تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب زندگی

زمستان است

1392/10/26 15:04نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

زمستان برای خیلی ها تداعی گر كرسی و قصه های مادربزرگ است، تداعی گر شب های بلندی كه بعد از تمام شدن برنامه های تلویزیون، داستان ها و حرف ها و خاطره ها شروع می شد. زمستان برای بعضی ها خاطره كوهستان و برف را زنده می كند. برای بعضی ها برف سپید یادآور فضای شعرهای اخوان است و سرمایی كه ناجوانمردانه بر روابط آدم ها غلبه كرده. برای بعضی هم زمستان یعنی آتش، یعنی صدای تق تق و فریاد های چوب كه به هوا بلند می شود تا شاید دستی از راه رسیده را گرم كند یا پایی یخ زده را جان ببخشد.

زمستان برای اهل ادبیات و هنر، پر از نماد و المان است تا تداعی گر لحظه ها و شرایط باشد برای اهل نظر. برای آنها كه به اشارتی تمام راه را می بینند. زمستان سایه یی دارد به درازای تاریخ هنرو ادبیات مردمی كه شب های زمستان گرمای محفل شان بیش از همیشه بود. زمستان در فرهنگ ایرانی یك پارادوكس است. یك نماد از گرما و در عین حال نمادی از سرما. از یخبندانی كه نفس را ابری تاریك می كند و همین طور گرمایی كه جان هر عابری را به كنار شعله های آتش می كشد تا بنشیند، بگوید و بشنود.

سینمایی كه یخبندان، برف و راهبندان ناشی از بارش برف را بهانه می كند تا بگوید جنازه زنی در ماشینی شده است بهانه عاشقیت مردی كه او را پنهان كرده و از گرمای هوا شاكی است. از آب شدن برف ها هراسان است و از دست دادن جنازه یی كه عاشقش شده دلش را برمی آشوبد.

جنازه یی كه سرما و كوران و برف برایش به ارمغان آورده و در نهایت گرما می شود بهانه یی برای سفارش «چند كیلو خرما برای مراسم تدفین» عشقی نامتعارف. زمستان برای مردی كه كابل های برق را می دزدد و مرگ كسب و كارش شده هم نمادی است از سرمایی كه هیچ برایش نگذاشته. نه دختركی معصوم را كه پا به پای پدر از كوره راه های برفی و یخ زده عبور می كند و نه لباسی تا بهانه اش باشد برای فرار از بیرحمی سرمایی كه احاطه اش كرده. سرمای بی تفاوتی ها. بی رحمی ها. تبعیض ها. نابرابری ها.

هنوز هم كوهستان های غرب مستی اسب ها را شاهدند و كودكانی كه در گردنه ها چندین برابر وزن شان بار قاچاق حمل می كنند.

سرمایی كه گریزی از آن نیست و راه نجاتش چند بطری كه سرما را از سر اسب ها دور می كند تا زمستان را مغلوب قدم ها و تلاش شان برای عبور از تنگناها كنند. آنجا كه اسب ها نفسی در مستی تازه می كنند، كودكان هم در قهوه خانه كوچك بین راه از دردها می گویند و برادری كه باید درمان شود و هزینه درمانش در كوره راه های برف گرفته كوهستان زیر انبوهی از برف پنهان شده. تا عروس شدن خواهر و فریاد برادر خود را نمایان نمی كند. زمستان گاهی روایتگر دخترك چوپانی می شود كه سربازی دل به مهرش می بندد و غارنشین عشقی می شود كه فرجامی ندارد و اشكی كه در سرما قبل از جاری شدن دچار انجمادی تاریخی می شود.

زمستان برای ترانه هایمان هم سخاوتمندانه جاری شده. زمستان در اشعارمان هم سرك كشیده. زمستان همه جا هست. زمستان تاریخ ندارد، مكان نمی شناسد زمستان همواره سر می رسد، درست بعد از پاییز. درست بعد از هزار رنگی طبیعت.

درست بعد از عریان شدن درختان و چه خالقی كه بهار را قرار داده تا زمستان به سپیدی اش نبالد و عریانی درختان را به رخ زمین نكشد.

چقدر می شود از زمستان گفت و از زمستان شنید. در زمستان دید و با زمستان خواند. چقدر زمستان می تواند الهام بخش باشد چراكه همه انسان ها زمستانی داشته اند كه تا مغز استخوان شان رسوخ كرده باشد. زمستانی كه بعد از پاییز و قبل از بهار خودش را یله كرده روی روزها و لحظه ها.

زمستان می تواند از پاییز هم شاعر تر باشد، بسراید و ببارد و بلرزاند دل ها را، بیاشوبد ذهن ها را، فقط شعرهای زمستان تلخند، سپیدند، عریانند، سردند، ناجوانمردانه سردند.

 

نویسنده: مریم مقدسی


آخرین ویرایش: - -

 

انسان، بزرگترین عامل نابودی یوز ایرانی

1392/10/17 14:58نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

بیمه دانا یوز ایرانی را بیمه عمر می کند

شکارگاه اکبر شاه گورکانی در هند، ۱۶۰۲. می گویند او همزمان ۱۰۰۰ یوز در خدمت داشت که در شکار از آنها استفاده می کرد.

شکارگاه اکبر شاه گورکانی در هند، ۱۶۰۲. می گویند او همزمان ۱۰۰۰ یوز در خدمت داشت که در شکار از آنها استفاده می کرد.

به گزارش خبر آنلاین، مدیرعامل بیمه دانا، روز یکشنبه در گفت و گو با این سایت خبری از تصویب مصوبه ای خبر داد که بنا برآن در صورت مرگ هر یوز ایرانی ۵۰ میلیون تومان به حساب صندوق حمایت از یوز ایرانی ریخته شود.

به گفته بیژن صادق، مدیرعامل بیمه دانا، این تصمیم  که در چارچوب مسئولیت های اجتماعی این بیمه قرار دارد، روز یکشنبه ۱۵ دی ماه در هیئت مدیره این بیمه به تصویب رسید. بنابراین مصوبه این بیمه نامه برایگان در اختیار سازمان محیط زیست قرار داده می شود.

یوز ایرانی امسال به عنوان نماد تیم فوتبال ایران در مسابقات جام جهانی تعیین شده و تصویرش بر پیراهن فوتبالیست های ایرانی  ترسیم می شود.

به گفته آقای صادق، بنا براین مصوبه همچنین برای محافظان و محیط بانان و حامیان یوز ایرانی بیمه تکمیلی  رایگان برای پوشش خدمات درمانی و بیمه رایگان برای حوادث گروهی و نیز برای آتش سوزی در پاسگاه های محیط بانی در نظر گرفته است.

بیمه عمر یوز ایرانی که اعتباری یک میلیاردتومانی  برای آن پیش بینی شده، اولین بیمه عمر از این نوع است  که به گفته مدیرعامل بیمه دانا برای حمایت از نسل یوز ایرانی تدوین شده است.

یوز و انسان

یوز از دیرباز با انسان هم زیستی داشته است . این حیوان که به آسانی اهلی می شود در گذشته در دربار بزرگان و شاهان نگاه داری می شد و در شکار آنان را همراهی می کرد.  در نقاشی های بازمانده از قرن های گذشته این حیوان همراه با محافظانش در حالی که قلاده بر گردن دارد به صورت آزاد دیده می شود. می گویند در دربار اکبر شاه هند هم زمان یک هزار یوز وجود داشت که در شکار های شاهانه از آنها استفاده می شد. گرفتن و اهلی کردن شمار گسترده یوزهای بالغ، که راه و روش شکار را از مادران خود آموخته باشند، برای استفاده از آن ها در شکار از مهم ترین عوامل انقراض این حیوان در هند شمرده می شود. در میان همه یوزهایی که در هند اسیر بودند تنها یک مورد زاد و ولد وجود داشته است.

یوز ایرانی گونه بشدت در معرض نابودی

یوز یا یوزپلنگ ایرانی یا  چیتای ایرانی یا یوزپلنگ آسیایی،  بشدت در معرض خطر انقراض قرار دارد. در حال حاضر تنها چند ده قلاده از آن در ایران باقی مانده است.

این حیوان، که تندرو ترین حیوان روی خشکی است،  از۰ ۲۰۰ سال پیش در نقاط مختلف آسیا که از عربستان تا هند امتداد داشت و ایران و آسیای مرکزی و افغانستان و پاکستان را دربر می گرفت، زندگی می کرد ،اما اکنون نسل آن در سراسر آسیا، از میان رفته است و تنها در نواحی دورافتاده و نیمه بیابانی مرکزی ایران وجود دارد.

پیش روی بیابان ها و تبدیل زمین های زیستگاه این حیوان به اراضی کشاورزی و مسکونی که سبب از بین رفتن علف زارها و کاهش شکار برای تغذیه این حیوان شده است، نیز شکار این حیوان توسط شکارچیان، و آزار و اذیت آن توسط انسان ها که با کشیدن جاده ها و نزدیک شدن محیط زندگی انسان ها به زیستگاه آنها افزایش یافته است، نسل یوز ایرانی را بشدت رو به نابودی برده است.

 در حال حاضر منطقه کویری و کوهستان های بافق و یزد بهترین زیستگاه این حیوان به شمار می رود اما میزان امنیت این حیوان در این منطقه نیز مدام کاهش می یابد.

روز یوز پلنگ ایرانی و برنامه های حفاظتی

در ایران روز نهم شهریور را روز یوزپلنگ ایرانی نام نهاده اند. این نام گذاری به دلیل واقعه آزار و اذیت یک یوز مادر و سه توله اش در شهرستان بافق بود که در  روز نهم شهریور ۱۳۷۳ برای نوشیدن آب به نخلستان های اطراف بافق رفته بودند و در آنجا با حملات چوب و سنگ مردم روبرو می شوند. یوز مادر فرار می کند و دو توله بر اثر ضربه هاکشته می شوند و تنها یکی از آن ها نجات می یابد.

برای حفظ این حیوان که آخرین بازمانده های آن تنها در ایران یافت می شود، و نامش در لیست قرمز حیوانات در معرض نابودی قرار دارد، سازمان حفاظت محیط زیست ایران ، با همراهی برنامه توسعه سازمان ملل و موسسه محیط زیست جهانی و انجمن حفاظت از حیات وحش امریکا  برنامه مشترکی برای حفظ این حیوان به اجرا گذاشته اند. اجرای این برنامه ها به دلیل کمبودهای فنی ناشی از تحریم ها تاحدی دستخوش اختلال شده است.

 انجمن دوست داران یوز ایرانی نیز سازمانی غیردولتی متشکل از جوانان دوستدار طبیعت است که با برگزاری مراسم ویژه و آموزش مردم محلی در آگاه سازی مردم و حفاظت از این حیوان فعالیت می کند.

تصادف های جاده ای قاتل یوز ایرانی

با اینهمه تنها در یک ماه گذشته پنج یوز ایرانی کشته شده اند. به گفته مرتضی اسلامی، مدیر انجمن دوستداران یوزپلنگ ایرانی، پروژه های معدن و راه سازی که به زیستگاه های این حیوانات تجاوز می کند، از مهم ترین عوامل مرگ و میر یوز ایرانی ست. به گفته او دوسوم مرگ یوز های ایرانی در ایران  در سال گذشته بر اثر تصادف با خودروها در جاده ها بوده است. او تعداد یوز ایرانی را در حال حاضر بین ۴۰ تا ۷۰ عدد ذکر کرده است.


آخرین ویرایش: - -

 

فولکس واگن کمبی یا مینی بوس در ۶۴ سالگی بازنشسته شد

1392/10/15 14:39نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

آخرین دستگاه از فولکس واگن های مینی بوس ( کمبی ) روز ۳۱ دسامبر سال میلادی گذشته از خط تولید یک کارخانه برزیلی که طی چند دهه گذشته تولید آنها را ادامه می داد، خارج شد و تولید این خودرو برای همیشه متوقف گشت.

شرکت خودروسازی که طی ۵۶ سال گذشته این مدل فولکس واگن را در برزیل تولید می کند اعلام کرده که طراحی و ساختار آن طوری است که نمی توان ضوابط ایمنی جدید را در آن ادغام کرد. این مدل که در کشورهای انگلیسی زبان به فولکس واگن "کمپر" معروف شده بود در پنج دهه گذشته به یکی از شاخص ترین وسایل نقلیه و بخشی از شیوه زندگی و کار مردم برزیل بدل شده است.

تولید مدل های اولیه این خودرو در سال ۱۹۵۰ با نام کمبی، که در زبان آلمانی معنایی شبیه مینی بوس دارد، زیر نظر شرکت فولکس واگن و در یک کارخانه اتومبیل سازی کوچک در ایالت وستفالیا آلمان شروع شد. در دهه های بعدی تولید آن در چارچوب توافق عمومی با فولکس واگن اما با تغییرات جزیی توسط شرکت های خودرو سازی دیگر تا سال ۲۰۰۳ در اروپا ادامه داشت.

از اواخر دهه ۱۹۶۰ و به خصوص دهه ۱۹۷۰ این خودرو که یکی از پرطرفدارترین وسیله های نقلیه برای سفرهای تفریحی و طولانی مدت خانواده ها بود به نماد شاخص سبک زندگی هیپی ها بدل شد که در برابر تهاجم فرهنگ مصرفی و "پیشرفت به هر بهایی" نوعی از ساده زیستی، قناعت و آرامش را تبلیغ می کردند. تصویر این فولکس واگن ها که با رنگهای شاد و طرحهای گل و گیاهان آراسته شده بودند یکی از یادگارهای تصویری دهه ۱۹۷۰ در کشورهای غربی است.

اما برای مردم برزیل این خودرو یک عضو زحمتکش خانواده حمل و نقل، وسیله ای برای کسب درآمد و حتی مغازه سیار یا سرپناه موقت بوده است. بسیاری از برزیلی ها می گویند که اولین بار رانندگی را با این خودروها فراگرفته اند و از آن خاطره های فراوانی دارند.

یک فیلمساز برزیلی در حال تهیه یک مستند در مورد نقش این اتومبیل در زندگی چندین نسل از مردم این کشور است. به گفته آنجلیسا استاین هیچ اتومبیل دیگری نخواهد توانست جای خالی فولکس واگن کمپر را پر کند.

به نظر می رسد که کارخانه تولید کننده این اتومبیل در برزیل برخلاف کارخانه های اروپایی که تا سال ۲۰۰۳ تولید آن را ادامه می دادند، در ادغام مهندسی جدید و تصحیح کاستی های ایمنی آن موفق نبوده و یا ایجاد چنین تغییراتی را از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی داند. شاسی و بدنه این خودرو طی بیش از پنج دهه تولید در برزیل تغییر چندانی نکرده و به این خاطر نمی توان ابزارهای ایمنی جدید مثل کیسه باد و یا سیستم ایمنی قفل ترمز ها را در آنها گنجاند.

رانندگی با این خودروها حتی اگر به تازگی از کارخانه خارج شده باشند دقیقا مثل راندن مدلهای دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ است. نداشتن کولر در هوای گرم برزیل یکی دیگر از مشکلات آنها است. برخی از رانندگان از ضعف دستگاه خنک کننده و در نتیجه داغ کردن موتور این خودرو شکایت دارند. اما با وجود همه این مشکلات از مجموع ده میلیون دستگاهی که تاکنون در برزیل تولید شده است هنوز هم چند میلیون فولکس واگن کمپر در سطح این کشور در حال گردش هستند.

بهای این خودرو در آخرین سال تولید حدود ۳۰ هزار یورو بود و از اواسط ماه نوامبر که خبر توقف تولید آن منتشر شد تعدادی از کلکسیونرها ( گردآوردندگان اشیا و کالاهای ماندگار) با کارخانه برزیلی تماس گرفته و احتمال داده می شود که بخش زیادی از ششصد دستگاهی را که در ماههای آخر تولید شده است، آنها خریداری کرده اند.

خودرویی که ۶۴ سال و به هر دلیل تولید آن ادامه داشته ممکن است بالاخره بازنشسته شده باشد ولی بعید است که از خیابانها و جاده های برزیل و کشورهای دیگر محو شود . شاید ۳۶ سال بعد روزنامه نگاران نسلهای آینده از خاطرات و داستانهای مربوط به صد ساله شدن این اتومبیل و ادامه حرکت آن در گوشه و کنار دنیا بنویسند.


آخرین ویرایش: - -

 

چرا مردم در اینترنت خود آزاری می‌کنند؟

1392/10/14 16:42نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

بعضی افراد کم سن و سال بطور ناشناس در اینترنت به خودشان آزار می‌رسانند. این پدیده بعضا خود آزاری اینترنتی خوانده شده است. اما دلیل آن چیست؟

طبق گزارش‌های اخیر، آزار و اذیت اینترنتی رو به افزایش است. وقتی کسی در شبکه‌های اجتماعی هدف رگباری از بدرفتاری و تهدید قرار می‌گیرد، پیش فرض همه این است که یک غریبه پشت ماجراست. اما همیشه اینطور نیست. بعضی وقت‌ها افراد با خودشان چنین می‌کنند. این کار خود آزاری اینترنتی نام دارد و بعضی موسسات خیریه و کارشناسان شبکه‌های اجتماعی می‌گویند که بخشی از مشکلی نوظهور است که به‌تازگی و عمدتا در میان افراد کم سن و سال شکل گرفته، و به آن خود آزاری اینترنتی یا دیجیتال می‌گویند.

پیدا کردن آمار مربوط به رواج این پدیده آسان نیست، و تاکنون تنها یک مطالعه تحقیقاتی در این زمینه انجام شده است. تحقیقات مرکز کاهش خشونت‌های ماساچوست (MARC) نشان داده که در میان ۶۱۷ دانش‌آموزی که در مصاحبه‌ها شرکت کرده اند، ۹ درصد آنها بطور ناشناس در اینترنت به خودشان آزار رسانده اند. دکتر دانا بوید، کارشناس فناوری و فرهنگ جوانان و یکی از اولین کسانی که بر وجود خود آزاری اینترنتی تأکید کرد، می‌گوید: "من فکر نمی‌کنم کسی به این فکر افتاده بوده که نوجوانان از ناشناس ماندن خود به این صورت استفاده می‌کنند. معمولا اکثر کسانی که در این مورد با آنها صحبت می‌کنم، از شنیدنش یکه می‌خورند."

الی، که البته نام واقعی‌اش این نیست، از ۱۵ سالگی نوشتن پیام‌های آزاردهنده به خودش را شروع کرد. او نهایتا درباره مشکلش با موسسه خیریه سلف‌هارم صحبت کرد، و این موسسه اجازه داده که داستان الی در این مقاله ذکر شود. این نوجوان چندین پروفایل در اینترنت باز کرد و با استفاده از نام‌های مختلف، به خودش پیام‌های تند می‌فرستاد. او می‌گوید: "در آن پیام‌ها گفته می‌شد که من زشت و بی‌خاصیتم و کسی مرا دوست ندارد . ... همه این چیزها در سرم بود. ولی وقتی آنها را به‌صورت مکتوب و از جانب 'افراد دیگر' می‌دیدم، می‌دانستم که باید درست باشند."

نوع شناسایی شده دیگری از خود آزاری اینترنتی این است که افراد با هدف گرفتن پاسخ‌های منفی در اینترنت سوالاتی شخصی طرح می‌کنند. مثلا می‌پرسند "آیا من جذاب هستم؟" جواب‌های توهین‌آمیز احساس فرد نسبت به خودش را تقویت می‌کند. بن که ۱۶ سال دارد، و البته نام واقعی‌اش این نیست، درباره مشکلش با موسسه خیریه سلف‌هارم صحبت کرده است. او می‌گوید: "این کار مرا قانع می‌کرد که دچار خیالات نشده ام، و واقعا به همان بدی هستم که خودم فکر می‌کنم."

ریچل ولچ، مدیر این موسسه، معتقد است که هر دو این حالت‌ها جلوه‌هایی از خود آزاری اینترنتی هستند. او می‌گوید: "شاید اینها جراحتی آشکار بجا نگذارند، اما باید برای افراد کم سن و سالی که احساس ناخوشایندی نسبت به خود دارند، خطر عاطفی واقعی تلقی شوند. این پدیده نوظهور است، اما در عین حال نگران‌کننده هم هست و می‌تواند عواقب بسیار بدی داشته باشد."

شرکت‌کنندگان در تحقیق مطالعاتی MARC انگیزه‌های مختلفی برای خود آزاری اینترنتی بیان کردند، که از جمله آنها می‌توان به "درخواست ملتمسانه کمک"، جلب توجه بزرگسالان و همسالان، و جلب نگرانی مردم اشاره کرد. خود آزاری اینترنتی شباهت‌هایی در عین تشابه با آزاری جسمی، تفاوت‌هایی هم با آن دارد. رفتارهایی شبیه آنچه که از بن سر زده، غیرمعمول است، چرا که در آن به مشارکت طرف ثالثی نیاز است. اما این در موارد خود آزاری جسمی رایج نیست. ریچل ولچ معتقد است که این نوع خود آزاری عاطفی از نظر روانی بسیار پیچیده است.

"خود آزاری‌هایی مثل زخمی کردن خود پاسخی جسمی به یک رنج عاطفی است و توجه فرد را از درد اصلی منحرف می‌کند. خود آزاری اینترنتی نوعی رنج عاطفی را با رنج عاطفی دیگری جایگزین می‌کند. این پس‌خورد عاطفی منفی بشدت نگران‌کننده است. رفتارهای خود آزارانه می‌تواند به‌سرعت تغییر کند و رو به وخامت بگذارد." اوضاع می‌تواند به شکل‌های دیگری هم رو به وخامت بگذارد.

او می‌گوید: "دوستانم سعی می‌کردند از من دفاع کنند و در کنارم باشند، و من مجبور بودم برای اینکه ماجرا لو نرود برای آنها هم پیام‌های تند و ناخوشایندی بفرستم." یکی از مشکلات کسانی که در زمینه رفتار تحقیق می‌کنند، فوق‌العاده پنهانی بودن مسائل مربوط به آن است، زیرا نوعی حس خجالت شدید در این زمینه وجود دارد. خانم ولچ می‌گوید: "کسانی که این کار را می‌کنند خیلی از رو شدن دستشان می‌ترسند. خجالت و تحقیر ناشی از فاش شدن منبع پیام‌های اینترنتی خود آزارانه بسیار زیاد است." دکتر ریچارد گراهام یکی از برجسته‌ترین متخصصان روان‌شناسی اطفال و استفاده از فناوری‌های جدید و دیجیتال است و در بنیاد تویستوک و پورتمن لندن کار می‌کند. او می‌گوید: "برای نوجوانان، وجهه و عضویت در گروه‌ها وسیله‌ای است برای جا انداختن خود به‌عنوان یک فرد بالغ و پخته، و افراد در این سنین همیشه از این بیم دارند که رفتارشان بچه‌گانه بنظر برسد."

دکتر گراهام می‌گوید که بعد از مرگ نوجوانی بنام هانا اسمیت از وجود این نوع رفتارها باخبر شده است. این نوجوان ۱۴ ساله اهل لسترشایر در ماه اوت گذشته (مرداد ۱۳۹۲) بعد از آنکه روی یک شبکه اجتماعی مورد برخورد تند و آزاردهنده قرار گرفت، جان خودش را گرفت. وب‌سایت مزبور ادعا کرد که بسیاری از پیام‌ها و اظهارنظرهای ناراحت‌کننده بطور ناشناس توسط خود هانا ارسال شده بود. خانواده این نوجوان از این وب‌سایت خواسته اند که مدارک و شواهد خود را برای این ادعا ارائه کند.

دکتر گراهام می‌گوید: "این ادعا که خود هانا بعضی از این پیام‌ها را برای خودش فرستاده بوده، تأکیدی بر وجود این نوع رفتار بود. من بشدت از مشاهده آن متعجب شدم. نمی‌دانم این نوع رفتار چقدر متداول است، اما حدس می‌زنم که رواج آن بیشتر از آن‌چیزی است که ما می‌دانیم. ما باید به عمق ماهیت این پدیده بپردازیم و سعی کنیم بفهمیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است." او هنوز مطمئن نیست که آسیب رساندن به خود انگیزه اصلی این افراد باشد و می‌گوید که اصطلاح خود آزاری اینترنتی همیشه کارآیی ندارد.الی و بن هر دو از متخصصان کمک گرفتند و از این کار دست کشیده اند. اما برای کسانی که سعی دارند دانسته‌های خود را در مورد این نوع رفتارها در مقیاس بزرگتری گسترش دهند، چالش‌های عمده‌ای در پیش است.

دانا بوید که از محققان ارشد شرکت مایکروسافت و استادیار رشته رسانه، فرهنگ و ارتباطات دانشگاه نیویورک است و در دانشگاه هاروارد هم تدریس و تحقیق می‌کند، می‌گوید: "بیشتر بزرگسالان می‌خواهند مشکلات موجود را به گردن فناوری بیندازند و نمی‌خواهند بپذیرند که جوانان صرفا از فناوری برای نشان دادن مجموعه‌ای از مشکلات اجتماعی و عاطفی که با آنها مواجه هستند، استفاده می‌کنند. فناوری صرفا خوبی‌ها، بدی‌ها و زشتی‌های زندگی روزمره را انعکاس می‌دهد و بزرگ می‌کند. اما محکوم کردن فناوری بجای نگاه عمیق‌تر به مسأله آسان‌تر است. من دریافته ام که متأسفانه حتی کارشناسان هم ترجیح می‌دهند درباره آنچه فناوری "بر سر جوانان می‌آورد" صحبت کنند، و نگویند که فناوری صرفا نکاتی از فرهنگ حاکم بر زندگی جوانان را آشکار می‌کند."

اسکات فریمن، بنیان‌گذار موسسه خیریه بنیاد سایبرسمایل (Cybersmile Foundation) معتقد است که والدین هم باید با وضعیت موجود روبرو شوند و فقط اینترنت را مقصر ندانند. او می‌گوید که این موسسه خیریه آمارهای رسمی را با هم مطابقت نداده، اما شواهد موردی حاکی از آن است که شمار افرادی که درباره خود آزاری اینترنتی با مراجع مسوول تماس می‌گیرند، رو به افزایش است.

او می‌گوید: "امروزه اینترنت حکم محله و زمین بازی را دارد. ما برای اینکه فرزندانمان موقع بازی در خیابان ایمن باشند، آنها را مجهز می‌کنیم. حالا باید به آنها یاد بدهیم که چطور در اینترنت در امان باشند. والدین دیگر نمی‌توانند 'بگویند من از اینترنت سر در نمی‌آورم'، و به این ترتیب مسوولیت را از سر خود باز کنند."

 

آمارهای خود آزاری اینترنتی

۹ درصد افرادی که مورد سوال قرار گرفتند، گفتند که سابقه آزار اینترنتی خود را دارند

این نسبت در میان پسران ۱۳ درصد، و در میان دختران ۸ درصد بود

۲۳ درصد دانش‌آموزان یک بار در ماه، ۲۸ درصدشان یک یا دو بار در سال، و ۴۹ درصدشان تنها یک بار یا به ندرت این کار را کرده اند

از جمله دلایلی که این افراد برای خود آزاری اینترنتی ذکر کردند، "درخواست ملتمسانه کمک" و "جلب نگرانی دیگران به خود" بود


آخرین ویرایش: - -

 

وضعیت شوماخر پس از جراحی کمی بهتر است

1392/10/10 15:32نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پزشکانی که روند درمان مایکل شوماخر، راننده سابق مسابقات اتومبیلرانی را به عهده دارند، می‌گویند که یک اسکن جدید مغزی نشان داده است که وضعیت او پس از عمل جراحی‌ای که دیشب انجام شد، کمی بهتر است.

تیم پزشکی بیمارستان گرنوبل در فرانسه که شوماخر در آن بستری است صبح امروز سه شنبه ۳۱ دسامبر (۱۰ دی) در یک کنفرانس خبری اعلام کرد که وضعیت او قابل کنترل‌تر شده، اما خطر مرگ هنوز رفع نشده است.

جراحان دیشب پس از مشورت با خانواده مایکل شوماخر، یک عمل جراحی را با هدف کاستن از فشار درون مغز، بر روی او انجام دادند.

شوماخر روز یکشنبه و به هنگام اسکی در کوه های آلپ در فرانسه دچار سانحه شد و سر او به شدت به یک صخره برخورد کرد.

او در هنگام سانحه از کلاه ایمنی استفاده می کرد، اما شدت ضربه به حدی بود که او دچار عارضه مغزی شده است.

پزشکان دیروز حال او را "بسیار وخیم" اعلام کردند و گفتند که برای جلوگیری از آسیب بیشتر به مغز، او را در اغمای مصنوعی نگه می دارند.

اعضای خانواده شوماخر دیشب را در بیمارستان بر بالین او گذراندند.


آخرین ویرایش: - -

 

حال مایکل شوماخر 'بسیار وخیم' است

1392/10/9 18:52نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پزشکان بیمارستانی در شهر گرونوبل فرانسه که مایکل شوماخر قهرمان هفت دوره مسابقات فرمول در آن بستری است حال این راننده ۴۴ ساله آلمانی را بسیار وخیم اعلام کرده‌اند.

در کنفرانس خبری که دقایقی پیش در بیمارستان برگزار شد پروفسور ژان فرانسوا پاین متخصص ارشد بیهوشی گفت شوماخر بدون اتلاف وقت به بیمارستان منتقل شده و در حال حاضر در کماست و نمی توان گفت چه زمانی از کما خارج می‌شود.

پروفسور پاین تاکید کرده هر کاری برای نجات جان اسطوره فرمول یک انجام خواهد شد اما به گفته متخصصان او با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند.

در حال حاضر شوماخر بصورت عمدی در کما نگهداشته خواهد شد تا از هر تحریک اضافه به مغزش جلوگیری شود.

به گفته متخصصان آسیب به سمت راست سر او وارد شده و با اینکه کلاه ایمنی از شدت ضربه کاسته اما با این حال ضربه بسیار شدیدی به سر او وارد شده است.

مایکل شوماخر دیروز صبح یکشنبه (هشتم دی) در کوههای آلپ فرانسه با پسرش مشغول اسکی بود که سقوط کرد و سرش به صخره‌ای اصابت کرد.

گفته می‌شود زمانی که هلی‌کوپتر برای انتقال شوماخر به محل حادثه رسید او بهوش بوده اما در زمان ورود به بیمارستان به کما رفت.

گزارش‌های اولیه حاکی از این بود که آسیب وارده جدی نیست و اسطوره فرمول یک بعد از حادثه راه رفته هر چند که به نظر می رسیده اندکی می‌لرزد.

بنا بر بیانیه بیمارستان، شوماخر هنگام پذیرش در بیمارستان دچار "ضربه مغزی شدید" شده بود و نیاز به جراحی فوری داشت و هم‌اکنون حال او "وخیم" است.

مقامات بیمارستان از انتشار جزئیات بیشتر خودداری کردند و گفتند در بیانیه بعدی در روز دوشنبه اطلاعات بیشتری را منتشر خواهند کرد.

به گفته متخصصان به احتمال زیاد جراحی برای کاهش فشار جمجمه بعلت خونریزی و همچنین التهاب و تورم بافت مغز بر اثر ضربه صورت گرفته است.

شوماخر که سال گذشته از فرمول یک برای دومین بار خداحافظی کرد پنج روز دیگر ۴۵ ساله می‌شد.

او در ۱۹ سال دوران حرفه‌اش در فرمول یک برنده ۹۱ مسابقه شد و هفت بار بر سکوی قهرمانی جهان ایستاد و از این رو پر افتخارترین راننده فرمول یک تاریخ به شمار می‌رود.

این هفت قهرمانی دو بار با تیم بنتون (۱۹۹۵ و ۱۹۹۴) و پنج بار متوالی با تیم فراری (۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵) بود.

شوماخر پس از اینکه در سال ۲۰۰۶ در رقابتهای فرمول یک دوم شد اعلام بازنشستگی کرد.

پس از آن او در یک حادثه موتورسواری در اسپانیا بشدت آسیب دید اما بهبود یافت و در سال ۲۰۱۰ با تیم مرسدس دوباره به پیست مسابقات برگشت، هر چند موفقیت چندانی کسب نکرد.


آخرین ویرایش: - -

 

پوچ

1392/10/9 00:51نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

دیدگان تو در قاب اندوه

سرد و خاموش

خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را

با زبان نگه گفته بودم

 

از من و هرچه در من نهان بود

میرمیدی

میرهیدی

یادم آمد که روزی در این راه

ناشکیبا مرا در پی خویش

میکشیدی

میکشیدی

آخرین بار

آخرین بار

آخرین لحظهء تلخ دیدار

سر به سر پوچ دیدم جهان را

باد نالید و من گو کردم

خش خش برگهای خزان را

 

باز خواندی

باز راندی

باز بر تخت عاجم نشاندی

باز در کام موجم کشاندی

 

گرچه در پرنیان غمی شوم

 

سالها در دلم زیستی تو

آه،هرگز ندانستم از عشق

چیستس تو

کیستی تو

 

فروغ


آخرین ویرایش: - -

 

لورنس عربستان درگذشت

1392/09/25 16:43نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پیتر اوتول، بازیگر بریتانیایی که به خاطر بازی در فیلم معروف لورنس عربستان به شهرت رسید درگذشت.

پیتر اوتول روز شنبه، در ۸۱ سالگی پس از یک بیماری طولانی در بیمارستانی در لندن درگذشت.

اوتول هشت بار نامزد جایزه اسکار شده بود. او اولین بار به خاطر بازی در لورنس عربستان در سال ۱۹۶۲ نامزد اسکار شد. آخرین نامزدی اش هم در سال ۲۰۰۶ و برای بازی در فیلم ونوس بود. با همین نامزدی او رکورد بیشترین تعداد نامزدی اسکار بدون برنده شدن آن جایزه را به خود اختصاص داد، هر چند پیتر اوتول یک بار در سال ۲۰۰۳، اسکار افتخاری دریافت کرد.

پیتر اوتول یک بار برای بازی در فیلم «بکت» نامزد اسکار شد. او در آن فیلم با ریچارد برتون انگلیسی همبازی بود که اتفاقا نامزد اسکار شده بود. هر دو این بازیگرها بعدا اعتراف کردند که در طول فیلمبرداری این فیلم مست بودند.


آخرین ویرایش: - -

 

ربه‌کای هیچکاک درگذشت

1392/09/25 16:42نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

جوآن فونتین بازیگر فیلمهای معروفی چون ربه‌کا و جین ایر در سن ۹۶ سالگی در کارمل کالیفرنیا در خواب درگذشت.

خانم فونتین که تابعیت بریتانیایی-آمریکایی داشت در توکیوی ژاپن از پدرو مادری بریتانیایی متولد شد و سالها بعد به همراه خواهرش اولیویا دو هاویلند به آمریکا رفت تا به اصرار مادرشان به دنیایی بازیگری بپیوندند.

اولیویا دو هاویلند که با نقش ملانی در فیلم برباد رفته در خاطره ها مانده همیشه با خواهرش جوآن اختلاف داشت و رابطه این دو خواهر از سوژه های همیشگی هالیوود بود.

فونتین در زندگی‌نامه خود را اختلافات خود را با خواهرش دوهاویلند توضیح داده است.

اولیویا دو هاویلند اکنون در سن ۹۷ سالگی در پاریس زندگی می‌کند.

اوج دوران بازیگری جوآن فونتین دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی او بود. او در سال ۱۹۴۰ با بازی در فیلم ربه‌کا ، اولین ساخته آلفرد هیچکاک در هالیوود نامزد اسکار شد و سال بعد با فیلم سوءظن ساخته همین کارگردان، اسکار بهترین بازیگر زن را به دست آورد.

رقیب او برای این جایزه خواهرش اولیویا دو هاویلند برای بازی در فیلم "نگذار سپیده بدمد" بود.

جوآن فونتین تا دهه هشتار میلادی به بازی در فیلم و سریال‌های تلویزیونی ادامه داد.

او در سال ۱۹۸۰ نامزد جایزه امی برای سریال "امیدهای رایان" شد و در سال ۱۹۸۲ داور جشنواره فیلم برلین بود.

خانم فونتین چهار بار ازدواج کرد و طلاق گرفت.


آخرین ویرایش: - -

 

آرزویم سلامتی برای خودم و اطرافیانم است

1392/09/20 21:31نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پل والکر بازیگر جوان سینما که هفته قبل در گذشت، یکی از چهره‌های غیرجنجالی و فعال اجتماعی بود که برای کار و حرفه خود، ارزش زیادی قائل بود.

والکر در کنار فعالیت‌های بازیگری فعالانه در امور خیریه و کارهای خوب شرکت کرده و همکارانش را دعوت به این گونه کارها می‌کرد.

او که اصلیتی ایرلندی داشت اواسط سپتامبر سال 1973 در کالیفرنیا به دنیا آمد. بازیگری را از سن کودکی و با حضور در مجموعه‌های تلویزیونی شروع کرد. اولین نقش سینمایی‌اش را در سال 1987 بازی کرد و پس از آن تبدیل به یک چهره مطرح سینمایی شد. با حضور در اولین قسمت مجموعه فیلم سریع و آتشی در سال 2001 به موفقیت زیادی دست پیدا کرد و تابستان امسال در ششمین قسمت آن در یکی از دو نقش اصلی ظاهر شد. در این سالها در فیلم‌های دیگری هم مثل نیول ( 4-2)، درون آبی دریا (2005)، هشت پا زیر سطح (2006) و گیرنده‌ها (2017) بازی کرد. ولی عمده شهرت خود را برای ایفای نقش پلیس عاشق ماشین و اتومبیل رانی سریع و آتشی دارد.

ساعت‌های او که ماه اکتبر به نمایش عمومی درآمد، او را در نقش مرد مصیبت زده‌ای نشان می‌دهد که همزمان با توفان مهیب کاترینا همسرش را از دست می‌دهد و با فرزند نارس خود در یک بیمارستان گیر می‌افتد. او فیلم عمارت‌های خردشده را هم بازی کرد که در سال جدید میلادی اکران عمومی خواهد شد. والکر هفته قبل در حالی که عازم شرکت در یک مراسم خیریه بود، در یک حادثه تصادف در گذشت.

مرگ او در حالی اتفاق افتاد که کار فیلم‌برداری سریع و آتشی 7 به نیمه رسیده بود. ترجمه زیر از بخش‌هایی از چند گفت‌وگوی مختلفی است که این بازیگر چند ماه قبل و همزمان با اکران عمومی سریع و آتشی 6 با مجلات و سایت‌های سینمایی داشت.

آرزوی بزرگ زندگی‌تان چیست؟

اینکه آدم‌های دوروبرم سالم و تندرست بوده و زندگی آرام و راحتی داشته باشند. هر موضوع دیگری، در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد.

بازیگر آرام و کم سروصدایی هستید و از شلوغی‌های هالیوودی دوری می‌‌کنید.

بعضی‌ها می‌گویند بازیگران باید در تمام مهمانی‌ها شرکت کنند و در همه جا حضور بسیار فعالی داشته باشند. این امر باعث می‌شود تا بیشتر و بیشتر مورد توجه قرار گیرند. اما من برقراری ارتباط از این طریق را دوست ندارم. برای من یک زندگی سالم مهم‌تر از هر چیز دیگر است. ساعات کاری، استراحت و تفریح یک بازیگر باید مشخص باشد. نمی‌خواهم به دلیل حضور در مهمانی‌های شبانه، صبح‌ها با سردرد از خواب بیدار شوم. نیازی ندارم برای پیدا کردن نقش‌های خوب در چنین مهمانی‌هایی حاضر شوم. خیلی خوب می‌دانم با حضور در چنین مجالسی، نقش‌های خوب نصیبم نمی‌شود.

نگاهی به سرنوشت بازیگرانی مثل ریور فونیکس ( که در سال 1993 در یک مهمانی هالیوودی براثر افراط در استعمال مواد مخدر در گذشت) بیندازید. چنین کارهایی هیچ آخر و عاقبتی ندارد و باعث ویرانی و نابودی‌تان می‌‌شود. اکران از من بپرسید می‌گویم هالیوود به خاطر مسائلی از این دست، مثل سطل آشغال است.

برای دوری از این نوع زندگی است که سخت ورزش می‌کنید؟

به باور من، ورزش لازمه و اصل زندگی هر آدمی است. حالا فرقی نمی‌کند سراغ کدام ورزش می‌روید. ورزش یعنی زندگی سالم، یعنی موهبت تداوم زندگی و آرامش. من شیفته موج‌سواری هستم و آب دریا و استخر روحم را تازه می‌کند. موج سواری مرا تسکین داده و آرام می‌کند. مثل منطقه‌ای می ماند که تجربیات زیادی برایم به ارمغان می‌آورد.دریا و اقیانوس از جمله برکات عالی هستند. با خودشان آرامش و در عین حال ترسی به همراه دارند. وقتی سوار بر امواج هستم، بقیه دنیا از نظرم محو می‌شود و فراموش شان می‌کنم.

وقت زیادی را در کنار فرزند خود می‌گذرانید؟

پدر شدن یک موضوع جدی است و تا آدم خودش صاحب فرزند نشود، نمی‌تواند درک کند پدر بودن یعنی چه. این چیزی است که در همه حال بر روی آن تمرکز می‌کنم و لحظه‌ای از من جدا نیست. من یک بازیگرم و نقش بازی کردن در جلوی دوربین، حرفه و کار من است. اما بازیگری زندگی‌ام نیست. زندگی من فرزندم است و هیچ چیزی را جایگزین و فدای آن نمی‌کنم.

خودتان را آدمی منطقی می‌دانید؟

باید ببینیم منطقی بودن چیست و ما چه تعریفی از آن ارائه می‌کنیم.یک جورهایی خودم را یک رویاپرداز می‌دانم. بعضی وقت‌ها برای خودم شغل‌های دیگری را در نظر می‌گیرم. خیال‌پردازی می‌کنم و در دنیاهای دیگر غرق می‌شوم. شاید به همین دلیل است که بازیگر شدم. بازیگری به رویاپردازی‌هایم کمک می‌کنم و یک جوری به آنها رنگ واقعیت می‌زند. بازیگری کمک می‌کند تا رویاهایم را عملی کنم.

زندگی را چگونه می‌بیند؟

همانطور که هست، با تمام خوبی و بدی‌هایش. ما مشکلات و سختی‌های خاص خودمان را داریم و باید بر آنها غلبه کنیم. واقعیت این است که زندگی بسیار کوتاه است و بزرگترین نفرین این است که تو آدم‌های دوروبرت را دوست داری و ممکن است روزی دیگر نتوانی آنها را ببینی.

برای چند مستند با شبکه تلویزیونی دیسکاوری همکاری کردید. تجربه خوبی بود؟

بسیار خوب و عالی. من عاشق کوه و کوه‌نوردی، طبیعت، فضاهای باز و محیط‌های ناشناخته هستم. همکاری با شبکه دیسکاوری مرا وارد یک دنیای شگفت‌انگیز طبیعی و دست نیافتی می‌کند. همیشه دوست داشتم چیزهایی در باره کوسه‌ها بدانم. آنها موجوداتی مرموز هستند که آدم را می‌ترسانند. مستند دیسکاوری مرا به یک قدمی آنها برد و توانستم از نزدیک با دنیا و مسائل آنها آشنا شوم. خیلی دوست دارم با دنیای حیوانات مختلف آشنا شوم. در عین حال، مایلم در فعالیت‌های مختلف زیست محیطی برای نجات آنها شرکت کنم.

در کنار آن اتومبیل رانی را هم دوست دارید. بازی در مجموعه فیلم «سریع و آتشی» باعث علاقمندی‌تان به این ورزش شده است؟

خیر. خیلی قبل از آن که در این مجموعه فیلم بازی کنم، به اتومبیل رانی علاقه داشتم. سالهاست که طبق یک سنت قدیمی، آخر هفته‌ها به اتومبیل‌رانی می‌روم. علاقه به این رشته باعث شد تا نقشم را در مجموعه فیلم سریع و آتشی بهتر بازی کنم. البته خودم را عاقل‌تر از کاراکترم در این فیلم می‌دانم و دیوانه بازی های او را در زندگی واقعی انجام نمی دهم.

نظرتان درباره این مجموعه فیلم چیست؟

وقتی اولین قسمت آن را بازی کردم، یک کار کاملا معمولی به نظر می‌رسید. برای خودم هم یک فیلم کاملا معمولی بود. استقبال تماشاگران از آن، همه ما را شگفت‌زده و خوشحال کرد. حالا که بزرگتر شده‌ام و سنم بالاتر رفته است، احساس می‌کنم دلیلی وجود دارد که ما هنوز اینجا هستیم و داریم این مجموعه فیلم را تولید می‌کنیم. قصه فیلم در کنار اکشن و ماجراجویانه بودن، به خانواده و کنار هم بودن کاراکترهای آن نظر داشت و از یک وجه خانوادگی خوب برخوردار بود. هر یک از تماشاگران به دلیلی خودش را به این مجموعه نزدیک دید. آنها در قصه فیلم، چیزهایی را در رابطه با زندگی خود پیدا کردند و با آن احساس هم‌ذات پنداری کردند.

کاراکتر خودتان در این مجموعه فیم ار چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برایان اوکانر عاشق خانه و خانواده است و این را، مهمترین وجه شخصیتی او می‌دانم. او آدم دل‌نازکی است و بعضی وقت‌ها، احساساتی عمل می‌کند، او با موضوع پدر شدن روبروست. مسائل حل نشده‌ای را پیش روی خود دارد که تلاش وی برای حل آنها، نظر تماشاچی را به سمت خودش جذب می‌کند. برای برایان، کاراکتر دوم (با بازی وین دیزل) مثل برادر بزرگتر‌ی است که هیچ وقت نداشته است.

آیا «سریع و آتشی‌» ها را فیلمی رئال و واقع‌گرا می‌دانید؟

نه چندان. اما به هر حال، تماشاگران آنها را دوست دارند. این یک مجموعه فیلم اکشن و ماجراجویانه است که می‌خواهد با قصه‌های هیجان‌انگیزش ببیننده را سرگرم کند. شاید یک سری اتفاقاتی که در قصه فیلم می‌افتد، هیچ وقت در عالم واقعی رخ ندهد. اما باز هم می‌توان آن را از خیلی جهات یک کار رئالیستی دانست. این فیلم قرار نیست حل کننده مشکلات عمومی و روزمره مردم عادی باشد، ولی اصلا نمی‌توان آن را با اکشن کمیک استریپی آونجرز/ انتقام‌گیران مقایسه کرد. قصه فیلم‌های ابرقهرمانانه چیزی بالاتر از زندگی است و به سختی می‌توان آنها را باور کرد. ولی سریع و آتشی‌ها ملموس و قابل باور هستند. در آنها دروغ هم گفته می‌شود، ولی این دروغ‌ها هم قابل قبول هستند و بیننده آنها را می‌پذیرد.

آیا قصد دارید فعالیت‌های بازیگری‌تان را کاهش دهید؟

نمی‌دانم. دختر نوجوانم به تازگی نزد خودم زندگی می‌کند و این روزها بیشتر از هر وقت دیگری، اوقاتم را با او می‌گذرانم و تمام وقت در خدمت زندگی خانوادگی هستم. در عین حال، وقتی بازیگر شدم با خودم عهد کردم تا سن 40 ساگی به این کار ادامه دهم و پس از آن، این حرفه را رها کنم. هدفم این بود که در این سن و سال، رنگ و رویی به زندگی‌ام بزنم و آن را دوباره‌سازی کنم. برایم هم اهمیتی ندارد که به کدام جهت و مسیر خواهم رفت. دخترم نیرو و قوه محرکه‌ام است و مرا در انجام کارهایم تشویق می‌کند. در این لحظه از زندگی‌ام احساس می‌کنم نیازمندم که در خانه باشم و در کنار او. اما وی می‌خواهد کار بازیگری را ادامه دهم. ولی این موضوع اهمیت زیادی ندارد. حالا او می‌تواند همراه من به نقاط مختلف جهان سفر کند.

در فعالیت‌های خیرخواهانه هم جزو بازیگران ثابت قدم هستید. انجام این جور کارها را یک وظیفه می‌دانید؟

برای خودم بله و برای دیگران هیچ نسخه‌ای تجویز نمی‌کنم. حضور در فعالیت‌های انسان دوستانه و خیرخواهانه کمک می‌کند تا آدم بهتری باشم. این کار مرا به شناخت بهتری از خودم و دیگران می‌رساند. باورم این است که اگر قرار است نام من در رسانه‌های گروهی مطرح شود، ترجیح می‌دهم به خاطر فعالیت‌های خوب و مثبت باشد و نه برای کارهای خلاف و ضد اجتماعی. من خودم پدر هستم و می‌دانم که بچه‌ها نیازمند حمایت و محافظت هستند. پس باید به یاری نهادها و سازمان‌های اجتماعی و غیردولتی برویم که با هدف کمک به بچه‌های بی‌سرپرست و بی‌خانمان تشکیل شده‌اند. انجام این کار را برای خودم یک مسئولیت می‌دانم و هیچ وقت از زیربار آن، شانه خالی نخواهم کرد.

می‌گویند علاقه‌ای به تماشای فیلم‌هایتان ندارید، درست است؟

واقعیت امر این است که دوست ندارم خودم را روی پرده سینما ببینم. نمی‌دانم چرا، ولی از این کار هراس دارم. به همین دلیل است که خیلی کم به دیدن فیلم‌های خودم می‌روم. احساس می‌کنم وقتی به تماشای آنها می‌نشینم تازه متوجه اشتباهات و خطاهایی می‌شوم که در زمان بازی در جلوی دوربین، متوجه آنها نبوده‌ام.

اوقات زیادی از سال را در محل زندگی خود نیستید. چرا از لس‌آنجلس فرار می‌کنید؟

از کودکی عاشق سفر بودم و از هر فرصتی برای سفر کردن به نقاط مختلف جهان استفاده می‌کنم. سفر چیزهای خیلی زیادی به آدم یاد می‌دهد و آموزگار خیلی خوبی است. یکی از دلایلی که بازیگر شدم هم همین است که به واسطه آن، می‌توانم به مکان‌های مختلف سفر کنم. بیشتر دوست دارم کشورهای کوچک و دور را کشف کنم و چیزهای تازه ای درباره فرهنگ و مردم آن مناطق یاد بگیرم.

اصلیتی ایرلندی دارید. نمی خواهید برای ادامه زندگی به ایرلند بروید؟

پدر بزرگم ایرلندی بود. اما خودم آشنایی زیادی با آنجا ندارم. ولی در آینده بیشتر به ایرلند خواهم رفت. می‌دانید، پدر بزرگم یک بوکسور حرفه‌ای بود و البته اتومبیل ران خیلی خوبی هم بود. فکر می‌کنم علاقه به اتومبیل رانی را از او به ارث بردم.

قرار بود در «چهار شگفت‌انگیز» بازی کنید، ولی دعوت بازی در آن را رد کردید. چرا؟

اکشن‌های ابرقهرمانانه و کمیک استریپی را دوست ندارم. غلو زیادی در آنها وجود دارد که با روحیه‌ام سازگاری ندارد. به نظر من، اکشن موجود در فیلم‌ها باید قابل قبول و قابل توجیه باشد، نمی‌توانم بپذیرم که یک آدم، دارای چنین قدرت‌های کم نظیر و خارق‌العاده‌ای باشد. به ابرقهرمان‌ها اعتقادی ندارم.

کدام نقش بوده که آرزوی بازی در آن را داشته‌اید و نصیب‌تان نشده است؟

زمانی که سری دوم جنگ‌های ستاره‌ای ساخته می‌شد برای بازی در نقش آناکین اسکای واکر تست گریم دادم. ولی رد شدم. به من گفتند برای بازی در این نقش خیلی زیاد بزرگ هستم و آنها به دنبال بازیگر جوان‌تری می‌گردند. بازی در این نقش، آرزوی بزرگ زندگی‌ام بود. این تنها نقشی بود که واقعا و از صمیم قلب می‌خواستم بازی کنم، ولی فرصت و امکان آن فراهم نشد.

هدف‌تان از تاسیس بنیاد خیریه «ریچ آوت» چیست؟

می‌خواهم در فعالیت‌های اجتماعی حضور و شرکت داشته باشم. این جور کارها روحم را آرام می‌کند و مرا به آرامش می‌رساند. هدف این بنیاد کمک به کسانی است که به دلیل بلاها و عارضه‌های طبیعی مثل سیل و زمین‌لرزه، دچار مشکل شده‌اند.

به چه دلیل بازی در «ساعت‌ها» را پذیرفتید؟

این روزها به دنبال نقش‌هایی هستم که بیانگر درونیات و روحیه آدم‌ها هستند. این فیلم‌نامه ها باید از صمیم قلب نوشته شده باشند و در آنها روح و حس انسانی جریان داشته باشد. شما وقتی تجربه بازی در فیلمی را کسب می‌کنید، درست مثل این است که آن تجربه را در عالم واقعیت از سرگذرانده‌اید. پیروزی من در قصه فیلم، برایم حکم یک پیروزی را در عالم واقعیت داشت. با بازی در فیلم‌هایی مثل ساعت‌ها چیزهای زیادی را هم درباره خودم یاد می‌گیرم. کاراکتر من در فیلم، یک جورهایی یک قهرمان است. او هم به نوبه خودش، عملی قهرمانانه و در عین حال قابل قبول انجام می‌دهد.

زمانی که ما در زندگی واقعی مورد آزمایش قرار می‌گیریم، واکنش‌ها و رفتارهای کاملاً متفاوتی را از خودمان به نمایش می‌گذاریم. می‌توانید آن را روحیه انسانی و یا هر چیز دیگری نام‌گذاری کنید. ولی باورم این است که بازی در این فیلم کمک کرد تا آدم و پدر بهتری باشم.


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 103 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...