تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب مسکن نه مسکن!

احتمال تاثیر ذوب یخهای قطب شمال بر آب و هوا

1392/09/19 01:09نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

به موازات آب شدن یخ های قطب شمال که با سرعتی شگفت آور ذوب می شوند، گروهی از پژوهشگران دریافته اند که میان پدیده ذوب شدن یخ های قطب شمال و تغییرات چشمگیر آب و هوایی اخیر در سطح زمین، ارتباط وجود دارد.

این درحالی است که شماری از منتقدان این پژوهش می گویند هنوز مدارک و مستندات کافی برای اثبات این ارتباط در دست نیست. جنیفر فرانسیس که در دانشگاه راتگرز متخصص محیط زیست است، می گوید طی سه دهه اخیر، یخ پیرامون قطب شمال نصف شده است و از تغییرات عمده ای سخن می گوید که طی سال های اخیر در قطب شمال رخ داده است.

همزمان، شرایط آب و هوایی دهه اخیر نیم کره شمالی زمین به میزان قابل توجهی تغییر کرده و این تغییرات شامل موج های گرما و خشکی در آمریکای شمالی و اروپاست و اگر قطر لایه های یخ دریا نیز در نظر گرفته شود، با توجه به آن که سه چهارم از قطر این لایه ها کاسته شده،‌ تغییرات عمده و شگرفی را در جهان سبب شده است که از میان آنها می توان به سیلاب های شدید در شرق‌ آسیا نیز اشاره کرد.

یافته های تازه این دانشمندان محیط زیست در نشریه «تغییر آب و هوای طبیعت» منتشر شده است.

با این وصف، خانم فرانسیس می افزاید که سرعت آب شدن یخ های بخش های گوناگون قطب شمال با یکدیگر متفاوت است و به نظر می رسد که هر قدر سرعت ذوب شدن یخ ها بیشتر باشد، احتمال گرم شدن سطح زمین نیز بیشتر خواهد بود. با این همه، فرانسیس و گروه پژوهش همکار وی، می گویند که هنوز مستدلات کافی برای اثبات این ارتباط در دست نیست و شواهد آنقدر قوی نیست که بتوان با اطمینان این دو پدیده زیست محیطی را به هم ربط داد.

دانشمند دیگری که متخصص محیط زیست است و استاد دانشگاه اکستر، می گوید پژوهش خانم فرانسیس و گروه وی، او را قانع نکرده است. جیمز اسکرین می گوید پژوهش انجام شده، تنها چند نقطه پراکنده سطح زمین را تحت بررسی قرار داده و این مناطق آنقدر بزرگ نیستند یا تعداد آنها آنقدر زیاد نیست که قابل توجه باشد.

آقای اسکرین می گوید به رغم اهمیت موضوع، واقعیت آن است که هنوز راه درازی تا استنتاج مواردی باقی است که از جمله آنها ارتباط میزان یخ و میزان آب شدن یخ با تغییرات چشمگیر آب و هوایی است و از موضوعاتی است که در کنار مطالعه گازهای گلخانه ای، در میان مهم ترین موضوعاتی است که امروز باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.


آخرین ویرایش: - -

 

داستان ناگفته کشتار حیوانات خانگی بریتانیا در جنگ جهانی دوم

1392/09/11 17:41نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

در آغاز جنگ جهانی دوم دولت بریتانیا جزوه‌ای را منتشر کرد که باعث کشتار گسترده حیوانات خانگی در این کشور شد. ظرف تنها یک هفته حدود ۷۵۰ هزار حیوان خانگی در بریتانیا کشته شدند. در مورد این موضوع زیاد صحبت نشده، اما کتابی که به تازگی منتشر شده به آن می‌پردازد.

کشتار در نتیجه یک کارزار اطلاع‌رسانی عمومی اتفاق افتاد که واکنش شدید بریتانیایی‌های نگران را در پی داشت. در تابستان ۱۹۳۹، یعنی درست پیش از شروع جنگ، کمیته حیوانات ستاد ملی هشیاری در مقابل حملات هوایی (NARPAC) تشکیل شد. آنها اطلاعیه‌ای بنام "توصیه به صاحبان حیوانات" تهیه کردند. در این جزوه آمده بود: "در صورت امکان، پیش از وقوع شرایط اضطراری حیوانات خانگی خود را به خارج شهر ببرید." در پایان اطلاعیه آمده بود: "اگر نمی‌توانید آنها را به همسایگانتان بسپارید، واقعا بهتر است آنها را از بین ببرید."

این توصیه تقریبا در همه روزنامه‌ها چاپ شد و رادیو بی‌بی‌سی هم آن را اعلام کرد. کلر کمبل، نویسنده کتاب جنگ بانزو: حیوانات زیر آتش ۱۹۴۵-۱۹۳۹ که به تازگی منتشر شده، می‌گوید: "یک تراژدی ملی در حال شکل گرفتن بود."

خانم کمبل داستانی از عمویش را به یاد می‌آورد: "کمی پس از حمله آلمان به لهستان در رادیو اعلام شد که ممکن است مواد غذایی کمیاب شود. عمویم گفت که پدی، سگ خانواده، باید روز بعد از بین برده شود." پس از اعلان جنگ در روز ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ (۱۱ شهریور ۱۳۱۸)، صاحبان حیوانات خانگی به دامپزشکان و محل‌های نگهداری حیوانات هجوم بردند.

هیلدا کین، کارشناس تاریخ، می‌گوید: "موسسات خیریه حیوانات، درمانگاه مردمی حیوانات بیمار (PDSA)، انجمن سلطنتی پیشگیری از ستم به حیوانات (RSPCA) و دامپزشکان همگی با کشتن حیوانات مخالف بودند و از اینکه با شروع جنگ مردم حیواناتشان را جلوی در خانه‌هایشان رها می‌کردند، بسیار نگران بودند."

"خانه سگ‌ها و گربه‌های بترسی" در سال ۱۸۶۰ افتتاح شد و از هر دو جنگ جهانی هم جان سالم بدر برد. یکی از سخنگویان این موسسه می‌گوید: "بعد از شروع جنگ، بسیاری از مردم در تماس با ما خواهان کشتن حیواناتشان از سر ترحم بودند. صاحبان این حیوانات یا عازم جبهه‌های جنگ بودند، یا هدف بمباران قرار گرفته بودند، ویا در دوران جیره‌بندی غذایی دیگر توان نگاه داشتن حیواناتشان را نداشتند. موسسه بترسی توصیه می‌کرد چنین اقدامات سفت و سختی انجام نشود و ادوارد هیلی- تات، مدیر وقت موسسه، با مردم مکاتبه می‌کرد و از آنها می‌خواست خیلی شتاب‌زده عمل نکنند."

اما خانم کمبل نقل قولی از آرتور بنکس، از مسوولان RSPCA، می‌آورد که با اظهار تأسف گفته بود: "وظیفه اصلی ما نابود کردن حیوانات شده است."

در روزهای اول جنگ بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های PDSA مملو از صاحبان حیواناتی بود که آنها را برای از بین بردن آورده بودند. ماریا دیکین، بنیان‌گذار PDSA، در گزارشی گفت: "مسوولان فنی ما که باید این وظیفه ناخوشایند را انجام می‌دادند، هیچگاه اتفاقات غم‌انگیز آن روزها را فراموش نخواهند کرد."

کم‌کم آگهی‌های یادبودی در مطبوعات ظاهر شد. در یکی از این آگهی‌ها که در مجله تیل‌وگر (Tail-Wagger) چاپ شد، آمده بود: "به یاد خاطرات خوش یولا، دوست شیرین و باوفا که روز ۴ سپتامبر به خواب رفت تا از رنج کشیدن در دوران جنگ در امان باشد. زندگی کوتاه ولی شادی داشت – ۲ سال و ۱۲ هفته. رفیق کوچولو ما را ببخش."

بعد از اولین موج بمباران لندن در سپتامبر ۱۹۴۰ (شهریور ۱۳۱۹)، افراد بیشتری تصمیم به از بین بردن حیوانات خانگی‌شان گرفتند. خیلی‌ها دست‌پاچه شدند، اما برخی دیگر هم سعی در آرام کردن فضا داشتند. سوزان دی در روزنامه دیلی میرور نوشت: "به خواب ابدی فرستادن حیوانات خاگی تصمیم بسیار غم‌انگیزی است. فقط در صورتی این کار را بکنید که واقعا ضروری باشد."

اما جزوه دولت کار خودش را کرده بود. کریستی کمبل که در نوشتن کتاب جنگ بانزو به نویسنده آن کمک کرده، می‌گوید: "به مردم گفته شده بود که حیوانات خانگی‌شان را بکشند، و آنها هم این کار را کردند. ظرف یک هفته ۷۵۰ هزار حیوان خانگی کشته شدند. یک تراژدی واقعی و یک فاجعه تمام و کمال بود."

هیلدا کین، کارشناس تاریخ، می‌گوید که آنچه اتفاق افتاد راه دیگری برای اعلام شروع جنگ بود: "وقتی خبر پخش شد، همه مردم یک سری کارها را انجام دادند؛ خارج کردن بچه‌ها، نصب پرده‌های سیاه و کلفت، کشتن گربه." در دوران جنگ آنچه بیش از هر چیز حیوانات خانگی را تهدید می‌کرد، نه بمب‌ها، که کمبود غذا بود. برای سگ‌ها و گربه‌ها هیچ جیره غذایی در نظر گرفته نشده بود.

اما بسیاری از صاحبان حیوانات از عهده شرایط بر آمدند. پالین کاتن در آن موقع تنها ۵ سال داشت و در داگنام زندگی می‌کرد. او به یاد دارد که "با خانواده‌اش در بازار بلکس در منطقه بارکینگ صف می‌بست تا برای سیر کردن گربه خانگی‌شان گوشت اسب بخرد".

موسسه بترسی با آنکه تنها چهار کارمند داشت، توانست در جریان جنگ به ۱۴۵ هزار سگ غذا بدهد و از آنها نگهداری کند.

در میان هیاهوی کشتار حیوانات خانگی عده‌ای نهایت تلاش خود را کردند که مانع این کار شوند. دوشس همیلتون، فعال نامدار حقوق حیوانات که بانویی ثروتمند و علاقمند به گربه‌ها بود، با عجله از اسکاتلند به لندن آمد تا بیانیه‌ای را در رادیو بی‌بی‌سی بخواند.

او در این بیانیه گفت: "در کشور فورا به خانه‌هایی برای نگهداری سگ و گربه نیاز است. در غیر این صورت این حیوانات از گرسنگی خواهند مرد و یا با گلوله کشته خواهند شد."

هیلدا کین می‌گوید: "او یک دوشس بود و پول لازم را برای تأسیس پناهگاه حیوانات داشت." این "پناهگاه" یک آشیانه هواپیمای مجهز به تجهیزات گرمایشی در منطقه فِرن بود. دوشس کارکنانش را برای نجات حیوانات به محلات شرقی لندن می‌فرستاد. صدها حیوان ابتدا به خانه او در محله سنت‌جانز وود برده می‌شدند. او از همسایگانی که از پارس کردن سگ‌ها شکایت داشتند، عذرخواهی کرد.

اما در دورانی که آینده تا این حد مبهم بود، بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی نگران بدترین پیشامدهای ممکن بودند.

پیپ داد، از متصدیان ارشد موزه ملی ارتش، می‌گوید: "مردم نگران بمباران‌ها و کمبود مواد غذایی بودند، و احساس می‌کردند که داشتن حیوان خانگی در دوران جنگ کاری تجملی و نادرست است. گروه دامپزشکی ارتش سلطنتی و RSPCA تلاش کردند این باور را تغییر دهند، بخصوص که در جنگ به سگ‌ها نیاز بود."

نهایتا با توجه به رنج‌ها و صدمات غیر قابل باوری که در نتیجه ۶ سال جنگ برای مردم پیش آمد، می‌توان درک کرد که چرا به موضوع کشتار وحشتناک حیوانات خانگی کمتر پرداخته شده است. اما این اتفاق هم به غصه‌های افرادی که از شروع جنگ پریشان بودند، اضافه کرد.

هیلدا کین معتقد است عموم مردم چندان از این ماجرا اطلاع ندارند، چون روایت آن بسیار سخت است. او می‌گوید: "عموم مردم از کشته شدن این همه حیوان خانگی بی‌اطلاعند، زیرا این داستان با تصویر ما به‌عنوان ملتی دوستدار حیوانات همخوانی ندارد. مردم دوست ندارند به یاد بیاورند که با بروز اولین نشانه‌های جنگ، ما سراغ بچه گربه‌ها رفتیم و آنها را کشتیم."


آخرین ویرایش: - -

 

اول دسامبر، روز جهانی مبارزه با ایدز

1392/09/10 15:11نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

یکشنبه اول دسامبر، روز جهانی مبارزه با ایدز است که هر ساله از ۱۹۸۸ تاکنون گرامی داشته می‌شود.

فعالان در زمینه مبارزه با اچ‌آی‌وی-ایدز می‌گویند روز جهانی مبارزه با ایدز آن آن جهت اهمیت دارد که به عموم مردم و دولت‌ها یادآوری می کند که ایدز ریشه کن نشده.

مرکز کنترل بیماری‌ها در آمریکا می‌گوید در حال حاضر ۳۵ میلیون نفر در جهان با اچ‌آی‌وی- ایدز زندگی می‌کنند. اچ‌آی‌وی، ویروس عامل بیماری ایدز است.

از سال ۱۹۸۱ تاکنون، ۲۵ میلیون نفر در جهان از این بیماری جان باخته‌اند.

در ایران، روز ششم آذر، علی اکبر سیاری، معاون بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تعداد مبتلایان به ایدز را در ایران بیش از ۲۷ هزار نفر اعلام کرد. گفته می شود که این رقم نسبت به سال ۱۳۸۰، نه برابر شده است. آقای سیاری گفته بود «آمار شیوع ایدز در کودکان کار ۴۵ برابر جمعیت عمومی کشور است.»

روز جهانی مبارزه با ایدز فرصتی برای مردم جهان است تا در مبارزه علیه این بیماری متحد شوند، از مبتلایان حمایت کنند و یاد جان باختگان را گرامی بدارند.

فعالان در زمینه مبارزه با بیماری از نیاز مبرم به جمع کمک های مالی برای یافتن درمان، افزایش سطح آگاهی جوامع، مبارزه با تعصب علیه مبتلایان، و بهبود اطلاع رسانی برای جلوگیری از ابتلا خبر داده اند.


آخرین ویرایش: - -

 

آسیب پذیری روستاهای ایران در برابر زلزله

1392/09/2 12:10نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

ایران یکی از کشورهایی است که به دلیل شرایط جغرافیایی در برابر زلزله و سایر فجایع طبیعی آسیب پذیر است و زلزله های شدید دهه گذشته در شهرها و روستاهای بزرگ و کوچک ایران شاهدی بر این مدعا بوده است.

برپایه اطلاعات موجود در صنعت مقاوم سازی و بهسازی و تحقیقات مراکز علمی کشور، ایران از نظر میانگین سالانه بیشترین تعداد مطلق جمعیت در معرض خطر زمین لرزه،  در جایگاه هفتم آسیا و در جایگاه سیزدهم جهان قرار دارد.

تهران، پایتخت ایران بیش از ١٣.۶ میلیون جمعیت دارد و گفته می شود در فهرست ۱۰ شهر اول جهان است که در معرض بیشترین خط وقوع زلزله قرار دارد.

با وجودی که آمار و ارقام دقیق و رسمی در مورد شیوه ساخت و ساز در مناطق روستایی و حومه شهرهای بزرگ و مقاومت احتمالی آن ها در برابر زلزله وجود ندارد اما بسیاری از کارشناسان در مورد پیامدهای بی توجهی به مقاوم سازی این مناطق در برابر فجایع طبیعی هشدار داده اند.

کارشناسان و محققان می گویند سکونتگاه های پرجمعیت روستایی و شهری در دامنه های البرز و زاگرس در برابر زلزله و سیل و سایر تحولات زیست محیطی و اقلیمی بسیار آسیب پذیر هستند.

نتایج برخی تحقیقات کارشناسی و دانشگاهی حاکی از آن است که ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و ساختارهای منسجم ناکافی و اندک مناطق روستایی و حومه شهرهای بزرگ ایران را در برابر زلزله آسیب پذیر می کند.

موسسات بین المللی و به ویژه یکی از مراکز تحقیقاتی سوئیس اخیراً نسبت به وقوع زلزله در تهران و آسیب پذیری شهرهای حومه پایتخت و پیامدهای ویرانگر آن هشدار داده اند.

دکتر مهدی زارع، معاون پژوهشی پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله، مهر ماه سال جاری به ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران در مورد آسیب پذیری شهرهای اطراف تهران که با وجود مساحت اندک جمعیت بسیار بالایی دارند، گفته بود «شمال تهران، ایوانک، ری، کهریزک و مشا در محدوده تهران گسل‌های لرزه خیزی دارند و گسل شمال تهران از محله های شمالی پایتخت عبور می کند که از جمله خطرناک ترین گسل‌های تهران است. همچنین با توجه به طول و توان لرزه‌زایی گسل مشا، این گسل از توان لرزه‌خیزی بالایی برخوردار است. به طوری که براساس برآوردها در صورت فعال شدن این گسل زلزله ای تا بزرگی ٧.۵ رخ خواهد داد که برای تهران به ویژه بخش های شمال و شمال شرق آن بسیار مخرب خواهد بود».

کارشناسان هشدار داده اند که با توجه به زلزله خیز بودن برخی از شهرهای بزرگ ایران و به ویژه تهران، مقامات باید از تراکم جمعیت روی پهنه های گسل های خطرناک ممانعت به عمل آورند و جمعیت ها را به مناطق دیگری منتقل کنند.

خبرگزاری مهر دی ماه سال گذشته گزارش داده بود  ۱.۵ میلیون واحد روستایی کشور در مقابل زلزله آسیب پذیر هستند.

عزیزالله مهدیان، معاون بازسازی مناطق روستایی بنیاد مسکن ایران به این خبرگزاری گفته بود با وجودی که بازسازی برخی واحدها در استان هایی همچون خراسان جنوبی آغاز شده اما میلیون ها واحد روستایی در برابر زلزله در معرض خطر جدی قرار دارند.

این مقام بنیاد مسکن گفته بود «سالانه ۲۰۰ هزار واحد در مناطق روستایی ساخته می شود» اما به نظر می رسد تعداد بسیاری زیادی از این واحدها با رعایت استانداردهای لازم جهت مقاومت در برابر زلزله بنا نمی شوند و بیشتر خانه های مناطق روستایی با خشت و گل ساخته شده اند.

از سویی دیگر علی رحیمی زاده، مدیرکل بنیاد مسکن انقلاب اسلامی استان البرز به خبرگزاری مهر گفته است ۲۲ هزار و ۱۲۹ واحد مسکونی در روستاهای استان البرز فاقد استحکام در برابر زلزله هستند. وی از اجرای طرح ویژه ای برای مقابله با تهدید سوانح طبیعی، عملیات پیشگیری از وقوع سانحه، بهسازی و نوسازی سکونتگاه های آسیب پذیر روستایی خبر داده است.

آقای رحیمی زاده گفته است «تعداد کل روستاهای استان البرز ٣٧٨ روستا است، اضافه کرد: تعداد روستاهای دارای سکنه ٢٨٧ روستا، تعداد واحد‌های مسکونی روستایی۶٧ هزار و ۵٨ واحد و حداقل تعداد واحدهای مسکونی فاقد استحکام در برابر زلزله ۲٢ هزار و ۱۲۹ واحد است».

این در حالی است که مجید جودی، مدیرکل بازسازی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی اخیراً گفته است به دلیل عملیات بهسازی و مقاوم سازی واحدهای روستایی، ۵۰ درصد واحدهای مسکونی روستایی کشور در برابر زلزله مقاوم هستند. وی گفته است از سال ١٣٨٤ تاکنون ١ میلیون و ۶۰۰ هزار واحد مسکونی روستایی مقاوم سازی شده و ۳۰۰ هزار واحد دیگر در دست احداث است.

مروری بر سرنوشت مردم مناطق زلزله زده مناطق روستایی آذربایجان، خراسان و بم نشان می دهد که خانه های روستایی ساخته شده از گل و چوب، فرسودگی ساختمان ها، عدم رعایت استانداردها و نکات ایمنی به هنگام ساخت سبب آسیب پذیری شدید این خانه ها در برابر زلزله بوده است.

کارشناسان آگاه به مسائل مربوط به مقاوم سازی خانه ها در برابر زلزله پیشنهاد می کنند که برای پیشگیری از چنین آسیب های مخربی باید سازه های محکمی برای ساخت خانه ها استفاده شود، ساختمان های فرسوده بازسازی شوند و همه این عوامل به آشنایی مقامات دست اندرکار ساخت و ساز با شیوه های جدید ساختمان سازی و اختصاص بودجه کافی به این امر بستگی دارند.

مناطق روستایی گیلان و قرار گرفتن این استان روی چندین گسل کوچک و بزرگ نیز از جمله مسائلی بوده که کارشناسان و رسانه های منطقه در مورد آسیب پذیر بودن خانه های مناطق روستایی آن هشدار داده اند. رسانه های استان سیستان و بلوچستان نیز نسبت به آسیب پذیر بودن خانه های مناطق روستایی و ساختارهای زیربنایی، بیمارستان ها و اداره های دولتی آن در برابر زلزله ابراز نگرانی شدید کرده اند.

بافت فرسوده مناطق روستایی، بهره گیری از شیوه های سنتی ساخت و ساز خانه ها، کم بودن ضخامت دیوارها و عدم اختصاص بودجه به بازسازی و بهسازی این مناطق سبب شده است که شهرها و روستاهای حومه استان های بزرگ و زلزله خیز کشور در صورت وقوع سوانح طبیعی در معرض آسیب های جدی قرار داشته باشند.


آخرین ویرایش: - -

 

به گل نشستن تالاب جهانی جازموریان

1392/08/30 14:30نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

تالاب جزموریان در گستره جغرافیایی ۳ استان کرمان، سیستان و هرمزگان به صورت کامل خشک شده است.

این تالاب نیز در شمار فهرست تالابهای کنوانسیون جهانی رامسر قرار دارد.

به گفته تلاشگران محیط زیست منطقه، سدسازی های  پیاپی بر سرچشمه های این تالاب و ساخت کمربند امنیتی عامل اصلی مرگ این تالاب جهانی ست.

فرماندار روبار جنوب کرمان به ایرنا گفته است سدسازی ها در بالادست و استفاده بی رویه از منابع آبی سرچشمه ها شامل هَلیل رود، رودبَمپور و چشمه عروس، مرگ این تالاب را باعث شده است.

این تالاب تاکنون نه تنها تامین کننده علوفه میلیونها دام عشایر و روستاییان ساکن این منطقه بوده است؛ بلکه زیستگاه پرندگان کمیاب و  مهاجر و گونه های متنوع گیاهی است که تعادل بخش چرخه طبیعت منطقه کویری بوده اند.

فرماندار روبار جنوب کرمان می گوید ساخت کمربند امنیتی به طول بیش از ۷۰ کیلومتر و عمق ۶ متر و عرض ۴ متر عامل دیگر خشکی این تالاب بوده است.

این کانال امنیتی به توصیه شورای عالی امنیتی ملی و تایید کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ساخته شده است.

هرچند معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست وعده رسیدگی هرچه سریعتر به تالابهای ثبت جهانی شده ایران را داده، اما تلاشگران محیط زیست می گویند سدسازیهای بی رویه بر سرچشمه ها، بهره برداریهای صنعتی از آبها، و جاده ها و سدهای امنیتی عامل اصلی نابودی پیاپی تالابهای ایران است.


آخرین ویرایش: - -

 

تنها ۱۵ درصد از کل دریاچه ارومیه باقی مانده است

1392/08/27 17:42نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

۸۵ درصد از کل مساحت دریاچه ارومیه خشک شده است.

به گزارش ایرنا روز یکشنبه، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی با اعلام این مطلب گفت از بخش جنوبی دریاچه تنها شش درصد باقی مانده است.

چهارماه پیش، در تیرماه ۱۳۹۲ میزان خشک شدن دریاچه ارومیه ۷۵ در صد گزارش شده بود.

به گفته حسن عباس نژاد، بحران دریاچه ارومیه هم اکنون عواقب  زیان بار زیادی برای مردم محلی به بار آورده است و در آینده و پس ازرسیدن این عواقب به  تهران، زنجان ، قزوین، و دیگر استان ها متوجه اهمیت این بحران خواهیم شد.

حسن عباس نژاد که در کارگاه آموزشی مدیریت زیست بومی حوضه آبخیز دریاچه ارومیه سخن می گفت، از جمله عواقب ناشی از بحران و خشک شدن  دریاچه ارومیه را افزایش سرطان، و بیماری های تنفسی دانست.

به گفته عباس نژاد دریاچه ارومیه زمانی دومین دریاچه شور جهان بود و اکنون به نخستین و بزرگ ترین دریاچه آب شور جهان تبدیل شده است. او با تاکید بر این که زمان برای بازگرداندن دیاچه به حال اول از دست رفته است، گفت با این حال باید هرچه زود تر برای حفظ بقایای آن و بهبود وضعیت فعلی آن اقدام شود.

عباس نژاد بخش کشاورزی آذربایجان غربی را عامل اصلی این مشکل دانست و گفت با توجه به خسارت هایی که فعالیت های کشاورزی برای محیط زیست آذربایجان غربی به بار می آورد، نمی توان آن را مقرون به صرفه دانست. او افزود مسئولان برای برون رفت از مشکل دریاچه ارومیه باید از  توسعه کشاورزی در این استان چشم پوشی کنند.

اختصاص ۹۰ در صد از منابع  آبی منطقه به بخش کشاورزی در کنار تبخیر شدید ناشی از افزایش حرارت هوا و خشکسالی، و برداشت های غیرمجاز از آب های زیرزمینی با حفر چاه و احداث پل روگذر از دریاچه از جمله دلایل اصلی خشک شدن دریاچه ارومیه و تخریب محیط زیست آن ذکر شده است.

در صورت خشک شدن دریاچه،  هوای معتدل منطقه به هوای گرمسیری و خشک با بادهای نمکی تبدیل می شود و شرایط زیستی منطقه را به هم خواهد زد. همچنین استان های مجاور با پدیده بارش باران های نمک روبرو خواهند شد. به نظر کارشناسان در صورت خشک شدن دریاچه حدود ۱۳ میلیون نفر آواره خواهند شد و فاجعه بی سابقه انسانی بوجود خواهد آمد.

دریاچه ارومیه گذشته از جنبه اساطیری و تاریخی آن برای ایرانیان و اقوام مجاور، با جزیره ها و ساحل های زیبا و مواد معدنی سرشارش جزو منابع کمیاب طبیعی جهان  و میزبان و زیستگاه جانوران گوناگون، از پرنده و پستاندار و خزندگان و دوزیستان بوده است. هر ۱۰۲  جزیره این دریاچه جزو میراث طبیعی جهان به ثبت یونسکو رسیده اند.

رسیدگی به بحران دریاچه ارومیه یکی از مواد دستور کار معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور در امور محیط زیست اعلام شده است. اما به رغم اهمیت سرعت عمل در نجات دریاچه هنوز گزارشی از آغاز اقدام های عملی ضروری  برای کمک به وضع دریاچه منتشر نشده است.


آخرین ویرایش: - -

 

افزایش ۲۸ درصدی تخریب جنگل‌های آمازون

1392/08/24 15:55نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

برزیل می گوید از ماه اوت ۲۰۱۲ تا ژوئیه‌ای که گذشت روند تخریب جنگل‌های آمازون ۲۸ درصد افزایش یافته است.

این در حالی است که پیش از آن روند تخریب سیر نزولی داشت.

ایزابلا تی‌شیرا، وزیر محیط زیست برزیل از تخریب آمازون با کلمه "جرم" یاد می کند و می گوید که دولت تلاش می کند تا این روند را به عقب بازگرداند.

فعالان محیط زیست اما انگشت اتهام را رو به مقام‌ها گرفته اند که با تغییر قوانین محافظت از جنگل‌ها زمینه را برای تخریب آمازون آماده کرده بود.

از زمانی که جنگل‌های آمازون زیر نظر گرفته شد، میزان تخریب در هر سال ثبت و اعلام می شد. سال گذشته این میزان کمترین بود.

تخریب امسال ۵۸۴۳ کیلومتر مربع برآورد شده که نسبت به سال گذشته ۲۸ درصد افزایش داشته است.

سال گذشته این عدد ۴۵۷۱ متر مربع گزارش شده بود.

از سال ۲۰۰۹ روند تخریب سیر نزولی داشت.

با این که امسال تخریب آمازون نسبت به پارسال بیشتر شده اما باز هم عددی که به دست آمده در زمره کمترین میزان تخریب این جنگل‌هاست.

بسیاری از موسسات علمی افزایش تخریب را در گزارش های ماهانه خود ثبت کرده بودند.

در سال ۲۰۱۲ قوانین محافظت از جنگل‌ها تغییر کرد و از نظر فعالان محیط‌زیست همین تغییر است که موجب این تخریب شده است.

بنا به تغییراتی که انجام شده، بخش های تحت کنترل کمتر شده اند و برای کسانی که پیش از ۲۰۰۸ اقدام به تخریب کرده اند، تقاضای بخشش شده است.

این تغییرات از خواسته های لابی کشاورزان بود. چند باری هم رئیس جمهوری برزیل در مقابل آن ایستادگی کرد و قانون را وتو کرد، تا اینکه بالاخره مجبور به امضای آن شد.

کشاورزی بیش از پنج درصد از تولید ناخالص ملی برزیل را در بر می گیرد.

پائولو آداریو یکی از فعالان محیط زیست در واکنش به گزارش روند تخریب آمازون، در توئیتر نوشته که حشر و نشر با لابی کشاورزان حتی در یک شب موجب تخریب جنگل در روز بعد می شود.

وزیر محیط زیست برزیل آنچه که بر آمازون رفته را غیرقابل پذیرش توصیف کرده و در عین حال زیر بار این نرفته که دولت دیلما روسوف در این زمینه مقصر است.

خانم تی‌شیرا گفت آنچه که روی داده به خاطر کم شدن بودجه ماموران قانون نیست.

او که برای شرکت در اجلاس تغییرات جوی سازمان ملل متحد به لهستان سفر کرده، گفته که به مجرد بازگشت به کشور می خواهد با فرمانداران و شهرداران محل هایی که بیشترین تخریب را داشته اند جلسه بگذارند و چاره‌اندیشی کنند که روند را به عقب بازگردانند.

جنگل‌های آمازون نقش بزرگی در تصفیه هوای زمین دارند و برای همین دولت برزیل در سال ۲۰۰۹ متعهد شد تا جلوی جنگل‌زدایی را در این کشور بگیرد.

آنها متعهد شدند که تا سال ۲۰۲۰ میلادی (هفت سال دیگر) ۸۰ درصد از جنگل‌زدایی در کشورشان را به نسبت آنچه که به طور متوسط بین ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۵ روی داده بود، کم کنند.


آخرین ویرایش: - -

 

سیگار كشیدن چگونه به محیط زیست آسیب می رساند؟

1392/08/18 15:39نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

معنای دیگر فصل بهار، هوای تازه و بوی گل هاست: یك آسمان آبی برای لذت بردن در زمانی خارج از خانه، زمانی كه مردم یا به سركار می روند یا مشغول تحصیل هستند. اما تمام این زیبایی كه برای شهرهای صنعتی جهان كه روزهای كمی خواهد بود به خاطر مصرف سیگار در حال نابودی است: محیط زیستی كه براساس تخمین محققان 7/1 میلیارد ته سیگار سالانه به دریاچه ها، سواحل و اقیانوس ها ریخته می شود. این ته سیگار ها حاوی مواد شیمیایی خطرناك و سرطان زایی است كه خیلی از مردم از وجود این تعداد سم در جسم كوچكی به نام ته سیگار بی خبر هستند. تقریبا می توان گفت كه در سطح جهان هر سال 3/4 تریلیون ته سیگار روی زمین انداخته می شود. افراد سیگاری كه در ایالات متحده امریكا هستند، به طور میانگین 250 میلیارد ته سیگار تولید می كنند، در انگلستان نزدیك به 200تن است و در استرالیا كه جزو كشورهای خوب دنیا است، سالانه 7 میلیارد ته سیگار به زمین انداخته می شود. هیچ كدام از ما انسان ها در خلازندگی نمی كنیم از زندگی در دنیا قرار است كه لذت ببریم، نمی خواهیم با تصمیم هایی كه برای زندگی می گیریم خودمان یا دیگران را اذیت كنیم، اما گاهی اوقات پیش می آید كه ناخودآگاه اقدام به تصمیمات آزار دهنده می كنیم. هیچ كدام از شما دوست ندارید كه حیوانات خانگی تان یا محیط زیست شما تخریب شود. شاید هم نمی دانید كه كشیدن سیگار دقیقا چه مقدار سلامت محیط زیست و حیوانات را به خطر می اندازد. اما تخریب همان چیزی است كه بر اثر ضایعات توتون و تنباكو به دست می آید. فاصله از بین رفتن محیط زیست یا سلامت یك ماهی، از آن زمانی شروع می شود كه شما سیگار خود را به لب می گذارید و شروع به سیگار كشیدن می كنید و فیلتر سیگار خود را از شیشه ماشین به بیرون پرتاب می كنید، این همان لحظه یی است كه این فیلتر وارد شكم یك ماهی یا پرنده می شود كه آنها این فیلتر ها را به اشتباه به عنوان غذا می خورند. ما نیاز به یك نگاه صادقانه درباره خطرات مرتبط با ته سیگار برای محیط زیست داریم، آسیب هایی كه از سمت خود مردم برای مردم و زمین خطرناك به شمار می آید. این محیط زیست نیاز به حمایت خود گروه های مختلف اجتماعی دارد. تمام مواد شیمیایی موجود در ته سیگار كه در میان ریز ترین منافذ فیلتر آن نفوذ كرده است به عنوان زباله های خطرناكی به سیاره های دیگر ریخته می شوند، فیلتر سیگار به دلیل جنس مصنوعی خود غیرقابل تجزیه است. اما خطرناك تر از این حرف ها كودكانی هستند كه والدین آنها در مقابل چشمان شان سیگار را روی زمین خاموش می كنند و این بچه ها از سر كنجكاوی در نزدیكی پارك ها، حیاط ها و زمین های بازی این ته سیگارها را بلند می كنند و می كشند. در واقع فكر می كنند كه سیگار می كشند. این كودكان با این كار خود تمام مواد شیمیایی موجود در ته سیگار از جمله كادمیوم، سرب و آرسنیك را به بدن خود وارد می كنند. حالامی توانید خودتان با در نظر گرفتن این مواد شیمیایی محاسبه كنید كه روزانه یا بهتر است بگوییم در هر ساعت چه مقدار درخت، پرنده و ماهی نابود می شوند. كودكان با این ماهی ها فرقی ندارند. هر