تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب مسکن نه مسکن!

۴۰ سال پس از مائو: «اگر نمی‌زدی، می‌خوردی»

1392/06/2 02:22نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


یک مدرس پیشین مدرسه زبان پکن:«خیلی ها از بیم آن که ضدانقلاب تلقی شوند، برای دیگران می زدند... اگر نمی زدی، می خوردی.»

نزدیک به چهار دهه پس از مرگ مائو و پایان انقلاب فرهنگی در چین، برخی بازماندگان سالخورده آن دوران، سکوت خود را شکسته اند.

مائو همچنان از دید حکومت چین، نماد سیاسی شاخص آن کشور قلمداد می شود و از انتقاد سیاسی مصون است. اما طی سال های اخیر، شماری از فعالان سیاسی و دگراندیشان چینی، خاطرات وحشتناک انقلاب فرهنگی مائو را با نوشتن خاطرات، انجام مصاحبه و انتشار عذرخواهی علنی، زنده کرده اند و برخی حقایق را که چند دهه است نهان مانده، فاش کرده اند.

یکی از این نمونه ها انتشار پوزش خواهی شهروندی است که سالها پیش، شاگرد چن بی بوده است. خانم چن بی، هنگام انقلاب فرهنگی چین و تعطیلی کلاس ها در سال ۱۹۶۶، در مدرسه زبان های خارجی پکن تدریس می کرد. وی که اکنون ۹۰ ساله و بازنشسته است، بر مبنای گزارش و خبرچینی شماری از شاگردان و والدین آنها، مورد بازجویی دولت وقت پکن قرار گرفت.

بی، بازداشت و بازجویی اش را کابوس می خواند. او می گوید میان شاگردانش بر سر آن که کدام یک انقلابی ترند، رقابت بود:«کسانی که در شرایط عادی به خود جرأت نمی دادند برای کسی بزنند، آن روزها از بیم آن که کسی غیرانقلابی حسابشان کند یا برایشان دردسر بسازد، فعالانه برای دیگران می زدند. مشکل آن بود که اگر نمی زدی، می خوردی.»

چن بی می گوید او و تمامی همکارانش که به اتهام مخالفت یا توطئه بازجویی شدند، بی گناه بودند و بی گناهی شان هم در نهایت ثابت شد. اما جلسات بازجویی، شکنجه و تحقیر چنان دردناک بود که تحمل آنها برای برخی ناممکن بود. دو تن از مسئولان مدرسه زبان پکن به همین علت خودکشی کردند.

چن که یکی از شاگردان این مدرسه بود، سه سال پیش طی نامه ای سرگشاده از چن بی و دیگر مدرسان و کارکنان مدرسه زبان پکن رسما عذرخواهی کرد و گفت طی تمام این سال ها وجدانش معذب بوده و تا مدت ها بعد از خبرچینی و گزارش علیه معلمان، از میزان رنج و شکنجه ای که آنها متحمل شده بودند، ناآگاه بوده است.

چن در این نامه از هم دوره ای هایش خواسته تا آنها هم از معلمانشان عذرخواهی کنند. او می گوید خودش هرگز خبرچینی نکرده و علیه معلمی گزارشی نداده است،‌ اما از رواج این دست خبرچینی ها اطلاع داشته و از این روی، به عقیده وی همه آنها که این شرایط دشوار را برای هم وطنانشان ایجاد کردند، باید از این بابت عذاب وجدان داشته باشند.

از آن زمان تاکنون، شماری از شهروندانی که در دوران انقلاب فرهنگی دانش آموز یا دانشجو بودند و در گروه هایی موسوم به «گارد سرخ» فعالیت های انقلابی داشتند، از فعالیت های خود در زمان مائو ابراز پشیمانی کرده اند.

یکی از اعضای پیشین گارد سرخ، چند ماه پیش در برنامه ای تلویزیونی که از شبکه ای در هنگ کنگ پخش می شد، به اقدامات انقلابی خود اعتراف کرد و از کسانی که به آنها صدمه زده، تقاضای بخشش کرد.

او که ژان هونگبینگ نام دارد، طی صحبت خود در این برنامه تلویزیونی اعتراف کرد که انقلابی دو آتشه ای بوده و به نیروهای اطلاعاتی خبر داده که مادرش از عناصر ضدانقلاب است، چون در خانه، مائو را با الفاظ رکیک خطاب می کند.

وی گفت که در پی گزارش علیه مادرش، نیروهای اطلاعاتی به خانه شان ریختند و مادرش را جلوی چشم او کتک زدند و دستگیر کردند. چند ماه بعد هم او را به جرم ضدانقلابی بودن اعدام کردند.

شمار زیادی از شهروندان چینی که عضو گروه های انقلابی رادیکال مائوئیست بوده اند، به فعالیت های انقلابی خود در تبلیغ و حمایت از مائو اعتراف کرده اند. تارنمایی که حاوی یک طرح تحقیق میدانی است که طی آن به بررسی ابعاد و جوانب این فعالیت ها می پردازد، از سوی دولت چین فیلتر شده است. پکن می گوید هرگونه فعالیتی که به دوران انقلاب فرهنگی بپردازد، ممنوع است و اکنون زمان مناسبی برای پرداختن به چنین مسائلی نیست.

یک استاد دانشگاه پکن که در میان کسانی است که می کوشند حقایق وقایع انقلاب فرهنگی را منعکس کنند، می گوید:«چینیان می گویند تاریخ آینه رفتار انسانهاست که با نگریستن به آن می توان اشتباهات گذشته را جبران کرد. انعکاس اشتباهات پیشین، تنها راه اصلاح فرهنگ یک جامعه است.»


آخرین ویرایش: - -

 

بیماران هموفیلی ایران و مشکلاتی که 'در ۱۶ سال گذشته بی‌سابقه است'

1392/05/7 02:29نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

در پی ادامه روند کمبود دارو و مشکلات بیماران خاص در ایران، احمد قویدل، عضو مجمع عمومی کانون هموفیلی ایران یکشنبه ۶ مردادماه اعلام کرد: "به نظر من در ۱۶ سال گذشته شرایط تاسف آور امروز بیماران هموفیلی بی‌سابقه بوده است."

به گزارش خبرگزاری مهر، مدیر عامل سابق کانون هموفیلی ایران گفت: "مسئولین وزارت بهداشت باید باور کنند که بیماران دردمند هموفیلی طی دو سال گذشته آنقدر صدمه دیده اند که تحمل کمبودهای دارویی را ندارند و در صورت وقوع چنین اتفاقی معلولیت های قطعی به بیماران، به خصوص کودکان تحمیل می شود. متاسفانه اظهارنظرهای وزارت بهداشت دائما بر نگرانی ها می افزاید."

بازار داروی ایران در ماه‌های اخیر و به دنبال افزایش بی‌سابقه قیمت ارز با مشکلات جدی مواجه بوده است و بیماران در تهیه داروهای مورد نیاز خود با دشواری روبرو بوده‌اند.

برخی از کارشناسان ایرانی درباره احتمال بحرانی تر شدن وضعیت دارو هشدار داده‌اند.

آقای قویدل با اشاره به سخنان رئیس اتحادیه وارد کنندگان دارو که از توقف بالغ بر ۷۰ میلیون دارو در گمرکات کشور سخن گفته، اعلام کرد: "ترخیص یکی از محموله های ۸۰۰۰ ویالی فاکتور ۸ حدود ۸ روز پیش مشکل را حل نکرد و یک اقدام موقتی برای شرایط ویژه بیماران هموفیلی بود. در صورتی که اقدام عاجلی نشود دوباره بیماران هموفیلی با کمبودهای شدید دارویی مواجه می شوند."

این در حالی است که محمدحسن طریقت منفرد ،کلیک وزیر بهداشت امروز اعلام کرد: "کمبودها به تدریج در حال برطرف شدن و به حداقل رسیدن است به طوری که به دنبال اقدامات انجام شده، اکنون تعداد داروهایی که دسترسی به آنها محدود است به زیر ۳۰ قلم رسیده است. همچنین با همکاری بانک مرکزی و گمرک و تامین خط اعتباری ریالی در نظر داریم که به سرعت مواد دارویی مورد نیاز کشور برای حدود یک سال آینده را تامین کنیم."

ایران از شهریور ماه سال گذشته با جهش بی‌سابقه قیمت ارزهای خارجی و سقوط ارزش پول ملی روبه رو است و تحریم‌های نفتی و مالی ایالات متحده و اتحادیه اروپا باعث شده جمهوری اسلامی ایران در تامین و انتقال ارز مورد نیاز با دشواری‌های بی سابقه ای مواجه شود.

مسئولان انجمن‌های حمایت از بیماران و بعضی نمایندگان مجلس بارها درباره کمبود داروهای مورد نیاز بیماران مبتلا به سرطان، امراض قلبی، هموفیلی، تالاسمی و... هشدار داده‌اند.

محمدرضا مشهدی، دبیر انجمن تالاسمی ایران با ابراز نگرانی نسبت به کمبود داروهای بیماران تالاسمی، در تیرماه اعلام کرد: "در دو سال اخیر با کمبود شدید دارو روبرو بوده‌ایم و سونامی عوارض تالاسمی در راه است."

آقای مشهدی گفت که بیماران تالاسمی ماهانه به ۱۰۰ ویال دارو احتیاج دارند که در حال حاضر در ماه شاید ۳۰ تا ۵۰ ویال داروی این بیماران تامین می‌شود.

همچنین مینو محرز، دبیر انجمن بیماری‌های عفونی ایران،در اردیبهشت ماه سالجاری نسبت به کمبود آنتی بیوتیک‌های بیمارستانی در این کشور هشدار داد.

خانم محرز گفته بود: "این موضوع کوچک و جزئی در نظام درمانی کشور نیست که بتوان با اغماض و مراعات از کنار آن گذشت. بلکه نیازمند حرکت جدی دست اندرکاران دارویی کشور است."


آخرین ویرایش: - -

 

هوای آلوده به اورانیوم، شایعه یا واقعیت؟

1392/05/6 05:08نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

وجود اورانیوم در گردو غباری که از عراق به ایران می آید بر نگرانی های ناشی از ریزگرد ها و تاثیر خطرناک آنها بر سلامت  ساکنان استان های جنوبی و  غربی ایران افزوده است. با آن که مقام های رسمی تاکنون این خبر را تایید نکرده اند اما آن را تکذیب نیز نکرده اند. هرچند که در سخنان برخی از مسئولان وجود اورانیوم در ریزگردهای عراقی تایید شده است.

از جمله این مسئولان  رئیس گروه پژوهشی در «پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیز داری» است که به خبرگزاری میراث فرهنگی گفته است در پدیده ریزگردهایی که از عراق می آید، اورانیوم وجود دارد.

بنابر این گزارش، امیر حسین چرخابی در همایش سالانه علوم خاک در دانشگاه چمران اهواز گفته است، وجود اورانیوم در خاک عراق از نتایج  جنگ در عراق و منطقه و استفاده از سلاح های گوناگون در این کشور است که به گفته او: «گرد و غباری که از این منطقه شکل می گیرد قابل مقایسه با گردو غبار سیستان نیست و این پدیده ای که از عراق شکل می گیرد حاوی آلودگی از جمله اورانیوم است».

با آن که نماینده مسجد سلیمان، اسماعیل جلیلی، در گفت و گویی که با خبرگزاری میراث فرهنگی داشته است وجود اورانیوم در گردو غبار از منشاء عراق را«شایعه» ای دانسته که درمیان مردم پخش شده، اما احتمال آن را رد نکرده است. او با تصدیق این واقعیت که: «ریزگردها از مناطقی می گذرند که آلوده به استفاده از سلاح های اتمی در دوران جنگ عراق و کویت بوده اند»، احتمال این که به  مواد اتمی آلوده باشند را رد نمی کند؛ اما می گوید تاکنون هیچ یک از آزمایش ها و تحقیق های رسمی وجود اورانیوم و دیگر مواد رادیواکتیو را  تایید نکرده است و به گفته او:«موضوع در حد شایعه مانده است».

اما نماینده اهواز در مجلس، شکرخدا موسوی، از وجود گزارش های رسمی تهیه شده در اداره حفاظت محیط زیست استان خوزستان خبر می دهد که بر آلوده بودن گردو غبار، نه تنها از مبداءعراق بلکه از چند کشورعربی حکایت دارد. این گزارش ها بر وجود مواد رادیواکتیو، میکربی، و شیمیایی بازمانده از سلاح های مورداستفاده در جنگ های خاورمیانه  درخاک این منطقه  صحه گذاشته اند.

موج سرطان و نوزادهای ناقص

کمال الدین پیرموذن ، عضو فراکسیون محیط زیست مجلس می گوید با آن که کارشناسان تایید کرده اند که در حمله های هوایی امریکا به عراق از سلاح های دارای مواد رادیواکتیو استفاده شده و این مواد در خاک آن مناطق وجود دارد، اما تاکید کرد که هیچ کار میدانی در این باره صورت نگرفته است.

به گزارش مهر او در تیرماه امسال نیز با انتقاد از بی برنامه بودن سازمان های مسئول در باره این امر، از خطرهای ریزگردها برای سلامت مردم و بویژه  از موج جدید سرطان های ناشی از ریزگردها خبر داد. او ابراز امیدواری کرد که در دولت یازدهم بودجه ۵۵ میلیارد تومانی که برای مسئله ریزگردها در نظر گرفته شده است صرف برنامه ریزی برای مقابله با ریزگردها و تهیه تجهیزات هواشناسی شود.

شکرخدا  موسوی، نماینده اهواز، نیز از وجود موارد متعدد  تولد نوزاد ناقص و فلج خبر داده است که به گفته او بر اثر آلودگی ریزگردهای هوا با اورانیوم ضعیف شده صورت گرفته است.

مسئولان ناآگاه و دولت ناکارآمد

پدیده ریزگردها حدود ۱۰ سال است که هوای مناطق غرب و جنوب ایران را آلوده کرده است. با آن که در بودجه دولت اعتبارهایی برای مقابله با این مسئله تخصیص داده شده اما به گفته کارشناسان این اعتبارات یا اجرایی نمی شوند یا در جای دیگری به مصرف می  رسند. مسئولان در ایران، عراق را عامل بروز این بحران می دانند اما به نظر می رسد که مطالعات میدانی که باید در کانون های بحرانی درعراق صورت بگیرد، هرگز انجام نشده است. 

محمد خسروشاهی، رئیس بخش تحقیقات بیابان «موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع» چندی پیش از مدیریت ریزگردها انتقاد کرده و آن را سیاسی دانسته بود نه کارشناسانه. او که مهم ترین اولویت در مبارزه با ریزگرد ها را به خاطر وسعت آن در عراق، انجام تحقیق و کار میدانی در آن کشور می داند، به خبرگزاری مبراث گفته بود: «وقتی در عراق هیچ مطالعه ای در این باره وجود ندارد مسئولان قصد دارند اعتبارات را کجا خرج کنند؟»

محمد خسروشاهی می گوید درهشت سال گذشته تنها در چند مورد اندک بین ایران و عراق درباره مهار ریزگردها رایزنی شده که بی نتیجه بوده است. به گفته او گروه ایرانی حتی نتوانسته نمونه ای از خاک را برای آزمایش با خود به ایران بیاورد. او مشکل کار را سپردن کار به دست سیاستمداران به جای کارشناسان ونیز بی خبری و ناآگاهی مسئولان می داند. به گفته او رئیس سازمان محیط زیست، بی آن که کمترین مطالعه ای در عراق انجام شده باشد، می گوید در عراق هزار و هشتصد کانون بحران وجود دارد، حال آن که بر اساس تصاویر ماهواره ای تعداد این کانون های بحرانی در عراق ۱۰ عدد بوده که در چند سال اخیر به خاطر عدم مدیریت به ۴۰۰ رسیده است.

گسترش منشاهای داخلی تولید گردوغبار

او همچنین همه  ریزگردها را ناشی از عراق نمی داند. به گفته او بیش از ده درصد این ریزگردها در داخل کشور و در حدود ۲۰۰ کانون تولید می شود.

سدسازی ها و ایجاد موانع از این دست در راه عبور هوا، نابودی جنگل ها بر اثر آفت و آتش سوزی و قطع درختان که به عنوان سدی در برابر گردوغبار ایستادگی می کردند، گسترش پدیده بیابان زایی و خشک شدن تالاب ها و رودها و دریاچه های کشور که باعث پراکندگی خاک بستر آن ها می شود، نیز از عوامل داخلی تولید گردو غبار هستند.

در غیاب تحقیقات و مطالعات لازم، اطلاعات کارشناسان درباره مبدا این ریزگردها دقیق نیست. برخی کارشناسان احتمال می دهند که پدیده ریزگردها، نه تنها از عراق که از کشورهای عربی دیگر مانند عربستان و سوریه  و حتی از افریقا وارد ایران شوند.


آخرین ویرایش: - -

 

تیرهای برق در نقش رستم

1392/05/3 19:33نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، وزارت نیرو با نصب دکل های برق، حریم درجه یک سامانه تاریخی«نقش رستم» از مجموعه بزرگ تخت جمشید را نقض کرده است.

نقش رستم با آثاری از دوران عیلامی، آرامگاه ۴ پادشاه هخامنشی، محل کعبه زرتشت و جایگاه چندین و چند سنگ -برجسته ساسانی یکی از سامانه های غنی و ارزشمند تاریخ و فرهنگ ایران است که قدمت سنگ - برجسته عیلامی آن بنا به ارزیابی کارشناسان به ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد می رسد. 

به دلیل همین تنوع تاریخی است که نقش رستم به عنوان یکی از آثار ماندگار بشریت به ثبت جهانی یونسکو رسیده است. از این رو، و براساس مقررات یونسکو، هرگونه ساخت و ساز و نصب پایه و خط انتقال نیرو در حریم این سامانه به کلی ممنوع است.

به گفته کارشناسان اگر این تیرها برداشته نشوند خطر حذف نقش رستم از فهرست یونسکو وجود دارد.

خبرگزاری میراث فرهنگی به نقل از کارشناسان میراث فرهنگی نوشته است اجازه انتقال برق از حریم نقش رستم یکی از بزرگترین خطاهای مسئولان دولت دهم است که به تازگی فاش شده است.

نقش رستم نام مجموعه‌ای باستانی در روستای زنگی‌آباد واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران است که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. این محوطهٔ باستانی یادمان‌هایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده‌است.

قدیمی‌ترین نقش موجود در نقش رستم مربوط به دورهٔ عیلام است که نقش دو ایزد و ایزدبانو و شاه و ملکه را به‌تصویر کشیده بود ولی بعدها در دورهٔ ساسانی، بهرام دوم بخش‌هایی از آن را پاک کرد و نقش خود و درباریانش را به جای آن تراشید. کعبه زرتشت بنای سنگی و بُرج‌مانند موجود در این محوطه‌است که به احتمال زیاد در دورهٔ هخامنشی ساخته شده بود و کاربرد آن تاکنون مشخص نشده است؛ بر سه گوشهٔ این بنا دو کتیبه از شاپور اول و کرتیر نوشته شده‌است که از نظر تاریخی ارزش زیادی دارند. ۴ آرامگاه دخمه‌ای در سینهٔ کوه رحمت کنده شده‌اند که متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند که همهٔ آن‌ها از ویژگی‌های یکسانی برخوردارند.


آخرین ویرایش: - -

 

یوزهای آسیایی قربانی جاده

1392/05/2 19:19نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

عملیات راهسازی در تنها زیستگاه یوزپلنگ آسیایی در منطقه محافظت شده بافق یزد پس از توقف چندماهه ناشی از اعتراضات تلاشگران محیط زیست، بار دیگر از سرگرفته شده است. بنا به گزارش خبرگزاریها، معاون سازمان حفاظت محیط زیست ایران در واپسین روزهای عمر دولت کنونی، به یزد رفته و توافق نامه از سرگیری جاده گزوییه را با استانداری، سازمان انرژی اتمی و نهادهای نظامی و حکومتی ذینفع در جاده امضا کرده است.

جاده گزوییه از وسط تنها خانه و کاشانه یوزپلنگهای آسیایی می گذرد. جاده ای که از مدتی پیش و براثر اعتراضات گسترده دوستداران حفظ محیط زیست و حیات وحش ایران متوقف شده بود. اما به گزارش دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران این عملیات بار دیگر با موافقت سازمان دولتی حفاظت از محیط زیست از سرگرفته شده است.

به گفته تلاشگران محیط زیست ایران این جاده که از دل تنها زیستگاه یوزهای آسیایی در نزدیکی شهر بافق استان یزد می گذرد، منجر به نابودی باقیمانده یوزها و بروز یک فاجعه بزرگ محیط زیستی در ایران خواهد شد.

هومن جوکار، مدیر پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی نیز گفت: مسیر جایگزین بسیار مناسبی به نام جاده سیروس آباد وجود دارد. جاده ای که از زمین های سازمان انرژی اتمی می گذرد. اما نهادهای دولتی و نظامی می گویند این جاده میانبر که ۴۰ کیلومتر کوتاهتر است برای آسایش مردم محل ساخته می شود. اما مدیر پروژه حفاظت از یوزها با رد این ادعای مقام های دولتی می گوید نتیجه تحقیقات دانشگاه یزد و پرسش نامه از مردم محل نشان می دهد مردم محل خواهان توقف طرح هستند.

پس علت اصرار نهادهای دولتی و نظامی برای ساخت جاده چیست؟ معاون محیط طبیعی اداره کل حفاظت محیط زیست استان یزد در این باره می گوید: « هنوز عملیات ساخت جاده به پایان نرسیده هجوم گسترده زمین خواران برای ساخت و ساز و احداث مراکز تفریحی در پوشش فعالیت های کشاورزی آغاز شده است.»

تحقیقات پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی می گوید: ایجاد آلودگیهای صدا، هوا و منظر در یک زیستگاه طبیعی حیات وحش، تبدیل به دو قسمت مجزا شدن مهمترین بخش حفاظتی منطقه حفاظت شده کوه بافق (محدوده امن منطقه) و از بین رفتن  کارکرد منطقه امن، جلوگیری از آشامیدن آب توسط حیات وحش و خروج آنها از منطقه حفاظت شده از دیگر پیامدهای زیانبار جاده سازی در این زیستگاه است.

این منطقه قدیمی ترین سامانه پروژه بین المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و  اولین منطقه ای است که از یوزپلنگ در طبیعت فیلم برداری شده و سایت انتخابی UNDP برای قلاده گذاری و ردیابی یوزپلنگ آسیایی است.

در این میان باید به مخالفت کارشناسان اداره حفظ حیات وحش و محیط زیست سازمان ملل متحد اشاره کرد که با کمکهای مالی، فناوری و کارشناسی خود برای  حفظ نسل یوزهای آسیایی در ایران تلاش می کند.

بنا به آمار این نهاد بین المللی ۵۰ تا ۷۰ یوز آسیایی باقیمانده در جهان در زیستگاه طبیعی بافق یزد زندگی می کنند و دولت ایران متعهد به همکاری برای حفظ نسل یوزهاست.


آخرین ویرایش: 1392/05/2 19:20

 

آمار خودکشی سربازان بریتانیایی بیش از تلفات آنان در افغانستان است

1392/04/23 12:59نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

در سال گذشته، ۵۰ سرباز بریتانیایی خودکشی کرده‌اند. آمار کشته‌شدگان نیروهای بریتانیایی در افغانستان در همین مدت، ۴۴ نفر بوده.

در سال میلادی گذشته شمار سربازان بریتانیایی که خود را کشته‌اند، از عده نیروهای کشته‌شده بریتانیا هنگام نبرد در افغانستان بیشتر بوده است.

برنامه تحقیقاتی "پانوراما" بی‌بی‌سی دریافته است که در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۲۱ سرباز در حال خدمت و ۲۹ سرباز جبهه‌رفته، یعنی در مجموع ۵۰ سرباز خودکشی کرده‌اند.

این در حالی است که آمار کشته‌شدگان نیروهای بریتانیایی در افغانستان در همین مدت، ۴۴ نفر بوده است.

بستگان برخی از این سربازان می‌گویند این افراد، حمایت کافی نشده‌اند. وزارت دفاع بریتانیا هم می‌گوید هر یک از این خودکشی‌ها، یک "تراژدی" بوده است.

برنامه پانوراما در قالب یک درخواست مبتنی بر "آزادی اطلاعات" از وزارت دفاع بریتانیا درباره شمار سربازانی که در سال گذشته میلادی خودکشی کرده‌اند جویا شد و این وزارتخانه عدد ۲۱ نفر را اعلام کرد.

طبق این آمار رسمی، تایید شده است که ۷ سرباز بریتانیایی در سال گذشته خودکشی کرده‌اند و پرونده مرگ ۱۴ نفر دیگر از سربازان که ظن خودکشی درباره آنان می‌رود، همچنان در دست بررسی است.

برعکس آمریکا، دولت بریتانیا آمار خودکشی بین سربازان سابق را ثبت نمی‌کند.

با این حال بی‌بی‌سی به طور مستقل مطمئن شده است که دست‌کم ۲۹ سرباز سابق بریتانیایی در سال گذشته خود را کشته‌اند.

این آمار بر اساس تماس و نامه‌نگاری با واحدهای پزشکی قانونی در سرتاسر بریتانیا و جمع‌آوری نام همه سربازان و جبهه‌رفته‌هایی که در سال گذشته خودکشی کرده‌اند و همین‌طور تحلیل گزارش‌های مطبوعات درباره تحقیقات قانونی تهیه شده است.

'تنش پس از سانحه'

درباره اغلب این خودکشی‌ها احتمال وجود "اختلال تنش پس از سانحه" (PTSD) جای بررسی دارد ولی هیچ تصور دقیقی درباره میزان تاثیر این اختلال در خودکشی‌های اخیر سربازان بریتانیایی وجود ندارد.

وزارت دفاع بریتانیا اعلام کرده است که ۳ درصد از سربازان در حال خدمت این کشور، دچار "اختلال تنش پس از سانحه" می‌شوند.

طبق اطلاعاتی که برنامه پانوراما بی‌بی‌سی بر اساس "آزادی اطلاعات" از وزارت دفاع بریتانیا به دست آورده، شمار سربازان این کشور در افغانستان که به "اختلال تنش پس از سانحه" دچار هستند، در سه سال گذشته بیش از دو برابر شده است.

دکتر کلودیا هربرت، روان‌شناس بالینی، می‌گوید این اختلال، "واکنش طبیعی" بدن انسان به وقایع تنش‌زا و دلشوره‌آفرین است.

با این حال دکتر هربرت می‌گوید "اختلال تنش پس از سانحه" نمی‌تواند به‌تنهایی به خودکشی منجر شود.

وزارت دفاع بریتانیا می‌گوید نمی‌تواند درباره تک‌تک موارد اظهارنظر کند ولی روی‌هم‌رفته ۷.۴ میلیون پوند (بیش از ۱۱ میلیون دلار) برای رسیدگی به بهداشت روانی سربازان در افغانستان در نظر گرفته است.

به گفته این وزارتخانه، پس از حمله به افغانستان در سال ۲۰۰۱ تا کنون، حدود ۱۳۵ هزار سرباز بریتانیایی به این کشور اعزام شده‌اند.

ژنرال سر ریچارد دنت، فرمانده ارتش سابق بریتانیا، خواستار آن است که نرخ خودکشی در میان سربازان از جبهه برگشته هم ثبت و ضبط شود.

او می‌گوید: "خیلی واضح است که باید چنین کاری صورت بگیرد چون وقتی که آمار آن را داشته باشیم، می‌توانیم کاری برایش بکنیم."

برنامه ویژه پانوراما بی‌بی‌سی درباره خودکشی سربازان بریتانیایی با عنوان "درهم‌شکسته در نبرد" قرار است روز ۱۵ ژوئیه پخش شود.


آخرین ویرایش: - -

 

گوزن محبوب ساسانیان در خطر نابودی

1392/04/20 17:38نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

خبرگزاری ایسنا به نقل از مدیرکل سازمان حفاظت محیط زیست خوزستان می گوید با مرگ بیش از ۴۵ گوزن زرد ایرانی براثر هجوم مگس میاز مرده اند.

به گفته این مدیرکل بیش از ۷۵ درصد از جمعیت گوزن زرد ایرانی نابود شده و امروز تنها ۲۰ تا ۲۵ عدد  از این گونه گوزن کمیاب باقی مانده است.

روز سه شنبه محمدجواد محمدی زاده رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران در واکنش به این خبر گفت این بیماری به دلیل کنترل به موقع مهار شده و بحران ملی رفع شده است.

دوستداران محیط زیست مدیران دولتی این سازمان را به دلیل اهمال و بی‌توجهی به مراقبت به موقع، مسئول مرگ و میر گوزنهای زرد ایرانی می دانند و  می گویند «کاهش سی درصدی بودجه حفاظت محیط زیست عامل دیگر دیرکرد مقابله با این مشکل بوده است.»

محمدرضا تابش رئیس کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی در این باره به خبرگزاری میراث فرهنگی گفت: «سوء تدبیر اصلی‌ترین دلیل مرگ و میر گوزن زرد ایرانی در خوزستان است.»

بقایای نسل گوزن زرد ایرانی تنها در پارک ملی کرخه خوزستان و شمار بسیار اندکی نیز در عراق زنده اند.

این نوع گوزن بعنوان نسل به رو به انقراض تحت حفاظت قرار دارند؛ با این همه طی دو ماه گذشته و بر اثر هجوم مگس میاز که در پوست این گوزن تخمگذاری می کند، دچار مرگ و میر ناگهانی شده اند به گونه‌ای که در این فاصله ۷۵% جمعیت این گوزنها از بین رفته است.

 پارک ۲۰۰ هکتاری کرخه  خوزستان تنها زیستگاه بقایای نسل گوزن زرد ایرانی ست.

بنا به اسناد باقی مانده از دوره ساسانیان، گوزن زرد از حیوانات محبوب پادشاهان ساسانی بوده و به دلیل جایگاه والای این نوع گوزن نقش آن زینت آرای طرح‌  پارچه‌ها و از عناصر اصلی نقاشی‌های دیواری و ظروف این دوره بوده است.


آخرین ویرایش: - -

 

'مصائب بی‌پایان' مسلمانان برمه

1392/04/20 17:34نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

از شروع درگیری‌های فرقه‌ای در غربی‌ترین استان میانمار (برمه) یک سال می‌گذرد. در نتیجه این درگیری‌ها ۱۴۰ هزار نفر از خانه‌هایشان رانده شده‌اند، و این خشونت‌ها در آغاز کار دولت جدید و اصلاح‌‌طلب این کشور سایه سنگینی بر آن انداخته است.

احساسات زشت ضد اسلامی از همان برخوردهای اول یک سال پیش میان بودایی‌ها و اقلیت روهینگیا در استان راخین مشهود بود. اما این احساس دشمنی حالا به سراسر کشور گسترش یافته، و باعث شده مسلمانان برمه در بسیاری از بخش‌های دیگر این کشور هم هدف حمله قرار گیرند.

در استان راخین تقریبا همه آوارگان از گروه قومی روهینگیا هستند، و وضعیت دشوار آنها باعث سرازیر شدن کمک‌های بین‌المللی به سویشان شده است. این کمک‌ها عمدتا از طریق سازمان‌های غیردولتی و موسسات وابسته به سازمان ملل به برمه منتقل می‌شود. دولت برمه از تأثیر تبلیغاتی منفی ناشی از تبعیض دیرینه علیه اقلیت روهینگیا آگاه شده، و دستور انجام تحقیقات رسمی درباره این خشونت‌ها را صادر کرده است. دولت برمه در رساندن کمک‌های بین‌المللی به قربانیان هم همکاری می‌کند.

اما آنطور که در سفر اخیرم به ایالت راخین متوجه شدم، اوضاع اقلیت روهینگیا تغییر چندانی نکرده است. در واقع موقعیت شکننده این اقلیت در برمه بیش از قبل تضعیف شده است.

در کنار خصومت شدید اکثریت بودایی ساکنان راخین، سیاست غیررسمی جداسازی و تبعیض دولت، که محدودیت‌هایی را برای اقلیت روهینگیا ایجاد می‌کند، آنها را در این منطقه فقیر در حاشیه قرار داده، و به آنها این احساس را می‌دهد که حضورشان به‌رسمیت شناخته نمی‌شود.

همزمان با سفر من به این منطقه، آلن دانکن، وزیر توسعه بین‌المللی بریتانیا، برای بازدید از نحوه هزینه شدن کمک ۱۰ میلیون دلاری بریتانیا به استان راخین، و ارزیابی چشم‌انداز برقراری آشتی میان طرفین به آنجا آمده بود. طبق انتظار، برنامه سفر وزیر بسیار فشرده بود و او مدت کوتاهی را در هر یک از اردوگاه‌ها می‌گذراند. در تمام طول این سفر ژنرال زاو وین، معاون وزیر مرزهای برمه، و چند جوخه مأمور پلیس و سرباز ارتش همراه او بودند. با این وجود، آوارگان روهینگیایی که با او ملاقات داشتند صریحا از وضعیتشان ابراز نارضایتی می‌کردند. یک زن آواره فریاد زد: "ما فقط می‌خواهیم به خانه‌هایمان برگردیم. من حقوق شهروندی‌ام را می‌خواهم. می‌خواهم به زندگی سابقم برگردم."

اردوگاه او تنها چند کیلومتر با شهر سیتوه، مرکز استان، فاصله داشت، اما ساکنان اردوگاه اجازه نداشتند برای تهیه مایحتاج یا کار کردن به آنجا بروند. ایست‌های بازرسی نظامی در اطراف سیتوه مستقر شده اند و به روهینگیایی‌ها اجازه مسافرت نمی‌دهند. اما بودایی‌ها معمولا اجازه دارند آزادانه به هرکجا که می‌خواهند سفر کنند.

شرایط و امکانات اردوگاه‌ها اندکی بهبود پیدا کرده است. غذای کافی به آنها می‌رسد، و دولت کار ساخت خانه‌هایی با کمی ارتفاع از سطح زمین را آغاز کرده، تا روهینگیایی‌ها از عوارض بارندگی‌ها در امان باشند. اما این خوابگاه‌های ابتدایی تفاوت فاحشی با خانه‌های مستحکم و مجزایی دارند که برای اندک آوارگان بودایی ساخته شده است. آوارگان بودایی در شهرک‌هایی اسکان داده شده اند که امکانات به‌مراتب بهتری دارند و در محل ‌های بهتری از اردوگاه‌های روهینگیایی‌ها ساخته شده‌اند. اردوگاه‌های روهینگیایی با هر بارندگی فورا شکل باتلاق را به‌خود می‌گیرند، و این اواخر هر روز باران باریده است. ممنوعیت سفر برای روهینگیایی‌ها باعث می‌شود آنها نتوانند برای درمان و یا حتی زایمان به بیمارستان بروند.

رفتارهای انعطاف‌ناپذیر

مقامات برمه‌ای نگرانی‌های امنیتی را دلیل برقراری این محدودیت‌ها اعلام می‌کنند. اما اعمال محدودیت‌ها در مورد تنها یک گروه، یادآور دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی، و یا جداسازی و تبعیض علیه سیاهپوستان در ایالات جنوبی آمریکاست. یکی از دغدغه‌های وسواس‌گونه رایج نگرانی از نرخ بالای زاد و ولد است. بودایی‌های سراسر برمه معتقدند که مسلمانان به‌دلیل داشتن همسران و فرزندان بیشتر، در آینده اکثریت جمعیت کشور را تشکیل خواهند داد. البته طبق آمار رسمی، فقط ۴ درصد جمعیت برمه مسلمان هستند. اما یکی از کارکنان یک سازمان غیردولتی بین‌المللی با عصبانیت به من گفت که حملات علیه روهینگیایی‌ها و انزوای این اقلیت باعث مختل شدن برنامه کنترل خانواده کشور شده، آنهم در حالی که این برنامه پیش از این پیشرفت قابل توجهی داشت.

احساس خصومت شدید بودایی‌ها نسبت به روهینگیایی‌ها برای دولت‌های محلی و مرکزی مشکلی بسیار جدی است.

حزب توسعه ملیت‌های راخین حالا یکی از بزرگترین احزاب حاضر در پارلمان است و معمولا به تهییج احساسات ضد اسلامی متهم می‌شود. آنطور که یکی از سخنگویان این حزب می‌گوید، حتی اگر دولت برمه هم بخواهد روهینگیایی‌ها را به خانه‌هایشان بازگرداند، مردم محلی اجازه این کار را نخواهند داد. من در یک سالن ورزش بزرگ در این شهرک شاهد تمرین سخت مردان جوان بودم. بعضی از آنها آرزو دارند در بازی‌های ورزشی جنوب شرقی آسیا که اواخر امسال در برمه برگزار می‌شود، به نمایندگی از کشورشان حضور پیدا کنند. برگزاری این مسابقات در برمه یکی دیگر از نقاط عطف در خروج این کشور از انزوای بین‌المللی است. اما این ورزشکاران در برخورد با روهینگیایی‌ها هیچ انعطافی از خود نشان نمی‌دهند. کیاو لیاو وین، مربی تکواندو، به من گفت: "زندگی در کنار آنها ممکن نیست، و ما تمایلی به این کار نداریم. آنها به کشور ما حمله کردند. این فقط حرف من نیست. از هر بودایی ساکن راخین سوال کنید، همین را خواهید شنید."

کارت‌های هویت سفید

در سیتوه تنها یک محله مسلمان‌نشین باقی مانده. این محله که آنگ مینگالا نام دارد، با ایست‌های بازرسی متعدد از محلات اطراف جدا شده است. ما که همراه وزیر توسعه بین‌المللی سفر می‌کردیم، بعد از هفته‌ها اولین خارجیانی بودیم که پا به این منطقه می‌گذاشتیم. در آنجا به عزیز برخوردم. این مرد جوان و باهوش در سفر قبلی‌ام در نوامبر گذشته (آبان ۱۳۹۱) کمکم کرده بود. او حالا در این محل، که به محله روهینگیایی‌ها تبدیل شده، گیر افتاده است.

عزیز به من گفت که هفته‌ای دو بار هیأت کوچکی اجازه پیدا می‌کند به محلات مسلمان‌نشین بیرون شهر سرکشی کند. مرد دیگری که قبلا به من کمک کرده بود، آنگ وین نام دارد. او یکی از محترم‌ترین رهبران روهینگیایی است و صراحت کلام زیادی دارد. من مجبور بودم برای ملاقات با او در محله مسلمان‌نشین بومای با مأموران یک ایست بازرسی پلیس چانه بزنم. او در ماه فوریه (بهمن ۱۳۹۱) به‌خاطر تلاش برای ملاقات با گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل بازداشت شد، و پس از آن به محله بومای گریخت.

اما حالا از همسر، فرزندان و پدر ۹۵ ساله‌اش جدا افتاده، و آنها هنوز هم در خانه‌شان در آنگ مینگالا زندگی می‌کنند. او بارها تلاش کرده مجوز لازم برای دیدن آنها را بگیرد، اما هر بار با درخواستش مخالفت شده است. وضعیت آن دست از روهینگیایی‌هایی که در جریان خشونت‌ها از روستاهایشان بیرون رانده نشده اند هم چندان بهتر نیست. من با قایق به سمت شمال رفتم تا از دهکده آه‌نوک پین دیدن کنم. این دهکده کوچک که با قایق دو ساعت با سیتوه فاصله دارد، مسلمان‌نشین است، اما روستاهای بودایی‌نشین از همه طرف دور آن را فرا گرفته اند.

در آه‌نوک پین، سربازان برمه‌ای در راه‌ها نگهبانی می‌دهند، و مسلمانان می‌گویند از این بابت از آنها متشکرند. اما اهالی دهکده حق ترک آن را ندارند. البته حتی اگر اجازه این کار را داشتند هم ممکن بود از ترس حمله همسایگان بودایی‌شان از آن صرفنظر کنند. علاوه بر این، در جریان نا آرامی‌های اخیر همه قایق‌ها و دام‌هایشان غارت شد. آنها می‌گویند که دهکده‌شان ۲۰۰ سال قدمت دارد، و مهاجران غیرقانونی بنگالی نیستند. اما هیچیک از آنها تابعیت برمه را نداشتند. برای همگی کارت‌های هویت سفیدی صادر شده بود.

علی جوفر، مرد جوانی که با وجود پزشک نبودن به‌عنوان کارشناس امور پزشکی دهکده تعیین شده بود، گفت: "این مسأله خیلی برای ما مهم است. اگر با این کارت‌ها از به بیرون از دهکده سفر کنیم، بازداشت می‌شویم." نتیجه این وضعیت این است که هیچکدام از اهالی دهکده نمی‌توانند به بیمارستان بروند.

دختر ۱۸ ساله‌ای بنام مریان در حالی که می‌لرزید و اشک می‌ریخت، با رنگی پریده در خانه حصیری خانواده شوهرش نشسته بود. خانه او در آتش سوخته، و شوهرش یکی از ۱۷۰ مرد ساکن دهکده است که بعد از درگیری‌های اخیر زندانی شده اند.

مریان از زمان به‌دنیا آوردن پسر شش ماهه‌اش به‌سختی بیمار است. او نمی‌تواند راه برود و یا به نوزادش شیر بدهد. مردان باقی مانده در آه‌نوک پین پیاده به مسجد آبی و کوچک دهکده می‌روند، و قبل از نماز خواندن خود را در برکه دهکده می‌شویند. یک سازمان غیردولتی تراکتورهای ساده‌ای را در اختیارشان قرار داده تا بعد از یک سال بتوانند کشاورزی را از سر بگیرند. اما کشور به شدت گرفتار کینه و خصومت است و ارتباط آنها با جهان خارج قطع شده است. در چنین فضایی این کشاورزان چگونه خواهند توانست محصولاتشان را بفروشند؟


آخرین ویرایش: - -

 

آمریکایی‌ها برای امنیت روی دوربین‌های مدار بسته حساب می‌کنند

1392/04/14 09:53نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

مظنونان بمب گذاری ماراتون بوستون توسط کارآگاهان، در دوربین های مداربسته ردیابی و شناسایی شدند. آیا این یعنی آمریکایی ها باید بیش از پیش روی دوربین های مدار بسته حساب کنند؟

پیش از آنکه نام مظنونان برملا شود، به آن‌ها کلاه مشکی و کلاه سفید می‌گفتند. برادران سارنایف مظنونان درجه یک بمب گذاری بوستون، در فیلم بد کیفیت و تار دوربین دو چهره جوان با کلاه بیس بال بودند.

در فیلمی چند صد ساعته، بازجویان تنها دو مرد را در میان دریای تماشاچیان ماراتون تحت نظر گرفته و تمامی حرکات آن‌ها پیش و پس از کار گذاشتن دو بمب را دنبال کردند.

آن بمب‌ها باعث کشته شدن سه نفر و زخمی کردن بیش از ۲۰۰ نفر شدند. کلاه سفید و کلاه مشکی کمی پس از پخش شدن تصویرشان شناسایی شدند. روز بعد یک نفرشان کشته شد و دیگری در بیمارستان بستری بود.

نقش حیاتی که تصاویر ضبط شده در این مورد بازی کرد، باعث شد که آمریکایی های بسیاری دوربین مدار بسته و همچنین دیگر ابزارهای نظارت در فضاهای عمومی را دوباره ارزیابی کنند.

در ایالات متحده، بر خلاف بریتانیا، مخارج دوربین های مداربسته هرگز به عهده دولت نبوده است، با این وجود آن‌ها همواره به عنوان ابزار نظارت بر امنیت ملی و احترام به قانون، مورد استفاده قرار گرفته اند.

برادر بزرگ

یوانیس پاولیدیس، استاد فیزیولوژی محاسباتی در دانشگاه هیوستون، معتقد است: "همان گونه که بمب گذاری بوستون نشان داد، همه ما تحت نظارتیم."

در مورد بمب گذاری بوستون، نتایج به دست آمده، از بررسی تصاویر دوربین های عمومی و خصوصی حاصل شدند. پاولیدیس که پیش از روی آوردن به دانشگاه در بخش خصوصی فعالیت می‌کرد، می‌گوید پروژه های او از هر دو بخش بودجه دریافت می‌کنند.

او می‌گوید: "مابخشی از بودجه خود را از اداره دولتی که به پیشرفت فن آوری ابزار نظارت علاقه‌ داشت دریافت می‌کردیم. این موضوع نه تنها برای بخش دولتی مهم بود بلکه بخش خصوصی نیز به آن علاقمند بود. در این زمینه این دو با هم مطابقت داشتند."

بیش از همه، مسأله نظارت در ایالات متحده همواره برای شهروندان عادی مهم بوده است.

در سال‌های ۱۹۸۰، فن آوری ویدئو به اندازه ای ارزان شد که کاسبان و شهروندان امکان نصب سیستم‌ها امنیتی را در خانه و محل کار خود پیدا کردند. در سال‌های ۱۹۹۰، پیشرفت این فن آوری با دیجیتالی شدن فیلم‌ها و کیفیت بهتر تصاویر همراه بود.

در مواردی فیلم‌های خصوصی در مسائل مربوط به امنیت ملی مورد استفاده قرار گرفت. به عنوان مثال در پرونده ضرب و شتم رادنی کینگ، یک شهروند، فیلمی از پلیس در حال فحاشی به کینگ ضبط کرده بود.

مدت زمانی بعد به مرکز تجارت جهانی حمله شد.

جی استنلی، تحلیلگر پلیس در اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا می‌گوید: "جدا از روند کلی، آنچه استفاده از دوربین مداربسته توسط پلیس را تسریع کرد، حمله یازده سپتامبر بود."

شهر نیویورک به سیستم منحصر به فرد دوربین مداربسته خود می بالد. این سیستم علاوه بر شناسایی مجرمان، به گونه‌ای طراحی شده که قادر است تصویر آن‌ها را هنگام ارتکاب به جرم هم ضبط کند.

دن ورتن، سردبیر "امنیت داخلی امروز"، می‌گوید: "این دوربین ها همگی اطلاعات خود را به یک مرکز فرماندهی می‌فرستند. این مرکز دارای نرم‌افزار بسیار قدرتمندی برای تحلیل داده‌ها است و می‌تواند هم‌زمان فیلم‌های دوربین های مداربسته را پردازش کند."

او می‌گوید: "کیفی که در جایی جا مانده باشد، به صورت خودکار توسط این برنامه ردیابی می‌شود."

در نتیجه پلیس در مناطقی از شهر که از روی فیلم مشخص شده، مستقر می‌شود. این امر به پلیس اجازه می‌دهد که با تعداد افسران کم‌تر بازدهی بیشتر داشته باشد.

ورتن می‌گوید: "هدف آن است که پلیس قادر باشد با تعداد نفرات کمتر کلیه مناطق شهر، که دوربین مداربسته دارد، را تحت نظر قرار دهد و نیروهای خود – پلیس حاضر در خیابان – را به مناطقی بفرستد که احتیاج هست و نه اینکه تمامی خیابان‌ها را با نیروی پلیس بپوشاند."

ری کلی، کمیسر پلیس شهر نیویورک، پس از بمب گذاری بوستون، صریحاً حمایت خود از دوربین مدار بسته در شهر را اعلام کرد.

کلی در تلویزیون ام اس ان بی سی اعلام کرد: "نسبتاً افراد کمی از این موضوع شکایت دارند. زیرا کار از کار گذشته است. در حال حاضر همه می‌دانند که هر جا می‌روند تصویر آن‌ها ضبط می‌شود."

اکثر کارشناسان از نظارت بیشتری در سال‌های آتی خبر می‌دهند.

استدلال در مخالفت با دوربین مدار بسته

با وجود آنکه مسائل جدی و حائز اهمیتی به کمک دوربین‌های مدار بسته حل شده است، همگان موافق نیستند که دوربین مدار بسته در بریتانیا در مبارزه با جرم و جنایت بازدهی بالایی دارد.

نیک پیکلز، مدیر سازمان "دیدبان برادر بزرگ" می‌گوید: "اگر دوربین مداربسته سبب کاهش جرم و جنایت می‌شد، در حال حاضر لندن امن ترین شهر دنیا بود."

در عوض او معتقد است: "نرخ جرم جنایت در لندن هم تراز با مناطق عمده شهری دیگر کاهش یافته است. از این رو به نظر می‌رسد، دوربین مداربسته در این زمینه تأثیر مثبتی نداشته است."

او می‌گوید: "۴ منطقه از میان ۵ بخش لندن که بیشترین تعداد دوربین مدار بسته را دارند، دارای پایین‌ترین نرخ ردیابی جرم و جنایت هستند."

از نظر پیکلز، پولی که برای دوربین ها خرج می‌شود، بهتر است صرف بهبود روشنایی خیابان‌ها و حفاظت از خانه‌ها شود.

پاولیدیس با اشاره به معرفی شدن عینک گوگل، می‌گوید: "این مسیری است که دنیا و فن آوری در حال طی کردن است."

"این یکی دیگر از ابزارهای نظارت است که حضورش در همه جا حس می‌شود. رسانه‌های اجتماعی، تلفن‌های همراه مجهز به دوربین همه جا حضور دارند... راه فراری وجود ندارد."

با این حال، برای حامیان حریم خصوصی مانند استنلی، میان فیلمی که توسط اشخاص ضبط می‌شود و در شرایط اضطراری جمع آوری می‌شود و فیلمی که توسط پلیس و به عنوان بخشی از کارزاری بزرگ‌تر ضبط می‌شود، تفاوت زیادی وجود دارد.

او در رابطه با سیستم‌های نظارتی در مقیاس بزرگتر، مانند آنچه که در نیویورک وجود دارد، می‌گوید: "از طریق این دستگاه‌ها می‌توانید اشخاص را در زمان و مکان ردیابی کنید، در صورتی که چنین عملی، هنگامی که دوربین ها خصوصی هستند امکان‌پذیر نیست."

"ویدئو های خصوصی را در صورت لزوم می‌توان به سرعت و با آسانی جمع آوری کرد. همچنین، نگرانی‌ از سوء‌استفاده های احتمالی که در مورد نظارت مرکزی با دوربین های مدار بسته وجود دارد را نیز به همراه ندارد."

ورتن می‌گوید: "در گذشته آمریکایی ها در مقابل چنین اقداماتی مقاومت می‌کردند. استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین به عنوان ابزار کنترل، آشکارا به باد انتقاد گرفته شد. همچنین چندین طرح برنامه‌ریزی شده به دلیل ترس از زیر پا گذاشتن حریم خصوصی، متوقف شد."

نظرسنجی های اخیر نشان داده است که تنها ۴۰ درصد از آمریکایی ها از تعداد بیشتر دوربین مدار بسته به منظور افزایش امنیت عمومی حمایت می‌کنند. ۱۲ درصد از آن‌ها خواستار کاهش تعداد دوربین ها هستند.

در عین حال تعداد بیشتری دوربین در راه است. افسران پلیس در دنور، فینیکس، شیکاگو و شهر های دیگر برای مبارزه با جرم و جنایت، بیشتر بر نظارت تصویری تکیه می‌کنند.

برای یوآنیس پاولیدیس، فن آوری قابل اجتناب نیست، اما این موضوع اهمیت چندانی نیز ندارد.

او می‌گوید: "آن چه اهمیت دارد، روشی است که داده‌ها تفسیر می‌شوند. اگر سازمان های دولتی به درستی کار خود را انجام دهند و به صورت عقلانی از اطلاعات استفاده شود، امنیت ما را می‌تواند بیشتر کند."

و اگر نه؟ حامیان حفظ حریم خصوصی مانند استنلی در حال نظارت بر ناظران هستند، با امید به آنکه موج آن فروکش کند.


آخرین ویرایش: - -

 

ژاپنی‌ها از یک قطره خون، موش ساختند

1392/04/7 06:19نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پژوهشگران ژاپنی توانسته‌اند با استفاده از تنها یک قطره خون، یک موش را شبیه‌سازی کنند.

براساس گزارشی که در نشریه علمی "زیست‌شناسی تولیدمثل" منتشر شده است، برای این شبیه‌سازی از سلول‌هایی استفاده شده است که در سیستم گردش خون یک موش بودند.

پژوهشگران گفته‌اند که موش شبیه‌سازی شده، ماده بوده و طول عمری معادل یک موش معمولی داشته است. او قابلیت تولید مثل نیز داشت.

این پژوهش در مرکز رایکن بایوریسورس انجام شده و گزارش شده است که پژوهشگران در یک موسسه مرتبط دیگر اخیرا نزدیک به ۶۰۰ نمونه ژنتیکی مشابه از یک موش را شبیه‌سازی کرده‌اند.

سلول‌هایی که تاکنون برای شبیه‌سازی موش به کار رفته‌اند، از چندین بخش مختلف از جمله گلبول‌های سفید خون در غدد لنفاوی، مغز استخوان و کبد برداشته شده‌اند.

اما در مطالعه‌ای که نتیجه‌اش اخیرا منتشر شد، گروه پژوهشگران ژاپنی بررسی کرده‌اند که آیا سلول‌های سیستم گردش خون هم برای شبیه‌سازی قابل استفاده هستند یا نه. این سلول‌ها در مقایسه با دیگر سلول‌های مورد استفاده در شبیه‌سازی، برای پژوهشگران در دسترس‌تر هستند.

هدایت گروه پژوهشگران ژاپنی به عهده آتسو اوگورا در مرکز رایکن بایوریسورس بود. آنها نمونه خونی را که برای شبیه‌سازی استفاده کرده‌اند، از دم یک موش برداشتند، گلبول‌های سفید آن را جدا کردند و هسته یاخته را برای شبیه‌سازی به کار بردند.

پژوهشگران ژاپنی در گزارش خود نوشته‌اند که مطالعه‌شان "برای اولین‌بار نشان داد که با استفاده از هسته یاخته سلول‌های خونی می‌توان موش شبیه‌سازی کرد."

پژوهشگران در ژاپن برای سال‌ها در زمینه شبیه‌سازی موش فعالیت کرده‌اند.


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 74 ) ... 5 6 7 8 9 10 11 ...