تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب لوله

انتقاد از آزمایش روانشناختی فیس بوک

1393/04/10 13:18نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


انتقاد از فیس بوک در پی انتشار گزارش هایی درباره آزمایش روانشناختی این شبکه اجتماعی بر روی حدود ۷۰۰ هزار نفر از کاربرانش افزایش یافته است.

در این آزمایش که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، خوراک خبری کاربران دستکاری شد تا واکنش های احساسی آنها سنجیده شود.

این آزمایش با کمک دانشگاه کورنل و دانشگاه کالیفرنیا در سن فرانسیسکو در آمریکا انجام شد.

فیس بوک با دفاع از اقدام خود اعلام کرده که اطلاعات کاربران را به طور "غیرضروری" جمع آوری نکرده است.

بنا بر اعلام فیس بوک، هیچ گونه ارتباطی بین اطلاعات گردآوری شده و حساب کاربری افراد برقرار نشده است.

'متاسفیم'

به گفته ادم کریمر، یکی از محققان فیس بوک، گزارش منتشر شده به طور واضح درباره اهداف این شبکه اجتماعی برای انجام این تحقیق توضیح نداده است.

آقای کریمر گفت متوجه نگرانی بعضی از کاربران درباره آزمایش صورت گرفته است و از نحوه توضیح درباره تحقیق صورت گرفته بسیار متاسف است.

بر اساس گزارش منتشر شده، در این تحقیق میزان اطلاعات عاطفی که از طریق خوراک خبری فیس بوک در اختیار کاربران قرار می گرفت، دستکاری می شد.

بر این اساس، احتمال انتشار نوشته های منفی از سوی کاربرانی که در معرض اخبار منفی کمتری قرار دارند، کمتر است. عکس این موضوع هم صدق می کند.

به گفته آقای کریمر، محققان فیس بوک نگران بودند که نوشته های منفی دوستان باعث شود کاربران از مراجعه به فیس بوک خودداری کنند.

نگرانی ها

این آزمایش در شبکه های اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفته است.

لورن وینستین، کنشگر آمریکایی در توییتر نوشت:‌ "فیس بوک به طور محرمانه بر روی افراد آزمایش می کند تا آنها را ناراحت کند. چطور به اینجا کشیده شده ایم؟"

کیت کرافورد، محقق رسانه های اجتماعی و استاد دانشگاه ام آی تی هم با انتشار پیامی در توییتر آزمایش فیس بوک را نتیجه عدم تفکر درباره ارتباط میان قدرت و اخلاق در این گونه شبکه ها دانسته است.

از سوی دیگر، جیم شریدان، نماینده حزب کارگر در مجلس عوام بریتانیا و عضو کمیته رسانه ای این مجلس خواهان تحقیق و تفحص درباره این موضوع شده است.

 

به نوشته روزنامه گاردین، آقای شریدان گفت:‌ "آنها موضوعات مربوط به زندگی فردی اشخاص را دستکاری می کنند و من از توانایی فیس بوک و دیگران در به بازی گرفتن تفکرات مردم در زمینه سیاست و دیگر موضوعات نگرانم."

آقای شریدان ادامه داد:‌ "اگر مردم این گونه کنترل فکری می شوند، پس نیاز به حفاظت دارند و حداقل آنها باید از آن آگاه باشند."

اما به گفته کاترین اسلج مور، استاد روانشناسی در کالج المهورست در ایالت ایلینوی، از آنجایی که کاربران هنگام عضویت در فیس بوک با شرایط این شبکه اجتماعی موافقت کرده اند، کاری که صورت گرفته چندان غیرطبیعی نیست.

خانم اسلج مور ادامه داد:‌ "نتیجه این آزمایش چندان هم نگران کننده یا شگفت آور نیست."


آخرین ویرایش: - -

 

دوازده نکته شگفت انگیز درباره جنگ جهانی اول

1393/04/7 02:37نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 


جنگ جهانی اول که در اروپا حمام خون به راه انداخت تنها به مرزهای این قاره محدود نماند و دامنه آن تا چین کشیده شد و سربازان در آسیا و آمریکای شمالی، کارائیب، استرالیا و آفریقا درگیر این جنگ شدند.

در میان عجایبی که در این جنگ ویرانگر اتفاق افتاد به دوازده نکته شگفت‌انگیز اشاره می‌کنیم که به احتمال زیاد برای اولین بار است از آنها مطلع می‌شوید.

صدای انفجار در میدان جنگ در بلژیک در لندن شنیده شد

در حالی که سربازان در سنگرها گل آلود مشغول نبرد بودند، جنگی کاملا متفاوت نیز زیر پای سربازان در جریان بود. گروهی معدنچی در اختفای کامل، تونلی تا عمق سی‌متر حفر می‌کردند تا زیر سنگرهای دشمن مین کار بگذارند.

بزرگترین موفقیت یکی از محرمانه‌ترین و بزرگترین پروژه‌های مهندسی جنگ جهانی اول در نزدیکی شهر ایپر در بلژیک در نبرد مسینه (منان) حاصل شد و تقریبا ۴۱۰ هزار کیلوگرم ماده منفجره همزمان در نوزده تونل زیرزمینی منفجر شد و بخش بزرگی از خط مقدم آلمان را ویران کرد و ده هزار آلمانی را کشت. ۲۲۵ کیلومتر آنسوتر، صدای این انفجار را دیوید لوید جورج نخست وزیر بریتانیا در دفترش (داونینگ استریت) شنید.

خطر اعدام برای خبرنگاران

تعداد انگشت شماری از خبرنگاران برای گزارش حقایق جنگ جان خود را به خطر انداختند، در حالی که دولت از ابتدای جنگ سعی کرد گردش اطلاعات را از خط مقدم کنترل کند. دولت بریتانیا در ۱۹۱۴ قانونی را تصویب کرد که به "ستاد جنگ" اجازه داد رسانه‌ها را سانسور کرده و حضور خبرنگاران را در خط مقدم ممنوع کند. به نظر ستاد جنگ، خبررسانی کمک به دشمن بود و اگر روزنامه‌نگاری به این جرم محکوم می‌شد مجازاتش مرگ بود. روزنامه‌نگارانی که زیربار این ممنوعیت نرفتند در فرانسه فراری بودند و گزارش‌های خود را با روش‌های مختلف به لندن قاچاق می‌کردند.

هر هفته ۱۲ میلیون نامه به خط مقدم می‌رسید

در کمال تعجب نامه‌ از بریتانیا به خط مقدم در فرانسه، در عرض دو روز می‌رسید. ابتدا نامه‌ها در مرکزی که به همین منظور در ریجنتس پارک لندن ساخته شده بود جمع‌آوری و دسته‌بندی می‌شدند و بعد با کشتی به فرانسه حمل می‌شد. در پایان جنگ دو میلیارد نامه و ۱۱۴ میلیون بسته تحویل نظامیان داده شده بود.

بانک خون در جنگ جهانی اول شکل گرفت

ارتش بریتانیا تزریق خون را تبدیل به رویه معمول در درمان مجروحان جنگی کرد و خون مستقیما از یک بدن فرد وارد بدن فرد دیگر می‌شد. کاپیتان اسوالد رابرتسون پزشک ارتش آمریکا اولین بانک خون را در سال ۱۹۱۷ در جبهه غرب تاسیس و از سیترات سدیم برای جلوگیری از انعقاد خون استفاده کرد.

خون را تا ۲۸ روز در یخ نگاه ‌می‌داشتند و بعد آن را به مراکز درمانی برای جراحی‌های اضطراری برای نجات جان مجروحان منتقل می‌کردند.

کار در پشت جبهه پوست زنان را زرد کرد

وقتی نسلی از مردان بریتانیایی به جبهه‌های جنگ اعزام شدند، بیش از یک میلیون زن جای آنها را بعنوان نیروی کار گرفتند. آنها ساعت‌های طولانی در شرایط بد و با مواد شیمیایی خطرناک کار می‌کردند. "قناری‌ها" لقب زنانی بود که با تی‌ان‌تی کار می‌کردند که باعث زردی (jaundice) می‌شد.

جوان‌ترین سرباز بریتانیایی ۱۲ سال داشت

سیدنی لوییس زمانی که درباره سنش دروغ گفت و به ارتش پیوست تنها ۱۲ سال داشت. او یکی از هزاران پسر کم سن و سالی بود که با اشتیاق داوطلب خدمت شدند و در جنگ جهانی اول در کنار بزرگسالان در جبهه‌ها جنگیدند. انگیزه بعضی از آنها میهن پرستی بود اما برای برخی دیگر این راه فراری بود از زندگی محنت‌بارشان.

جنگ جهانی اول باعث شکل‌گیری جراحی پلاستیک شد

عامل باعث بسیاری از جراحات صورت در جنگ جهانی اول ترکش‌ها بودند که بر خلاف زخم گلوله که به خط صاف ایجاد می‌شد، فلز زاویه‌دار و کج و کوله ترکش صورت را متلاشی می‌کرد.

هارولد گیلیز تحت تاثیر آسیب‌های دهشتناکی که می‌دید برای کمک به این قربانیان پا پیش گذاشت و نخستین روش‌های بازسازی صورت را ابداع کرد.

شاعر معروف جنگ در زمان جنگ گمنام بود

ویلفرید اوون یکی از معروفترین شعرای جنگ جهانی اول، زمانی که یک هفته به پایان جنگ در خط مقدم مرد، نسبتا گمنام بود. او جنگ را وحشتناک و دردناک می‌دید و این دیدگاه در آن زمان در اقلیت بود. در دهه شصت میلادی برخی از نخبگان ادبی که نگرش اوون را به دیدگاه ضد جنگ خود نزدیک می‌دیدند به این نتیجه رسیدند که نگاه او اصیل‌ترین نگاه‌ به جنگ بوده است؛ از این رو اشعار اوون در دو مجموعه مهم شعر جنگ که در آن زمان منتشر شد نقش مهمی دارد.

جنگ جهانی اول تقریبا اقتصاد بریتانیا را نابود کرد

در آغاز قرن بیستم بریتانیا ابرقدرت اقتصادی بود اما جنگ جهانی اول بیشتر از جنگ‌های قبلی هزینه داشت. برای مثال هزینه گلوله‌هایی که در طول یک ۲۴ ساعت در سپتامبر ۱۹۱۸ شلیک شد تقریبا چهار میلیون پوند بود.

طرح استتاری برای مخفی نگاهداشتن کشتی‌ها

در زمان جنگ محافظت کشتی‌های حامل غذا و تجهیزات نظامی از اژدرهای دشمن اهمیت حیاتی داشت. نورمن ویلکینسون هنرمندی که داوطلب خدمت در نیروی دریایی بریتانیا شده بود، می‌دانست که نمی‌توان کشتی را از چشم فرمانده زیردریایی مخفی نگه‌داشت بنابراین راه حلی کاملا متضاد را مطرح کرد، ایده رنگ کردن کشتی‌ها با اشکالی که جلب توجه می‌کرد و با رنگ‌هایی براق و چشمگیر و متضاد.

طرح استتاری روی ناوچه کیلدانگان

در آن زمان تصور می‌شد طرح استتاری بجای استتار سنتی باعث گمراهی و گیج شدن زیردریایی‌های آلمانی می‌شود چون تخمین جهت و سرعت کشتی را دشوار می‌کند. به این ترتیب بخش تازه‌ای به نام بخش استتار تشکیل و گروهی از هنرمندان در آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا مشغول طراحی صدها طرح استتار شدند.

نود درصد سربازان در سنگرها زنده ماندند

در جنگ جهانی دوم میلیون‌ها سرباز در جبهه غربی کشته شدند و تصاویر و داستان‌های هولناک جنگ در سنگرها باقی مانده فقط یادآور حمام خون است. اما آمار چیزی دیگر می‌گوید. با اینکه این سنگرها شاهد روزهایی خونبار بودند اما نود درصد سربازانی که در سنگرهای خندق مانند جنگیدند زنده ماندند.

آنها دائم در این خندق‌های به پیوسته جابجا می‌شدند بنابراین از آتش دشمن در امان می‌ماندند. تجربه زندگی سربازان بریتانیایی در این سنگرها بیش از هر چیز تکرار مکررات و ملال بود.

رفتن به بالای سنگرها برای فرماندهان ممنوع بود

کلیشه رایج درباره جنگ جهانی اول این است که سربازان عادی شیرهایی بودند که خرها آن ها را فرماندهی می‌کردند و خرها ژنرال‌های نالایقی بودند که دور از آتش جنگ در جایی راحت می‌نشستند در حالیکه در همان لحظه هزاران نفر بی‌دلیل جان می‌دادند . اما در حقیقت فرماندهان می‌خواستند به محل درگیری نزدیک باشند و از این رو رفتن بالای سنگر برای آنها ممنوع شده بود تا کشته نشوند. تجربه‌ لازم برای رسیدن به رتبه ژنرالی بی اندازه گران‌بهاتر از آن بود که بتوان از آن گذشت.


آخرین ویرایش: - -

 

نمایش فیلم هالیوودی کیم جونگ اون اقدامی خصمانه است

1393/04/4 23:54نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


کره شمالی اعلام کرده است که نمایش فیلمی هالیوودی درباره قتل کیم جونگ اون، با مقابله به مثل "بی‌رحمانه" آن کشور همراه خواهد بود.

یک سخنگوی وزارت امور خارجه کره شمالی در رسانه‌های دولتی آن کشور گفته است که پخش فیلمی درباره توطئه برای کشتن رهبرشان یک اقدام خصمانه است.

او عنوان فیلم مورد نظر کره شمالی را اعلام نکرد، ولی قرار است نزدیک به چهار ماه دیگر فیلمی به نام "مصاحبه" با محتوای مربوط به قتل رهبر کره شمالی به نمایش درآید.

جیمز فرانکو و ست روگن، هنرپیشه‌های هالیوود، نقش‌های اصلی را در این فیلم کمدی-حادثه‌ای به عهده دارند. در این فیلم، یکی از آنها مجری و دیگری، تهیه‌کننده برنامه‌ای تلویزیونی هستند که برای مصاحبه با کیم جونگ اون دعوت می‌شوند، ولی بعد، به استخدام سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) درمی‌آیند تا او را ترور کنند.

به گزارش خبرگزاری رسمی کره شمالی، سخنگوی وزارت امور خارجه آن کشور گفته است: "تهیه و پخش فیلمی درباره توطئه برای آسیب زدن به رهبر عالی‌رتبه ما بی‌ملاحظه‌ترین حرکت تروریستی و اقدامی خصمانه است و تحت هیچ عنوان تحمل نخواهد شد."

او نمایش این فیلم را اقدامی "تحریک‌آمیز" از سوی آمریکا خواند و گفت: "اگر دولت آمریکا اجازه پخش این فیلم را بدهد و از این کار دفاع کند، با مقابله به مثلی بی‌رحمانه روبه‌رو خواهد شد."

ست روگن که به جز ایفای نقش در فیلم "مصاحبه" از کارگردان‌های آن هم هست، گفته است که گزارش‌های مربوط به سفر خبرنگاران به کره شمالی الهام‌بخش فیلم بوده‌اند.

او گفت که این فیلم در ابتدا درباره ملاقات با کیم جونگ ایل، رهبر پیشین کره شمالی بود، ولی با مرگ او در سال ۲۰۱۱ میلادی ناچار شدند داستان فیلم را عوض کنند و کیم جونگ اون، پسر رهبر پیشین و رهبر کنونی کره شمالی را وارد فیلم کنند.


آخرین ویرایش: - -

 

راز قتل پلیس آمریکایی در ایتالیا پس از یک قرن برملا شد

1393/04/3 10:37نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 


پلیس ایتالیا راز یک قتل ۱۰۵ ساله در جزیره سیسیل را کشف کرده است.

راز قتل یک مامور پلیس نیویورک در حالی برملا شد که پلیس سیسیل ۹۵ مظنون به عضویت در گروه‌های تبهکار مافیایی را بازداشت کرده بود.

بنا بر گزارش پلیس، آنها زمانی متوجه راز قتل پلیس آمریکایی شدند که یکی از بازداشت‌شدگان برای دیگران درباره دست داشتن عموی پدرش در این ماجرا داستان‌سرایی می‌کرد.

جو پتروسینو، مامور پلیس نیویورک در سال ۱۹۰۹ در حالی که مشغول گردآوری اطلاعات درباره فعالیت‌های مافیای سیسیل بود، به ضرب گلوله از پا درآمد.

به گزارش پلیس سیسیل، یکی از بازداشت‌شدگان به نام دومینیکو پالازوتو برای یکی از بازداشت‌شدگان تعریف کرده بود که عموی پدرش که پائولو پالازوتو نام داشت به دستور یکی از روسای مافیای سیسیل به نام کاسیو فرو، مامور پلیس نیویورک را در شهر پالرمو از پا درآورده بود.

به گزارش پلیس فدرال آمریکا، ستوان جو پتروسینو که در ۱۲ مارس ۱۹۰۹ در سیسیل کشته شد، یکی از نخستین ماموران پلیس در نیویورک بود که به جنگ جرائم سازمان‌یافته رفته بود.

آقای پتروسینو یک مهاجر ایتالیایی‌ بود و در مبارزه با گروه‌های تبهکار هم‌وطنش در آمریکا به موفقیت‌هایی دست پیدا کرده بود.

او هنگامی که برای تحقیق درباره فعالیت مافیای سیسیل به ایتالیا رفت، با ظاهر رفتگر، متکدی نابینا و بازرس اداره بهداشت فعالیت می‌کرد.

در نهایت در حالی که در یکی از خیابان‌های شهر پالرمو منتظر یک خبرچین بود، به ضرب ۴ گلوله از پا درآمد.

در پی این قتل، پلیس سیسیل گروهی از مظنونان از جمله پائولو پالازوتو و کاسیو فرو را بازداشت کرد ولی همه دستگیرشدگان بدون این که به طور رسمی متهم شوند، آزاد شدند.


آخرین ویرایش: - -

 

آیا باید کودکان را از دنیای دیجیتال نجات داد؟

1393/04/2 08:03نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


فرزندان من به همان اندازه ای که در عالم واقعیت هستند در دنیای دیجیتال نیز زندگی می کنند.

آنها از طریق پیامک، تماس ویدیویی و یا اینستاگرام با دوستان خود در ارتباط هستند و در این میان به نظر می‌رسد که همیشه یک یا چند مهمان مجازی در خانه حضور دارد.

آرزوها و انتظارات آنها از زندگی در مقایسه با زمانی که من هشت و یا ده ساله بودم کاملا متفاوت است. فرزندان من جزو اولین نسلی هستند که در همان سنین پایین صفحه هر وسیله دیجتیال را با دست لمس می کردند و اگر اتفاقی روی صفحه نمی افتاد سخت تعجب می کردند.

آنها جزء اولین نسلی هستند که وقتی اسباب بازیهای آنها از کار می افتد می گویند:" بی خیال، می توانیم یک بازی تازه تر را دانلود کنیم." آنها اولین نسلی هستند که به خوبی درک کرده اند عالم واقعیت به اشکال گوناگون با جهان دیجیتال گره خورده است.

این بومیان دنیای دیجیتال تمام آداب و رسوم این دنیا مثل نحوه نگارش پیامک، ارسال ای میل، نحوه دسترسی به وای فای و تماشای هر چیزی را در هر کجا و هر زمانی که می خواهند یادگرفته اند. انجام تکالیف مدرسه برای آنها بسیار ساده تر شده و دنیایی از اطلاعات و دانش به ساده ترین شکل روی وب سایت جستجوگر گوگل در اختیار آنها است.

دان تاپسکات نویسنده کتابی با عنوان بزرگ شدن به شیوه دیجیتال، در مورد تفاوت های نسلی که در دوران کامپیوتر متولد شده با نسل های قبلی پژوهش های زیادی انجام داده است. او می گوید:"نسل ام (موبایل) به گونه دیگری رشد می کند و مغز آنها کاملا متفاوت است."

به اعتقاد دان تاپسکات نحوه پرورش بخش های مختلف مغز و ارتباط آنها با یکدیگر به شدت تحت تاثیر شرایطی است که کودکان وقت خود را سپری می کنند.

او می افزاید:"در نسلهای گذشته مشغولیت اصلی کودکان تماشای تلویزیون بود و آنها بیننده و نظاره گر منفعل این وسیله بودند. اما امروزه آنها از وسایل مختلف دیجیتال مثل تلفن موبایل، بازیهای کامپیوتری و امثال آن استفاده می کنند و خود آنها به شکلی فعال تصمیم می گیرند که کدامیک از این کارها را انجام دهند."

پایان عمر حریم خصوصی

تمام اطلاعاتی که فرزندان ما تولید و آن را روی انواع و اقسام دریچه های اینترنتی قرار می دهند و یا برقراری ارتباط زنده ویدیویی با دوستانشان و آوردن آنها به حریم خصوصی خانواده، این سئوال را برای والدین مطرح کرده که آیا نسل امروزی در دنیایی پرورش می یابد که در آن حریم خصوصی دیگر معنایی ندارد؟

فرزندان ما اطلاعات شخصی بسیار زیادی از خود روی شبکه اینترنت به جا می گذارند. ولی آیا آنها به نسبت نسل ما روی شبکه اینترنت کنترل بیشتری خواهند داشت؟

اما کار از مسئولان یک نهاد مدنی مدافع آزادیهای فردی و حریم خصوصی در بریتانیا به نام بیگ برادر واچ می گوید:"در دورانی که تمام جزییات زندگی مردم توسط حکومت ها، موسسات مالی و شرکت های تجاری ضبط و تجزیه و تحلیل می شود آموزش کودکان در مورد اهمیت اطلاعات شخصی و مراقبت از حریم خصوصی موضوع بسیار مهمی است . ما اکنون می بینیم که در برخی موارد صاحب کاران قبل از استخدام حرف رمز صفحه شخصی افراد روی شبکه های اجتماعی را طلب می کنند. زورگویی و آزار افراد روی وب سایت ها و شبکه های اجتماعی به یک مشکل بدل شده و می بینیم که حکومت ها و شرکت های تجاری به اشکال مختلف سعی دارند اطلاعات شخصی ما را جمع آوری و کنترل کنند."

اما کار می افزاید:"آموزش به کودکان در مورد تمام مسایلی که به روشهای جدید ارتباطی و پیامدهای آن مربوط می شود امروزه یک کار مهم و بسیار ضروری است."

اما دان تاپسکات که در مورد رابطه نسل جدید و دنیای دیجیتال تحقیقات فراوانی انجام داده با این نگرانی ها موافق نیست. او می گوید:"این ادعا که حریم خصوصی افراد از بین رفته هیچ مبنا و اساسی ندارد. اما این حقیقت دارد که روشهای حفاظت از حریم خصوصی به طور کلی دگرگون شده اند. کودکان از تمام مسائلی که به حریم خصوصی برمی گردد به خوبی اطلاع دارند و به شکل غریزی استفاده مسئولانه از نشر اطلاعات را درک می کنند."

این نکته برای من کاملا آشنا است . این اواخر هرگاه که من می خواهم عکس بگیرم فرزندانم با لحنی شک برانگیز از من می پرسند:" می خواهی این عکس را در صفحه فیسبوک منتشر کنی؟"

حتی وقتی می خواستم برای این مطلب از آنها عکس بگیرم من را سئوال پیچ کردند و پرسیدند :"موضوع مقاله ای که می خواهی بنویسی چیست؟ " و یا می پرسیدند " چرا از روی سایت گوگل عکس بچه هایی را که با آی پد کار می کنند دانلود نمی کنی؟"

سئوالهای آنها به من نشان داد که فرزندان من به مسئله حقوق معنوی صاحبان عکس ها توجه چندانی نمی کنند ولی در عین حال فهمیدم که آنها با همین سن کم در دنیای دیجیتال، کاربران و مصرف کنندگان هوشیاری هستند.

دان تاپسکات می گوید:"حقیقت این است که کودکان خیلی خوب همه این مسائل را موشکافی و بررسی می کنند. زمانی که نسل ما بزرگ می شد اگر عکسی را می دیدیم برای ما صرفا یک عکس بود. ولی کودکان امروزی وقتی به یک عکس نگاه می کنند اول از همه دقت می کنند که آیا با فتوشاپ دستکاری شده و یا نه."

در مورد نگرانی مربوط به اطلاعات شخصی و خصوصی نیز به نظر می رسد که شرکت های خصوصی به مرور درمی یابند که مردم می خواهند کنترل اطلاعات شخصی خود را که بزرگترین سرمایه هر فردی محسوب می شود از این شرکت ها پس بگیرند. امروزه اکثر موسسات مالی و تجاری نرم افزارهایی ساخته و در اختیار مشتریان قرار می دهند که مردم با استفاده از آن می توانند اطلاعات قابل اشتراک خود را در یک بایگانی آنلاین و نسبتا خصوصی انبار کنند.

برخی معتقدند که حتی در آینده ممکن است افراد اطلاعات شخصی خود را به شرکت های آگهی های تجاری بفروشند چون این موسسات حاضر هستند برای هدفمند کردن تبلیغات خود این نوع اطلاعات را به هر قیمتی به دست بیاورند.

وب سایت جدیدی به نام رسپکت نت ورک اخیرا یک پلاتفورم عمومی تاسیس کرده است که به مردم امکان می دهد خودشان در مورد نحوه اشتراک اطلاعات شخصی خود تصمیم بگیرند.

همزمان مسئله کنترل هر فرد بر اطلاعات شخصی او که در اینترنت قابل دسترسی است به یک چالش جدید بدل شده است.

 

ماه گذشته دیوان عدالت اتحادیه اروپا رای داد که وب سایت گوگل باید تقاضای افراد برای حذف مطالب مربوط به آنها در این وب سایت را پذیرفته و این مطالب را حذف کند.

مسلما فرزندان ما از چنین اصلاحاتی استقبال خواهند کرد چون به آنها امکان خواهد داد که با رسیدن به سنین بالاتر آنچه را که در دوران کودکی و نوجوانی روی شبکه اینترنت قرار داده اند مرور کرده و زندگینامه دیجیتال خود را به عنوان یک فرد بالغ و مسئول و آنطور که می خواهند تغییر دهند.

مسلما در یک چنین روندی حجم زیادی از اطلاعات که کودکان و نوجوانان در مورد خود منتشر کرده اند پاک خواهد شد. طبق بررسی های موسسه نظر سنجی پیو ( Pew ) حدود نیمی از کودکان آمریکایی از سن شش سالگی تلفن موبایل دارند و تعداد زیادی از والدین نیز برای نوزادان خود حساب ای میل و صفحه ای روی شبکه های اجتماعی راه اندازی می کنند.

شواهد حکایت از آن دارد که بسیاری از والدین به جای اسباب بازیهای نرم و پشمالو برای کودکان خردسال خود تبلت می خرند.

فیلترهای پورنوگرافی

استفاده فعال از فن آوریهای دیجیتال در چنین سنین پایینی باعث شده که این بحث مطرح شود که آیا فرزندان ما به جای بازی و رفت و آمد در دنیای واقعی وقت زیادی را صرف فعالیت هایی نمی کنند که بسیار اعتیاد آور است؟

آیا بین زندگی دیجیتال و آنلاین با فعالیت های خارج از محیط خانه می توان تعادل درستی ایجاد کرد؟

دان تاپسکات معتقد است که این موضوع تا حد زیادی به هوشمندی و نحوه رفتار والدین بستگی دارد. او می افزاید: "والدین باید تصمیم های خیلی مشخصی بگیرند. آنها باید دقیقا برای فرزندان خود مشخص کنند که در چه مواقع و شرایطی حق ندارند از این ابزارها استفاده کنند."

نگرانی دیگر مسئله پورنوگرافی است. به خاطر افزایش نگرانی والدین در این مورد اکنون بسیاری از شرکت های ارائه کننده خدمات اینترنتی در سراسر دنیا به خانواده ها امکان می دهند که در صورت تمایل سایت های پورنوگرافیک را فیلتر کنند.

دان تاپسکات چندان با این روش موافق نیست و می گوید:"بهترین راه مقابله با پورنوگرافی نه سانسور بلکه صحبت کردن با کودکان در مورد این موضوع است. برای اولین بار در تاریخ بشر کودکان به یک مرجع مهم برای تصمیم گیری بدل شده اند و آنها تاثیرگذاری دوران دیجیتال بر نحوه سازماندهی زندگی جمعی و فردی انسانها را تعیین خواهند کرد."

او مطمئن نیست که محیط های آموزشی و مدارس اهمیت این موضوع را به خوبی دریافته باشند و تاکید می کند:"کودکان به شکلی کاملا متفاوت از نسل ما یاد می گیرند ولی روش آموزش در مدارس از زمان انقلاب صنعتی تاکنون هیچ تغییری نکرده است."

با وجودیکه بسیاری از مدارس در کشورهای پیشرفته روشهای نوآورانه ای را برای استفاده از فن آوری جدید به کار بسته اند ولی شواهد نشان می دهد که بسیاری از معلمان از ظرفیت های بالقوه این روشها هراس دارند.

اخیرا انجمن معلمان بریتانیا ازدولت خواست که برای کنترل ساعاتی که کودکان صرف استفاده از وسایل دیجیتال می کنند، مقرراتی وضع کند.

مارک لنگهمر مدیر این انجمن می گوید:"ما گزارشهای متعددی دریافت کرده ایم که نشان می دهد کودکان به خاطر صرف اوقات زیاد با این وسایل وقتی که به مدرسه می آیند کاملا خسته هستند و نمی توانند روی درس و فعالیت های جمعی در مدرسه تمرکز کنند."

اما دان تاپسکات معتقد است نباید دسترسی کودکان را به دنیای دیجیتال محدود کرد. به گفته او تکرار این نکته که "دنیای واقعی خوب و عالم دیجیتال بد است" درست نیست.

او می افزاید:" صحبت های زیادی در مورد اعتیاد به اینترنت، کاهش قابلیت ها و تجارب اجتماعی کودکان و تبدیل شدن جوانان امروزی به یک نسل خودخواه و معتاد به فیس بوک مطرح می شود. به نظر من هیچکدام از این ادعاها حقیقت ندارد و نوجوانان و جوانان امروزی هوشمندترین نسل در تاریخ بشر هستند."


آخرین ویرایش: - -

 

كمک هفت میلیون دلاری دی كاپریو به حفاظت دریایی

1393/04/2 08:02نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


دی كاپریو در كنفرانسی كه از سوی وزارت امور خارجه ایالات متحده برگزار شده بود، موضوع حفاظت دریایی را یكی از مهم ترین مسائل روز نامید و هفت میلیون دلار به این امر كمك كرد. لئوناردو دی كاپریو در سخنرانی خود در كنفرانس وزارت خارجه اعلام كرد كه مبلغ هفت میلیون دلار را به حفاظت دریایی اختصاص خواهد داد. در همین برنامه باراك اوباما نیز گفت كه در حال اجرای برنامه های فدرالی برای جلوگیری از ماهیگیری غیرقانونی است و قصد دارد یك محدوده حفاظت بزرگ اقیانوسی در اقیانوس آرام جنوبی به وجود بیاورد. مسوول برگزاری این كنفرانس در واشنگتن كه «اقیانوس ما» نام داشت جان كری، وزیر امور خارجه بود. وی این كنفرانس را به عنوان مكان گفت وگو برای جلب توجه بیشتر به نگهداری مناطق دست نخورده و تازه تر اقیانوس ها و همچنین حمایت از تعیین میزان ماهیگیری تجاری برپا كرده بود. دی كاپریو اعلام كرد كه بنیادش مبلغ هفت میلیون دلار به چند سازمان حفاظتی در 24 ماه آینده اهدا خواهد كرد و گفت: من به عنوان یكی از شهروندان نگران این سیاره، برای این كار به پا می خیزم و فكر می كنم این یكی از مهم ترین مسائل زمان ما است. بنیاد من اخیرا اعلام كرده بود كه سه میلیون دلار به سازمان اوشیانا برای پشتیبانی از برنامه هایشان در حمایت از كوسه ها، پستانداران دریایی و ساكنان كلیدی اقیانوس آرام شرقی اهدا می كند. امروز، من اینجا هستم تا بتوانم حتی منابع بیشتری را به این هدف تقدیم كنم. این كار تنها عملی برای حفاظت از زندگی وحشی دریایی نیست، اگر امروز كاری برای نجات اقیانوس ها نكنیم، تنها كوسه ها و دلفین ها صدمه نخواهند دید بلكه این بچه ها و نوه های مان هستند كه ضرر می بینند.

 


آخرین ویرایش: - -

 

یوتیوب محصولات شرکت‌های مستقل تولید موسیقی را حذف می‌کند

1393/03/30 08:27نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


یوتیوب گفته است که موزیک- ویدئوهای خواننده ها و گروه هایی از قبیل ادل، آرکتیک مانکیز و ریدیوهد را حذف می‌کند زیرا لیبل های مستقل تولیدکننده این آثار حاضر به پذیرش شرایط قرارداد تازه یوتیوب نشده اند.

از مدتی پیش گوگل، که مالک سایت یوتیوب است، در حال مذاکره با شرکت های تولیدکننده موسیقی برای بستن قراردادهای تازه مرتبط با سرویس عضویت موسیقی بوده است.

یک سخنگوی شرکت های مستقل موسیقی گفته است که یوتیوب در حال ارتکاب خطای فاحشی است که بر قضاوت نادرست مالی مبتنی است.

یوتیوب گفته است که قصدش این است که با راه اندازی سرویس پخش موسیقی بر اساس تقاضا، نظام تازه پرسودی برای صنعت موسیقی به ارمغان بیاورد.

رابرت کیند، سرپرست بخش محتوا و بازرگانی یوتیوب به فایننشال تایمز گفته است که اگر مذاکره ها به نتیجه نرسد، ممکن است آثار تولیدشده شرکت های مستقل موسیقی ظرف چند روز از یوتیوب حذف شود.

شرکت های عمده تولید موسیقی یعنی یونیورسال،‌ سونی و وارنر شرایط تازه این سایت را پذیرفته اند، ولی نام های مستقل و کوچک تر حاضر به پذیرش شرایط یوتیوب نشده اند.

اد اوبراین، گیتاریست گروه ریدیو هد، گوگل را متهم کرده است که تلاش کرده شرکت های پرزور را وادار به پذیرش سودهای کم کند.

"ما تلاش کرده ایم و باز هم تلاش خواهیم کرد که یوتیوب را وادار کنیم درک کند که موسیقی شرکت های مستقل برای سرویس های پخش آنلاین چقدر اهمیت دارد و چرا باید بر اساس همین اهمیت،‌ ارزش گذاری شود."

او گفت:‌"یوتیوب با دسترسی ندادن به مشترکان به موسیقی مستقل، خودش را در آستانه شکست قرار خواهد داد... اکثر شرکت های تولید موسیقی مستقل در دنیا از اینکه یوتیوب احترام و درک کافی از خود نشان نمی دهد دلسرد شده اند."

بی پی آی، موسسه ای که شرکت های بریتانیایی تولید موسیقی را نمایندگی می‌کند، می گوید اشتباه است که یوتیوب که مهمترین سرویس ویدئوی آنلاین را در اختیار دارد، شماری از شرکت های مستقل را طرد می کند.

جف تیلور،‌ مدیر عامل این موسسه، گفت که این اقدام سبب می شود که علاقمندان، فرصت شنیدن موسیقی آنها را از دست بدهند و شرکت های تولید موسیقی و هنرمندها نیز نتوانند در آمد کسب کنند، و همه اینها به این دلیل است که این شرکت ها تمایل ندارند تسلیم یک اولتیماتوم "بله یا خیر" بشوند.

ایمپالا که نمایندگی چند شرکت مستقل موسیقی از جمله ایکس ال رکوردینگز،‌ 4DA، کوکینگ واینایل و دومینو را بر عهده دارد از کمیسیون اروپا خواسته که در این منازعه به یوتیوب کمک کند.

بی بی سی بر این باور است که حتی اگر یوتیوب به حذف ویدئو موزیک ها اقدام کند، آثار هنرمندانی که با شرکت های مستقل همکاری کرده اند، از طریق کانال هایی مثل Vevo همچنان قابل دسترسی است.

به عبارت دیگر، تنها ویدئوهایی از یوتیوب حذف می شوند که امتیاز آنها را شرکت های مستقل به صورت انحصاری در اختیار دارند، نظیر ضبط های استودیویی یا اجراهای زنده.

یک سخنگوی یوتیوب به بی بی سی گفته است: "هدف ما این است که یوتیوب را همچنان تجربه موسیقایی شگفت انگیزی نگه داریم- هم به عنوان یک سرویس جهانی برای ارتباط هنرمندان با طرفدارانشان، و هم به عنوان منبع سود برای صنعت موسیقی."

او گفت: "ما برای موسیقی های روی یوتیوب در حال اضافه کردن سرویس هایی مبتنی بر حق اشتراک هستیم؛ و هدفمان این است که با سرویس های مبتنی بر پخش بر اساس تقاضا، برای شرکای خود در حوزه موسیقی،‌ سودآوری کنیم، و این علاوه بر میلیون ها دلاری است که یوتیوب هر سال عاید آنها می کند."

این سخنگوی یوتیوب گفت: "از اینکه صدها شرکت تولیدکننده عمده و مستقل اکنون شریک ما شده اند، بسیار خوشحالیم."

ورود یوتیوب به بازار اشتراک موسیقی بعد از این بود که آمازون سرویس مشابهی برای اعضای ویژه اش راه اندازی کرد و اپل نیز سرویس آنلاین موسیقی بیتز میوزیک Beats music را خرید.


آخرین ویرایش: - -

 

دولت می خواهد دریاچه ارومیه را نصف کند؟

1393/03/29 12:22نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 


وزیر نیروی ایران سرانجام جزئیات برنامه دولت برای احیای دریاچه ارومیه را اعلام کرد.

هفته گذشته حسن روحانی، رئیس جمهور ایران از دریافت گزارش ستاد احیای دریاچه ارومیه خبر داده و گفته بود که نتایج بررسی های این ستاد به زودی منتشر می شود.

آقای روحانی عصر همان روزی این خبر را اعلام کرد که در تبریز تظاهرات فعالان محیط زیست در اعتراض به تداوم روند خشکیدگی دریاچه به دستگیری شماری از آنها انجامیده بود. او خیلی محتاطانه در باره نتایج گزارش پیش گفته صحبت کرد، که نشان می داد دولت برای اجرای وعده هایش در باره دریاچه ارومیه خیلی دست پری ندارد.

صحبت های پریروز وزیر نیرو نیز همین انگاره را تأیید می کند. چیت چیان با اشاره به اینکه طرح دولت برای احیای دریاچه ارومیه شامل پنج محور است این محورها را اینگونه برشمرد: "توقف سدسازی در حوضه دریاچه ارومیه، قطع مطالعات سدسازی در منطقه، مدیریت آب سدها و لایروبی رودخانه‌های منتهی به دریاچه ارومیه، انتقال آب از رودخانه ارس و تغییر مسیر رودخانه های حوضه به سمت عمق اصلی دریاچه." وی همچنین اشاره کرد که مناقصه انتقال آب از رودخانه ارس، از راه فاینانس بخش خصوصی انجام می‌شود. (خبرگزاری فارس- یکشنبه ۲۵ خرداد).

در باره آنچه که او گفته است نکات زیر قابل تامل هستند:

۱- ظاهرا تنها طرح جدی و موثر دولت برای نجات دریاچه ارومیه انتقال آب از رودخانه ارس است. مواردی مثل توقف سدسازی با توجه به وضعیت موجود اجتناب ناپذیر بوده و لایروبی رودخانه ها هم کاری است که به طور معمول انجام می شود و قطعا نمی تواند نقش چندانی در افزایش حقابه دریاچه داشته باشد. محور پنجم، هدایت رودخانه ها به بخش عمیقتر، نه یک طرح ایجابی، بلکه اقدامی منفعلانه و سلبی است که در پی به اثرات اجرای آن اشاره خواهد شد.

۲- انتقال آب از ارس همیشه روی میز بررسی ها در باره نجات ارومیه قرار داشته است. اما این طرح دو دسته مخالفان جدی دارد: طرفداران محیط زیست و مردم استان اردبیل به ویژه اهالی پارس آباد مغان. محیط زیستی ها می گویند که انتقال آب از ارس تداوم همان سیاست غلط انتقال آب بین حوزه ای و دستکاری های خامدستانه در نظام هیدرولوژیکی طبیعت است و نباید اجرا شود. اهالی استان اردبیل هم نگران هستند کاهش آب ورودی ارس به این استان چشم انداز پارس آباد مغان، یکی از پر رونق ترین قطب های کشاورزی کشور را دگرگون کند. منصور حقیقت پور، نماینده اردبیل در مجلس شورای اسلامی بارها در مصاحبه هایش به صراحت از تبریزی ها و ارومیه ای ها خواسته بود چشم امید از ارس بردارند. او ابراز نگرانی کرده است اجرای چنین طرحی به اعتراض خیابانی مردم محلی منجر شود.

۳- خوشبختانه شواهد نشان می دهد که آقای روحانی متوجه شده است که وعده اش برای انتقال آب از خزر به ارومیه در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری درست نبوده و این طرح از دستور کار ستاد احیای دریاچه خارج شده است.

۴- و اما محور پنجم و طرح هدایت رودخانه ها به سمت عمیق تر دریاچه ارومیه: به واقع ترجمان این طرح، رای ستاد مذکور به کوچک سازی دریاچه است. این انگاره در یک سال اخیر مکرر مطرح شده که دیگر امکان احیای تمام مساحت دریاچه وجود ندارد و بهتر است تلاش ها برای نجات آن بر حفظ قسمت عمیق تر یعنی نیمه شمالی دریاچه متمرکز شود. بر اساس این طرح، نیمه جنوبی دریاچه به طور کلی خشک شده و رودخانه ها فقط وارد نیمه شمالی دریاچه می شوند و به این شکل نیمی از دریاچه قربانی می شود تا نیم دیگر آن زنده بماند.

این طرح با مخالفت کارشناسان و طرفداران محیط زیست روبرو خواهد شد. به واقع نیمی از دریاچه قربانی می شود تا دولت مجبور نباشد هزینه توقف کشاورزی در حدود سیصد هزار هکتار از اراضی کشاورزی منطقه و تعطیلی حدود دویست هزار شغل مرتبط را بدهد. وگرنه، هنوز این شانس وجود دارد که بتوان با رهاسازی سه میلیارد متر مکعب آب پشت سدها، کل دریاچه را نجات داد و نه فقط نصف آن را. رها کردن نیمه جنوبی دریاچه به معنای ایجاد کویری با مساحت افزون بر ۳ هزار کیلومتر مربع خواهد بود که اثرات اقلیمی آن قطعا در درازمدت گستره وسیعی از شمال غرب ایران را به قهقرای زیستبومی خواهد کشاند.

موافقان طرح (که عمدتا مقامات محلی هستند) اشاره می کنند که آرتمیاها فقط در نیمه شمالی دریاچه زندگی می کنند و غالب تاسیسات بندری و توریستی هم در همین بخش مستقر است. اما باید توجه کرد که غذای آرتمیاها از نیمه جنوبی تامین می شود، یعنی زیستگاه پرندگان کوچنده و اگر این پرندگان نباشند آرتمیای ارومیه هم منقرض می شود. افزون بر آنکه در جوار یک نمکزار با بادهای سمی بعید خواهد بود که اقامتگاه های گردشگری دریاچه بتوانند چندان چشم امید به آینده داشته باشند.

۵- به هر رو، آنچه که وزیر نیروی ایران گفته است کاملا این تصور را بر می تابد که دولت آمادگی و توان پرداخت هزینه و اقدام موثر برای احیای دریاچه ارومیه را ندارد. انتقال آب از ارس طرحی است که بنا به گفته رئیس سابق سازمان محیط زیست قرارداد آن از دو سال پیش ظاهرا با یک نهاد نظامی منعقد شده بود و همواره با مخالفت شدید کارشناسان محیط زیست روبرو بوده است. طرح کوچک سازی دریاچه هم به واقع بیشتر از آنکه راهی برای نجات و درمان باشد، روشی برای مرگ زودرس و کم دردتر است.


آخرین ویرایش: - -

 

خیابان‌های دنیا متحد شوید

1393/03/28 09:29نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 


نگاهی به كتاب «جنبش تسخیر» اثر «نوام چامسكی»

جنبش تسخیر به سلسله اعتراض های مردمی گفته می شود که از سپتامبر 2011 تا مارس 2012 در ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. این اعتراضات پردامنه از نیویورک آغاز شد و با گسترش و ایجاد سازماندهی و شبکه های سراسری توسط فعالان آن به 122 شهر در آمریکا رسید. حرکت آغازین این جنبش، تسخیر خانه های مصادره شده مردم بعد از بحران اقتصادی سال 2007 و ایجاد اختلال در حراج و مزایده آنها بود. معترضان با راهپیمایی در خیابان ها و برپاکردن چادر و سکونت در خیابان اعتراض خود را به این اقدامات اعلام کردند. پلیس و رسانه های دست راستی، معترضان جنبش را علاف های بیکار، هیپی های جدید و آنارشیست های قانون گریزی خواندند که با ایجاد راه بندان و ترافیک برای مردم مشکل ایجاد می کنند. جنبش تسخیر میادین و خیابان ها البته پیش از آن با تجربه اعتراضات خیابانی در خاورمیانه و جنبش بهار عربی آغاز شده بود. موفقیت مردم مصر در سرنگونی دیکتاتوری مبارک و پیش از آن

بن علی در تونس انگیزه مهمی برای فعالان جنبش وال استریت در آمریکا بود. هرچند در خاور میانه اعتراضات مردمی از این دست همیشه با سرکوب خشن و کشتار سیاسی مواجه می شود اما در آمریکا نیز مردم در طول جنبش تسخیر شاهد سطح وسیعی از خشونت پلیس بودند که تا آن زمان بی سابقه بود. برخورد خشن با معترضان توسط پلیس کشوری که ادعای صدور دموکراسی به همه جای دنیا داشت علاوه بر بحران اقتصادی بحران دموکراسی لیبرال را نیز عیان کرد؛ اینکه ماهیت پلیس در همه جای دنیا کم یا زیاد، زور، خشونت، گاز اشک آور، اسپری فلفل، باتوم، دست بند، بازجویی، شنود و زندان است. در جریان جنبش تسخیر بیش از هشت هزارنفر در آمریکا بازداشت شدند. افراد حاضر در این جنبش را طبقه «پروکاریا» نامیدند؛ همان اکثریت 99 درصدی در برابر سرمایه داران یک درصدی که شعار اصلی جنبش بود. پروکاریا بخش بی ثباتی از طبقه کارگر است که به سبب تحولات چند دهه اخیر در زمینه برون سپاری، قراردادهای موقت کاری و مانند آن به وجود آمده و به قرینه واژه کلاسیک پرولتاریا و از ریشه precarious به معنی بی ثبات و پرخطر ساخته شده است. (صفحه 24 کتاب) این طبقه به نظر بسیاری نیروی محرکه جنبش های تسخیر در میدان تحریر قاهره، میدان تقسیم استانبول، خیابان های اسپانیا، یونان، برزیل، انگلستان، بلغارستان و بسیاری دیگر از کشورها بوده است. ترکیبی از کارگران بیکار شده و دانشجویان بی پولی که کار فصلی می کردند، افرادی که خانه و دارایی خود را در شکسته شدن آخرین حباب مالی بورس در بخش مسکن از دست داده بودند و دیگر طبقاتی که از کاهش بیمه های اجتماعی، افزایش بیکاری و افزایش ساعات کار ناشی از بحران به تنگ آمده بودند. آنها دوباره به مبارزات خیابانی روی آوردند، مبارزه ای که اکنون و با ناتمام ماندن جنبش و عدم رسیدن به خواست ها باید در روش های سازماندهی آن تدقیق کرد. از دستاوردهای جنبش تسخیر، این بود که در طی آن بحث های مهمی در مورد مدل های ممکن و عملی دموکراسی مردمی، خودگردانی، سازماندهی غیرسلسله مراتبی و مشارکتی، اعتصاب و کنترل کارگری انجام گرفت و موضوع بسیاری از تحقیقات، کتاب ها و مقالات شد.

در طول این جنبش بسیاری از متفکران در مورد آن موضع گرفتند. نوام چامسکی زبان شناس و روشنفکر مشهور آمریکایی که پیش از آن در هواداری از جنبش های آزادیخواه خاورمیانه نیز موضع گیری کرده بود، به خاطر شکل و شمایل آنارشیستی این مبارزات از ابتدا از اصلی ترین همراهان آن بود. کتاب کم حجم «تسخیر» که در سال 2012 منتشر شد شامل چند مصاحبه و سخنرانی از اوست که در محل اعتراض ها و برپایی چادرهای معترضان انجام گرفته است. در زمان انتشار کتاب در آمریکا جنبش تسخیر در مرکز توجه رسانه ها بود و چامسکی بحث ها و ارزیابی های بعد از اتمام آن را مطرح نکرده است. چامسکی معتقد است مهم ترین دستاورد این جنبش تغییر کلمات به کاررفته در صحبت های سیاستمداران و تغییر روایت و زبان انتقادی رسانه ها و افکار عمومی است. مثلاکلمه 99 یا تسخیر، بعد از این جنبش فراگیر شدند. انتخاب این کلمات نمایانگر آن است که می توان روایت را تغییر داد و تغییر روایت یک پیروزی ضروری برای همه تحولات بعدی است. معضلات طبقه کارگر جهانی، کسانی که صدایی ندارند، به حساب نمی آیند، دسترسی به منابع قدرت و شهرت و ثروت ندارند و همیشه هیچ انگاشته شده بودند پس از این واقعه طنین انداز شد. واکنش اذهان عمومی به بحران اقتصادی سال 2007 در مقایسه با بحران بزرگ در اوایل دهه 1930 متفاوت بود. با اینکه ابعاد بحران اخیر کمتر از بحران بزرگ بود اما این بار مردم آمریکا حس ناامیدی شدیدی از بهبود اوضاع داشتند. چیزی که در تاریخ آمریکا بی سابقه است و یک دلیل عینی بیشتر ندارد. مردم این بار به ماهیت نظام سرمایه داری که در طی سه دهه اخیر و به ناچار به صنعت زدایی، بورس بازی و مالیه گرایی روی آورده و به تبعات ویرانگر آن روی معیشت و کیفیت زندگی خود پی برده اند. در 30سال گذشته درآمد اکثر مردم غالبا ثابت مانده و گاه سیر نزولی داشته است، مزایا کاهش و ساعات کار افزایش یافته، نظام بیمه و خدمات دولت رفاه که حاصل مبارزات طولانی طبقه کارگر اروپایی بود یکی پس از دیگری کنار گذاشته شد. شکاف طبقاتی عمیق تر از همیشه در سطح جهان به وجود آمد و تعداد گرسنگان جهان از مرز یک میلیاردنفر گذشت. سرمایه داری نولیبرال با جنون و سرعتی سرسام آور و فقط با منطق کسب حداکثری سود به پیش می رود و جنگ، سلاح های کشتار جمعی، رشد تروریسم، بنیادگرایی و مشکلات زیست محیطی هم اکنون آینده کل نژاد انسان و کره زمین را در معرض نابودی قرار داده است.

برخی جنبش تسخیر را با رخداد می 1968 در فرانسه مقایسه می کنند. هرچند این اعتراضات به خاطر دلایل عمدتا اقتصادی با شورش های می 1968 فرانسه که دانشجویان و کارگران به دنبال نقد ساختارهای قدرت، جنسیت، آموزش، سبک زندگی و فرهنگ عامه به اعتراض در خیابان پرداختند متفاوت بود، اما در این جنبش نیز همگانی بودن آن تاثیر مهمی بر فرهنگ عمومی گذاشت و به نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ضد سرمایه داری در دوران جدید تبدیل شد. جنبش تسخیر نیز همانند شورش های 1968 دستاوردهای فرهنگی زیادی داشت و تغییراتی اساسی را در گزاره های صلبی به وجود آورد که برای چند دهه در گفتمان سیاسی جهان رایج بود. اینکه با تجربه ناموفق «سوسیالیسم واقعا موجود» - که خود عملاچیزی جز سرمایه داری دولتی نبود- دیگر هیچ بدیل و جایگزینی برای سرمایه داری وجود ندارد و فقط باید به اصلاح آن پرداخت. اما جنبش تسخیر در مدت زمانی کوتاه تصویر یک دست و تر و تمیزی که رسانه ها و دم و دستگاه ایدئولوژی سرمایه سعی در بازنمایی آن داشتند برای همیشه خدشه دار کرد و زنگ خطر را برای آن به صدا در آورد. آغاز جنبش تسخیر در خیابانی که بورس نیویورک به عنوان مرکز قوی ترین اقتصاد جهان و امپراتوری سرمایه در آن واقع شده است ورشکستگی عمومی را در جهان منعکس کرد. عکس های جنبش تسخیر و شعارها و پلاکاردهای معترضان درباره «رویا» نیز یادآور اعتراضات می 1968 بود. همانگونه که هاوراد زین نویسنده کتاب تاریخ آمریکا نوشت: «هرجا پیشرفتی حاصل و هرجا بی عدالتی ای سرنگون شده به آن دلیل بوده است که مردم همانند شهروند عمل کرده اند نه سیاستمدار. فقط ناله نکرده اند، دست به کار شده اند، عمل کرده اند، سازماندهی کرده اند و اگر لازم بوده قیام کرده اند تا وضعیت خود را به ارباب قدرت گوشزد کنند و این همان کاری است که ما امروز باید انجام دهیم. ممکن است کسانی بگویند خب! حالاچه انتظاری داری؟ پاسخشان این است که انتظار زیادی داریم. ممکن است بگویند: نکند خیالاتی شده ای؟ پاسخشان این است که بله، ما خیالاتی شده ایم. ما همه آن خیال ها را می خواهیم.»

 

نویسنده: علی سالم


آخرین ویرایش: - -

 

اهواز در فهرست داغ ترین شهرهای جهان

1393/03/28 09:28نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 


در گرمترین شهرهای جهان دمای هوا از 40 درجه فراتر می رود که در برخی از آن ها این گرمای شدید با رطوبت بالا، تداعی کننده گرمای سوناست.

به گزارش ایسنا، ده ها شهر در خاورمیانه و آفریقا در طول سال دمایی بالاتر از 40 درجه را تجربه می کنند که در گزارشی به نقل از پایگاه اینترنتی ای اف کی اینسایدر آفریقا، داغ ترین شهرهای جهان معرفی شده اند.

تیمبوکتو در مالی، کویت، ایلیزی در الجزایر، دالول در اتیوپی، اهواز در ایران، مکه مکرمه - عربستان سعودی، بانکوک - تایلند، مراکش در شمال آفریقا، لاس وگاس در ایالت نوادا (امریکا) و جیزان در عربستان سعودی از جمله شهرهای جهان هستند که معمولاً گرمای شدید با رطوبت بالارا تجربه می کنند.

شهر اهواز از سوی سازمان جهانی بهداشت در سال 2011 میلادی لقب آلوده ترین هوای جهان را نیز به خود اختصاص داد. آلودگی هوای این شهر دست در دست گرمای سوزان، شرایط طاقت فرسایی را برای ساکنان این شهر 5/1 میلیون نفری رقم زده است. تابستان های داغ طولانی و زمستان های نه چندان خنک و کوتاه این شهر را در زمره گرمترین شهرهای جهان قرار داده است.

   


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 255 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...