوی یوتیوب به بی بی سی گفته است: "هدف ما این است که یوتیوب را همچنان تجربه موسیقایی شگفت انگیزی نگه داریم- هم به عنوان یک سرویس جهانی برای ارتباط هنرمندان با طرفدارانشان، و هم به عنوان منبع سود برای صنعت موسیقی."

او گفت: "ما برای موسیقی های روی یوتیوب در حال اضافه کردن سرویس هایی مبتنی بر حق اشتراک هستیم؛ و هدفمان این است که با سرویس های مبتنی بر پخش بر اساس تقاضا، برای شرکای خود در حوزه موسیقی،‌ سودآوری کنیم، و این علاوه بر میلیون ها دلاری است که یوتیوب هر سال عاید آنها می کند."

این سخنگوی یوتیوب گفت: "از اینکه صدها شرکت تولیدکننده عمده و مستقل اکنون شریک ما شده اند، بسیار خوشحالیم."

ورود یوتیوب به بازار اشتراک موسیقی بعد از این بود که آمازون سرویس مشابهی برای اعضای ویژه اش راه اندازی کرد و اپل نیز سرویس آنلاین موسیقی بیتز میوزیک Beats music را خرید.


آخرین ویرایش: - -

 

آسپیرین شاید 'بهترین' دارو برای امراض قلبی نباشد

1393/03/30 08:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


براساس راهنمای جدیدی که موسسه ارتقاء سلامت و مراقبت بریتانیا منتشر کرده، پزشکان برای یک بی‌نظمی (آریتمی) شایع ضربان قلب موسوم به فیبریلاسیون دهلیزی(AF) نباید به آسپیرین اکتفا کنند چون داروهای رقیق‌کننده خون مثل وارفارین در پیشگیری از سکته مغزی موثرتر هستند.

کارشناسان می گویند که در بریتانیا اکثر پزشکان تجویز این دارو را از مدت ها پیش شروع کرده اند. با این همه توصیه های جدید مرجع درمانی انگلستان مسلما روی وضعیت صدها هزار بیمار تاثیر خواهد گذاشت.

پیشگیری از سکته مغزی

فیبریلاسیون دهلیزی (AF)، شایعترین بی نظمی ضربان قلب است و حدود یک درصد از مردم بریتانیا یعنی ۸۰۰ هزار نفر به آن مبتلا هستند.

در این حالت، براثر انقباض بسیار سریع عضلات دهلیزها، قلب نمی تواند کار خود را به خوبی انجام دهد و ممکن است لخته های خون تشکیل شود که به نوبه خود خطر سکته مغزی را افزایش می دهد.

از سالها پیش برای کمک به بیمارانی که مشکلات قلبی دارند از آسپیرین استفاده می شده و اعتقاد اکثر پزشکان این بود که مصرف این دارو می تواند احتمال سکته مغزی را کاهش دهد.

اما پژوهش های متعددی که در سالهای اخیر انجام شده نشان داده است که تاثیر آسپیرین در مقایسه با سایر داروها ناچیز است.

در دستورالعملی که موسسه ارتقاء سلامت و مراقبت بریتانیا (نایس) منتشر کرده، این موضوع مد نظر قرار گرفته است. از سال ۲۰۰۶ که این دستورالعمل برای اواین بار منتشر شد، این اولین باری است که بخش مربوط به مراقبت های لازم برای بیماران قلبی روزآمد شده است.

توصیه این نهاد برای جایگزین کردن آسپیرین با داروهای رقیق‌کننده خون نظیر وارفارین، قاعدتا باید از وقوع هزاران سکته مغزی پیشگیری کند. به گفته موسسه ارتقاء سلامت و مراقبت بریتانیا، داروهای رقیق‌کننده خون جدیدتر که برخلاف وارفارین به نظارت دائم پزشک نیاز ندارند، شاید برای مصرف عموم مناسبت‌تر باشند.

متخصصان تاکید می کنند که در صورت توقف مصرف آسپیرین این کار باید تدریجی و حتما زیر نظر پزشک انجام شود.

پروفسور وایسبرگ از مسئولان بنیاد قلب بریتانیا می گوید: "سکته مغزی ناشی از فیبریلاسیون دهلیزی هم بسیار شایع و هم قابل پیشگیری هستند به شرط آنکه غیرعادی بودن ضربان قلب تشخیص داده شود و به شرط انکه داروهای موثر برای جلوگیری از لخته شدن خون تجویز شود."

" تجدید نظر جدید در توصیه‌های مرجع پزشکی انگلستان در واقع یافته های جدید علمی را منعکس کرده که نشان می دهند وارفارین و سایر داروهای جدید رقیق‌کننده خون در پیشگیری از سکته مغزی از آسپیرین موثرتر هستند."

"این نتیجه گیری به این معنا نیست که آسپیرین در پیشگیری از سکته مغزی و قلبی و بیماری‌های دیگر موثر نیست. بیمارانی که در مورد ادامه دادن و یا قطع کردن مصرف آسپیرین تردید دارند باید با پزشک معالج خود در این مورد صحبت کنند."

پروفسور پیتر الوود متخصص بیماری های قلبی در دانشگاه کاردیف هشدار می دهد که قطع ناگهانی مصرف آسپیرین می تواند خطرناک باشد. او تاکید کرد:"اگر قرار است مصرف آسپیرین را متوقف کنید حتما این کار را تدریجی و زیرنظر پزشک انجام دهید."

 

نشانه های انقباض عضلات دهلیز

ضربان نامرتب نبض ممکن است دلیل ابتلا به این حالت باشد.

در این حالت ضربان نبض بسیار نامنظم خواهند بود و ممکن است شدت ضربان متغیر باشد

انقباض عضلات دهلیز معمولا در افراد بالای سن ۵۵ سال بروز می‌کند

اگر فکر می کنید که به انقباض عضلات دهلیز مبتلا هستید حتما باید به پزشک مراجعه کرده و معاینه کامل انجام دهید

در اکثر موارد دلیل اصلی انقباض عضلات دهلیز را نمی توان تشخیص داد ولی این عارضه در میان افرادی که فشار خون بالا و یا بیماریهای قلبی دارند، بیشتر بروز می‌کند

 


آخرین ویرایش: - -

 

دولت می خواهد دریاچه ارومیه را نصف کند؟

1393/03/29 12:22نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


وزیر نیروی ایران سرانجام جزئیات برنامه دولت برای احیای دریاچه ارومیه را اعلام کرد.

هفته گذشته حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از دریافت گزارش ستاد احیای دریاچه ارومیه خبر داده و گفته بود که نتایج بررسی های این ستاد به زودی منتشر می شود.

آقای روحانی عصر همان روزی این خبر را اعلام کرد که در تبریز تظاهرات فعالان محیط زیست در اعتراض به تداوم روند خشکیدگی دریاچه به دستگیری شماری از آنها انجامیده بود. او خیلی محتاطانه در باره نتایج گزارش پیش گفته صحبت کرد، که نشان می داد دولت برای اجرای وعده هایش در باره دریاچه ارومیه خیلی دست پری ندارد.

صحبت های پریروز وزیر نیرو نیز همین انگاره را تأیید می کند. چیت چیان با اشاره به اینکه طرح دولت برای احیای دریاچه ارومیه شامل پنج محور است این محورها را اینگونه برشمرد: "توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه، قطع مطالعات سدسازی در منطقه، مدیریت آب سدها و لایروبی رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه، انتقال آب از رودخانه ارس و تغییر مسیر رودخانه های حوضه به سمت عمق اصلی دریاچه." وی همچنین اشاره کرد که مناقصه انتقال آب از رودخانه ارس، از راه فاینانس بخش خصوصی انجام می‌شود. (خبرگزاری فارس- یکشنبه ۲۵ خرداد).

در باره آنچه که او گفته است نکات زیر قابل تامل هستند:

۱- ظاهرا تنها طرح جدی و موثر دولت برای نجات دریاچه ارومیه انتقال آب از رودخانه ارس است. مواردی مثل توقف سدسازی با توجه به وضعیت موجود اجتناب ناپذیر بوده و لایروبی رودخانه ها هم کاری است که به طور معمول انجام می شود و قطعا نمی تواند نقش چندانی در افزایش حقابه دریاچه داشته باشد. محور پنجم، هدایت رودخانه ها به بخش عمیقتر، نه یک طرح ایجابی، بلکه اقدامی منفعلانه و سلبی است که در پی به اثرات اجرای آن اشاره خواهد شد.

۲- انتقال آب از ارس همیشه روی میز بررسی ها در باره نجات ارومیه قرار داشته است. اما این طرح دو دسته مخالفان جدی دارد: طرفداران محیط زیست و مردم استان اردبیل به ویژه اهالی پارس آباد مغان. محیط زیستی ها می گویند که انتقال آب از ارس تداوم همان سیاست غلط انتقال آب بین حوزه ای و دستکاری های خامدستانه در نظام هیدرولوژیکی طبیعت است و نباید اجرا شود. اهالی استان اردبیل هم نگران هستند کاهش آب ورودی ارس به این استان چشم انداز پارس آباد مغان، یکی از پر رونق ترین قطب های کشاورزی کشور را دگرگون کند. منصور حقیقت پور، نماینده اردبیل در مجلس شورای اسلامی بارها در مصاحبه هایش به صراحت از تبریزی ها و ارومیه ای ها خواسته بود چشم امید از ارس بردارند. او ابراز نگرانی کرده است اجرای چنین طرحی به اعتراض خیابانی مردم محلی منجر شود.

۳- خوشبختانه شواهد نشان می دهد که آقای روحانی متوجه شده است که وعده اش برای انتقال آب از خزر به ارومیه در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری درست نبوده و این طرح از دستور کار ستاد احیای دریاچه خارج شده است.

۴- و اما محور پنجم و طرح هدایت رودخانه ها به سمت عمیق تر دریاچه ارومیه: به واقع ترجمان این طرح، رای ستاد مذکور به کوچک سازی دریاچه است. این انگاره در یک سال اخیر مکرر مطرح شده که دیگر امکان احیای تمام مساحت دریاچه وجود ندارد و بهتر است تلاش ها برای نجات آن بر حفظ قسمت عمیق تر یعنی نیمه شمالی دریاچه متمرکز شود. بر اساس این طرح، نیمه جنوبی دریاچه به طور کلی خشک شده و رودخانه ها فقط وارد نیمه شمالی دریاچه می شوند و به این شکل نیمی از دریاچه قربانی می شود تا نیم دیگر آن زنده بماند.

این طرح با مخالفت کارشناسان و طرفداران محیط زیست روبرو خواهد شد. به واقع نیمی از دریاچه قربانی می شود تا دولت مجبور نباشد هزینه توقف کشاورزی در حدود سیصد هزار هکتار از اراضی کشاورزی منطقه و تعطیلی حدود دویست هزار شغل مرتبط را بدهد. وگرنه، هنوز این شانس وجود دارد که بتوان با رهاسازی سه میلیارد متر مکعب آب پشت سدها، کل دریاچه را نجات داد و نه فقط نصف آن را. رها کردن نیمه جنوبی دریاچه به معنای ایجاد کویری با مساحت افزون بر ۳ هزار کیلومتر مربع خواهد بود که اثرات اقلیمی آن قطعا در درازمدت گستره وسیعی از شمال غرب ایران را به قهقرای زیستبومی خواهد کشاند.

موافقان طرح (که عمدتا مقامات محلی هستند) اشاره می کنند که آرتمیاها فقط در نیمه شمالی دریاچه زندگی می کنند و غالب تاسیسات بندری و توریستی هم در همین بخش مستقر است. اما باید توجه کرد که غذای آرتمیاها از نیمه جنوبی تامین می شود، یعنی زیستگاه پرندگان کوچنده و اگر این پرندگان نباشند آرتمیای ارومیه هم منقرض می شود. افزون بر آنکه در جوار یک نمکزار با بادهای سمی بعید خواهد بود که اقامتگاه های گردشگری دریاچه بتوانند چندان چشم امید به آینده داشته باشند.

۵- به هر رو، آنچه که وزیر نیروی ایران گفته است کاملا این تصور را بر می تابد که دولت آمادگی و توان پرداخت هزینه و اقدام موثر برای احیای دریاچه ارومیه را ندارد. انتقال آب از ارس طرحی است که بنا به گفته رئیس سابق سازمان محیط زیست قرارداد آن از دو سال پیش ظاهرا با یک نهاد نظامی منعقد شده بود و همواره با مخالفت شدید کارشناسان محیط زیست روبرو بوده است. طرح کوچک سازی دریاچه هم به واقع بیشتر از آنکه راهی برای نجات و درمان باشد، روشی برای مرگ زودرس و کم دردتر است.


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 634 ) ... 5 6 7 8 9 10 11 ...