تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب مسکن نه مسکن!

رشد اقتصادی فقر را از میان نخواهد برد

1392/07/2 06:28نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، رشد اقتصادی کشورهای جنوب شرقی آسیا و کشورهای حوزه اقیانوس آرام به تنهایی قادر نیست میلیونها شهروند این مناطق را از فقر نجات دهد.

گزارش جدید سازمان ملل متحد حاکی است با وجود آن که رشد کشورهای جنوب شرقی آسیا میزان فقر را به شدت کاهش داده است، ولی هنوز میلیونها نفر در معرض آسیب های اقتصادی و سوانح طبیعی هستند.

گزارش سازمان ملل متحد که روز جمعه گذشته منتشر شد، از کشورهای جنوب شرقی آسیا و حوزه اقیانوس آرام خواسته است تا در مبارزه با فقر، بهبود آموزش، و وظائف و مسؤلیتهای دولت تلاش بیشتری به عمل آورند. سازمان در این گزارش از کشورهای صنعتی ثروتمند نیز خواسته است تا به قول ها و تعهدات خود در مورد پیشرفت و مبارزه با فقر در این منطقه عمل کنند.

گزارش زمانی منتشر می شود که برای رسیدن به هدفهای پیشرفت و توسعه برنامه هزاره توسعه -  از توزیع ثروت گرفته تا بهداشت، آموزش، مصرف مواد خوراکی مناسب و آب آشامیدنی پاک - دو سال باقی مانده  است.

مقامات کمیسیون اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد در کشورهای جنوب شرقی آسیا و حوزه اقیانوس آرام می گویند به  رشد جامع تر و  گسترده تری نیاز است تا بتوان  با نابرابری در آمد و عدم دسترسی به خدمات مقابله کرد. مقامات می افزایند که کشورهای منطقه نیاز به  ایجاد مشاغل تولیدی و پر درآمدتر، و گسترش برنامه های رفاه اجتماعی دارند.

شون ایچی موراتا، معاون کمیسیون گفت که از سال ۱۹۹۰ تا کنون شمار کسانی که در معرض آسیب های اقتصادی و سوانح طبیعی قرار دارند افزوده شده است. او گفت که در حال حاضر در این منطقه درآمد بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر کمتر از دو دلار در روز است، و می روند تا به زیر خط فقر مطلق کشانده شوند.

موراتا همچنین در مورد فساد و نحوه حکومت کشورهای منطقه ابراز نگرانی کرد، و از کشورهای صنعتی ثروتمند جهان خواست با به وعده ها و تعهدات خود برای توسعه کشورهای جنوب شرقی آسیا عمل کنند.


آخرین ویرایش: 1392/07/2 13:55

 

كویر ارومیه: فاجعه بارترین معركه قابل تصور

1392/07/1 00:20نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پس از خشك شدن دریاچه ارومیه، دیگر امیدی به حیات نخواهد بود و توفان و غبار نمك ناشی از خشك شدن دریاچه حیات، تا تهران و كرج هم خواهد رسید و بیش از 14 میلیون انسان تحت تاثیرات ویرانگر فاجعه زیست محیطی دریاچه ارومیه قرار خواهند گرفت. محیط زیست در ایران از غربتی دردناك رنج می برد: محیط زیست و مسائل آن در بین مسوولان این كشور «هیچ» انگاشته شده است. شك نكنید: بروز مشكلات پی در پی زیست محیطی در جای جای كشور پهناور ایران این موضوع را به اثبات رسانده است. فاجعه دردناك خشك شدن دریاچه حیات بخش ارومیه، اوج بی تدبیری و بی توجهی دولت ها به مسائل زیست محیطی را نمایان می كند. دولت ها در این زمینه تنها نیست، پارلمانی كه باید دولت دهم را در این زمینه تحت فشار می گذاشت، به چنین مساله مهمی بی توجه است: این بی توجهی زمانی به اثبات رسید كه این نهاد قانونگذار، طرح دوفوریتی احیای دریاچه ارومیه را رد كرد. دولت دهم و مجلسی كه در زمان كمبود بودجه، فورا بودجه مربوط به محیط زیست را حذف می كنند، جای شكی باقی نمی گذارند كه از اهمیت محیط زیست «هیچ» نمی دانند. دولتی كه در دوران تصدی مسوولیتش، بزرگ ترین بحران های زیست محیطی را به سبب بی توجهی هایش به مردم ایران تحمیل كرد، به آخر خط رسید: اما این بحران ها ارمغان شوم بی توجهی ها و كج فهمی های عده یی است كه گریبان مردم و محیط زیست ما را به این زودی ها رها نخواهد كرد.

75 درصد دریاچه ارومیه خشك شد

دریاچه ارومیه حداقل یك دهه است كه با بحران مواجه است، اما هنوز هم طرح های مطالعاتی نجات آن به پایان نرسیده است! احمدی نژاد هر وقت از راه رسید، دستور ویژه صادر كرد و كلنگ زنی كرد، اما دریغ از جرعه یی آب برای نگین آبی آذربایجان كه این روزها سرخ سرخ است از نامهربانی های زمانه. مهدی عیسی زاده، عضو كمیسیون اجتماعی مجلس از خشك شدن ؟درصد دریاچه ارومیه خبر می دهد و می گوید: هر روز كه می گذرد این دریاچه بیشتر در معرض خشكی قرار می گیرد. وی وضعیت دریاچه ارومیه را اسفناك می خواند و با انتقاد از بی توجهی وزیر نیروی دولت دهم نسبت به خشك شدن این دریاچه می گوید: «هیچ كس نسبت به این مهم پاسخگو نیست.»اما چنانكه از سخنان این نماینده برمی آید، دریاچه ارومیه علاوه بر مشكل بی توجهی، به دردی به نام كارشكنی هم مبتلاست! نماینده مردم میاندوآب در این باره هشدار داده و می گوید: «اگر بی توجهی نسبت به وضعیت دریاچه ارومیه ادامه یابد، بسیاری از دست های پنهانی كه مانع رسیدن آب به این دریاچه می شوند را رسوا خواهم كرد». اما چه كسانی می توانند مانع از سیراب شدن دریاچه ارومیه شوند؟ چه كسانی می توانند آنقدر كج فهم باشند كه منافع ملی و بلندمدت را به منافع گروهی و زودگذر ترجیح دهند؟

این در حالی است كه در دی ماه سال گذشته نیز نادر قاضی پور، نماینده مردم ارومیه با انتقاد از وضعیت بحرانی دریاچه ارومیه، گفته بود: متاسفانه به علت تعلل مسوولان، سطح آب این دریاچه به صورت چشمگیری كاهش یافته و در آینده نزدیك به طور كامل خشك خواهد شد. وی با تاكید بر اینكه مسوولان باید سونامی نمك در داخل كشور را جدی بگیرند، گفته بود: به طور حتم در صورت خشك شدن دریاچه ارومیه باید شاهد بروز توفان های نمكی در كشور باشیم.

تنها 25 درصد از دریاچه ارومیه مانده است

مردم! تنها 25 درصد از دریاچه ارومیه مانده است و قسمت جنوبی این دریاچه دیگر دریاچه نیست. دریاچه ارومیه تا همین یك دهه قبل با 140 كیلومتر طول و 55 كیلومتر عرض از پنجاه و دو هزار كیلومتر مربع مساحت و متوسط عمقی در حدود شانزده متر برخوردار بود. اما حالاعمق قسمت های جنوبی آن به اندازه یك دسته بیل هم نیست!بدانید اوضاع دریاچه ارومیه به حدی بحرانی است كه اگر با سطل به حیوانات این جزیره آب نرسانند، همه شان تلف خواهند شد. توجه به این امر لازم است كه پارك ملی دریاچه ارومیه یكی از ؟ ذخیره گاه طبیعی محیط زیست جهان است و به دلیل طبیعت مناسب آن برای زیست دائمی و موقت انواع پرندگان كمیاب و نادر جهان و زیبایی های طبیعی سواحل و جزایر آن از سوی یونسكو به عنوان یك ذخیره گاه بیوسفری در جهان شناخته شده است.

ارومیه 10 میلیارد تن نمك دارد. اگر آب داشته باشد، به مانند معدن نمك است و مایه خیر و بركت، اما با خشك شدنش 10 میلیارد تن نمك بر سر مردم این سرزمین آوار خواهد شد: فاجعه بارترین معركه یی كه قابل تصور است. دریاچه ارومیه به صورت دلهره آوری در برابر چشمان مردم و مسوولان خشك می شود، خشك شدن این دریاچه ناگهانی نبوده است. دست كم از 15 سال قبل كارشناسان محیط زیست نسبت به آغاز روند خشك شدن دریاچه ارومیه هشدار داده بودند.

دریاچه ارومیه هیچگاه كاملاخشك نشده است

دكتر مرتضی جمالی، محقق موسسه تحقیقات اكولوژی و تنوع زیستی مدیترانه مارسی فرانسه، در گفت وگو با مهر با اشاره به گذشته دویست هزار ساله دریاچه ارومیه گفته است: دوره های كم آبی این دریاچه مربوط به اواخر دوره عصر یخبندان در بیست و دو تا هجده هزار سال قبل بوده، ولی به نظر می رسد دریاچه هیچگاه كاملاخشك نشده است. یعنی در این مدت كه سطح آب آن مانند سطح آب حوض سلطان در قم بوده است، هرگز دریاچه رو به خشكی كامل نرفته است. این در حالی است كه رییس دولت دهم در اظهارنظری عجیب در اردبیل گفته بود: دریاچه ارومیه هر 500 سال یك بار خشك می شود و وضعیت فعلی هم طبیعی است!دریاچه ارومیه مایه حیات آذربایجان است: به این معنی كه در حال حاضر دریاچه ارومیه می تواند میان گرم ترین دمای ماه سال و سردترین دمای ماه سال تعادل ایجاد كند و هوای ملایمی را برای ساكنان منطقه ایجاد كند. برای مثال اگر اختلاف گرم ترین و سردترین ماه سال 50 درجه باشد، با از بین رفتن دریاچه اختلاف دمای زمستان و تابستان به 70 درجه می رسد: از این رو تابستان های گرم و خشك و زمستان های سرد و خشك در انتظار ساكنان منطقه خواهد بود.

ارزش اكولوژیكی جزایر نه گانه از بین رفت

در حال حاضر 14 رودخانه یی كه به دریاچه ارومیه سرازیر می شد به علت سدهایی كه در مسیر رودخانه ها ساخته شده مسدود شده اند. وزارت نیرو هنوز هم دست بردار نیست و درصدد بررسی ساخت سدهای جدیدی روی رودخانه های این دریاچه است!كارشناسان محیط زیست سد سازی های جنون آمیز، حفر بی رویه هزاران چاه عمیق، هدر رفتن آب در بخش كشاورزی و عبور بزرگراه شهید كلانتری از وسط دریاچه ارومیه را از جمله عوامل اصلی تخریب و نابودی این دریاچه می دانند. همه این عوامل از یك چیز ناشی می شود: بی توجهی مسوولان. حسن عباس نژاد، مدیركل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی اخیرا اظهار داشته است: جزیره های دریاچه ارومیه از طریق خشكی به هم ارتباط یافته اند و ارزش اكولوژیكی جزایر نه گانه كه قبلامحل تخم گذاری انواع پرندگان از جمله فلامینگو و پلیكان بوده كاهش یافته است. در این میان منابع عظیم آرتمیای دریاچه ارومیه كه مختص این دریاچه است به شدت در معرض نابودی قرار گرفته است. قابل توجه است كه قیمت هر كیلوگرم آرتمیا در بازار های جهانی با توجه به كیفیت آن بیش از 200 دلار است. از همین حالاده ها روستای جنوبی و شرقی دریاچه ارومیه به سبب پسروی آب دریاچه در شرق و جنوب متروكه شده اند. شوره زارهای به وجود آمده در منطقه به باغات اطراف دریاچه آسیب فراوانی وارد كرده و بر اثر غیرقابل كشت شدن زمین های كشاورزی، رفته رفته بر تعداد مهاجرین این مناطق افزوده می شود.   

ایران در معرض یك فاجعه ملی

جالب است كه مقامات دولت دهم از عملكرد خود دفاع می كنند و تاكید دارند كه دو دوره خشكسالی در دهه اخیر، عمده ترین عامل ایجاد مشكل برای تالاب ها و دریاچه های ایران از جمله دریاچه ارومیه بوده است. آنها می گویند كه نه تنها هیچ سوء مدیریتی در قبال دریاچه ارومیه صورت نگرفته، بلكه تمامی تلاش های دولت در راستای احیای این دریاچه بوده است. آنها در این خصوص به دستورات ویژه محمود احمدی نژاد، رییس دولت دهم مبنی بر بارور كردن ابرها و انتقال آب از سایر حوزه ها تاكید می كنند. اما در مقابل كارشناسان زیست محیطی ایران، ضمن اشاره به فقدان هرگونه اقدام عملی دولت در راستای احیای دریاچه ارومیه، می گویند كه با خشك شدن دریاچه ارومیه، ایران در معرض یك فاجعه ملی زیست محیطی قرار می گیرد. آنها هشدار می دهند كه این وضعیت می تواند بر محیط زیست كشورهای همجوار ایران هم تاثیر منفی بگذارد. در واقع به همان صورت كه ریزگردهای كشورهای عربی از عراق به سوی ایران و تركیه می تازند، بلورهای نمك دریاچه ارومیه نیز قادرند تا صدها كیلومتر در آسمان ایران و دیگر كشورهای منطقه با توجه به مسیر باد پیمایش كنند.

مقام های زیست محیطی ایران بارها هشدار داده اند كه اگر اقدامی «عاجل، جدی و ملی» درباره این دریاچه انجام نشود، توفان و غبار نمك ناشی از خشك شدن آن تا استان تهران خواهد رسید و بیش از چهارده میلیون نفر تحت تاثیر این توفان های كشنده قرار خواهند گرفت.

اقدامات نمایشی تنها عملكرد دولت دهم

آری: احمدی نژاد و دولتش وعده ها و دستورات ویژه متعددی برای احیای دریاچه ارومیه دادند و آخرین مورد آن كلنگ زنی طرح انتقال آب ارس به دریاچه ارومیه بود.

كیست كه نداند چنین كلنگی در واپسین روزهای دولت، اقدامی نمایشی و شانه خالی كردن از مسوولیت و سپردن آن به دولت بعدی است؟ دولت دهم اگر یك صدم هزینه و انرژی ای را كه برای مدیریت در امور غیر مرتبط صرف كرد، برای مدیریت حوضه آبی دریاچه ارومیه صرف می كرد، اكنون با چنین بحرانی روبه رو نبودیم. جای بسی تاسف است كه برخی ها حتی همین حركت های نمایشی را هم برنمی تابند! حبیب برومند، نماینده پارس آباد و بیله سوار پس از كلنگ زنی نمایشی طرح انتقال آب ارس به دریاچه ارومیه اظهار داشت: اخیرا نمایندگان تبریز با كمك میر تاج الدینی درصدد انتقال آب رود ارس به دریاچه ارومیه و بهره برداری شرب و صنعتی از این انتقال هستند كه واقعا چنین اقداماتی تاسف بار به شمار می رود!نماینده مردم پارس آباد و بیله سوار در مجلس شورای اسلامی به بهانه دفاع از كشت و صنعت دشت مغان به طرح نجات دریاچه ارومیه می تازد و می گوید: در حالی كه پایاب سد خدا آفرین قادر به آبیاری 40 هزار هكتار از اراضی پارس آباد است و دستاورد آن تولید محصولات متنوع كشاورزی است، انتقال آب رود ارس به دریاچه ارومیه با اعتبار و هزینه یی گزاف و در ارتفاع 800 متری هیچ توجیه اقتصادی نداشته بلكه به نابودی كشاورزی در پارس آباد و مناطق شمالی استان اردبیل منجر می شود.نماینده مردم پارس آباد و بیله سوار در مجلس شورای اسلامی به این حد قانع نمی شود و ادامه می دهد: بنده معتقدم این انتقال غیر كارشناسی انجام می شود و قطعا دولت آینده جلوی این كار شتابزده و عجولانه را كه دولت دهم در روزهای پایانی و با سردمداری عده یی از نمایندگان و همچنین افراد ذی نفوذ استان آذربایجان شرقی و غربی انجام می دهد، جلوگیری كرده و اجازه نخواهد داد این انتقال با ثمره خشك شدن بسیاری از اراضی و نابودی بخش كشاورزی در پارس آباد صورت گرفته و انجام شود. چنین اظهارات تامل برانگیزی در حالی مطرح می شود كه آب مورد نیاز دشت مغان از سد خدا آفرین تامین می شود، سدی كه دو میلیارد متر مكعب گنجایش دارد و می تواند چندین سال نیاز آبی دشت مغان را تامین كند. علاوه بر این قرار نیست همه آب ارس به دریاچه ارومیه سرازیر شود!این بحث ها در حالی مطرح می شود كه هیچ چیزی قطعی نشده و همه چیز در حد حرف و نهایتا كلنگ زنی است! چنین اظهاراتی خاطر مردم را به یاد اظهارات برخی نمایندگان در توجیه رد دو فوریت طرح احیای دریاچه ارومیه در مجلس گذشته می اندازد.

مجلس هم به اندازه دولت مقصر است

كارنامه مجلس هم در این زمینه هیچ قابل دفاع نیست. نمایندگانی كه در روزهای انتخابات سنگ محیط زیست و دریاچه ارومیه را به سینه می زدند، اكنون هر كدام با نشستن بر كرسی های مختلف ریاست و وكالت دیگر پاسخ تلفن شان را هم نمی دهند!مجلس گذشته و كنونی به اندازه دولت در وضعیت به وجود آمده مقصر است. طرح دو فوریتی احیای دریاچه ارومیه در مجلس گذشته رد شد و این اقدام زمانی كه با اعتراضات مردم روبه رو شد، وعده برگشت یك ماهه طرح به صحن علنی و تصویب آن به مردم داده شد: اما دریغا كه مجلس تمام شد و مجلسی دیگر آمد و راه همان مجلس را پی گرفت!

اسفندماه سال 90 بود كه نهاد «برنامه محیط زیست سازمان ملل» (UNEP) در گزارشی درباره عواقب زیست محیطی خشك شدن دریاچه ارومیه هشدار داد و اعلام كرد كه ارتفاع سطح آب دریاچه از سال 1995 تا 2011 به میزان هفت متر كاهش یافته و بر اساس تصاویر ماهواره یی مساحت آن در این بازه زمانی از ؟كیلومتر مربع به ؟كیلومتر مربع كاهش یافته است.

عوارض توفان های نمكی خودنمایی می كنند

بنا به گزارش های منتشر شده در خبرگزاری های مختلف، در برخی از شهرهای مجاور دریاچه ارومیه مانند سلماس، موارد متعددی از چشم درد ناشی از غبار و ریزگردهای نمكی ناشی از خشك شدن دریاچه ارومیه مشاهده شده است. همچنین كمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشدار داده است كه تنفس ریزگردهای نمكی، فوق العاده خطرناك است و می تواند باعث بروز بیماری های ریوی، چشمی و پوستی شود. وخامت اوضاع دریاچه ارومیه چنان بحرانی است كه از مرزهای كشور نیز گذر كرده است، به گونه یی كه «نهاد برنامه توسعه و عمران سازمان ملل متحد» در سال 91 بودجه یی در حدود «135 میلیون دلار» برای حل مشكلات زیست محیطی دریاچه ارومیه تخصیص داد. واقعیتی تلخ وجود دارد و آن این است كه اقدامات دولت برای نجات دریاچه ارومیه تنها محدود به «دستور ویژه»، «وعده» و «برگزاری همایش» بوده است. مسعود پزشكیان، نماینده مردم شریف تبریز هم چنین اعتقادی دارد و می گوید: آنچه تاكنون از سوی دولت درباره نجات دریاچه ارومیه انجام گرفته صرفا برگزاری همایش و سمینار بوده است و نه چیز دیگری!بسیاری از كارشناسان نگرانند كه دریاچه ارومیه دچار سرنوشتی همانند فاجعه دریاچه «آرال» شود.

شاخص جهانی عملكرد زیست محیطی ایران

در این میان به نوشته روزنامه خراسان در اردیبهشت ماه سال گذشته، ایران در شاخص جهانی عملكرد زیست محیطی 2012 كه از سوی دانشگاه ییل ایالات متحده منتشر شده در میان 132 كشور جهان با 36 پله سقوط در رتبه 114 قرار گرفته است. فعالان محیط زیست نیز ضمن تایید این شاخص بین المللی، روند نزولی رتبه محیط زیست ایران را ناشی از اتفاقاتی می دانند كه طی چند سال اخیر رخ داده است. محمد درویش، عضو هیات علمی «موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع» در این باره به روزنامه خراسان گفت: در دو، سه سال اخیر چند اتفاق بسیار تامل برانگیز در محیط زیست كشور به وقوع پیوست، دریاچه ارومیه را از دست دادیم و حدود 390 هزارهكتار از اراضی دریاچه ارومیه تبدیل به كویر شد كه از آن به عنوان بزرگ ترین رخداد بیابان زایی قرن 21 یاد می شود. آمار و ارقامی كه در رابطه با دریاچه ارومیه اعلام می شوند، دقیق و قابل اطمینان نیستند. هیچگاه معلوم نشده است كه چه مقدار آب پشت سدهای ایجاد شده تلنبار شده و حتی تعداد دقیق سدهای ساخته شده در حوزه آبریز دریاچه هم معلوم نیست! در همین رابطه نادر قاضی پور، نماینده مجلس، در روز چهاردهم تیرماه سال جاری در گفت وگو با CHN اخبار و اطلاعات رسمی منتشر شده درباره افزایش سطح آب دریاچه ارومیه را «دروغ» می‏داند و می گوید: «دریاچه ارومیه آخرین نفس هایش را می كشد».

زندگی ملت در حال تهدید است

مساله بی توجهی به محیط زیست در ایران به غایت زجر آور است. عیسی كلانتری، یكی از نزدیكان رییس جمهور چندی قبل در مصاحبه یی با روزنامه قانون با اشاره به عمق بحران زیست محیطی در ایران گفته است: «مشكل اصلی ای كه ما را تهدید می كند و از اسراییل و امریكا و دعواهای سیاسی خطرناك تر است مساله زندگی ملت است. اگر وضعیت اصلاح نشود، ایران 30 سال دیگر كشور ارواح می شود چون همه كشور تبدیل به كویر می شود.»وی با ابراز نگرانی نسبت به استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی گفته است:

فلات ایران دارد غیرقابل سكونت می شود و كسی به این فكر نیست. مساله اینجاست كه آب های زیرزمینی تحلیل رفته اند و بیلان منفی آب بیداد می كند و كسی به فكر نیست. كم آبی كشور را به شدت تهدید می كند و بیلان منفی برداشت آب در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مكعب در سال بود این بیلان در حال حاضر به 11 میلیارد متر مكعب رسیده است یعنی 110 برابر شده است. كلانتری با تایید خشك شدن دریاچه ها در ایران اضافه كرده است: پیكره های آبی طبیعی ایران خشكیده اند. از دریاچه ارومیه، بختگان، تشك، پریشان، كافتر، گاوخونی، هورالعظیم، هامون و جازموریان دیگر چیزی باقی نمانده. من از وقوع بحران حرف می زنم. زندگی ملت در حال تهدید است.

 

نویسنده: محمد سهرابی


آخرین ویرایش: 1392/07/1 00:21

 

من می‌دونم! ما می‌میریم

1392/06/30 07:42نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

امیر:چهار، پنج سالی می شود كه پیگیر عضویت در خانه سینما هستم. سه سال پیش مرضیه برومند سر یك سریالی وقتی فهمید عضو نیستم، پیگیر شد كه من عضو شوم و از مزایای بیمه و مسائل دیگر بهره مند شوم.

ارشا: ما را در جشنواره سینمای خودمان راه ندادند! با اینكه 5 فیلم در جشنواره فجر داشتیم می خواستیم كارت بگیریم چنین اجازه یی به ما ندادند و گفتند كه كارت فقط به اصحاب رسانه و عوامل فیلم ها داده می شود

یكی از اپیدمی های اخیر فرهنگی آریایی های ایران، این است كه دوست دارند هر شخصیتی را به ریشه یی ایرانی بچسبانند و البته این ارادت و وطن پرستی ایرانیان را نشان می دهد. كاری نداریم كه خیلی از این انتصابات خیالی است، اما در عین حال همین ها نشان دهنده این است كه ایرانیان زیادی هستند كه در سراسر دنیا به آدم های بزرگ و موفقی تبدیل شده اند. وجه مشترك این آدم هایی كه ما بیشتر اسم شان را شنیده ایم، یا بهتر است بگوییم، دوست داریم كه بیشتر بشنویم، این است كه همه آنها در كشوری جز ایران زندگی می كنند. شاید همین موضوع باعث شده كه جوان ها احساس كنند برای بزرگ شدن و پیشرفت، نیاز مبرم به مهاجرت و ورود به سرزمینی دیگر دارند. غافل از اینكه در كشور خود ما هم از این دست آدم های بزرگ كم نیستند. مشكل اینجاست كه هیچ كس دوست ندارد آنها را معرفی كند. به ویژه آن دسته آدم های موفقی كه كارهای جوان پسندانه تری می كنند.

در این شماره به سراغ گروهی از جوان های استثنایی رفتیم كه سخت باورم می شد هنوز در ایران مانده باشند و كار حرفه یی شان را در این كشور ادامه دهند. حرفه آنها چیزی فراتر از چیزی است كه بتوان در ایران متصور شد. جوان های ایرانی زیادی هستند كه نخبگی شان در موسیقی، بازیگری، تئاتر، فعالیت های اجتماعی و... به اثبات رسیده باشد اما تاكنون كسی را ندیده بودم كه یك بدلكار حرفه یی باشد. آن هم آنقدر حرفه یی كه در 21 سالگی بتواند اسكار بدلكاری دنیا را از هالیوود دریافت كند یا یكی از بدلكاران skyfall 007 جیمزباند باشد. شاید تعجب از این باشد كه چرا تاكنون چنین آدم هایی در ایران كمتر شناخته شده اند. در این مورد زیاد ایرادی وارد نیست. مشكل از رسانه ها، سایت ها و روزنامه های ما است. آنها فعلادرگیر یكی دو نفر و دو سه موضوعی هستند كه سر مردم با آنها گرم است و قاعدتا وقتی برای پرداختن به چیزهای جدید ندارند. گفت وگو با گروه بدلكاری stunt13 كه متشكل از هشت عضو به سرپرستی ارشا اقدسی است، به بهانه همكاری شان با مسعود كیمیایی در فیلم جدیدش است. در این گفت وگو، امیر بدری و مهسا احمدی 23 ساله و از اعضای اصلی گروه، ارشا را همراهی می كنند و پاسخگوی سوال های ناتمام ما هستند. باید گفت كه نگارنده هم قبل از این مصاحبه، شناخت دقیق و كاملی از گروه نداشت و به همین دلیل و بر اساس رویه همیشگی، تلاش شده كه این مصاحبه، گپ و گفتی دوستانه و خودمانی باشد.

یك دختر در گروه بدلكاری؟! چطور؟ چگونه؟

مهسا: اواخر سال 85 بود كه با ارشا آشنا شدم. ارشا از اعضای تیم پیمان ابدی بود و می خواست از آن گروه جدا شود و تیم جدیدی را تشكیل دهد. من هم قبلش ژیمناستیك كار می كردم و قهرمان كشوری در این رشته بودم. مجبور بودم كه ژیمناستیك را كنار بگذارم و در رشته مشابهی فعالیت كنم. چرا كه ژیمناستیك دختران در ایران تا 18 سالگی بیشتر نیست و به خاطر شرایط پوشش و ظاهر نمی توان در بیش از 18 سالگی آن را ادامه داد. برای همین به ارشا و تیمش ملحق شدم. البته ارشا در ابتدا برای گروهش دختر قبول نمی كرد و با پیگیری های زیاد این موضوع را پذیرفت. تیم از سال 88 به طور رسمی شروع به كار كرد.

چه كارهایی تا به حال كرده اید؟

مهسا: كلی كار سینمایی و تلویزیونی. مثلادختران آدم، پسران حوا، جرم (كیمیایی)، شكارچی، دختر شاه پریون، راه آبی ابریشم، سلام بر فرشتگان، نبش خیابان بیست و چهارم، زندگی با چشمان بسته، خاك و مرجان، متروپل و...

امیر به نظر از همه جوان تر می آیی. تو چطور عضو گروه شدی؟

امیر: من از شش، هفت سال پیش در پارك گفت وگو پاركور كار می كردم. ارشا هم با دوستانش آنجا كار می كردند. آن موقع هم اینگونه بود كه وقتی گروه ها همدیگر رامی دیدند به سمت هم می آمدند و با هم آشنا می شدند. آنجا من و ارشا هم دوست شدیم و با هم كارمان را ادامه دادیم.

تیم های سینمایی چطور پیش شما می آمدند و شما را از كجا می شناختند؟

ارشا: گروه های بدلكاری ثبت شده نیستند. گروه ها تشكلی مجازی هستند كه اگر پایدار باشند، می توانند كار كنند. نخستین كار ما سریال نشانی كار رامبد جوان بود. بعد از آن یك تیزر تلویزیونی كار كردیم و پس از آن بود كه كم كم شناخته شدیم. نخستین كاری هم كه به خاطر آن شناخته شدیم برای فیلم رامبد بود كه باید با یك موتور به یك سانتافه برخورد می كردیم بدون اینكه به ماشین سواری، خسارتی وارد شود. گروه ما نیز در زمینه استفاده از طناب در بدلكاری تخصص ویژه دارد. ما چنین صحنه یی را بدون آسیب رسانی به خودرو به وجود آوردیم و سر همان هم كمی معروف تر شدیم.

ادامه كارتان به چه شكل بود؟

ارشا: در اوایل كار سختی داشتیم. اما همین طور كه پیش رفت توانستیم وارد حوزه های تخصصی تر شویم. الان نظر می دهیم، ایده می دهیم. فیلمنامه را از قبل می خوانیم و دكوپاژ خودمان را می زنیم و استوری برد طراحی می كنیم. قبلااین گونه نبود و وضع به شكلی بود كه هر وقت در یك صحنه از فیلم احساس می كردند كه نیاز به بدلكار دارند، فرد متخصص را به صورت موقتی می آوردند و با او كار می كردند. مشكلات آن موقع الان دیگر وجود ندارد. بعدها شروع كردیم به درست كردن نمونه كار. تا جایی كه می توانستیم و به پول هم نیاز زیادی نبود این كار را می كردیم تا بتوانیم حرفه یی تر باشیم و خودمان را بهتر معرفی كنیم. نمونه كارها هم در زمان خودش خیلی خاص بود.

اوج كارتان كجا بود؟

ارشا: بعد از مدتی فعالیت، یك سریال تركی به نام «دره گرگ ها» بود كه در تركیه فیلمبرداری می شد. برای آن كار رفتیم و بعدها دو فیلم سینمایی نیز از همین سریال كار شد كه ما فیلم سینمایی دوم را با گروه تركی كار كردیم. پس از آن یك فیلم دیگر ساخته شد كه عنوان نخستین فیلم ژانر اكشن تركیه را یدك می كشید. اسم فیلم « هرج و مرج» بود كه برای كارهای رانندگی و ماشین آن فیلم به صورت رسمی دعوت به كار شدیم. كارگردان آن كار از دكوپاژهای ما خیلی خوشش آمد و توانستیم دوستی خوبی با او برقرار كنیم.

چطوری با آنها آشنا شدید؟

ارشا: از طریق اینترنت و شبكه های اجتماعی! البته قبل از آن و حین كار در سریال های تركی كه قبلا كار كرده بودیم، با یك شركت تامین وسایل بدلكاری در تركیه هم ارتباط برقرار كرده بودیم و ابزارهای مورد نیازمان را آنها تامین می كردند. نكته جالب اینجاست كه ترك ها تا به حال تجربه چپ كردن ماشین، طوری كه ماشین بپرد و با سرعت و شدت چپ كند را نداشتند و این نخستین بار بود كه ما داشتیم در آن كشور چنین كاری می كردیم. برای همین هم كلی تعهدنامه امضا گرفتند كه مسوولیت كامل آن برعهده خودمان است.

در ایران هم از شما چنین امضاهایی می گیرند؟

ارشا: بله. حتی در فیلم شوق پرواز علاوه بر امضاهای معمول، فیلم هم گرفتند! چون آن موقع تازه از فوت پیمان ابدی گذشته بود و جو كمی متشنج بود و همه نگران مردن بدلكاران و مسوولیت تهیه كننده بودند.

از كارهایتان در تركیه بگویید.

ارشا: خب ما در فیلم دره گرگ ها توانستیم به صورت خیلی خوبی كارمان را انجام دهیم و آن ماشین را چپ كنیم. از همان زمان گروه بدلكاری تركی و كارگردان آن كار رابطه خیلی خوبی با ما پیدا كردند. كارگردان آن كار در زمینه ویژوال افكت تخصص داشت و همیشه از ما نیز در كارهایش مشورت می گرفت. مثلاصحنه های ساختگی را به ما نشان می داد و از ما می خواست، بگوییم چقدر به واقعیت شبیه است. این رابطه حرفه یی همین طور ادامه دارد و هرگاه آنها بخواهند یك كار بزرگ انجام دهند، به ما هم اطلاع می دهند و از ما كمك می گیرند. كمااینكه در 007 جیمزباند، سری آخر آن، كه همان Skyfall است هم از ما دعوت شد. آنجا از تمام گروه های بدلكاری بین المللی دعوت شده بود تا برای تست بیایند. آنجا هر كس قبول می شد، می ماند و هر كس رد می شد همان جا بلیت برگشتش را می گرفتند و با او خداحافظی می كردند. این گروه ها از امریكا، اسپانیا، فرانسه، انگلیس، چك، روسیه، آلمان، یونان، استرالیا و... بودند كه هر كدام در نوع خود گروهی بزرگ و حرفه یی بودند. تا آنجا كه وقتی ما شب در هتل رزومه هر كدام از آنها را نگاه می كردیم، امیدمان نسبت به موفقیت كمتر می شد. اما ما توانستیم در آنجا موفق شویم و هر سه تای ما قبول شدیم. بعد از آن شروع كردیم به تمرین و تست های اولیه و این دوره ها آنقدر مبتدی و ساده بود كه ما ناراحت بودیم و فكر می كردیم كه هنرور هستیم. در نهایت 110 بدلكار انتخاب شده بودیم كه در مجموعه كار می كردیم و برای هر روز و هر صحنه بر اساس نیاز از 15 نفر تا 70-80 نفر سر صحنه حاضر می شدیم. هفته آخر كه باید آخرین صحنه فیلمبرداری می شد، صحنه یی كه باند روی قطار مشغول مبارزه است و تیر می خورد و پرت می شود، آن صحنه توسط ما و تكنیك طناب انجام شد. البته چند صحنه دیگر هم انجام دادیم ولی یكی از مهم ترین صحنه هایی كه برای آن فقط 8 نفر آفیش شدند، این صحنه بود كه ما 3 نفر و 5 نفر انگلیسی بودیم. در نهایت به خاطر اجرای آن صحنه توانستیم جایزه بهترین بدلكاری سال 2012 دنیا را از آن خود كنیم.

دقیقا چه جایزه یی بود؟

ارشا: جایزه SAG را دریافت كردیم. این جایزه معتبرترین جایزه هالیوود در زمینه بدلكاری است كه البته در همه زمینه های سینمایی وجود دارد و ما توانستیم در حوزه بدلكاری آن را دریافت كنیم. جایزه های كوچك تر از آن هم برده ایم اما این جایزه هیچ دست كمی از اسكار ندارد. البته اسكار شاخه بدلكاری ندارد و SAG بالاترین مرتبه جایزه بدلكاران است كه به آن اسكار بدلكاری نیز می گویند.

هنگام بازگشت تان از شما در ایران استقبال شد؟

ارشا: بله. گمرك وسایل مان را گرفت و نمی گذاشت آنها را بیاوریم!

چرا در تركیه به ادامه فعالیت تان نمی پردازید؟

ارشا: در آنجا هر موقع پروژه بزرگی باشد خودشان تماس می گیرند و برای كارهای معمولی و كوچك هم برای هر دو طرف صرف ندارد. ضمنا من از زندگی كردن در آنجا خوشم نمی آید و با فرهنگ آنها سازگاری ندارم. اما یك چیز آنجا و كلا كشورهای خارجی را دوست دارم و آن نوع برخورد سینماگران شان است. خیلی از سینماگران در آنجا می توانند ویزیتوری صحنه كنند یعنی می توانند با یكسری نامه نگاری خاص سر صحنه ها حاضر شوند و خیلی چیزها را از نزدیك ببینند، تجربه كنند و یاد بگیرند. كاری كه سینماگران ایرانی به هر دلیلی انجام نمی دهند.

شما در حال حاضر نفرات اول بدلكاری ایران هستید. پس چرا شما را اینقدر كم می شناسند و به اندازه پیمان ابدی مشهور نیستید؟

ارشا: مقصر رسانه های ما هستند كه دوست ندارند خیلی چیزها را ببینند و شاید در كلیشه ها گیر كرده اند. برای مثال وقتی ما با خوشحالی به روزنامه بانی فیلم گفتیم كه ما به فیلم جیمزباند دعوت شده ایم، دل شان نمی آمد خبر ما را كار كنند. ما هم وقتی در تركیه بودیم، صحنه های خودمان را نمی دانستیم كه چه هستند. نكته جالب اینجاست كه هر روزی كه ما فیلمبرداری داشتیم، همان شب، استوری برد و پشت صحنه آن در سایت های اشتراك فیلم پیدا می شد در صورتی كه در ایران كلاچنین چیزی وجود ندارد. خلاصه وقتی به بانی فیلم اطلاع دادیم و پس از پیگیری فراوان، یك ستون كوچك پایین یكی از صفحات این خبر را كار كردند و در بالای ستون ما یك نیم صفحه كامل درباره یك تله فیلم به نام سوسك... تحلیل و گزارش نوشته شده بود!

یا مثلا در برنامه هفت به آقای گبرلو این خبر را دادیم و ایشان خندیدند و گفتند: «چه بامزه!» و ایشان هم اهمیتی به موضوع ندادند. ناگفته نماند كه خیلی از رسانه های بین المللی وقتی آنجا بودیم می خواستند با ما گفت وگو كنند كه ما نپذیرفتیم و می خواستیم همه چیزمان را این طرف داشته باشیم. ولی نمی دانستیم كه این طرف هیچ چیز نداریم!

راستی معیارهای جایزه های بدلكاری چیست؟

ارشا: آنها بیشتر نگاه می كنند كه چه نوع بدلكاری خالص تر است و مخاطب كمتر بدل بودن آن را متوجه می شود. در عین اینكه خیلی مهم است كمتر از عناصر ویژوال در آن استفاده شده باشد. یعنی نگاه می كنند كه بار ویژوال نسبت به بدلكاری سنگین تر است یا برعكس و مسلما جایزه را به كاری می دهند كه ویژوالش كمتر باشد. مثلاآن صحنه یی كه جیمزباند روی قطار است و می خورد به دیوار كاملا واقعی است كه در IMDB هم به این موضوع اشاره شده. اما فیلم هایی مثل بتمن و اسپایدرمن با اینكه اسپشیال و ویژوال فوق العاده یی داشتند، اما بدلكاری واقعی در آنها كمتر به چشم می خورد و همین باعث پایین آمدن امتیازشان در این زمینه می شود.

محدودیت های دیگری در كشور داشتید؟

ارشا: ما را در جشنواره سینمای خودمان راه ندادند! با اینكه 5 فیلم در جشنواره فجر داشتیم. پارسال ما فیلم «سلام بر فرشتگان» را داشتیم كه كارگردان آن لطف كرد و به ما كارتی داد كه در كل طول فعالیت حرفه یی مان چنین كارتی نداشتیم و اصلا نمی دانستیم كه می توانیم چنین كارتی داشته باشیم. آن سال با آن كارت توانستیم وارد جشنواره شویم و متوجه شدیم كه آنجا چه محیط خوبی است و اصلا محیطی است كه ما باید درونش باشیم تا نقد فیلم ها را ببینیم و با همكاران مان بیشتر آشنا شویم. سال بعد كه می خواستیم كارت بگیریم چنین اجازه یی به ما ندادند و گفتند كه كارت فقط به اصحاب رسانه و عوامل فیلم ها داده می شود. در حالی كه ما 5 فیلم در جشنواره داشتیم. پس از پاسكاری های فراوان نهایتا به آقای سیمون سیمونیان رسیدیم كه بروكراسی دریافت كارت زیرنظر ایشان بود. از برخورد خیلی بد ایشان و بی احترامی هایش كه بگذریم، باید بگوییم به هر حال به هر دردسری بود توانستیم یكی دو تا كارت بگیریم و در جشنواره حضور پیدا كنیم و بیشترین چیزی كه آنجا ما را آزار می داد این بود كه از هر صد نفری كه آنجا بودند، نهایتا 33-34 نفرشان سینمایی بودند و بقیه شان معلوم نبود از كجا و چرا آمده بودند!

حضور پیمان ابدی چقدر توانسته كار شما را در ایران سازماندهی تر بكند؟

ارشا: خیلی... در همان سه، چهارسالی كه پیمان در ایران بود، واقعا معجزه شد. البته او هیچگاه عضو خانه سینما هم نشد همان طور كه از كل گروه ما فقط دو نفر عضو خانه سینما هستند. پیمان كسی بود كه توانست حرفه بدلكاری را روی زبان ها بیاورد. الان هر كسی كه شما بگویید پیمان را می شناسد و با حرفه اش آشناست. البته این را هم بگویم كه فرهنگ ما ایرانی ها، به خاطر میهمان نوازی مان، استقبال خوبی از خارج رفته ها دارد. یعنی مثلا اگر یك ایرانی از یك كشور اروپایی بیاید خیلی او را تحویل می گیریم. البته فوت او هم در این راستا بی ثمر نبود. ولی باید در نظر داشت كه درگذشت او به خاطر حضورش در ایران نبود. همه بدلكاران در همه جای دنیا روزی خواهند مرد. یعنی هر از چندگاهی ما در خبرنامه های خودمان می خوانیم كه فلان بدلكار معروف و حرفه یی هم مرد و خب این یك اتفاق طبیعی است. چون شغل ما بدلكاری است و بدلكار از ریسك كارهای خود و احتمال مرگش آگاه است.

یعنی شما هم می دانید كه می میرید؟

ارشا: همه انسان ها می میرند. من و شما و آنها همه می میریم. خب ما هم این را خوب می دانیم. به هر حال كار ما طوری است كه این امكان بیشتر وجود دارد. ما یك چیزی را می دهیم و یك چیزی را می گیریم. فكر می كنم آنقدر چیز باارزشی را می گیریم كه حاضر باشیم جان مان را هم برایش بدهیم.

برای كارهایتان چقدر دستمزد می گیرید؟

ارشا: هر كاری دستمزد متفاوت دارد. مثلا در تركیه ما طبق قراردادی كه داشتیم روزی 100 دلار می گرفتیم. چه كار می كردیم و چه بیكار بودیم. حتی برای تمرینات مان هم پول می گرفتیم. اما برای صحنه هایی كه خطرناك بود یا به طور خاص انتخاب می شدیم، جداگانه پول می گرفتیم. مثلابرای آن صحنه یی كه ماشین در بازار چپ می شود، نفری 150 پوند هم پاداش گرفتیم. ولی مثلابرای فیلم تركی قبلی، ده هزار لیر دریافت كردیم.

این كار الان شغل شماست. چقدر استقلال پیدا كرده اید و چه آینده یی پیش رویتان است؟

ارشا: متاسفانه پیمان ابدی خیلی زود فوت كرد و نشد كه ببینیم آینده یك بدلكار در ایران چیست. چون ما یك پیشكسوت بدلكار هم نداریم. نمی توان نظر قطعی داد و باید منتظر بمانیم و ببینیم كه 30 سال دیگر یك بدلكار چه سرنوشتی در كشور ما دارد. این برای خود ما هم همیشه سوال بوده كه اصلااین یك شغل است یا نه. چرا كه ما الان جوان هستیم و از روی علاقه كار می كنیم ولی چند صباح دیگر این می شود شغل و كسب و كار ما. همین الان هم ما مجبوریم به عنوان شغل به حرفه مان نگاه كنیم.

امیر: یك چیز جالب هم من بگویم. ما از سر فیلمبرداری جیمزباند كه برگشتیم، سراغ علیرضا فتحی، رییس صنف بدلكاران رفتیم كه فیلم ها و كارهایمان را نشانش دهیم. بعد از آنكه جایزه را بردیم، دوباره سراغش رفتیم و گفتیم به بهانه این جایزه، سری هم به او بزنیم. خلاصه اینكه در همان زمان ارشا داشت مستندی درباره بدلكاری در ایران می ساخت و آقای فتحی جلوی دوربین ارشا گفت كه یك گروه از ایران در فیلم جیمزباند هم به هنرنمایی پرداختند و توانسته اند جایزه یی بین المللی هم كسب كنند و خلاصه كلی تعریف كردند. از آن ماجرا گذشت تا یك ماه و نیم پیش كه ایشان در یك برنامه تلویزیونی شركت كردند و ما هم خیلی شانسی آن برنامه را دیدیم. مجری برنامه در یكی از سوالاتش پرسید كه بدلكاری ایران در عرصه بین المللی چطور است و ایشان هم به فیلم های ایرانی كه در لبنان فیلمبرداری شده اشاره كردند. در ادامه مجری خودش گفت كه شنیده ایم چند نفر از بدلكاران ایرانی در فیلم جیمزباند هم بوده اند كه آقای فتحی گفتند من اصلا چنین اشخاصی را نمی شناسم! مجری مصر شد كه اخبار این ایرانی ها خیلی جاها پیچیده و دختر و پسرهای ایرانی با هم در این فیلم حضور پیدا كرده اند ولی آقای فتحی مصرتر كه چنین چیزی اتفاق نیفتاده است!

ماجرای عضویت رسمی شما در خانه سینما و مسائل حمایتی به چه شكل است؟

امیر: چهار، پنج سالی می شود كه پیگیر عضویت در خانه سینما هستم. سه سال پیش مرضیه برومند سر یك سریالی وقتی فهمید عضو نیستم، پیگیر شد كه من عضو و از مزایای بیمه و مسائل دیگر بهره مند شوم. خانم برومند هفته بعد تماس گرفت كه من خانه سینما هستم و بیایید اینجا. رفتیم خانه سینما نزد آقای توحیدی. با توضیحاتی كه دادیم همان موقع آقای فتحی، رییس صنف بدلكاران را خواستند و ایشان آمدند. ابتدا آقای فتحی از عدم عضویت من در خانه سینما اظهار بی اطلاعی كرد و بعد گفتند كه به خاطر شرایط سنی این اتفاق تا به حال نیفتاده و ان شاءالله به زودی عضو می شوند.

پس مشكلات هم كم نیست؟

ارشا: بیشتر از این حرف هاست... یكی دیگر از عمده مشكلات ما این است كه ما در جشنواره شاخه یی نداریم كه به ما جایزه بدهند. جایزه بدون شك انگیزه یی دوچندان به همه می دهد. از بچه یی كه مدادرنگی می گیرد تا آدمی كه بی ام و Z4 جایزه می گیرد خوشحال می شود و برای ادامه انگیزه پیدا می كند. حالا آن سیمرغ هم چیز باارزشی نیست. بیشتر پز و اعتبار است. ما هم دوست داریم كه چنین چیزی دریافت كنیم. جالب اینجاست كه فیلم هایی جایزه جلوه های ویژه می گیرند كه مثلا در آن فقط سه تا چاشنی كار گذاشته شده و هیچ بدلكاری و كار سختی در آن شكل نگرفته. ولی بدلكاری ارزشی ندارد و جایزه یی هم نمی گیرد.

اینها تقصیر رییس صنف شما نیست؟

ارشا: چرا مسلما... ولی خب كسی نمی تواند اعتراضی كند.

چرا از وزارت ارشاد پیگیر مطالبات تان نمی شوید؟ مثلابا وزیر نامه نگاری كنید.

یك بار از ارشاد تماس گرفتند و گفتند با مجوز مهسا موافقت شده. ما خودمان چنین درخواستی از ارشاد نكرده بودیم. بعدتر آقای فتحی زنگ زدند و گفتند شما با چه اجازه یی با ارشاد ارتباط گرفتید. برای همین تا حالاچنین كاری نكرده ایم.

می خواهید كار مستقلی انجام دهید؟

ارشا: اگر بخواهیم چنین كاری كنیم صددرصد كارگردان هنری برایش انتخاب می كنیم و ما فقط كارگردانی بخش اكشن آن را می كنیم. چون كه سواد و اطلاعات لازم برای آن كار را نداریم. البته تجربه هست ولی خب نمی خواهیم كار تجربی كنیم چرا كه ادعایمان این است كه كار حرفه یی، طبق اصول و درست انجام می دهیم. اگر بخواهیم چنین كاری كنیم قطعا نویسنده های خوب برای این كار انتخاب می كنیم. فیلمبرداران حرفه یی كه می شناسیم به كار می گیریم و ایمان داریم كه از لحاظ تجهیزات و علم كاری، در داخل كشور مشكلی نداریم. شاید یكسری وسائل لازم داشته باشیم كه اینجا ساخته بشود و البته یكسری لوازم هست كه نیاز به وارد كردن آنهاست و مطمئنم كه سینمای ایران این سرمایه را خرج نمی كند. ولی این موضوع هم حل خواهد شد. ولی اگر روزی این فیلم ساخته شود، تضمین می كنیم كه حداقل در سه بخش جایزه خواهد گرفت.

سرمایه گذار چی؟ چگونه جذب می كنید؟

ارشا: سرمایه گذار مسلما روی این كار سرمایه اش را نمی گذارد. برای اینكه وقتی می تواند با سه بازیگر عامه پسند آن مقدار درآمد مدنظرش را كسب كند این ریسك را متحمل نمی شود.

امیر: مثلادر جیمزباند سرمایه گذار 220میلیون دلار سرمایه می گذارد. این رقم فكر كنم چیزی در حدود بودجه كل تاریخ سینمای ایران است. خب البته در قبالش یك میلیارد و دویست میلیون دلار هم سود می كند: شش برابر. ولی سرمایه گذار ایرانی نه می تواند و نه می خواهد.

ارشا: البته تهیه كننده ایرانی هم تفكر درستی ندارد. مثلاما چند سال پیش برای فیلم سقوط آزاد كه سفارش نیروی انتظامی بود و حامد بهداد هم در آن بازی كرد، 15 میلیون قرارداد بستیم. بعد از مدت ها كلنجار و پیگیری یك ماه پیش توانستیم حق مان را بگیریم ضمن اینكه وسایل مان را نیز حین كار دزدیدند! بعدها متوجه شدیم كه فقط 45 میلیون یكی از قسط های حامد بهداد بود و این در حالی بود كه تیم ما جمعا 15 میلیون تومان گرفت!

اگر یك جوانی بخواهد پا در راهی كه شما گذاشتید، بگذارد چه كار كند و از كجا شروع كند؟

ارشا: اول اینكه برود در اینترنت تحقیق كند و بعد كامل فكر كند كه آیا این كار را كاملادوست دارد یا نه. اگر دوست داشت، بیاید ادامه دهد. لینك كسانی كه می تواند انتخاب كند تا برود پیشش و شروع به كار كند را می تواند تماما در اینترنت پیدا كند. دیگر حق انتخاب هم با خودش است.


آخرین ویرایش: 1392/06/30 07:42

 

آلمان دهها تن مواد شیمیایی به سوریه صادر کرد

1392/06/28 05:08نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

دولت آلمان تائید کرده است بین  سالهای ۲۰۰۲  و ۲۰۰۶ مقامات اجازه دادند ۱۱۰ تن مواد شیمیایی که می توانست در ساختن گاز مرگبار سارین به کار رود، به سوریه صادر شود.

به گزارش اسوشیتد پرس، وزارت اقتصاد آلمان روز چهارشنبه در بیانیه ای گفت مواد شیمیایی کالاهای دارای قابلیت «کاربرد دوگانه» طبقه بندی شد وعلامتی که نشان دهد برای مقاصد نظامی به کاررفت وجود ندارد.

این مواد شامل ۱۰۲ تن ئیدروژن فلوراید و ۱۳ تن آمونیوم ئیدوژن فلوراید بود.

در گزارش آسوشتید پرس به نقل از کارشناسان گفته می شود این مواد، که ازاواخر دهه ۱۹۸۰ هدف محدودیت های صادراتی در آلمان بوده است، می تواند در تولید سارین بکار رود، اما مصارف غیرنظامی قانونی نیز دارد.


آخرین ویرایش: 1392/06/28 05:10

 

پژوهش سازمان ملل: تجاوز جنسی در ۹ کشور آسیایی

1392/06/20 04:21نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نزدیک به یک چهارم مردان کشورهای آسیایی که پیشینه رفتار آنها با زنان در یک پژوهش سازمان ملل مورد بررسی قرار گرفته، اعتراف کرده اند که دست کم یک بار در زندگی شان به زنی تجاوز کرده اند.

نتایج این پژوهش سازمان ملل روز سه شنبه در «نشریه بهداشت جهانی لنست» منتشر شده که حاصل گفت و گو با بیش از یکصد هزار مرد در بنگلادش، چین، کامبوج، اندونزی، سریلانکا، و پاپائوی گینه نو بوده است.

حدود ۱۰ درصد از آنها که در این تحقیق شرکت کرده اند، گفته اند که دست کم یک بار در زندگی شان با زنی که نمی خواسته با آنها همخوابگی کند، نزدیکی جنسی داشته اند و نزدیک به نیمی از مردانی که در این پژوهش شرکت کرده اند، گفته اند که در طول زندگی شان به چندین زن تجاوز کرده اند. اغلب این عده بابت تجاوز جنسی مجازات قانونی نشده اند.

گردآورندگان این پژوهش تصریح کرده اند که نتایج تحقیقات آنها لزوما انعکاس آمار تجاوز جنسی در کشورهای مورد مطالعه نیست، چرا که تنها محدود به ۹ کشور بوده است، اما افزوده اند که امیدوارند با انتشار نتایج این پژوهش، زنان آگاه تر شوند.

گفتنی است که طی مراحل انجام این پژوهش، از واژه «تجاوز» مطلقاً استفاده نشده است. نزدیک به سه چهارم مردانی که در این پژوهش شرکت کرده و به تجاوز اعتراف کرده اند، گفته اند این کار را برای ارضاء جنسی انجام داده اند. نزدیک به ۶۰ درصد از آنان گفته اند که صرفا برای سرگرمی به زنی تجاوز کرده اند، و ۴۰ درصد هم گفته اند قصدشان از تجاوز، تنبیه زن بوده است.

اعضای این گروه پژوهشگر سازمان ملل درپی انتشار حاصل کارشان، گفته اند که هدف آنها از انجام این پژوهش و انتشار نتیجه آن، ترغیب زنان بوده به کسب آگاهی و هشیاری بیشتر و احتراز از شرایطی که ممکن است به تجاوز جنسی یا هر گونه خشونت علیه آنها بیانجامد.


آخرین ویرایش: 1392/06/20 04:22

 

طول عمر زنان در کشورهای فقیر و غنی

1392/06/13 03:17نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

بنا به گزارش «سازمان بهداشت جهانی»، زنان بالای ٥٠ سال در کشورهای سراسر جهان در مقایسه با ٢٠ یا ٣٠ سال پیش از سلامت بیشتری برخوردار هستند.

با وجودی که امروزه زنان از بهداشت و سلامت بهتری برخوردار هستند، اما نتایج گزارش جدید «سازمان بهداشت جهانی» حاکی از آن است که شکاف بین طول عمر زنان کشورهای فقیر و غنی عمیق تر شده است.

«سازمان بهداشت جهانی» گزارش داده است که بیماری های سرطان و قلب و عروق سکته از جمله عوامل اصلی مرگ و میر زنان ٥٠ سال به بالا در سراسر جهان است. در این گزارش جدید به مرگ زودرس زنان کمتر از ٥٠ سال در کشورهای در حال توسعه اشاره شده است.

گزارش این سازمان بین المللی از جمله اولین موارد تحقیق در مورد علل مرگ و میر زنان ٥٠ سال به بالا در کشورهای فقیر و ثروتمند است.

برپایه یافته های این گزارش، زنانی که در کشورهای فقیر زندگی می کنند و فاقد منابع مالی و بهداشتی برای پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری های غیرواگیر هستند، دچار مرگ زودرس می شوند.

کالین ماترز، رئیس «واحد مرگ و میر و فشار بیماری» سازمان بهداشت جهانی می گوید کشورهای توسعه یافته از نظام های بهداشت و درمانی و ابزار لازم برای کاهش و کنترل مشکلات ناشی از بیماری های قلب و عروق برخوردار هستند. او گفته است این کشورها همچنین برنامه های موفقی دارند که برای کاهش ابتلای به سرطان سینه و رحم، زنان را مرتب آزمایش و درمان می کنند.

او همچنین خاطرنشان کرده است که سرطان رحم از جمله انواع این بیماری است که بین زنان آفریقایی بسیار شایع است و این بیماری تا حدود زیادی قابل پیشگیری است اما کشورهای آفریقایی برای درمان این نوع سرطان امکانات کافی در اختیار ندارند.

این مقام سازمان بهداشت جهانی افزوده است «(این کشورها) برای ارائه خدمات بهداشتی و درمانی با کیفیت بالا منابع مالی کافی در اختیار ندارند. از سویی دیگر، این کشورها با کمبود منابع انسانی، پزشک و پرستار آموزش دیده و نیز سایر کارشناسان امور بهداشت و درمان روبرو هستند. فرار مغزها نیز پدیده دیگری است که باید به آن توجه شود. پرستاران آفریقایی برای کسب درآمد بیشتر به کشورهای ثروتمند کوچ می کنند بنابراین افرادی که در کشورهای در حال توسعه آموزش دیده اند، خدمات خود را به کشورهای ثروتمند و توسعه یافته ارائه می کنند».

دکتر ماترز می گوید «نهادهایی که برای کشورهای در حال توسعه و یا فقیر کمک های مالی و اعانه می دهند، بخش اندکی از منابع پولی خود را به مشکل بیماری های غیرمسری در کشورهای آفریقایی اختصاص می دهند چون آن ها بودجه بیشتری به کاهش مرگ و میر مادران و مراقبت پس از زایمان اختصاص می دهند. به همین ترتیب، آمار مرگ و میر زنان مسن تر بالا می رود بنابراین زمان آن فرارسیده است که کشورهای اعانه دهنده اولویت های خود را مورد بازبینی قرار دهند.

برپایه یافته های این گزارش جدید، به دلیل پیشرفت هایی که طی ٢٠ سال گذشته در عرصه ارائه خدمات بهداشتی و درمانی صورت گرفته، طول عمر زنان بالای ٥٠ سال به طور متوسط ٣ سال و نیم افزایش یافته است. در این گزارش آمده است زنان مسن تر در آلمان و ژاپن به ترتیب بین ٨٤ تا ٨٨ سال عمر می کنند و زنان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به طور متوسط ٨٣ یا ٨٤ سال عمر خواهند کرد.

در این گزارش یادآوری شده است که طول عمر زنان در کشورهای فقیرتر حدود ١٠ سال کمتر (از زنان مقیم کشورهای غنی) است. در بخشی از گزارش «سازمان بهداشت جهانی» آمده است زنان اروپای شرقی به دلیل نرخ بالای بیماری های قلبی و عروقی، سوانح و مصرف بالای الکل زودتر می میرند.

دکتر ماترز می گوید استعمال دخانیات، مصرف بیش از حد الکل، اضافه وزن و چاقی مفرط از جمله عوامل عمده خطرناکی هستند که باعث مرگ و میر زودرس زنان مسن تر می شود.

وی می افزاید «بسیاری از مشکلاتی که زنان که در سنین پیری با آن مواجه می شوند، از اوان کودکی و جوانی آن ها آغاز شده است. در مقام نمونه، افراد سیگاری از دوران جوانی استعمال دخانیات را شروع می کنند. بنابراین فقط کمک به مردم سالخورده شرایط بهداشت و درمان آن ها را بهتر نمی کند، بلکه آمیزه ای از آموزش به نسل جوان و ارائه اطلاعات لازم و کمک به شهروندان می تواند سلامت و بهداشت آن ها را در سنین بالاتر تضمین کند».

«سازمان بهداشت جهانی» اعلام کرد است اپیدمی بیماری های مزمن را می توان با شیوه های مقرون به صرفه و توجه به بیماری های غیرواگیر درمان کرد. پیشگیری، تشخیص زودهنگام و کنترل فشار خون بالا، چاقی مفرط و کلسترل بالا از جمله این مسائل هستند.

در این گزارش آمده است آزمایش های کم هزینه و ساده برای تشخیص زودهنگام سرطان رحم می تواند جان بسیاری را نجات دهد.


آخرین ویرایش: - -

 

فقر توان مغز را کاهش می‌دهد

1392/06/12 04:12نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

نتایج یک تحقیق بین المللی جدید حاکی از آن است که فقر و همه پیامدهای ناشی از آن چنان توان و انرژی ذهنی افراد را تحلیل می برد که دیگر قدرت مغزی برای اختصاص به سایر جنبه های مغزی فقرا باقی نمی گذارد.

پژوهشگران دریافته اند که فشارهای روحی و روانی ١٣ درصد هوش و ذکاوت افراد را تحلیل می برد و این به آن معنا است که افرادی که از نظر مالی در تنگنا به سر می برند، بیشتر اشتباه می کنند و تصمیم های نادرست بیشتر می گیرند و همین امر عامل موثری در تداوم چالش های مادی و مالی آن ها خواهد بود.

سندیل مولینتان، کارشناس اقتصادی دانشگاه هاروارد و یکی از اعضای تیم بین المللی که این تحقیق را انجام داده اند، می گوید «نتایج پژوهش ما حاکی از آن است که زمانی که فقر گریبان شما را می گیرد، کمبود پول تنها مشکل پیش رو زندگیتان نیست و ظرفیت تشخیص و توان تصمیم گیری صحیح نیز تحلیل می رود».

پژوهشگران دانشگاه هاروارد، پرینستون و چندین دانشگاه دیگر در آمریکای شمالی و دانشگاه وارویک بریتانیا با انجام چندین رشته آزمایش تجربی دریافتند که نگرانی های شدید مالی تاثیر مستقیمی بر توانایی افراد مستمند برای انجام آزمایش های منطقی و شناختی دارد.

نتایج این تحقیق ثابت می کند که مستمندان و فقرا کندذهن و ابله نیستند و روزگار گذراندن افراد با بودجه محدود بر توانایی مغزی آن ها تاثیر می گذارد. پژوهشگران این پدیده را «پهنای باند ذهنی» می گذارند که به دلیل تنش و استرس ناشی از رفع نیازهای معیشتی به طور چشمگیری محدود می شود.

براساس یافته های این پروژه تحقیقی، عملکرد و ظرفیت ذهنی و شناختی فردی که به دلیل فشارهای مالی و پولی با چالش های بسیاری روبرو است، در مقیاس های جدول هوش ١٣ درجه پایین می آید و بیشتر شبیه عملکرد مغزی افرادی می شود که یک شب تا صبح را نخوابیده اند.

ژیاینگ ژائو، استادیار روانشناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا می گوید «در گذشته ناکارآمدی و عدم موفقیت شخصی و فردی که راه برای دستیابی به موفقیت هموار نیستند را عامل فقر می دانستند اما بحث ما این است که فقدان منابع مالی خود عامل مهمی در کاهش کارآیی و پویایی مغز است».

الدار شفیر، استاد روانشناسی و امور عمومی دانشگاه پرینستون و یکی از اعضای این گروه تحقیقی می گوید «فقط استرس عامل فقر نیست، بلکه نگرانی های مالی به طور خاص عامل کاهش توانایی مغزی و اخذ تصمیم های معقول هستند».

وی می افزاید «تهیدستان در تمرکز و رویارویی با مشکلات بسیار کارآمد و توانا هستند، اما دیگر پهنای باندی در مغز آن ها نمی ماند که بتوانند به کارهای دیگر اختصاص دهند. بنابراین اگر فرد در فقر زندگی کند، هزینه سنگین تری را برای تصمیم های خطا می پردازد و در نهایت برای یافتن راهکار و یا خروج از بحران با چالش های جدی تر روبرو می شود».

پژوهشگران دو گروه مختلف را مورد بررسی قرار دادند: یک گروه مشتری های مرکز خریدی در نیوجرسی در ایالات متحده و کشاورزان نیشکر در مناطق روستایی هند.

در تحقیق روی مردم مرکز خرید، ده ها خریدار کم درآمد و با درآمد متوسط را جمع کردند و آن ها را در معرض آزمایش های تجربی دشواری برای سنجش میزان هوش و کنترل امیال قرار دادند.

ابتدا از نیمی از شرکت کنندگان پرسیده شد که فکر کنند که اگر ماشینشان خراب شود و باید ۱۵۰۰ دلار برای تعمیر آن بپردازند، چطور نگرانی خود در مورد پول را برطرف می کنند. در این مرحله عملکرد ذهنی و مغزی این افراد به طور قابل توجهی افت کرد.

محققان دریافتند که کشاورزان در هند پیش از دریافت حقوق برای برداشت محصول دچار مشکلات ذهنی و مغزی می شوند در حالی که پس از دریافت دستمزدهایشان این ناکارآمدی ذهنی و مغزی شان به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد.

مولینتان در گزارش نهایی این تحقیق نوشته است «کشاورزان این منطقه یک ماه پس از برداشت محصول وضع مالی بسیار خوبی دارند اما زمانی که پولشان تمام می شود، خیلی فقیر می شوند».

او می افزاید ما دیدیم زمانی که وضعیت مالی شان خوب است، سطح هوش آن ها بالاتر می رود، بسیار کمتر اشتباه می کنند و واکنش آن ها نسبت به مسائل بسیار سریع تر می شود.

وی یادآوری می کند که تاثیر فقر در هند حدود دو سوم تاثیر این پدیده اجتماعی بین افراد مورد آزمایش در مرکز خرید بود.

این مقاله تحقیقی در شماره ٢٩ اوت نشریه « Science» منتشر شده است.


آخرین ویرایش: - -

 

بریتانیا 'پایتخت اعتیاد اروپا' است

1392/06/12 04:09نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

یک موسسه پژوهشی هشدار داده که بریتانیا به "پایتخت اعتیاد" به الکل و مواد مخدر در اروپا تبدیل شده است.

"مرکز عدالت اجتماعی" که توسط وزیر کار و امور بازنشستگی بریتانیا تاسیس شده، می‌گوید سوء مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر، سالانه ۳۶ میلیارد دلار برای بریتانیا هزینه دارد.

گزارش تازه این موسسه هشدار داده است که بریتانیا به مرکزی برای سایت‌های اینترنتی فروش "مواد مخدر مجاز" اما خطرناک تبدیل شده است.

مرکز عدالت اجتماعی از دولت بریتانیا به دلیل ناکامی در مقابله با اعتیاد به هروئین و در دسترس قرار دادن مشروبات الکلی ارزان‌قیمت انتقاد کرده است.

یافته‌های این گزارش که با عنوان "راه چاره سریعی وجود ندارد" منتشر شده، نشان می‌دهد در سال گذشته میلادی ۵۲ نفر در انگلستان و ولز در اثر مصرف مواد مخدر قانونی جان خود را از دست داده‌اند که این تعداد ۲۸ نفر بیش از سال قبل از آن است.

توزیع‌کننده‌های بی‌خبر

این گونه مواد مخدر معمولا با عنوان نمک حمام یا مواد شیمیایی آزمایشگاهی در سایت‌ها فروخته می‌شود.

اما این مواد در صورتی که برچسب "برای مصرف انسان نیست" داشته باشد، می‌تواند به صورت آزاد و علنی هم فروخته شود.

بر اساس گزارش مرکز عدالت اجتماعی در حال حاضر بیش از ۱۳۰ وب‌سایت در بریتانیا ثبت شده‌اند که این مواد را از طریق پست می‌فروشند و عملا پستچی‌ها را به توزیع‌کننده‌های بی‌خبر مواد مخدر تبدیل کرده‌اند.

این موسسه پژوهشی می‌گوید از هر دوازده جوان بریتانیایی یک نفر به مصرف مواد مخدر مجاز اذعان می‌کند که این بالاترین آمار مصرف در قاره اروپاست.

به گفته این مرکز، طی سه سال گذشته ۱۵۰ نوع جدید از این مواد وارد بازار شده، اما تنها مصرف ۱۵ نوع آن از سوی دولت بریتانیا ممنوع شده است.

گزارش مرکز عدالت اجتماعی می‌گوید در اروپای غربی، مردان بریتانیایی رتبه دوم در وابستگی به مصرف الکل را دارند و در کل قاره هم هفتم هستند.

این در حالی است که وابستگی به الکل در میان زنان بریتانیایی از هر کشور دیگری در اروپا بیشتر است.

این گزارش می‌گوید از هر چهار نفر در انگلستان، سطح مصرف الکل یک نفر در حد "زیان‌بار" است.


آخرین ویرایش: - -

 

مرگ صدها دلفین در کرانه‌های شرقی آمریکا

1392/06/7 04:54نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

کارشناسان می گویند یک ویروس شبیه مالاریا، دلیل شماربالای غیرعادی مرگ دلفین ها درامتداد ساحل شرقی آمریکا است.

از آغاز ژوئیه جسد بیش از ۳۳۰ دلفین «پوزه دراز» در کرانه های اقیانوس اطلس از نیویورک تا کارولینای شمالی پیدا شده است.  این بالاترین رقم در یک ربع قرن و ده برابر میانگین مرگ دلفین ها طی دوره مشابه است.

کارشناسان اداره امور اقیانوس ها، این مرگ ها را ناشی از ابتلا دلفین ها به ویروسی می داند که موجب آبله در انسان می شود. این ویروس سیستم دفاعی بدن و مصونیت حیوانات را ضعیف می کند و آنها را در برابر بیماری ها، از جمله ذات الریه آسیب پذیر می سازد.

کارشناسان می گویند برای متوقف ساختن گسترش این ویروس کاری نمی توان انجام داد، و یادآور می شوند شیوع آن ممکن است تا ماه مه سال آینده - در حالی که مقاومت دلفین ها دربرابر ویروس بیشترمی شود -  طول بکشد.

به گفته کارشناسان علائمی که نشان دهد این ویروس می تواند به انسان سرایت کند وجود ندارد.


آخرین ویرایش: - -

 

فیس‌بوک رضایت از زندگی را کم می‌کند

1392/06/2 02:23نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


وقتی عکسهای دوستانتان را در فیس‌بوک می‌بینید که به نقاط خوش آب و هوای دنیا رفته‌اند و در هتلهای لوکس اقامت کرده‌اند چه حسی به شما دست می دهد؟ وقتی لحظه به لحظه مطلع می‌شوید دوستتان که در تدارک عروسی خود است چه خریدی کرده یا کجا رفته چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

پژوهشگران دانشگاه میشیگان می‌گویند تحقیقات آنها نشان می‌دهد صرف وقت در فیس‌بوک شادی و رضایت از زندگی را کم می‌کند و به اصطلاح 'حال آدم بدتر می‌شود'.

پژوهشگران دانشگاه میشیگان برای این تحقیق ۸۲ دانش آموز پیش‌دانشگاهی را مدت دو هفته زیر نظر گرفتند. محققان در این دو هفته روزی پنج بار به صورت آنلاین با این افراد تماس می‌گرفتند و از آنها سوالاتی می‌پرسیدند؛ از قبیل اینکه "در این لحظه حالتان چطور است یا چه احساسی دارید؟ یا از آخرین دفعه‌ای که ما با شما تماس گرفتیم چند بار به فیس‌بوک سرزده‌اید."

در پایان دو هفته معلوم شد هر چه این افراد بیشتر در فیس‌بوک وقت گذرانده‌اند رضایتشان از زندگی کمتر شده است.

به نظر پژوهشگران فرقی نمی‌کند تعداد دوستانتان در فیس‌بوک چند نفر باشند یا چقدر دوستان خوبی باشند؛ حتی فرقی نمی‌کند به چه دلیلی به فیس‌بوک سر زده اید، نتیجه یکشان است، فیس‌بوک حالتان را بهتر نمی‌کند.

اِتِن کروس روانشناس اجتماعی که هدایت این تحقیق را بر عهده داشته می‌گوید : "ما توانستیم لحظه به لحظه در طول روز نشان دهیم، خلق افراد بر اساس وقتی که در فیس‌بوک می‌گذرانند، بالا و پایین می‌شود."

"ما بسیاری از جوانب شخصیتی و رفتاری را در نظر گرفتیم مثل دفعات استفاده از فیس بوک."

"اما هیچکدام از عواملی که بررسی کردیم تاثیری روی نتایج نداشتند. هر چه استفاده از فیس‌بوک بیشتر بود خلق افراد بدتر می‌شد."

"در ظاهر فیس‌بوک منبع پرارزشی برای برآورده کردن نیاز اساسی بشر به ارتباطات اجتماعی است."

"اما ما متوجه شدیم استفاده از فیس بوک بجای خوشی، ناخوشی می آورد."

جان جونایدز یکی از پژوهشگران این تحقیق معتقد است نتایج آن اهمیت بسیاری دارد "چون به ریشه تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر زندگی افراد بر می‌گردد."

پژوهشگران هنوز نمی‌دانند دلیل این موضوع چیست. اتن کروس می‌گوید: "چیزی که نمی‌دانیم این است که کدام جنبه فیس بوک به این نتایج مربوط هستند."

با این حال نتایج تحقیقات در این مورد ضد و نقیض بوده است.

کاتالینا توما پژهشگر علوم ارتباطات دانشگاه ویسکانسین اخیرا در تحقیق خود به این نتیجه رسید که فیس‌بوک کمک می‌کند عزت نفس کاربران بیشتر شود.

خانم توما می گوید : "راستش فیس بوک چنان فضای عظیمی است و در آن فعالیتهای بسیار متنوعی انجام می‌شود که صحبت از استفاده از فیس‌بوک، بیش از حد ساده کردن مسئله است. فیس‌بوک یک چیز نیست بلکه چیزهای بسیار بسیار زیادی است."

البته در تحقیقات دیگری هم که اخیرا انجام شده، به آثار منفی فیس‌بوک اشاره شده است. حدود چهار ماه پیش دانشمندان دانشگاه اکسفورد به این نتیجه رسیدند که زوجهایی که از فیس‌بوک برای ارتباط استفاده می‌کنند رابطه شان آسیب می‌بیند.

اخیرا نیز تحقیقی دیگر منتشر شد که نشان می‌داد نگاه کردن به پروفایل خود در فیس‌بوک احساس بهتری نسبت به خود ایجاد می‌کند، هرچند تحقیقات دیگر به این نتیجه رسیدند که دیدن پروفایل و فعالیتهای دیگران حسادت برانگیز است و حال آدم را خوش نمی‌کند.

اما به هر حال آنچه روشن است این است که ارتباط فیس‌بوکی با ارتباط رو در رو تفاوت دارد. تصاویر و استیتوس ها و... همه ممکن است ویرایش و پیرایش و رتوش شده باشند.

برخلاف رابطه رو در رو، برای یک جواب هوشمندانه در فیس‌بوک می توان وقت گذاشت و همانطور که تحقیقات دیگر نشان داده‌اند بهترین وجوه خود را عرضه کرد.

با این حال برخی پژوهشها هم می‌گویند از فعالیت فیس‌بوکی افراد می توان به شخصیت، خلق و خو ، جنسیت و علایق آنها پی برد: "شما همانی هستید که لایک می کنید."


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 74 ) ... 4 5 6 7 8 9 10 ...