تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب لوله

پرونده پخش فوتبال در سینماها را چه كسی بست؟

1393/03/6 16:04نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

برای نخستین بار هنگام جام جهانی 2010 پخش فوتبال به سینماهای ایران راه یافت و به نظر می آمد با توجه به استقبال مردم، این روند ادامه داشته باشد اما این همه ماجرا نبود چراكه آن گونه كه پلیس اعلام كرده است به دلیل برخی رفتارهای نامناسب اعلام شد كه باید این سانس های پخش فوتبال بدون حضور خانم ها انجام شود و در پاسخ به چرایی این عمل نیز تصاویر و فیلم هایی نشان داده شد كه براساس آن هنگام اختلاط زن و مرد رفتارهای ناهنجار و غیراخلاقی زیادی ایجاد شده بود. با اینكه نیروی انتظامی عنوان كرد كه سینماها می توانند بدون حضور زنان به مساله پخش فوتبال ادامه دهند اما رغبت سینماداران و تماشاگران كاهش یافت و پس از مدتی نیز طرح تعطیل شد!

در پی توقف پخش فوتبال در آن زمان از سینماها در بازی های جام ملت های آسیا، سردار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ناجا اظهار كرده بود: مشكلاتی كه در دفعات گذشته در پخش فوتبال در سینماها رخ داد اصلاخوشایند نبود و بر همین اساس برای پیشگیری از عوارض اخلاقی پخش فوتبال از سینماها ممنوع شد.

احمدی مقدم آن موقع در مصاحبه های خود با بیان اینكه سینماداران باید خود تمهیداتی برای پخش فوتبال از سینماها اتخاذ می كردند تا شاهد بروز این مشكلات نباشیم، تقسیم بندی سینماها و اختصاص آن به زنان و مردان را یكی از این تمهیدات عنوان كرده و گفته بود: در كشورهای اروپایی مسابقات فوتبال از تلویزیون پخش نمی شود و مردم مجبورند برای مشاهده مسابقات با پرداخت پول به سینماها رفته اما حالاكه در ایران تمامی مسابقات از تلویزیون پخش می شود نیازی به پخش آن از سینماها نیست.

    داستان دنباله دار عدم پخش فوتبال از سینماها تنها به اظهارات رییس پلیس ختم نشد و سردار كارگر، معاون اسبق اجتماعی ناجا نیز درباره این تصمیم پلیس مبنی بر عدم حضور بانوان در سینماها در هنگام پخش فوتبال گفته بود: پلیس مستندسازی زیادی ازحضور زنان و مردان در هنگام بازی فوتبال در سراسر كشور انجام داده است و متوجه شدیم كه هنگامی كه زنان و مردان با یكدیگر به تماشای فوتبال می پردازند، وضعیت مناسبی نیست. فوتبال بازی هیجانی است و مردان هنگام بازی فوتبال هیجانی شده و بعضا فحش های ركیك داده یا شوخی های بدی انجام می دهند و جای سوال است كه آیا این در شان زنان است كه در این مكان حضور یابند؟

سردار احمدرضا رادان نیز با طرح این پرسش كه آیا واقعا سینما جایی برای پخش فوتبال است؟ ضمن اعلام موضع خود درباره این طرح سینماگران افزوده بود: حرف ما این بود كه اگر سینماها كم رونق هستند باید این مساله را در تولید و وضعیت فیلم ها جست وجو كرد و آیا پخش فوتبال می تواند به وضعیت كم رونق سینماها كمك كند؟ با این وجود حتما فردا نیز باید سمینار و همایش در سینماها برگزار شود تا افراد پول بگیرند و چندی پیش ما اعلام كردیم كه تنها آقایان می توانند فوتبالی را كه از تلویزیون هم پخش می شود از سینما ببینند اما تعدادی از سینماداران تماس گرفتند كه اگر دختر نباشد فایده یی ندارد! حال جای سوال است كه در حضور دختر و پسر در سینماها برای پخش فوتبال چه اتفاقی می افتد كه اگر دختر نباشد، نمی شود؟

با این وجود سردار اسماعیل احمدی مقدم به عنوان رییس پلیس كشور در جدیدترین اظهاراتش گفته است كه باید مسائل اخلاقی درون سینماها رعایت شود تا كانونی برای بروز رفتارهای ناهنجار نباشد.

اما رادان، جانشین فرمانده ناجا بعد از آن در مورد پخش فوتبال جام جهانی در سینماها اعلام كرد: پخش مسابقات فوتبال جام جهانی در سینماها به صورت مختلط ممنوع است وسینماها می توانند به صورت جداگانه یك سالن را به زنان و دیگری را به مردان اختصاص دهند اما پخش به صورت مختلط ممنوع است. پس از این اظهار محمدقاصد اشرفی، رییس انجمن سینماداران كشور نیز در پی سخنان رادان، اظهارنظر جالبی را مطرح كرد و گفت كه اگر واقعا نظر نیروی انتظامی بر این باشد كه خانواده ها نتوانند همراه یكدیگر در سینماها مسابقات را تماشا كنند، ما هم از پخش مسابقات فوتبال صرف نظر می كنیم!

و در ادامه نیز درآستانه فینال قهرمانان اروپا، مجتبی خشایار، معاون بهره برداری برج میلاد با اعلام این خبر كه ناجا مكتوب به آنها اعلام كرده كه اجازه پخش مسابقات جام جهانی را ندارند، گفته بود: به این ترتیب حتی مسابقه فینال لیگ قهرمانان اروپا را هم پخش نخواهیم كرد و حتی با تفكیك جنسیتی هم مجوز پخش مسابقات در برج میلاد صادر نشده است.

این سخنان در حالی است كه هنوز منبع رسمی از سوی ناجا این گفته را تایید نكرده است و در پیگیری های صورت گرفته تا لحظه ارسال این خبر اعلام شده كه ناجا همچنان مخالف پخش مختلط است نه اینكه بخواهد صورت مساله را پاك كند.

به گزارش ایسنا، با توجه به سخنان مطرح شده فیما بین مسوولان سینمایی كشور و ناجا باید دید این عدم پخش فوتبال از سوی چه كسانی رقم خورده است؟ از سوی ناجا كه مخالف پخش مختلط بوده یا انجمن سینماداران كه اعلام كرده در صورت عدم اختلاط خودشان از پخش انصراف خواهند داد؟

   


آخرین ویرایش: - -

 

آمریکا در صدر فهرست رقابتی‌ترین کشورهای جهان

1393/03/3 16:57نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

در نظرسنجی مدرسه بازرگانی جهانی در سوئیس، ایالات متحده آمریکا در میان ۶۰  کشور جهان عنوان رقابتی ترین کشور جهان را بدست آورد. بر اساس این تحقیق، اروپا در حال بازیابی برخی از امتیازات رقابتی خود است، در حالی که اقتصادهای در حال ظهور در تلاش برای حفظ موقعیت خود هستند.

نویسندگان گزارش می گویند ایالات متحده صدر نشینی خود را مدیون اقتصاد انعطاف پذیر، آمار بهتر اشتغال و تسلط در فن آوری و زیر ساخت های اقتصاد جدید است. در این رتبه بندی، سه اقتصاد کوچک سوئیس، سنگاپور و هنگ کنگ پس از آمریکا قرار گرفته اند، و این به دلیل آن است که همگی بواسطه صادرات، بازدهی کسب و کار و نوآوری وضع اقتصادی خوبی پیدا کرده اند.

این گزارش می گوید اروپا، به لطف بهبود تدریجی اقتصاد حوزه یورو، از سال گذشته وضع بهتری دارد، اما بسیاری از بازارهای بزرگ در حال ظهور در حال سُر خوردن به رتبه های پائین تر هستند. گزارش همچنین می گوید کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین با دارا بودن زیرساخت های ناکافی و کندی اخیر در سرمایه گذاری های خارجی در مسابقه رقابت در حال باختن هستند.

چین، که بطور گسترده ای انتظار می رود جایگزین ایالات متحده به عنوان ابرقدرت اقتصادی جهان شود، از سال گذشته دو رتبه از دست داده است و در حال حاضر در رتبه ۲۳ ام در شاخص رقابتی است.

مدیر مرکز رقابت جهانی، مدرسه بازرگانی جهانی سوئیس، آرتورو بریس، می گوید چین به دلیل فقدان توسعه نهادینه شده، از نظر رقابتی خوب عمل نمی کند.

بریس گفت، «آنچه ما در چین و کشورهای برزیل، روسیه، و هند به طور کلی می بینیم این است که رشد اقتصادی خیلی سریع صورت گرفته و به صورت موازی با اصلاحات لازم در محیط سازمان داده شده ای اتفاق نیافتاده است. مقررات بازرگانی، نهادهای اقتصادی و بازارهای مالی، اصول بازرگانی و ارزش ها، فساد، پایداری -- از آن نظر، در یک نقطه ای، رشد اقتصادی غیر قابل دوام می شود.»

بریس می گوید برزیل با دردسر بزرگی روبرو است. رشد اقتصادی بی مهابای سال گذشته باعث ناآرامی های اجتماعی شد، زیرا چیزی از رفاه و ثروت بدست آمده به طبقات پائین تر و شهروندان عادی نرسیده است. برزیل در سال جاری سه رتبه از دست داد و به رده ۵۴ نایل آمده است.

رتبه بندی رقابتی مدرسه بازرگانی جهانی سوئیس بر چهار عامل قرار دارد: عملکرد اقتصادی، بازدهی حکومت، راندمان بازرگانی و زیرساخت ها. این گزارش می گوید هیچ رابطه ای بین دموکراسی و اقتصاد رقابتی وجود ندارد، هر چند احتمال وجود حکومت خوب در یک دموکراسی بیشتر است.

این گزارش می گوید، رهبری خوب عامل تعیین کننده مهم تری است، و اشاره می کند که سنگاپور و امارات متحده عربی، دو حکومت اقتدارگرا با رهبران قوی، در رده زیر ۱۰ قرار گرفته اند.

قرار نداشتن کشورهای در حال توسعه در نظرسنجی قابل توجه است. در واقع، تنها کشور آفریقایی که در رده بندی از آن نام برده شده، آفریقای جنوبی است که رتبه ۵۲ را دارد.

این گزارش می گوید، اما مدرسه بازرگانی جهانی سوئیس تنها می تواند با کشورهایی همکاری کند که قادر به ارائه آمار با کیفیت بالا هستند و دسترسی به مدیران بازرگانی دارند که می توانند اطلاعات مربوطه در مورد کشور را ارائه دهند.

او گفت، «ماموریت ما به عنوان یک مرکز کمک به کشورهای در حال توسعه و ایجاد و تولید رفاه است. ما می توانیم به نیجریه و کنیا کمک بسیار بیشتری بکنیم تا به ایالات متحده. پس ماموریت ما فقط این است که کشورها و بازارهای در حال ظهور ظهور بیشتر و بیشتری را به رتبه بندی اضافه کنیم.»

روسیه از رده بندی سال گذشته چهار رتبه بالاتر آمده و اکنون در ره ۳۸ قرار دارد. اوکراین موقعیت خود را در رده ۴۸ حفظ کرده است. با این حال، ریس گوشزد می کند که رتبه بندی امسال بر اساس داده هایی است که پیش از رویدادهای بی ثبات کننده اخیر اوکراین  جمع آوری شده است.

او می گوید نوسانات و عدم انسجام اجتماعی برای کسب و کار بد است، و او انتظار دارد که این امر در رتبه بندی رقابتی سال آینده منعکس گردد.


آخرین ویرایش: - -

 

آلمان و فرانسه برای برگزاری جام جهانی در قطر فشار آوردند

1393/02/27 04:56نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

سپ لاتر، رئیس فدراسیون جهانی فوتبال، فیفا، می‌گوید کشورهای آلمان و فرانسه با فشار سیاسی بر فیفا بر اعطای میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ به قطر موثر بوده‌اند اما وزرای خارجه آلمان و فرانسه این اتهام را رد کرده و ادعای رئیس فیفا را بی‌اساس دانسته‌اند.

آقای بلاتر، روز پنجشنبه (۱۵ مه - ۲۵ اردیبهشت) در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی در سوئیس از احتمال تغییر زمان برگزاری مسابقات جام جهانی سال ۲۰۲۲ خبر داد و گفت: "به احتمال بسیار زیاد زمان این مسابقات از تابستان به زمستان تغییر خواهد کرد."

علت این جابجایی گرمای "طاقت فرسای" تابستان در قطر اعلام شده است. گرمایی که در ارزیابی‌های کارشناسان غیرقابل قبول برای برگزاری یک مسابقه فوتبال ارزیابی شده است.

"این یک اشتباه بود که با برگزاری مسابقات در تابستان ذوب کننده قطر موافقت کنیم. یک اشتباه. خب همه اشتباه می‌کنیم. اما کمیته انتخاب میزبان سال ۲۰۲۲ تصمیم گرفت که ما مسابقات را در ماه‌های ژوئن و ژوئیه در قطر برگزار کنیم."

آقای بلاتر در این گفتگوی تلویزیونی همچنین از "فشارهای سیاسی" کشورهای آلمان و فرانسه برای اعطای میزبانی به کشور قطر سخن گفت اما روابط عمومی فیفا امروز (جمعه - ۱۶ مه) با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد منظور آقای بلاتر از این سخنان "استفاده قطر از منابع عظیم نفت و گاز خود" برای کسب میزبانی جام جهانی ۲۰۲۲ نبوده است بلکه وی به فشارهای سیاسی از سوی آلمان و فرانسه برای اعطای میزبانی به این کشور حاشیه خلیج فارس اشاره کرده است.

آقای بلاتر در این باره گفته است: "من هیچ گاه نخواهم گفت قطر میزبانی را خریده است چرا که این فشارها سیاسی بود؛ از جانب آلمان و فرانسه." او همچنین در گفتگوی خود با تلویزیون سوئیسی به حضور شرکت های بزرگ آلمانی و فرانسوی در کشور قطر اشاره کرد.

"ما همگی به خوبی می‌دانیم که چه شرکت‌های بزرگی از آلمان و فرانسه در قطر منافع دارند؛ اگر چه این شرکت‌ها به طور مستقیم از مسابقات جام جهانی سود نمی‌برند."

در واکنش به سخنان آقای بلاتر، سخنگوی وزیر خارجه فرانسه، روز جمعه ضمن "بی اساس" خواندن اتهامات آقای بلاتر گفت: "فرآیند انتخاب میزبان جام جهانی کاملا در اختیار کمیته اجرایی این فدراسیون است."

وزیر خارجه آلمان هم در پاسخ به خبرگزاری‌ها گفته در این مورد اظهار نظر نمی‌کند و تنها توجه رسانه‌ها را به اظهارات پیشین سخنگوی آنگلا مرکل، صدر اعظم این کشور، جلب می‌کند که سال گذشته گفته بود: "تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که از سوی آلمان هیچ گونه توصیه با فشاری بر نماینده این کشور در کمیته اجرایی فیفا برای اعطای میزبانی به قطر وجود نداشته است."

در همین حال، سپ بلاتر که از سال ۱۹۹۸ تاکنون ریاست فیفا را برعهده داشته است در این گفتگوی تلویزیونی بار دیگر از تصمیم خود برای شرکت در انتخابات آتی این مهمترین نهاد بین المللی فوتبال خبر داده است.


آخرین ویرایش: - -

 

تظاهرات علیه جام جهانی برزیل به خشونت کشیده شد

1393/02/27 01:16نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

پلیس ضدشورش برزیل به سوی هزاران تظاهرات‌کننده علیه هزینه‌های میزبانی جام جهانی فوتبال، گاز اشک آور پرتاب کرد.

بعضی از تظاهرات‌کنندگان در شهرهای سائوپائولو، بزرگ‌ترین شهر برزیل و ریودوژانیرو هم به سوی پلیس سنگ پرتاب کردند و برای بستن خیابان‌ها تایر لاستیک آتش زدند.

تظاهرات کنندگان می‌گویند دولت میلیارد‌ها دلار خرج میزبانی جام جهانی فوتبال کرده در حالی که می‌توانست این بودجه را صرف پروژه‌های رفاهی و خانه‌سازی کند.

تظاهرکنندگان در بسیاری از شهرهای برزیل از جمله برزیلیا، پایتخت این کشور تجمع کردند.

معلمان و کارکنان بخش‌های عمومی هم اعتصاب کرده‌اند.

در ریودوژانیرو که میزبان مسابقه فینال جام جهانی است، صد‌ها نفر در ساعات شلوغ در مرکز شهر تظاهرات کردند.

شمار تظاهرات کنندگان به نسبت تظاهراتی مشابه در سال قبل کمتر بود. اما معترضان گفته‌اند در روزهای برگزاری جام جهانی تظاهرات گسترده تری خواهند داشت.

وسعت تظاهرات نشانه‌ای از چالش‌های امنیتی است که دولت برزیل در طول برگزاری مسابقات جام جهانی تجربه خواهد کرد.

بزرگترین تظاهرات در نزدیکی استادیوم جام جهانی در محله ایتاکرا برگزار شده است.

بسیاری از کسانی که به علت بالا بودن هزینه های مسکن مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند نیز در تظاهرات شرکت کرده‌اند.

در پی تظاهرات سال گذشته، دیلما روسف، رئیس‌جمهوری برزیل قول داد که در مورد اصلاحات سیاسی یک رفراندوم برگزار شود.

او همچنین وعده داد که ۵۰ میلیارد رئال (۲۵ میلیارد دلار) صرف بهبود سیستم حمل و نقل کشور کند.

مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل از پنجشنبه ۱۲ ژوئن (حدود چهار هفته دیگر) آغاز می‌شود و تا یک ماه ادامه خواهد داشت.


آخرین ویرایش: 1393/02/27 01:16

 

بدون اینترنت، 'چت' کنید

1393/02/25 12:48نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

اپلیکیشن‌های چت با وجود محبوبیت فراوانشان همگی دچار یک نقص هستند، و آن اینکه اگر سوار قطار زیرزمینی شوید، یا به دامان طبیعت بروید، و یا در وضعیتی قرار بگیرید که مقامات حکومتی شبکه‌های موبایل را مسدود کنند، به احتمال زیاد ارتباطتان قطع می‌شود.

حالا یک فناوری جدید این امید را ایجاد کرده که در موقع عدم دسترسی به شبکه هم به دارندگان تلفن‌های هوشمند امکان ادامه گفتگوهایشان را بدهد. این فناوری با تحسین فراوانی مواجه شده، و بسیاری آن را انقلاب دوم در صنعت تلفن‌های همراه خوانده‌اند.

شبکه توری (Mesh) از آن دست اصطلاحات فنی است که اگر در ضمن مکالمه‌ای آن را بکار ببرید، با نگاه‌های متعجب زیادی روبرو خواهید شد. اما در چند ماه اخیر، نگرانی‌های بی‌سابقه از شنود ارتباطات اینترنتی از سوی حکومت‌ها و نصب فناوری جدید روی آخرین نرم‌افزار موبایل اپل، یعنی آی‌اواس ۷، به این معنا بوده که این پروتکل ارتباطاتی نوظهور به موضوع بسیاری از بحث‌ها تبدیل شده است. اما این همه سر و صدا برای چیست؟

به طور خلاصه این فناوری امکان برقراری ارتباط بدون نیاز به شبکه‌های اینترنتی عمده را فراهم می‌کند.

این فناوری پتانسیل بسیار عظیمی دارد؛ از برقراری ارتباط برای کمک به آسیب دیدگان فجایع گرفته تا گسترش دموکراسی. به زبان ساده، یک شبکه عادی شبیه چرخ دوچرخه است و در آن هر یک از پره‌ها به توپی وسط چرخ وصل می‌شوند. در عالم شبکه‌ها این توپی می‌تواند یک شبکه تلفن همراه، یک شرکت ارائه کننده خدمات اینترنتی یا یک سرور کامپیوتری باشد. در مقابل، در یک شبکه توری هیچ نقطه اتصال مرکزی وجود ندارد و بجای آن هر یک از نقاط شبکه در نوعی تور مشبک نقش یک گره را بازی می‌کنند که قادر است ترافیک را به‌نحوی کارآمد به دیگر گره‌های مجاور انتقال دهد. این بدان معناست که پیام‌ها می‌توانند بدون نیاز به اینترنت متعارفی از نقطه‌ای به نقطه دیگر منتقل شوند. این روش در موقع بروز فجایع و بلایا، یعنی مواقعی که معمولا ارتباطات محدود، و یا کلا قطع شده اند، کارآیی بسیار زیادی دارند.

در یک شبکه توری یک اتصال واحد به اینترنت می‌تواند میان چندین دستگاه به اشتراک گذاشته شود، و می‌توان بسیاری از این دستگاه‌ها را از مدار خارج کرد، بدون اینکه شبکه قطع شود. حتی در زمان‌هایی که شبکه آسیب جدی دیده است، دستگاه‌ها همچنان خواهند توانست به چت کردن با هم ادامه دهند

اگر حتی فقط یکی از گره‌ها به اینترنت وصل باشد، این اتصال می‌تواند به همه گره‌های دیگر به اشتراک گذاشته شود و همه دستگاه‌های موجود در شبکه توری به اینترنت وصل خواهند شد.

پیام‌های سری

اما یک شبکه توری می‌تواند برای کسانی که نگران شنود فعالیت‌های اینترنتی‌شان هستند هم بسیار مفید باشد.

با توجه به اینکه این شبکه تحت هیچگونه مدیریت مرکزی قرار ندارد، از کار انداختن آن از بستن یک شبکه عادی سخت‌تر است و تحت نظارت گرفتن آن هم غیرممکن است، مگر اینکه کسی مستقیما به شبکه متصل باشد. ایده استفاده از شبکه‌های توری جای خود را کاملا باز کرده است. این ایده در ابتدا برای استفاده‌های نظامی مطرح شد، اما امروزه در پروژه‌های مختلفی در روستاها و شهرهای سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد، و عمدتا برای کمک به گسترش میزان اتصال به شبکه در مناطقی که دسترسی به اینترنت در آنها محدود است، کاربرد دارد.

اما یک آیتم آی‌اواس ۷بنام "اتصال چند نفره" که چندان هم درباره‌اش تبلیغ نشده است، این امکان را به تهیه کنندگان اپلیکیشن‌ها می‌دهد که فناوری شبکه‌های توری را در اختیار همه قرار دهند، و گوشی‌های قبلا بی‌ادعای ما را به روترهای موقت تبدیل کنند، و برای این کار به هیچ تخصص یا سخت‌افزار خاصی هم نیاز نیست.

زنده ماندن

اپلیکیشن فایرچت تا همین‌جا هم سر و صدای زیادی به‌پا کرده است. این اپلیکیشن تنها در ماه مارس گذشته (اسفند ۱۳۹۲) راه‌اندازی شده، اما در همین مدت کوتاه میلیون‌ها بار در سراسر جهان دانلود شده است. بطور خلاصه، این اپلیکیشن به کاربران این امکان را می‌دهد که مادامی که در میانه راه دستگاه‌ها و گوشی‌هایی وجود دارند که سیگنال را در طول مسیر رله کنند، با هم پیام، عکس و ویدئو مبادله کنند.

این اپلیکیشن اخیرا روی سیستم عامل اندروید هم ارائه شده، هرچند که باید با اپلیکیشن تثبیت شده‌ای بنام سروال مش (Serval Mash) رقابت کند. البته استفاده از سروال مش برای کاربران قدری سخت‌تر است. کارآیی بالقوه این اپلیکیشن در عملیات‌های کمک‌رسانی و تأمین امکان اتصال به شبکه در مناطق روستایی دورافتاده توجه زیادی را به‌خود جلب کرده است.

میچا بنولیل، بنیان‌گذار فایرچت، می‌گوید از این اپلیکیشن در وهله اول برای سرگرمی استفاده می‌شود، هرچند که اذعان می‌کند که استفاده‌های دیگری هم دارد. بعضی‌ها همین حالا هم جذب این اپلیکیشن شده اند.

مثلا اخیرا دانشجویان معترض تایوانی که قصد اشغال پارلمان را داشتند، برای برقرار نگاه داشتن ارتباطاتشان و مقابله با محدودیت‌های وضع شده بر دسترسی‌شان به اینترنت و پوشش شبکه تلفن همراه به فایرچت روی آوردند.

اگر چنین موارد استفاده‌ای رواج پیدا کنند، تردیدی نیست که اپلیکیشن‌هایی مثل فایرچت توجه دولت‌ها و نهادهای قضایی را به‌خود جلب خواهند کرد. این نهادها به احتمال زیاد در پی خنثی کردن – یا دست‌کم زیر نظر گرفتن – ترافیک اطلاعات در این نوع شبکه‌ها خواهند بود. اما در حال حاضر عمده‌ترین چالش پیش‌روی این اپلیکیشن‌ها توسعه دامنه کاربرانشان تا حدی است که تصور بروز چنین مسایلی امکان‌پذیر شود.

هرچه که باشد، فناوری فایرچت اساسا "صفر یا صدی" است. اگر شمار کاربران از حد معینی کمتر باشد، وعده فایرچت مبنی بر اینکه هرجا که باشند به شبکه وصل خواهند بود، محقق نخواهد شد. در این‌صورت ممکن است صحبت کردن از "یک انقلاب موبایلی دوم" نهایتا خیال‌بافی از آب دربیاید.


آخرین ویرایش: 1393/02/25 12:49

 

غول‌های اقتصادی جدید جهان

1393/02/20 16:23نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

در سال ۲۰۰۱ در جهان صحبت از اینکه کشورهای "بریک" (BRIC)، یعنی برزیل، روسیه، هند و چین، به‌عنوان قدرت‌های اقتصادی بالقوه جهان آغاز شد. این اصطلاح را اقتصاددانی بنام جیم اونیل باب کرد. او حالا می‌گوید گروهی از کشورها موسوم به "مینت" (MINT) متشکل از مکزیک، اندونزی، نیجریه و ترکیه غول‌های نوظهور اقتصاد جهان خواهند بود و در این مقاله دلیل این مدعا را شرح می‌دهد.

چه چیزی کشورهای موسوم به مینت را از دیگران متمایز می‌کند؟ چرا این چهار کشور خاص مورد توجه قرار گرفته اند؟ دوستی که ماجرای بریک را دنبال کرده، به کنایه می‌گوید لابد دلیلش این است که مینت (نعناع در زبان انگلیسی) از بریک ترو تازه‌تر است.

علاوه بر داشتن جمعیت قابل توجه، ویژگی مشترک این کشورها در دست‌کم ۲۰ سال آینده داشتن مشخصه‌های جمعیت شناسی "داخلی" بسیار خوب است. همه این کشورها شاهد افزایش شمار افراد قادر به کار به نسبت جمعیت غیرفعال خواهند بود. بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، و همچنین چین و روسیه آرزوی چنین چیزی را دارند. اگر مکزیک، اندونزی، نیجریه و ترکیه عزم خود را جزم کنند، می‌توانند رشد اقتصادی دو رقمی – مشابه آنچه بین سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۸ در چین اتفاق افتاد – را تجربه کنند.

ویژگی دیگری که میان این کشورها مشترک است، و خوزه آنتونیو مئاده کوریبرنا، وزیر خارجه مکزیک، مرا متوجه آن کرد، این است که با توجه به روند تغییر الگوهای تجارت جهانی، موقعیت جغرافیایی برایشان مزیتی به‌حساب خواهد آمد.

برای مثال، مکزیک علاوه بر همسایگی با آمریکا، در مجاورت آمریکای لاتین قرار دارد. اندونزی هم در قلب منطقه جنوب‌شرق آسیا واقع شده، اما در عین حال پیوندهای عمیقی با چین دارد. همانطور که همه می‌دانیم، شرق ترکیه در آسیاست، اما انتهای غربی آن در اروپا واقع شده است. نیجریه از این نظر فعلا در وضعیت مشابهی قرار ندارد، چرا که آفریقا هنوز توسعه نیافته است. اما اگر در آینده کشورهای آفریقایی از جنگ با یکدیگر دست بردارند و به تجارت با هم بپردازند، این اتفاق می‌تواند برای نیجریه هم بیفتد. به این ترتیب کشورهای مینت می‌توانند مثل کشورهای بریک باشگاه اقتصادی- سیاسی خاص خود را تشکیل دهند. من از همین حالا می‌توانم نشانه‌های تشکیل باشگاه مینت را حس کنم.

بعد از گفتگو با مئاده کوریبرنا متوجه شدم که ایجاد اصطلاح مینت می‌تواند فشارها را برای عضویت نیجریه در سازمان G۲۰ (متشکل از ۲۰ اقتصاد عمده جهان) بیشتر کند، چرا که اعضای دیگر مینت عضو این سازمان هستند.

انگوزی اوکونجو- ایوئالا، وزیر دارایی کاریزماتیک نیجریه، مایل بود در این باره صحبت کند. او گفت: "می‌دانیم که نوبت عضویت ما هم می‌رسد. ما معتقدیم این سازمان با نبودن ما چیزی کم دارد."

مئاده کوریبرنا یک گام فراتر رفت و گفت که کشورهای مینت به‌عنوان یک گروه وجوه اشتراک بیشتری از کشورهای بریک دارند. من مطمئن نیستم که این ادعا صحیح باشد، اما ایده جالبی است.

از نظر اقتصادی، مکزیک، اندونزی و نیجریه تولید کننده فرآورده‌های اولیه هستند، و تنها ترکیه از این ویژگی مستثنی است. این در حالی است که در میان کشورهای بریک، دو کشور برزیل و روسیه تولید کننده فرآورده‌های اولیه اند، اما چین و هند اینطور نیستند. از نظر ثروت، مکزیک و ترکیه تقریبا در یک سطح قرار دارند و درآمد سرانه آنها تقریبا ۱۰۰۰۰ دلار است. در آمد سرانه در اندونزی ۳۵۰۰ دلار و در نیجریه ۱۵۰۰ دلار است؛ یعنی تقریبا به اندازه هند. کشورهای مینت از این نظر قدری از کشورهای بریک عقب هستند؛ درآمد سرانه در روسیه ۱۴۰۰۰ دلار، و در برزیل ۱۱۳۰۰ دلار است، اما در چین تنها ۶۰۰۰ دلار است.

سوال بزرگی که هنگام سفر به این کشورها در ذهنم بود این بود که "واقعیت زندگی در این کشورها در مقایسه با انتظارات من و تصور عمومی که در مورد آنها وجود دارد، چگونه است؟" وقتی انتظارات پایین باشد – که مثلا در مورد نیجریه معمولا اینطور است (البته کارشناسانی که در سال‌های اخیر در آفریقا سرمایه‌گذاری کرده اند، اینطور فکر نمی‌کنند)- راحت‌تر می‌توان تجربه‌ای مثبت و غافلگیرکننده داشت. اما عکس این مطلب هم صادق است، و مثلا می‌تواند در مورد مکزیک مشکل‌ساز باشد، چرا که سرمایه‌گذاران درباره آن بسیار هیجان‌زده اند.

در بازگشت از این سفرها به این فکر می‌کردم که نیجریه و ترکیه به‌راحتی می‌توانند به‌نحو خوشایندی بازدید کنندگان را غافلگیر کنند، چرا که مسائل منفی این کشورها – نظیر بالا بودن نرخ جرم و جنایت در نیجریه، و سرکوب‌گری و بی‌ملاحظگی دولت در ترکیه – بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده است.

تردیدم درباره اندونزی بیشتر است. چالش‌های پیش‌روی این کشور همان اندازه که فکر می‌کردم بزرگ هستند، و در زمینه حل و فصل آنها اقدامات و نکات جالب توجه چندانی ندیدم. این کشور باید فراتر از تولید فرآورده‌های اولیه اهداف تجاری بیشتری برای خود تعریف کند و زیرساخت‌هایش را بهبود بخشد. در ترکیه شرکت تولید لوازم خانگی بکو (Beko) و هواپیمایی ترکیه (Turkish Airlines) – که در میان شرکت‌های هوایی جهان بالاترین نرخ رشد را دارد – بدون شک برایم حیرت‌انگیز بودند، و در نیجریه هم هرچه می‌دیدم باعث تعجبم می‌شد.

در این کشور خلاقیت بسیاری دیده می‌شود و من با هیجان فراوان درباره سرمایه‌گذاری‌های شخصی که ممکن است در آینده در آنجا انجام دهم به بریتانیا برگشتم. با توجه به بالا بودن انتظارات از مکزیک، در سفر به این کشور همه چیز برای دلسرد شدن مهیا بود، اما رئیس جمهوری جوان و همکارانش – که آنها هم همگی جوان بودند – اراده محکمی برای تغییر کشور دارند.

آنها در همه زمینه‌ها، از آموزش، انرژی و سیاست مالیاتی گرفته، تا خود نهاد دولت مشغول انجام اصلاحات هستند. اما چالش‌ها و مواردی که معمولا باعث هراس مردم می‌شوند چه؟ البته فساد اداری و مالی یکی از وجوه اشتراک هر چهار کشور است و در هر یک از آنها گفتگوهای جالبی در باره این موضوع داشتم.

در نیجریه، لامیدو سانوسی، رئیس بانک مرکزی، استدلال می‌کرد که فساد اداری و مالی به‌ندرت مانع توسعه اقتصادی می‌شود و رشد اقتصادی همراه با بهبود سطح آموزش به حکومت‌داری بهتر و شفافیت بیشتر منجر خواهد شد. گوش دادن به این دیدگاه‌ها می‌تواند به‌عنوان بدیلی برای طرز فکر معمولا ساده‌انگارانه غربی مفید باشد. از نظر بسیاری از افراد معتبر اهل کشورهای مینت فساد اداری و مالی پیامد گذشته ناموفق آنهاست، اما دلیلی بر ضعف آنها در آینده نیست، و قطعا مهم‌ترین چالش پیش‌روی آنها به‌حساب نمی‌آید. از نظر آنها این چالش در فهرست چالش‌های پیش‌رو در مرتبه‌ای به‌مراتب پایین‌تر از هزینه انرژی و امکان دسترسی به آن، و همچنین دیگر زیرساخت‌ها قرار می‌گیرد.

حل و فصل مسأله انرژی در مکزیک و نیجریه اولویت نخست بنظر می‌آمد و هر یک از این کشورها امسال اجرای طرح‌های بزرگی را آغاز کرده اند که در صورت پیاده شدن، باعث افزایش چشمگیر نرخ رشد خواهند شد.

به یک آمار حیرت‌انگیز توجه کنید؛ جمعیت ۱۷۰ میلیون نفری نیجریه تقریبا به اندازه یک و نیم میلیون نفر از مردم بریتانیا انرژی مصرف می‌کند.تقریبا همه کسب و کارها باید انرژی مورد نیازشان را خودشان تولید کنند. هزینه‌های این کار سرسام‌آور است. آلیکو دانگوته، ثروتمندترین مرد آفریقایی، می‌گوید: "می‌توانید باور کنید که این کشور بدون برخورداری از الکتریسیته سالانه ۷ درصد رشد داشته است؟ بیشتر به شوخی شبیه است."

او درست می‌گوید. من فکر می‌کنم اگر نیجریه تنها این مشکل را حل کند، سالانه ۱۰ تا ۱۲ درصد رشد خواهد کرد. این یعنی حجم اقتصاد آن ظرف ۶ یا ۷ سال دو برابر خواهد شد. اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت جهان است. بنظر من در این کشور رهبری و زیرساخت‌ها مهم‌ترین چالش‌های پیش‌رو هستند، هرچند که موارد بسیار دیگری هم وجود دارند. اما چالش‌ها و فرصت‌ها در کنار یکدیگر قرار دارند.

در یکی از محلات فقیرنشین جاکارتا بنام پلویت زمین به‌خاطر استخراج بی‌رویه آب سالانه ۲۰ سانتی‌متر نشست می‌کند، اما قیمت املاک در نقاط دیگر شهر سر به آسمان گذاشته است. با مردی که مشغول ساخت اولین کارخانه IKEA در کشور است، صحبت کردم. او معتقد است که یک‌سوم جمعیت ۲۸ میلیونی جاکارتا و حومه آن (سومین ناحیه شهری بزرگ جهان) برای خرید از فروشگاه او درآمد کافی خواهند داشت.

او گفت: "ما مطئنیم که این کار جواب خواهد داد." در ترکیه مسائل سیاسی و ترکیب دین اسلام و تمایل این کشور به انجام کارها به سبک غربی چالشی ویژه ایجاد کرده است. شاید برخی ادعا کنند که اندونزی هم مشکل مشابهی دارد، اما من بعد از سفر به این دو کشور اینطور فکر نمی‌کنم. بنظر می‌رسد که دست‌کم در جاکارتا انجام کارها به سبک غربی مورد قبول عموم است، اما در ترکیه اینطور نیست.

آیا کشورهای مینت خواهند توانست بعد از آمریکا، چین، کشورهای بریک و شاید هم ژاپن به جمع ۱۰ اقتصاد برتر جهان بپیوندند؟ من اینطور فکر می‌کنم، هرچند که ممکن است این فرآیند ۳۰ سال طول بکشد. حالا که سعی می‌کنم این کشورها را به جایگاه واقعی‌شان در نقشه جهان برگردانم، امیدوارم بتوانم بیشتر به آنها سفر کنم؛ نظیر همان اتفاقی که ۱۲ سال پیش با کشورهای بریک افتاد.


آخرین ویرایش: - -

 

محدودیت بیشتر اینترنتی در روسیه

1393/02/18 16:19نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

این روزها در روسیه کسانی که می خواهند از شبکه های اجتماعی استفاده کنند – مخصوصاً اگر انتقادی از ساکن فعلی کاخ کرملین داشته باشند – دسترسی به اینترنت را از همیشه سخت تر می یابند.

آندرئی مالگین، یکی از منتقدان بی پروای ولادیمیر پوتین در وبلاگش به نام «یادداشت های یک مردم گریز» نوشته رئیس جمهوری و دیگر رهبران روسیه می خواهند تا آخر امسال «فضای اینترنتی و وبلاگ ها را بکشند».

پنجشنبه گذشته که آقای پوتین در میزگرد رسانه ای اینترنت را «پروژه سیا» خواند، ظن تعطیل فضای مجازی را تقویت کرد.

آقای پوتین از اینترنت دل خوشی ندارد، اما در این سال ها از سوی طرفداران آزادی مطبوعات تحت فشار بوده تا آزادی نسبی اینترنتی را حفظ کند.

همین یک ماه پیش بود که وبسایت گری کاسپاروف، قهرمان پیشین شطرنج جهان و مخالف دولت آقای پوتین، همراه با شبکه مستقل رادیویی «پژواک مسکو» و روزنامه اینترنتی«گرنی» بسته شد. 

گاسپاروف تنها کسی نبود که ضربه کرملین به او اصابت کرد. روز دوشنبه پاول دوروف، بنیانگذار پرطرفدارترین شبکه اجتماعی روسیه گفت بعد از آن که از دادن اطلاعات شخصی تظاهرکنندگان در میدان اروپا به مقامات روسیه خودداری کرد، از مدیرعاملی آن شرکت کنارگذاشته شد و مجبور شد به اروپای مرکزی فرار کند.

پارلمان روسیه هفته گذشته لایحه ای را تصویب کرد که به موجب آن هر وبلاگ نویسی که بیش از ۳،۰۰۰ بازدیدکننده در روز داشته باشد، باید نامش را در فهرست دولتی ثبت کند. ثبت دولتی یعنی این که همچون رادیو تلویزیون و روزنامه ها زیر ذره بین – یا به قولی سانسور – دولت روسیه قرار می گیرند. این لایحه با امضای ولادیمیر پوتین وجهه قانونی می یابد.

بیشتر این سرکوب به دسامبر ۲۰۱۱ و زمانی برمی گردد که هزاران نفر از مردم روسیه به خیابان ها ریختند و علیه نامزدی ولادیمیر پوتین برای بازگشت به ریاست جمهوری تظاهرات کردند. مخالفان آقای پوتین با استفاده از شبکه های اجتماعی صدای اعتراض خود را بلند کردند و تظاهرات را برنامه ریزی کردند.

کاخ کرملین در برابر استفاده مخالفان از شبکه های اجتماعی – به ویژه شبکه هایی مثل فیس بوک و توئیتر، که پایگاهشان در خارج از کشور بود – ناتوان به نظر می رسید.

ولی ایجاد سدهای اینترنتی برای جلوگیری از دسترسی مردم به این شبکه ها کارگر نیافتاد.

وقتی دولتی یک سایت را مسدود می کند در واقع به شرکت های خدمات اینترنتی می گوید که از آدرس اینترنتی مسدود شده مطلبی نگیرند و نفرستند. اما کارشناسان می گویند با استفاده از سرور های پروکسی نرم افزارهایی مانند وی پی ان به راحتی می شود مانع اینترنتی را دور زد.

پس روسیه به شیوه جدیدی برای بازرسی وبسایت ها رو آورد که که به اختصار دی پی آی خوانده می شود. اما کنترل سایت های اینترنتی به این شیوه حتی در مقیاس کوچک از لحاظ تکنیکی پیچیده و هزینه بردار است، و فعلاً تنها چین در مقیاس وسیع از آن استفاده می کند.

مقامات روسیه از دو سال پیش بی سروصدا سیستم های دی پی آی را از سازندگان مختلفی در چین، کانادا، اسرائیل و کشورهای اسکاندیناوی خریداری می کنند، که به گفته مخالفان، «بی شک اقدامی است برای کنترل و سانسور بیشتر اینترنت.»

روسیه سال هاست که دسترسی به سایت های غربی مثل فیس بوک، توئیتر و گوگل را محدود کرده و کاربران اینترنتی را به سایت های داخلی هدایت کرده که تحت نظارت شدید دولتی قراردارند.

هر چند مردم روسیه نشان داده اند که در دور زدن سانسور از دولت باهوش ترند، گریز از سانسور اینترنتی دولتی مثل موش و گربه بازی است: به محض این که دولت یکی از حقه های فرار از سانسور را پیدا می کند، مقامات در صدد مسدودکردن آن بر می آیند؛ مردم دنبال راه دیگری می گردند، و ... داستان به همین شکل ادامه می یابد.

تحلیلگران می گویند اتهام اخیر روسیه مبنی بر این که اینترنت پروژه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا – سیا – است، ممکن است کمی اغراق باشد، ولی قصد مسکو برای تشدید نظارت اینترنتی را نشان می دهد.

با این حال، میزان کنترلی که دولت روسیه می تواند بر اینترنت اعمال کند، محدود است. استیون ویلسون، مدرس سیاست روسیه و اینترنت در دانشگاه تکنولوژی ویرجینیا می گوید:

«عامل اصلی که هر پروژه بلندپروازانه را در روسیه محدود می کند، فساد مالی است. به رغم دسترسی روسیه به ذخایر بزرگ ارزی، مسائل ابتدایی مثل جاده های بین شهری در آن کشور هنوز حل نشده. اگر روس ها بخواهند از ذخایر ارزی شان استفاده کنند، این ذخایر سر از چاه ویل فساد مالی درمی آورد و خیلی زود ناپدید می شود.»


آخرین ویرایش: - -

 

چه کشوری بالاترین نرخ مالیاتی را دارد؟

1393/02/18 16:17نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

در چه کشورهایی افرادی که بالاترین میزان درآمد را دارند، بیشترین مالیات را پرداخت می کنند؟ و در چه کشورهایی بیشترین مالیات را کسانی می پردازند که درآمد متوسط دارند؟

دهها سال است که مالیات بر درآمد به یک مشکل حساس و بحث انگیزسیاسی تبدیل شده است.

در سال ۱۹۶۶ بود که گروه موسیقی بیتل ها آهنگ "مامور مالیات" را ساختند. این آهنگ به نشانه اعتراض به نرخ مالیات بردرآمد ۹۵درصدی موسوم به "سوپرمالیات" بود که دولت هارولد ویلسون، نخست وزیر وقت بریتانیا از حزب کارگر، مقرر داشته بود و گروه بیتل ها می بایستی مالیات بردرآمد خود را بر اساس آن می پرداختند.

در حال حاضر، بالاترین نرخ مالیاتی در بریتانیا، نصف نرخی است که دولت هارولد ویلسون تعیین کرده بود، ولی مالیات هنوز سوژه جر و بحث زیادی است.

فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه در جریان مبارزات انتخاباتی خود قول داده بود که برای درآمدهای بالاتر از یک میلیون یورو، هفتاد و پنج درصد مالیات وضع کند. جای تعجب نیست که این برنامه با اعتراض شدید ثروتمندانی که او زمانی گفته بود آنان را "دوست ندارد" مواجه شد.

دادگاه های فرانسه در سال ۲۰۱۲، این سیاست آقای اولاند را مغایر با قانون اساسی تشخیص دادند ولی او قانون را ترمیم کرد که در نتیجه آن کارفرمایان متعهد به پرداخت این مالیات می شدند.

به عبارت ساده تر، با اجرای این قانون، باشگاه فوتبال پاری سن ژرمن، باید برای ۱۱میلیون یورو، درآمد خالص سالانه زلاتان ابراهیموویچ، بازیکن مهاجم این باشگاه، حدود ۳۵ میلیون یورو به دولت فرانسه مالیات بپردازد.

نرخ مالیات برحسب این که شخص در چه کشوری زندگی می کند بسیار متفاوت است.

شرکت حسابداری پرایس واترهاوس کوپرز، نرخ پرداخت مالیات در ۲۰ کشور پیشرفته صنعتی جهان (گروه ۲۰) را محاسبه کرده است.

این شرکت حساب کرده که در سال ۲۰۱۳، در هر کشور عضو گروه ۲۰، کسی که درآمد سالانه اش حدود ۴۰۰هزار دلار و میزان وامش یک میلیون و دویست هزار دلار است پس از کسر مالیات و بیمه اجتماعی چه مقدار پول خواهد داشت.

فرض محاسبه این است که این شخص متاهل و دارای دو فرزند است و سن یکی از فرزندانش کمتر از ۶ سال است.

طبق این محاسبه در هر یک از بیست کشور مورد بحث، درصدی که شخص به نسبت درآمدش به خانه می برد از این قرار است:

ایتالیا- ۵۰ ممیز ۵۹ درصد (درآمد خالص شخص از حقوق ۴۰۰ هزار دلاری، ۲۰۲ هزار و ۳۶۰ دلار است)

هند- ۵۴ ممیز ۹۰درصد

بریتانیا-۵۷ ممیز۲۸ درصد

فرانسه-۵۸ ممیز۱۰درصد

کانادا-۵۸ ممیز ۱۳درصد

ژاپن-۵۸ ممیز۶۸ درصد

استرالیا-۵۹ ممیز۳۰درصد

ایالات متحده آمریکا-۶۰ ممیز ۴۵درصد( براساس نرخ مالیات ایالت نیویورک)

آلمان-۶۰ ممیز۶۱درصد

آفریقای جنوبی-۶۱ ممیز۷۸ درصد

چین-۶۲ ممیز ۵ صدم درصد

آرژانتین-۶۴ممیز۶۴درصد

ترکیه-۶۴ممیز۶۴درصد

کره جنوبی-۶۵ممیز۷۵درصد

اندونزی-۶۹ممیز۷۸درصد

مکزیک-۷۰ممیز۶۰درصد

برزیل-۷۳ممیز۳۲درصد

روسیه-۸۷درصد

عربستان سعودی-۹۶ممیز۸۶درصد ( یعنی درآمد خالص شخص از حقوق ۴۰۰هزار دلاری،۳۸۷هزار و ۴۰۰ دلار است)

در بیشتر ۱۹ کشور پیشرفته صنعتی جهان (اتحادیه اروپا بیستمین است) درآمد خالص بین ۲۳۰هزار تا ۲۸۰هزار دلار است.

ولی یک عامل مهم که هنگام مقایسه نرخ مالیات ها باید در نظر داشت، سقف درآمد در محاسبه نرخ مالیات است که فشار مالیات در آنجا حس می شود چون تفاوت پرداخت مالیات را بسیار زیاد می کند.

بن ویلکینس، از شرکای شرکت حسابداری پرایس واترهاوس کوپرز، می گوید: "در بریتانیا ۴۵ درصد که بالاترین نرخ مالیات است هنگامی شامل حال شخص می شود که درآمدش حدود ۲۵۰هزار دلار باشد در حالی که در ایتالیا شخصی که درآمدش ۱۲۵ هزار دلار در سال است باید بالاترین نرخ مالیات را که ۴۳ درصد است، بپردازد."

در خارج از گروه ۲۰، در دانمارک تمام درآمدهای بالای ۶۰ هزار دلار مشمول پرداخت ۶۰درصد مالیات می شود.

برای بیشتر مردم داشتن درآمد کلانی که مشمول بالاترین نرخ مالیاتی می شود، تنها یک رویا است؛ پس تکلیف بقیه مردم که درآمدشان در حد متوسط است چه می شود؟

مقایسه کردن نرخ مالیات ها کار مشکلی است. مالیات بردرآمد تنها یکی از انواع مالیات هاست. بیشتر مردم مالیات های مختلف دیگری نیز پرداخت می کنند مانند بیمه های اجتماعی. از طرف دیگر کسانی که صاحب فرزند هستند ممکن است از تخفیف های مالیاتی استفاده کنند.

سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تعدادی از حقوق متوسط مردم را مقایسه کرده است.

موریس نتلی، رئیس بخش آمار مالیاتی در این سازمان می گوید: "بلژیک با ۴۹ درصد مالیات بر درآمد و بیمه اجتماعی ( بیمه ملی) در صدر فهرست آمار قرار دارد. پس از آن آلمان است که نرخ مالیاتی اش ۳۹ممیز ۹درصد است. شیلی با ۷ درصد و مکزیک با ۹ و نیم درصد دارای پایین ترین نرخ مالیاتی برای شهروندان با درآمد متوسط هستند.

نرخ های مالیاتی ذیل برای کسانی است که متاهل نیستند و درآمدشان متوسط است:

بلژیک- ۴۲ممیز۸۰ درصد

آلمان-۳۹ممیز۹۰درصد

دانمارک-۳۸ممیز ۹۰ درصد

مجارستان-۳۵درصد

اتریش-۳۴درصد

یونان-۲۵ممیز۴درصد

کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه- به طور متوسط ۲۵ ممیز۱۰ درصد

بریتانیا-۲۴ممیز۹درصد

ایالات متحده آمریکا-۲۲ ممیز۷۰ درصد

زلاندنو-۱۶ممیز۴۰درصد

اسرائیل-۱۵و نیم درصد

کره جنوبی-۱۳درصد

مکزیک-۹ و نیم درصد

شیلی-۷درصد

 

نرخ مالیاتی ذیل شامل کسانی می شود که متاهل و دارای ۲ فرزند هستند:

دانمارک-۳۴ممیز۸درصد

اتریش-۳۱ممیز۹درصد

بلژیک-۳۱ممیز۸درصد

فنلاند-۲۹ممیز۴ درصد

هلند-۲۸ممیز۷درصد

یونان-۲۶ممیز۷درصد

بریتانیا-۲۴ممیز۹درصد

آلمان-۲۱ممیز۳درصد

کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه - ۱۹ممیز۶درصد

ایالات متحده آمریکا-۱۰ممیز۴درصد

کره-۱۰ممیز۲درصد

جمهوری اسلواکی-۱۰درصد

مکزیک-۹ونیم درصد

شیلی-۷درصد

جمهوری چک-۵ممیز۶درصد

 

در آلمان تخفیف قابل توجه مالیاتی برای داشتن فرزند سبب می شود نرخ مالیات از ۳۹ممیز ۹درصد به ۲۱ممیز۳درصد کاهش یابد. در کشورهای عضو گروه ۲۰ تاهل و داشتن فرزند نرخ مالیات را به طور متوسط ۵ و نیم درصد کاهش می دهد. یونان تنها کشوری است که ازدواج و داشتن فرزند موجب پرداخت مالیات بیشتر می شود.

البته هدف از پرداخت مالیات، فراهم آوردن خدمات توسط دولت است.

موریس نتلی می گوید: "در بسیاری از کشورهای اروپایی نرخ مالیات و بیمه اجتماعی بالاست ولی در مقایسه با سایر نقاط جهان خدماتی که این دولت ها فراهم می آورند سخاوتمندانه است. اگر شما بیمار یا بیکار شوید دولت به شما کمک می کند و ترتیبات دریافت حقوق بازنشستگی سخاوتمندانه ای نیز وجود دارد."


آخرین ویرایش: - -

 

کنار بروید، روپرت مرداک بعدی در راه است

1393/02/14 23:07نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

شین اسمیت شبیه کسانی است که دوست دارند در یک بار کتک کاری راه بیاندازند.

این مرد ۴۴ ساله کانادایی، با ریش و خالکوبی هایش، می‌تواند ترسناک به نظر برسد. نمی‌خواهید پا روی دمش بگذارید.

با این حال به ظواهر نمی‌توان اعتماد کرد، چرا که آقای اسمیت با فکر و نه با زور، توانسته ثروتی ۴۰۰ میلیون دلاری بدست آورد.

به عنوان بنیان گذار و رئیس "وایس مدیا" در نیویورک، او شانس خوبی برای تبدیل شدن به روپرت مرداک بعدی دارد؛ جاه طلبی او برای فتح دنیا در همان حد است.

ظاهراً چنین چیزی به نظر خود آقای مرداک غیرممکن می‌رسد، چون سال گذشته گروه "نیوز کورپوریشن"، متعلق به این غول رسانه ای، ۷۰ میلیون دلار پرداخت تا ۵ درصد از سهام وایس را بخرد.

دو نفر انجام این معامله را با نوشیدن آبجو در یک بار در بروکلین جشن گرفتند.

وایس چیست؟

ولی آن دسته از ما که سن بیشتری دارند یا خیلی به روز نیستند، می‌پرسند "وایس دقیقاً چیست"؟

وایس یک مجموعه چندرسانه ای است که وب سایتی به همین نام و تعداد فزاینده ای سایت‌های مرتبط، یک کانال روی یوتیوب و یک شرکت تبلیغاتی را شامل می‌شود.

وایس همچنین دارای یک برنامه تلویزیونی در شبکه کابلی HBO در ایالات متحده، یک مجله چاپی، یک شرکت تولید موسیقی و یک بخش برای نشر کتاب است.

قلب این مجموعه وب سایت اصلی آن است، مجله‌ای دیجیتال که فیلم‌های مستند و مقاله های مختلفی درباره موضوعات گسترده ای از مد لباس تا موسیقی، از سفر تا تکنولوژی و اخیراً اخبار روز، ارایه می‌کند.

وایس که مخاطبانش را جوانان قرار داده، متخصص "ژورنالیسم دربرگیرنده" است – نویسندگان این نشریه به جای اینکه صرفاً اتفاقات را گزارش کنند، سعی می‌کنند خود را در مرکز این اتفاقات قرار دهند.

نمونه خوبی از این روش، گزارش ویدیویی یکی از خبرنگاران وایس در کریمه است. او به جای اینکه جلوی دوربین بایستد و جملاتی را بگوید، به طور غیررسمی وارد نیروهای شبه نظامی هوادار روسیه شد و با آن‌ها همراه شد.

برخی مقاله های وایس بی ادبانه یا هتاکانه است، برخی دیگر پر مدعا و برخی نیز رسماً درباره موضوعات جنسی است.

این برای وایس یک فرمول برنده است که موفق به کسب ماهانه ۱۲۹ میلیون مخاطب جوان و به روز برای خروجی های مختلف این مجموعه شده است.

و این رقم – و ترکیب جمعیتی – یعنی بزرگترین شرکت های دنیا برای تبلیغ در این رسانه سر و دست می شکنند.

هیپسترهای منهتن

داستان برای آقای اسمیت و وایس، ۲۰ سال پیش در شهر مونترال در کانادا شروع شد؛ جایی که این بومی اتاوا، پس از ترک دانشگاه، به همراه دوستانش مجله‌ای راه اندازی کرد.

او با دو نفر از دوستانش، مجله چاپی ماهانه ای به نام "ویس آو مونترال" منتشر می‌کردند.

ظرف دو سال و با رهبری آقای اسمیت آنها توانسته بودند از ناشر اصلی مستقل شوند، پوشش موضوعی خود را از صحنه هنری مونترال فراتر برده بودند و در همین زمان نام خود را به وایس تغییر دادند.

آن‌ها در سال ۱۹۹۹ و بدنبال سود بیشتر از محل تبلیغات، به نیویورک نقل مکان کردند.

حضور آنلاین آن‌ها کمی بعد پدیدار شد و تعداد فزاینده ای ویدیو کلیپ و فیلم‌های مستند – خیلی اوقات با حضور خود آقای اسمیت – با خود به همراه آورد، چرا که گسترش اینترنت پرسرعت به این معنی بود که عده بیشتری می توانستند این ویدیوها را بدون اختلال تماشا کنند.

آقای اسمیت که تقریباً یک بار در هر سه جمله فحش می‌دهد و به نظر به خودش هیچ شکی هم ندارد، می‌گوید که او "قطعا از ابتدا جاه طلب" بوده.

او می‌گوید: "فکر نمی‌کردم چیزی راهم را سد کند. از ابتدا هدفم تسخیر دنیا بود."

به گفته آقای اسمیت، پس از انتقال به نیویورک وایس با برخی مشکلات مالی مواجه شد، ولی او هنگامی که "واکنش هیپسترهای پایین منهتن" را دید، فهمید که همه چیز درست خواهد شد.

او می‌گوید: "افراد زیادی می‌آمدند و می‌گفتند "من مجانی هر کاری بخواهید می‌کنم". آن زمان بود که فهمیدیم که موفق خواهیم شد."

ممنوعیت در کره شمالی

وایس حالا در سراسر دنیا ۱۵۰۰ کارمند، و ۵۰۰۰ نویسنده مستقل دارد.

آقای اسمیت می‌گوید که برای مدت درازی او همه کار کرده. یعنی سردبیری و ویرایش همه محتوای تولیدی با او بوده، تا از حفظ سبک و استانداردهای وایس اطمینان حاصل کند.

ولی به گفته او در سال‌های اخیر او توانسته کمی از این کار فاصله بگیرد، چون "حالا افراد کافی هستند که این برند را در دی ان ای خود حمل می‌کنند".

پیش‌بینی می‌شود که وایس امسال از ۵۰۰ میلیون دلار درآمد خود، ۱۲۵ میلیون دلار سود کسب کند. در این وضعیت می‌توان تصور کرد که آقای اسمیت تمام وقتش را صرف نظارت بر کسب و کار و جنبه مالی کارها می‌کند.

با اینکه این کارها بیشتر وقت او را می‌گیرد، او هنوز برای وایس فیلم‌های مستند – اغلب از مناطق خطرناک – تولید می‌کند.

او از منطقه دارفور در سودان و از لیبی در دوره شورش علیه معمر قذافی گزارش تهیه کرد.

آقای اسمیت همچنین به مکزیک سفر کرد تا درباره باندهای مواد مخدر گزارش تهیه کند و به پاکستان رفت تا موضوع خشونت در کراچی، بزرگترین شهر این کشور، را بررسی کند.

در ضمن، ورود او به کره شمالی، پس از آنکه یک برنامه تمسخرآمیز درباره سفر به این کشور تهیه کرد، ممنوع شده است.

آقای اسمیت می‌گوید با اینکه هیات مدیره وایس ترجیح می‌دهند که او جان خود را به خطر نیاندازد، این سفرهای کاری به او کمک می‌کنند که کسب و کارش را به بهترین شکلی که می‌تواند اداره کند.

یا آن‌گونه که خود او با زبان خودروسازان می‌گوید: "چیزی که من به آن‌ها می‌گویم این است که اگیر می‌خواهید یک خودروی عالی بسازید، بهتر است عاشق همه مراحل ساختن یک خودرو باشید."

او می‌گوید که این همچنین نشان می‌دهد که "هیچ خبرنگاری را جایی که خودم حاضر نباشم بروم نمی فرستم."

"بدون محدودیت"

با این حال و با وجود محبوبیت خروجی های وایس، هوشمندانه ترین قسمت کاری آن‌ها رویکردشان به تبلیغات است.

وایس به کمک تخصص غول تبلیغاتی WPP که از سهامداران خرد این شرکت نیز است، توانسته در خط مقدم توسعه و بهسازی راه‌های جدید تبلیغات آنلاین قرار بگیرد.

به عنوان دو نمونه می‌توان اشاره کرد که، شرکت میکروتراشه سازی اینتل حامی یکی از زیر-وب سایت‌های وایس است و بی ام و چند خودروی "مینی" و سرمایه ای برای یک برنامه مسافرتی در اختیار وایس قرار داد.

آقای اسمیت می‌گوید: "وایس ۱۰ برابر بزرگ‌تر از کسانی مثل سی ان ان خواهد شد."

او می‌گوید: "حتی اگر من این کار را نکنم، امکانش وجود دارد. اگر مردم از این حرف تعجب کنند خوب است. این یعنی من تنها کسی خواهم بود که به دنبالش می‌روم. چرا وایس می‌تواند بزرگ‌تر باشد؟ به خاطر اینترنت. اینترنت جهانی است و ما هیچ محدودیتی نداریم."


آخرین ویرایش: - -

 

شانگهای دیسنی در سال ۲۰۱۵ افتتاح می‌شود

1393/02/11 14:07نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

شرکت معظم والت دیسنی، روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ماه (۲۸ آوریل) اعلام کرد که با شریک سرمایه گذاری مشترکش در چین قراردادی برای افزایش سرمایه گذاری به میزان ۸۰۰ میلیون دلار در پارک و استراحتگاه تفریحی موسوم به «شانگهای دیسنی» امضا کرده است.

طبق برآورد پرایس واترهاوس کوپرز PricewaterhouseCoopers  از چشم انداز کسب و کار سرگرمی و رسانه ای جهانی بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵، این گسترش سرمایه گذاری، با در نظر داشت بازار به سرعت در حال رشد سرگرمی و رسانه ها در چین انجام گرفته است، که انتظار می رود از ۱۲۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۳ به چیزی در حدود ۱۴۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵ برسد.

شرکت دیسنی طی بیانیه ای گفت، افزایش سرمایه گذاری در درجه اول صرف تامین مالی جاذبه های اضافی جهت افزایش ظرفیت پارک خواهد شد که قرار است تا روز گشایش تکمیل گردد.

دیسنی که صاحب پارک ها و استراحتگاه هایی در سراسر جهان، از جمله در شهرهایی مانند توکیو و پاریس، است، در وب سایت خود می گوید پارک و استراحتگاه شانگهای قرار است در اواخر سال ۲۰۱۵ گشایش یابد.

سخنگوی شرکت دیسنی تایید کرد، کل سرمایه گذاری مشترک در این پارک، که به عنوان پاسخ چین به اورلاندو (شهر مقر دیسنی وورلد، یک از قدیمیترین و محبوبترین پارک های دیسنی در ایالت فلوریدا) درباره اش تبلیغ می شود، پس از جمع زدن افزایش سرمایه گذاری اخیر، اکنون سر به ۵.۵  میلیارد دلار می زند.

شرکت دولتی «شندی» ۵۷ درصد سهام کمپانی صاحب پارک شانگهای دیسنی را دارا خواهد بود، در حالی که دیسنی گفته است ۴۳ درصد باقیمانده سهام را در اختیار خواهد داشت.

شرکت دیسنی که همچنین پارکی را در هنگ کنگ اداره می کند، در سال ۲۰۱۰ توافقنامه احداث پارک در چین را به امضا رساند.

دیسنی گفت، تامین مالی سرمایه گذاری اضافی متناسب با درصد مالکیت خواهد بود و برای بازپرداخت وام انتظار قرض گرفتن از طرف ثالث نمی رود.

گزارش مالی شرکت دیسنی که در فوریه گذشته منتشر شد حاکی است سود شرکت در سه ماه آخر سال ۲۰۱۳، با توجه به رشد شبکه ورزشی دیسنی و فیلم انیمیشن موسوم به «یخ زده»، بیش از حد انتظارات وال استریت بوده است.

عامل دیگری که در کسب سود سرشار واحد پارکهای شرکت دیسنی موثر بود، میهمانان در ایالات متحده هستند که بیشتر از گذشته در پارک های دیسنی خرج می کنند.


آخرین ویرایش: 1393/02/11 14:08

 

تعداد کل صفحات ( 255 ) ... 3 4 5 6 7 8 9 ...