تبلیغات
دنیای دیوانه ی دیوانه - مطالب لوله

ریش، ته‌ریش و بی‌ریش، مد روز چیست؟

1393/02/9 17:09نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

براساس یک پژوهش جدید کاهش و یا افزایش در گرایش مردها به گذاشتن ریش، ممکن است تابعی باشد از فرضیه های داروین در مورد روند گزینش طبیعی.

تدوین کنندگان این پژوهش علمی در استرالیا می گویند که روند گزینش طبیعی نشان می دهد که هر چه مقدار موی صورت مردها بیشتر باشد از جذابیت ظاهری آنها کاسته می شود و بنابراین صورت های تراشیده در این زمینه به نسبت سایرین برتری دارند.

پژوهشگران استرالیایی می گویند وقتی در یک دوره ای گذاشتن ریش مد می شود به فاصله کوتاهی چرخه به سوی گرایش به صورت های بدون مو تغییر می کند.

نتایج این تحقیقات در مجله انجمن سلطنتی زیست شناسی منتشر شده است.

در این پژوهش نظر گروهی از زنان و مردان در مورد چهار درجه متفاوت از ریش بررسی شده است. نتایج این نظرسنجی نشان داده که چه در مورد صورت های با ریش و چه در مورد صورت های بدون ریش، وقتی چهره ای متفاوت و نادر باشد جذابیت بیشتری پیدا می کند.

این نتیجه گیری در واقع تایید کننده یک پدیده شناخته شده در تکامل انسان است که در اصطلاح علمی به آن "ترجیح نمونه های نادر در جنس مخالف" می گویند.

به عنوان مثال رنگ ماهی های اینوس نر تحت تاثیر قدرت جسمی این جانور تغییر می کند اما دلیل تغییر رنگ آن در حقیقت پاسخ ماهی نر به تمایل ماهی ماده است.

پژوهشگران یکی از دانشگاههای استرالیا تصمیم گرفتند این فرضیه مربوط به گزینش جنس مخالف را در مورد موی صورت مردها به آزمایش بگذارند. به همین خاطر تعدادی داوطلب زن و مرد را برگزیده و مطالعه خود را از طریق بررسی واکنش های آنان انجام دادند.

پروفسور راب بروکس یکی از مسئولان این پژوهش می گوید:"ریش بلند دوباره مد شده و به همین خاطر ما فکر کردیم شاید از طریق بررسی این گرایش جدید بتوان فرضیه ترجیح نمونه های نادر در جنس مخالف را دوباره بررسی کرد."

او می افزاید:" شاید دلیل مد شدن ریش در این ابعاد وسیع دنباله روی از ستاره های سینما مثل جورج کلونی و یا خواکین فونیکس باشد که دوره ای ریش گذاشته بودند. اما وقتی که یک مد بیش از حد عمومی و تکرار شود حالت تازگی و جالب بودن خود را از دست می دهد. به همین خاطر ما فکر می کنیم که دوره جدید گرایش به ریش به اوج و تقریبا پایان خود رسیده است."

مد ریش گذاشتن زمانی به اوج خود رسید که مردان شاغل در رشته هایی مثل بانکداری، هنرپیشه های سینما و حتی فوتبالیست ها که معمولا صورت دو تیغه ای داشتند شروع کردند به گذاشتن ریش.

برخی معتقدند که نصف النهار مبدا در مورد عمر این مد زمانی طی شد که جرمی پکسمن مجری با سابقه و مشهور برنامه خبری شبکه دو تلویزیون بی بی سی ریش خود را تراشید و به شوخی گفت:"ریش گذاشتن مد سال ۲۰۱۳ بود و الان دیگر کهنه شده."

ریش جرمی پکسمن که مدتی در توییتر مورد توجه قرار گرفته بود، یک بحث گسترده را در مورد هراس از ریش یا "پوگونوفوبیا" به راه انداخت. این عبارت از دو کلمه با ریشه یونانی یعنی پوگون به معنای ریش و فوبو به معنای هراس ساخته شده است. در مقابل کلمه دیگری به نام "پوگونوفیلیا " به معنای علاقه به ریش است.

در تحقیقات پژوهشگران استرالیایی که حدود ۱۵۰۰ زن و بیش از ۲۰۰ مرد در آن شرکت کردند، از داوطلبان خواسته شد که نظر خود را در مورد جذابیت چهره تعدادی مرد که هر کدام میزان متفاوتی ریش داشتند بیان کنند.

برخی از این مردان ریش کاملا تراشیده شده و برخی دیگر ریش های بلند و انبوهی داشتند. به یک گروه دیگر از داوطلبان ترکیب متنوع تری از چهره مردها نشان داده شد که برخی ته ریش کوتاه، برخی دیگر ته ریش بلند و برخی ریش کامل داشتند.

اکثر داوطلبان، چه زن و چه مرد، به این نتیجه رسیدند که صورت مردهایی که مشخصات ویژه و نادری داشته باشند، چه با ریش بلند و چه بدون ریش، از چهره های دیگری که عمومیت دارند جذاب تر هستند.

پروفسو راب بروکس از روی این آزمایش ها به این نتیجه رسید که فرضیه "ترجیح نمونه های نادر در جنس مخالف " روی گرایش مد به ریش گذاشتن و یا ریش تراشیدن تاثیر دارد.

او می افزاید:"ما می دانیم که گرایش به ریش گذاشتن دوره ای است، یک دوره مد می شود و یک دوره دیگر از مد می افتد. برخی معتقدند که این چرخه ممکن است هر سی سال یکبار تکرار شود. تحقیقات بسیار جالبی در مورد عکس مردهای بریتانیایی در فاصله ۱۸۷۱ تا ۱۹۷۲ انجام شده که نشان می دهد در یک دوره به مرور خط ریش مردها به سبیل آنها پیوست و بعد به مرور به ریش کامل بدل شد."

پروفسور بروکس می افزاید:" مثلا در دهه ۱۹۷۰ سبیل های معروف به دسته موتوری مرسوم شد، در دهه ۱۹۸۰ سبیل های مرتب و چیده شده مد شد، در دهه ۱۹۹۰ صورت دو تیغه مد شد و امروزه دوباره ریش گذاشتن در اشکال مختلف مد شده است."

پروفسور بروکس می گوید شاید دلیل روی آوری مجدد به ریش بحران اقتصادی جهانی باشد که از سال ۲۰۰۸ شروع شد.

او می افزاید:"یکی از دلایل بازگشت ریش به مد مردانه این است که در دوران سختی زندگی می کنیم. مردان جوان برای یافتن شغل به نسبت گذشته باید بیشتر با یکدیگر رقابت کنند. بنابر این داشتن ظاهری به اصطلاح مردانه تر ممکن است بر قدرت رقابت این جوانان بیافزاید."

"در سالهای پس از بحران مالی و سقوط بازار بورس در اواخر دهه ۱۹۲۰ نیز گرایش به ریش گذاشتن افزایش پیدا کرده بود. بنابر این شاید شرایط و عوامل اقتصادی در بازگشت ریش موثر بوده اند. باید دید که آیا حوادثی مثل سقوط اقتصاد یونان در بیشتر شدن ریش تاثیر گذار بوده است."

هر چند نحوه آراستن ریش در مردان یک مشخصه ژنتیک نیست ولی ویژگیهای ظاهری دیگر در میان انسانها ممکن است به مشخصه های ژنتیک ارتباط داشته باشند.

پروفسور بروکس می گوید:"در مورد رنگ موی زنان، اینطور حدس می زنند که رنگ موی قرمز، بور و قهوه ای روشن به خاطر اینکه رنگ های نادری بوده و در جنس مخالف جذابیت بیشتری ایجاد می کردند، به مرور از طریق تولید مثل بیشتر با این زنان گسترش یافته است. ولی شواهد مربوط به این فرضیه مبهم است."

گروه پژوهشی پروفسور بروکس در نظر دارد که تحقیقات خود در مورد نقش ریش در جذابیت مردان را ادامه داده و هم اکنون در حال انتخاب داوطلبان برای مرحله بعدی این تحقیقات هستند که موضوع آن واکنش مردم به میزان متفاوت موی صورت در مردان است.

پروفسور بروکس می گوید:" آزمایش های آخر ما نشان داد که ته ریش بلند، ریش ۵ تا ۱۰ روزه، بیشترین واکنش مثبت را برمی انگیزد. خوشبختانه در زندگی واقعی اکثر مردم به دنبال نمونه ای از آنچه که مد روز باشد نمی گردند بلکه برای انتخاب زوج دنبال یک فرد مشخص هستند."


آخرین ویرایش: - -

 

سرنوشت رازآلود آخرین کتاب سیمین دانشور

1393/02/7 17:52نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

بیش از دو سال از درگذشت بانوی داستان نویس ایرانی، سیمین دانشور میگذرد اما سرنوشت آخرین کتاب منتشر نشده او همچنان راز آلود باقی مانده است.

مهر ماه ۱۳۸۹ خورشیدی، یک سال و نیم پیش از در گذشت سیمین دانشور، خبرگزاری های ایران از گم شدن تنها نسخه کتاب منتشر نشده «کوه سرگردان» خبر دادند. این خبر پس از آن منتشر شد که تلاشهای مدیران انتشارات خوارزمی، ناشر کتابهای سیمین، و خویشاوندان او برای یافتن کتاب به نتیجه نرسید. حالا خبرگزاری ایسنا در گفت و گو با دختر خوانده سیمین خبر از دفترچه یادداشت و برخی از دستنوشته های او می دهد.

«کوه سرگردان» علاوه بر اینکه آخرین کتاب سیمین دانشور محسوب می شود، جلد سوم و نهایی سه گانه او نیز هست. دانشور پیش از این  «جزیره‌ی سرگردانی» و «ساربان سرگردان» را از این مجموعه منتشر کرده است.

به گزارش ایسنا، نگارش «کوه سرگردان» در سال ۸۶ به پایان رسید، سیمین دانشور آن را برای چاپ به نشر خوارزمی‌ سپرد و قراردادی هم برای چاپ آن با این نشر بست. اما علیرضا حیدری، مدیر نشر خوارزمی، بعد از خواندن این کتاب و انجام برخی اصلاحات، آن را به دانشور بازگرداند. در همین روزها سیمین بیمار و روانه بیمارستان شد و بعد از آن، تلاش برای یافتن رمان، نتیجه ای نداد. مدتی بعد علیرضا حیدری هم از دنیا رفت و کوشش‌های بی‌حاصل اطرافیان سیمین برای یافتن این رمان، این فرضیه را به وجود ‌آورد که نکند این رمان نوشته نشده باشد. اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد این رمان نوشته شده است.

ویکتوریا دانشور خواهر کوچک‌تر سیمین دانشور که اکنون همراه با همسرش پرویز فرجام در خانه‌ سیمین و جلال در دزاشیب زندگی می‌کنند، از سرنوشت این کتاب اطلاعی ندارد. اما علی خلاقی همسرِ لیلی ریاحی، خواهرزاده و دخترخوانده سیمن دانشور، درباره کتاب «کوه سرگردان» گفت که میداند کتاب پیش نشر خوارزمی نیست، چون آن‌ها کتاب را به خانم دانشور برگردانده بودند.

 به گفته او در سه سال آخر زندگی، سیمین بیمار بود و کمی از قدرت شناختش کاسته شده بود. اما قبل از بیماری سخت سال ۸۶، قسمت‌هایی از این کتاب را برای لیلی خوانده بود. علی خلاقی معتقد است که نگارش این رمان حتما تمام شده، اما نه دست انتشارات خوارزمی است و نه در ارشاد مانده است. به احتمال زیاد کسی آن را برداشته و صدایش را درنمی‌آورد.

خلاقی در سالهای بعد از مرگ سیمین با ارائه یک وصیت‌نامه به دادگاه اعلام کرد که لیلی ریاحی از خانه‌ سیمین دانشور ارث می‌برد و همچنین مسئولیت چاپ کتاب‌های سیمین با لیلی ریاحی است. اما دادگاه هنوز نظر قطعی‌اش را درباره سندیت داشتن این وصیت‌نامه اعلام نکرده است.

همچنین لیلی ریاحی، خواهرزاده و دخترخوانده سیمین دانشور، با بیان اینکه رمان «کوه سرگردان» را دیده است، گفت: من در حدود ۱۰ سال پیش که سیمین دانشور داشت این کتاب را می‌نوشت، با او درباره این کتاب حرف زدم و صحبت‌های آن روز را یادم هست. ایشان رمان را روی یک طرف کاغذِ دفتری مانند دفترهای مدرسه می‌نوشت که حتا یادم هست جلد آن قرمز بود.

به گفته لیلی ریاحی، کتاب در آن موقع ۵۸ صفحه داشت ، خانم دانشور کتاب را برای او خوانده بود و آقای حیدری هم که ناشر آثار بود، این کتاب را دیده بود. خواهر زاده سیمین حتی شنیده است که سیمین بخش هایی از کتاب را برای عباس معروفی خوانده است.

ریاحی به ایسنا گفت: من خیلی بابت گم شدن این کتاب رنج می‌کشم، چون نه تنها این کتاب گم شده است، بلکه ایشان داستان‌های چاپ‌نشده و دفتر یادداشت روزانه‌ای داشت که آن‌ها هم گم شده‌اند. درباره‌ نویسندگان دیگر هم این اتفاق سابقه داشته است که کتاب‌شان گم شده و بعدا پیدا شده است. این واقعا آروزی من است که این کتاب پیدا بشود و زیر چاپ برود.

مجید طالقانی که مدیریت نشر خوارزمی را به عهده دارد نیز اطمینان دارد که این کتاب نوشته شده و آقای حیدری، مدیر پیشین نشر خوارزمی هم آن را خوانده‌ ، اصلاحاتی روی کتاب انجام داده و آن را به خانم دانشور برگردانده است. طالقانی گفت: در این فاصله خانم دانشور به بیمارستان منتقل شدند و بعد از آن هرکس از ایشان می‌پرسید کتاب کجاست، می‌گفت دست نشر خوارزمی است. این اواخر هم خیلی‌ها به دنبال کتاب خانه او را گشتند اما کتاب پیدا نشد. به اعتقاد او، کتاب گم نشده و پیش کسی است که این را بیان نمی‌کند.

مهین شاهیده، مدیر انتشارات خوارزمی نیز پیش از آن تلاشی ناموفق برای یافتن کتاب داشته است. او در گفت و گویی با خبرگزاری کتاب ایران در سالگرد درگذشت سیمین دانشور گفت: به دلیل دوستی‌ام با خانم دانشور، مرتبا با او تماس داشتم و به خانه‌اش می‌رفتم. پس از بیماری او، هرگاه به عیادتش می‌رفتم، با راهنمای پرستارش، به دنبال كتاب می‌گشتیم، اما هیچ‌وقت اثری از آن نیافتیم

او از علیرضا حیدری،‌ مدیر پیشین انتشارات خوارزمی، شنیده بود كه خانم دانشور این كتاب را نوشته و حتی با انتشارات قرارداد هم امضا كرده است. شاهیده پس از درگذشت آقای حیدری هم تصمیم گرفت فردی را برای پاكنویس كردن كتاب «كوه سرگردان» به خانه خانم دانشور بفرستد، اما مشخص شد كه دستنویس‌های این كتاب مفقود شده است.

شاهیده گفت: پرستار خانم دانشور هر چند وقت یكبار دستنویس‌هایی را از او به من می‌داد، اما همگی مربوط به كتاب‌های پیشین او بودند.

به گفته او، با توجه به این‌كه خانم دانشور برای انتشار این كتاب با انتشارات خوارزمی قرارداد امضا كرده بود، در صورتی كه این كتاب به سرقت رفته باشد و روزی منتشر شود، مسوولان این انتشارات، حق پیگیری قضایی این موضوع را برای خود محفوظ می‌دانند.

سیمین دانشور، داستان نویس و مترجم برجسته ایرانی، ۱۸ اسفندماه سال ۱۳۹۰ خورشیدی در سن ۹۰سالگی درگذشت.


آخرین ویرایش: - -

 

لوپیتا نیونگو زیباترین فرد سال ۲۰۱۴ نام گرفت

1393/02/5 12:25نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

هفته نامه آمریکایی پیپل (People) لوپیتا نیونگو، بازیگر ۳۱ ساله کنیایی برنده اسکار، را زیباترین فرد سال ۲۰۱۴ معرفی کرد.

لوپیتا نیونگو گفته است که هیچ گاه در خواب هم نمی دیده که بابت چهره اش تحسین شود و خود را روی جلد این هفته نامه آمریکایی ببیند.

نیونگو با بازی در فیلمکلیک ۱۲ سال بردگی به کارگردانی استیو مک کوئین به شهرت رسید و ماه گذشته جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای بازی در نقش پتسی را برد.

او اکنون چهره جدید تبلیغاتی شرکت لوازم آرایشی فرانسوی لانکوم پاریس شده است.

نیونگو به مجله پیپل گفته است که "برای همه دخترهایی که مرا روی جلد دیده اند و احساس می کنند که کمی بیشتر دیده شده اند، خیلی خوشحالم."

لوپیتا نیونگو در مکزیک به دنیا آمده و در کنیا بزرگ شده است. مادرش دوروتی مدیر عامل و رئیس روابط عمومی بنیاد سرطان آمریکاست و لوپیتا می گوید:‌"مادرم همیشه به من می گفت که من زیبا هستم و سرانجام یک جا حرفش را باور کردم."

این شماره از هفته نامه پیپل در روزهای آینده منتشر می شود ولی فهرست ۱۰ چهره اول از فهرست ۴۰ نفره این مجموعه در فضای آنلاین منتشر شده است.

کری راسل، جنا دیوان تاتوم، میندی کیلینگ، گبریل یونیون، مالی سیمز، استیسی کیبلر،‌ کری واشینگتن، پینک و امبر هرد از دیگر چهره هایی اند که هفته نامه پیپل به عنوان شخصیت های زیبای ۲۰۱۴ برگزیده است.

انتخاب زیباترین چهره زن روی جلد این هفته نامه سابقه ای طولانی دارد. نخستین برنده این عنوان میشل فایفر بود که عکسش در سال ۱۹۹۰ روی جلد رفت.

از سال ۱۹۹۰ تاکنون برنده زیباترین فرد سال همواره زن بوده است، جز سه سال که در آنها لئوناردو دی کاپریو، تام کروز و مل گیبسون برنده این عنوان شدند.

گوئینت پالترو در سال ۲۰۱۳ و بیانسه در سال ۲۰۱۲ زیباترین چهره سال معرفی شده بودند. جولیا رابرتز تاکنون چهار بار برنده این عنوان شده است. کریستینا اپلگیت، کیت هیودسن، درو بریمور، آنجلینا جولی، کارترین زتا جونز و نیکول کیدمن از دیگر چهره های برگزیده سال های پیش بوده اند.


آخرین ویرایش: - -

 

همه‌پرسی برای استقلال: در اسکاتلند چه خبر است؟

1393/02/1 16:47نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

در روز ۱۸ سپتامبر، رأی دهندگان اسکاتلندی در یک همه‌پرسی شرکت می‌کنند که در آن از آن‌ها پرسیده می‌شود که آیا می‌خواهند این کشور از باقی بریتانیا مستقل شود یا نه.

چرا این اتفاق می‌افتد؟

حزب ملی اسکاتلند، که هدف اصلی‌اش استقلال است، با اختلاف بالا برنده انتخابات پارلمانی اسکاتلند در سال ۲۰۱۱ شد و مشروعیت لازم برای برگزاری این همه‌پرسی را بدست آورد.

در روز همه‌پرسی، رأی دهندگان از سراسر اسکاتلند به پای صندوق های رأی می‌روند تا به این سؤال پاسخ آری/نه بدهند: "آیا اسکاتلند باید یک کشور مستقل باشد؟"

استدلال‌های موافق و مخالف

دولت اسکاتلند، به رهبری وزیر اول دولت محلی اسکاتلند الکس سموند، می‌گوید اتحاد ۳۰۰ ساله بریتانیا دیگر پاسخگوی هدف اولیه‌اش نیست و اینکه یک اسکاتلند مستقل، با ثروت فراوان نفتی، یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان خواهد بود.

او می‌گوید حالا وقت آن است که اسکاتلند سرنوشت خود را در دست گیرد و از آنچه "یوغ" پارلمان لندن نشین بریتانیا می‌نامد، رهایی یابد.

در طرف مقابل این جدال، پارلمان بریتانیا، به رهبری نخست وزیر دیوید کامرون، می‌گوید بریتانیا یکی از موفق ترین اتحادیه های اجتماعی و سیاسی در جهان است.

مسائل کلیدی کدامند؟

در ماه های اخیر دو موضوع عمده مطرح شده – نفت و واحد پول:

نفت

منابع نفت و گاز دریای شمال (یا دقیق‌تر بگوییم، مالیاتی که از سهم اسکاتلند گرفته می‌شود) نقشی کلیدی در ادعای اسکاتلند برای استقلال دارد.

آقای سموند می‌گوید تخصیص ۱۰ درصد از سود نفتی – حدود ۱۰ میلیارد پوند در سال – می‌تواند یک صندوق ذخیره نفتی مانند آنچه در نروژ وجود دارد بوجود بیاورد، که پس از گذشت یک نسل می‌تواند بدل به یک ذخیره ثروت ملی برابر با ۳۰ میلیارد پوند شود.

نفت دریای شمال در آینه ارقام

۴۰ میلیارد

بشکه استخراجی

۲۴ میلیارد

بشکه باقی‌مانده

۳۰ تا۴۰ سال استخراج باقی‌مانده

 ۵۷ میلیارد پوند سود مالیاتی در سال ۲۰۱۸ طبق تخمین دولت اسکاتلند

۳۸ درصد سقوط درآمد نفتی تا سال ۲۰۱۸ طبق پیشبینی «دفتر نظارت بر بودجه»

دفتر نظارت بر بودجه

آقای کامرون می‌گوید موضوع دریای شمال از موفقیت‌های مثال زدنی بریتانیا است – و حالا که استخراج نفت و گاز سخت تر هم شده، لازم است که با "تمام توان بریتانیای متحد" از این صنعت پشتیبانی شود.

مخالفان حزب ملی اسکاتلند نیز ادعا می‌کنند که اتکای آنها روی منبعی است که نهایتاً تمام خواهد شد.

واحد پول

واحد پول هم یکی دیگر از محل های اصلی مناقشه است.

دولت اسکاتلند می‌خواهد در دوره استقلال، پوند را به عنوان عنصری از یک اتحادیه پولی با بقیه بریتانیا حفظ کند.

ادعای آنها این است که این به نفع همه است، ولی سه حزب اصلی بریتانیا – احزاب محافظه کار، کارگر و لیبرال دموکرات – این ادعا را نمی پذیرند و می‌گویند برنده انتخابات بعدی بریتانیا هر کس که باشد، با این موضوع مخالف خواهد بود.

این موضع پس از آن مشخص شد که خزانه داری بریتانیا گزارشی، از سوی تحلیلگر ارشدش سِر نیکلاس مک فرسن، را منتشر کرد که در آن به چند دلیل اشاره شده بود که اتحادیه های پولی را توافقاتی "پر دردسر" معرفی می‌کرد.

آیا مردم خواهان استقلالند؟

در حال حاضر پاسخ این سؤال را نمی‌توان با قطعیت داد.

نظرسنجی ها عموماً نشان می‌دهد که بیشتر مردم خواهان استقلال نیستند، ولی فعالان کارزار "آری" می‌گویند که عقربه ترازو در حال چرخش به سوی آنها است.

جان کرتیس، کارشناس نظرسنجی، می‌گفت که برای مدت زیادی حمایت از استقلال بین یک سوم و یک چهارم جمعیت در نوسان بوده است.

این استاد علوم سیاسی در دانشگاه استرات کلاید گلاسگو، حالا می‌گوید که میانگین رأی "آری" حالا شاید به بیش از ۴۰ درصد رسیده باشد، ولی هشدار می‌دهد که همچنان "عدم قطعیت قابل توجهی" درباره نتیجه نهایی همه‌پرسی وجود دارد.

از مجموع شش نظرسنجی منتشر شده در ماه فوریه، میانگین آرای موافق پس از حذف آرای مردد ۴۲ درصد برآورد می‌شود.

چه کسانی می‌توانند رأی بدهند؟

هر فرد ساکن اسکاتلند با سن بیش از ۱۶ سال سن در تعیین آینده اسکاتلند سهیم است.

 

این یعنی ۸۰۰ هزار اسکاتلندی ساکن در بخش‌های دیگر بریتانیا نمی‌توانند در این همه‌پرسی شرکت کنند، در حالی که ۴۰۰ هزار بریتانیایی غیر اسکاتلندی که در آنجا ساکنند می‌توانند.

همچنین کارکنان برون مرزی نیروهای مسلح، که حوزه رأی دهی شان اسکاتلند است، نیز قادر به شرکت در این همه‌پرسی هستند.

در روز ۱۹ سپتامبر چه اتفاقی می‌افتد؟

در روز بعد از همه‌پرسی، اگر نتیجه "آری" باشد، دولت اسکاتلند احتمالاً جشن بزرگی برپا خواهد کرد. پس از آن، دولت وارد فرایند مذاکرات با بقیه بریتانیا می‌شود.

آقای سموند می‌خواهد با اعلام "روز استقلال" در ماه مارس سال ۲۰۱۶، اولین انتخابات برای پارلمان مستقل اسکاتلند را برگزار کند. ولی پیش از آن باید توافقاتی با سایر بریتانیا، بر سر موضوعاتی مانند سهم اسکاتلند از بدهی های ملی، انجام شود.

با این حال، اگر نتیجه همه‌پرسی "خیر" باشد، احتمالاً دولت بریتانیا جشن بزرگی برپا و سپس توجه خود را جلب تفویض اختیارات بیشتر به پارلمان اسکاتلند خواهد کرد.

لیبرال دموکرات ها برای مدت بیشتری از سایرین توجه خود را به این موضوع جلب کرده‌اند. کمیسیونی به رهبری رهبر سِر منزس کمپبل، سابق این حزب می‌گوید که اکنون توافق میان احزاب طرفدار اتحاد بر سر تفویض قدرت مالی بیشتر، مانند تسلط بیشتر روی افزایش مالیات ها، به پارلمان ادینبرا رو به افزایش است.

در پایان: درسی از تاریخ

به لطف فیلم هالیوودی پرفروش "شجاع دل" (تولید سال ۱۹۹۵)، افراد زیادی با جنگ استقلال اسکاتلند، از اواخر قرن ۱۳ تا اوایل قرن ۱۴، آشنا شده‌اند.

مجموعه‌ای از عوامل باعث شد پادشاه انگلستان، ادوارد، بتواند در سال ۱۲۹۶ بر پادشاهی اسکاتلند غلبه کند، تا اینکه رابرت بروس توانست در نبرد بانوکبرن در سال ۱۳۱۴ پاسخ کوبنده ای به او بدهد. امسال شاهد هفتصدمین سالگرد این واقعه خواهیم بود.

دیگر نقاط تاریخی کلیدی در طول سالیان، هجوم نافرجام شاهزاده جوان چارلز به انگلستان در سال ۱۷۴۵ را شامل می‌شود که به شکست در کالودن در همان سال انجامید.

اعتقاد رایج بر این است که اسکاتلند، با وجود چالش های متعدد، توانسته بود استقلال خود را از سال ۸۴۳ تا اتحاد رسمی انگلستان در سال ۱۷۰۷ حفظ کند.

در آن زمان عقیده بر این بود که اسکاتلند شدیداً محتاج به پول است، ولی مخالفان اتحاد از ادعاهای مبنی بر دریافت رشوه از سوی اسکاتلندی هایی که "لایحه اتحاد" را امضا کرده بودند به خشم آمدند.

این حوادث شاعر معروف اسکاتلندی، رابرت برنز، را بر آن داشت تا بنویسد: "ما را در ازای طلای انگلیسی می خرند و می فروشند، ما مشتی یاغی در میان یک ملت."

حالا دولت اسکاتلند امیدوار است که فصل دیگری در تاریخ اسکاتلند را رقم بزند.


آخرین ویرایش: - -

 

داستان غول‌های رسانه یی/ بیلد

1393/01/31 15:28نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

شاید تصور شود كه مدیریت یك روزنامه عامه پسند كار آسانی است اما در بین تمام روزنامه های عامه پسند، تنها برخی نشریات توانسته اند اعتماد مخاطبان را به خود جذب كنند و در طول سال های متوالی مخاطبان خود را راضی نگه دارند. روزنامه عامه پسندی كه بتواند در بین نشریات رسمی تاثیرگذار باشد و در سیاست و افكار عمومی مردم نقش بازی كند در حقیقت كاری كرده است كارستان. روزنامه بیلد آلمان یكی از معدود نشریات عامه پسند است كه توانسته به این جایگاه دست یابد. بیلد ( Bild ) یك روزنامه تصویری آلمانی است كه از روز دوشنبه تا شنبه منتشر می شود و در روزهای یكشنبه مجله بیلد ام سانتج (Bild am Sonntag) به جای این روزنامه انتشار می یابد كه سبك خاص خود و سردبیر متفاوتی با روزنامه اصلی دارد. روزنامه بیلد سبك عامه پسند دارد اما برخلاف اكثر روزنامه های عامه پسند در قطع بزرگ انتشار می یابد. این روزنامه پرفروش ترین روزنامه غیرآسیایی است و بعد از روزنامه تایمز هندوستان پرتیراژترین روزنامه غیرژاپنی زبان است و در بین روزنامه های پرتیراژ جهان ششمین روزنامه به شمار می آید. شعار این روزنامه كه به صورت برجسته در لوگوی آن نمایش داده شده، این است: «unabh ngig ،ü berparteilich» كه به معنی مستقل و غیرحزبی است. شعار دیگری كه غالبا در تبلیغات این روزنامه از آن استفاده می شود، این است: «بیلد، از دیدگاه خود شما بر آمده» لغت بیلد در زبان آلمانی به معنای «شكل دهی» است و در زبان انگلیسی به معنای «تصویر» است. روزنامه بیلد در یك خط به عنوان روزنامه یی بدنام برای شایعه سازی، زبان التهابی و تحریك احساسات مخاطبانش و همچنین با ضریب نفوذ بسیار بالابر سیاستمداران آلمانی شناخته می شود. این روزنامه از لحاظ سبك و سیاق روزنامه نگاری بیش از همه به روزنامه سان (Sun) ملی انگلستان شباهت دارد كه دومین روزنامه پرفروش در بین روزنامه های سبك عامه پسند قرار دارد. با توجه به گزارش «اشپیگل»، بیلد روزنامه یی است كه در زیر آستانه شایعات روزنامه های امریكایی و انگلیسی حركت می كند و برای آلمانی های ناامید به عنوان یك دوز بسیار بالای شادی بخش كاربرد دارد. بر اساس گزارش گاردین این روزنامه در بین سال های 1984 تا 2012 بیش از 5 هزار تصویر زنان برهنه را در جلد اول خود برای جذب مخاطب استفاده كرده است كه این روزنامه را در بین روزنامه های سخیف قرار می دهد.

عامه پسند اما تاثیرگذار

روزنامه بیلد در سال 1952 توسط اكسل اسپرینگر تاسیس شد و به عنوان یك روزنامه تصویری شناخته می شد اما در مدت زمان اندكی بیلد پرفروش شد و این فروش بالاتنها مختص به كشور آلمان نبود بلكه در تمام اروپا مخاطبان آلمانی را به خود جذب كرد. گرچه تاریخچه این روزنامه به شهر هامبورگ پیوند خورده: (مكانی كه نخستین بار روزنامه در آن انتشار یافت) اما در سال 2008 دفتر مركزی بیلد به برلین انتقال پیدا كرد تا شروعی برای تبدیل شدن این روزنامه به یك نشریه ملی باشد. این روزنامه با 32 نسخه ترجمه شده در سراسر جهان منتشر می شود: مكان هایی كه آلمانی ها در آنها زیاد هستند مانند اسپانیا، ایتالیا، یونان، تركیه. در دوره زمانی سال های 1995 تا 1996 این روزنامه تیراژ چهار میلیون و 300 هزار نسخه را از آن خود كرد. گرچه امروز هم این روزنامه پرفروش ترین روزنامه آلمانی است اما در برابر رقبای بسیارش آمار فروش بیلد كاهش یافته است. در دهه 1980 این روزنامه در هر روز بیش از پنج میلیون نسخه به فروش می رساند اما در سال 2002 این آمار به 4 میلیون افت داشت و در سال 2010 به رقم 3 میلیون و 500 هزار رسید. در ابتدای پیدایش بیلد، اسپرینگر تحت تاثیر روزنامه بریتانیایی دیلی میرر

(Daily Mirror) قرار داشت گرچه قطع روزنامه بیلد بزرگ بود اما محتوای آن مانند اكثر روزنامه های عامه پسند شامل شایعات روز، داستان های جرم و جنایت، و تحلیل های سیاسی بود. به هر حال در مقایسه با روزنامه های انگلیسی مقالات و اخبار بیلد كوتاه تر و در كل تمام روزنامه كم حجم تر از روزنامه های آن زمان بود. بیلد در استفاده از ابزارهایی مانند تیترهای جنجالی و اختراع اخبار برای افزایش و جذب خوانندگان معروف بود اما مخالفت ها هم كم نبود: مثلاسیاست انتشار تصاویر زنان برهنه در این روزنامه با مخالفت گروه های زیادی از مردم آلمان مواجه شد. در سال 2012 بیلد شصتمین سالگرد تاسیس روزنامه را با توزیع روزنامه رایگان به 41 میلیون خانواده آلمانی كه تقریبا تمام جمعیت آلمان را شامل می شد، جشن گرفت. نام این روزنامه در كتاب ركوردهای گینس به عنوان بیشترین تیراژ برای توزیع روزنامه رایگان ثبت شده است. این روزنامه تاثیرات بسیاری در تاریخ سیاسی آلمان گذاشته است و نقش آن در برابر جنبش دانشجویی آلمان در سال 1966، ترور رودی دوتسچكی در سال 1968 و اوج اقدامات تروریستی جناح چپ در سال 1977 همه نشانگر نقش بی بدیل این روزنامه در اذهان عمومی است.

 

نویسنده: فاطمه عسگری آزاد

   


آخرین ویرایش: - -

 

پوتین عشق و نفرت

1393/01/30 23:19نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

نام ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه از آن نام هایی است كه اغلب هر روز بر زبان بسیاری آورده می شود، در حالی كه اختلاف نظرهای بسیاری درباره شخصیت و عملكرد سیاسی وی در روسیه و جهان وجود دارد. هر چند اغلب اپراتوری های تبلیغاتی جهان، به شدت علیه ولادیمیر پوتین تبلیغ می كنند، اما بسیاری از افكار عمومی جهان اخبار مربوط به او را با حسی توام با قریب الوقوع بودن یك حادثه دنبال می كنند. مجله فوربس 30 اكتبر گذشته بالاترین رتبه را در فهرست قدرتمند ترین شخصیت های جهان در سال 2013 به پوتین اختصاص داد. ولادیمیر پوتین به دلایل گوناگون توانست با اشغال جایی كه باراك اوباما، رییس جمهور امریكا، سال گذشته از آن خود كرده بود، خود را به عنوان بانفوذترین فرد سیاسی جهان معرفی كند اما مهم ترین دلیل، ابتكار دولت روسیه، خلع سلاح شیمیایی سوریه بود. پوتین حتی به همین دلایل در لیست برندگان جایزه صلح نوبل هم قرار گرفت. اما اینك نام پوتین به یك تحول بزرگ دیگر در شرق اروپا یعنی اوكراین گره خورده است. جایی كه غربگرایان در كی یف، با بازی گرم پوتین در شرق اوكراین مواجه شده اند. بعضی صاحبنظران معتقدند پوتین می خواهد نام خود را در تاریخ این كشور به عنوان رهبری حفظ كند كه همزمان با پس گرفتن شبه جزیره كریمه، اجازه نداده است اوكراین از حوزه نفوذ مسكو خارج شود.

پوتین توانسته است كریمه را پس از 60 سال از اوكراینی كه علاقه مند آغوش غرب است، باز پس بگیرد و در برابر مجازات های اقتصادی و سیاسی غرب، حالامهره های خود در دونتسك و خاركوف و شهرهای دیگر شرق اوكراین را به حركت در آورده است. این گونه است كه اكنون در جهان بسیاری با عشق و نفرت نام پوتین را بر زبان می آورند. كسانی كه علاقه مند تغییر نظم امریكایی در جهان هستند با ابهت نام پوتین را تكرار می كنند و آنها كه نظم امریكایی پس از فروپاشی شوروی را پذیرفته اند، با خشم و نفرت از رییس جمهور روسیه یاد می كنند. به همین نسبت درباره آینده پوتین هم نظرات گوناگونی وجود دارد. اما به اذعان بسیاری كارشناسان كریمه حتی بدون یك شلیك مال روسیه شده است. بنابراین برای بخش زیادی از مردم روسیه كه از فروپاشی امپراتوری شوروی عقده حقارت داشتند، این غرور انگیز است و طبیعی است كه در بین آنها رتبه سیاسی ولادیمیر پوتین با یك جهش به ارتفاع تصور ناپذیری صعود كرد و تا مدتی آنجا باقی خواهد ماند. اما ادامه برخورد این مردم با ولادیمیر پوتین به نتیجه ادامه بازی روسیه و غرب بستگی دارد. در نتیجه اگر تحریم ها موقعیت اقتصادی روسیه را تخریب كند، پوتین با واكنش متفاوتی از سوی روس ها روبه رو خواهد شد. در حالی كه هم اكنون بخشی از معترضان پوتین در خیابان ها علیه سیاست روسیه در اوكراین شعار می دهند.

هنری كیسینجر كه از او با عنوان نظریه پرداز در روابط بین الملل یاد می شود می گوید: من چند بار با ولادیمیر پوتین ،رییس جمهور روسیه دیدار كرده ام. پوتین از اعضای سابق سازمان كا گ ب است. در یكی از دیدارهایم با پوتین از او پرسیدم چرا میخاییل گورباچف، رییس جمهور اتحاد جماهیر شوروی سابق، با امریكا درباره شرق اروپا مذاكره می كرد اما شش ماه بعد بدون آنكه امتیازی بگیرد، اروپای شرقی را به امریكا داد. پوتین دیدگاه های خاص خودش را در این خصوص بیان كرد و اینكه مقامات شوروی سابق بی كفایتی كردند. به نظر پوتین، روسیه تجزیه شده است و علت آن نیز بی كفایتی مقامات مسكو بوده است. به نظر او، این مقامات بی كفایت شوروی سابق با عملكرد خود سبب از بین رفتن تاریخ 300 ساله روسیه شدند. او می خواهد عظمت گذشته روسیه را احیا كند. پوتین خواهان تشكیل بلوك یوروسیا است كه متشكل از جمهوری های اتحاد جماهیر شوروی سابق به علاوه كشورهای دیگری باشند كه به این بلوك ملحق شوند. تشكیل این بلوك می تواند به پوتین این امكان را بدهد تا با چین و اروپا به تعامل بپردازد.

آریل كوهن، پژوهشگر ارشد بنیاد كارنگی بر این باور است كه برای درك واقعی از عملكرد رییس جمهوری روسیه باید سابقه كاری او در «كا گ ب» را در نظر داشت: «پوتین مامور اطلاعاتی است و در زمینه «اطلاعات انسانی» تخصص دارد. به این ترتیب، او خود را قاضی رفتار و شخصیت آدم ها می داند. با ارزیابی از باراك اوباما، آنجلامركل و دیگران به این نتیجه رسید كه با گروهی طرف است كه می تواند در برابرشان بازی كند و برنده شود.»

گلب پائولو

سكییكی از كارشناسان پیشین روابط عمومی در كرملین می گوید: پوتین اكنون به دنبال الگویی است كه اجازه دهد مسكو بخشی از نفوذ خود را در اوكراین حفظ كند. به نظر من شش هفته آینده بسیار مهم است: زیرا پوتین نمی تواند اجازه دهد انتخابات اوكراین به نتیجه یی غیرقابل قبول برای روسیه منجر شود و از طرف دیگر نمی تواند منفعل باشد. به همین دلیل به راهكاری سریع نیاز دارد.

مهدی سنایی، سفیر ایران در روسیه در صفحه شخصی خود در فیس بوك گزارش می دهد پژوهش های جامعه شناسان در روسیه حاكی از آن است كه سیمای ولادیمیر پوتین قبل از الحاق كریمه و بعد از آن با هم تفاوت های زیادی دارد. در واقع، این امر حتی بدون ذكر ارقام دقیق به چشم می خورد. گفتنی است كه بسیاری از مخالفان تندخوی ولادیمیر پوتین از «جنبش بولوتنایا» حاضرند به خاطر سواستوپول از همه «گناهان» ادعایی او بگذرند.

استانیسلاو

بلكوفسك كارشناس علوم سیاسی در مصاحبه یی می گوید: فضای كلی و تحلیل ها از زمان اعمال تحریم های امریكا علیه نزدیكان پوتین و دیگر شخصیت های حقیقی و حقوقی به تدریج تغییر می كند. دو هفته قبل نخبگان روس خوشحال بودند و به نظر می رسید روسیه پیروزی ژئوپلتیكی مهمی را كسب كرده است و باید به آن مفتخر باشیم. اما كمی بعد بسیار نگران و افسرده شده اند، می دانند از این به بعد باید با مشكلات زیادی روبه رو شوند. بنابر این زمانی كه تحریم های واقعی اعمال شود و مردم بدانند كه املاك و دارایی هایشان در غرب، بهداشت و درمان و آموزش كه از 20 سال قبل از آن استفاده می كردند در خطر افتاده است، نگران می شوند. پائولوفسكی كه تا سه سال قبل مشاور پوتین بود، می گوید: استقرار نیروها در مرز با اوكراین می تواند روشی برای نفوذ بر غربی ها پیش از مذاكرات باشد، ارتش در مرزها مستقر شده است، تا دنیا بپذیرد كه بر سر موضوع اوكراین باید با پوتین مذاكره كند. پوتین می داند اگر خطر تشدید بحران فعلی وجود نداشته باشد، هیچ كس با او در مورد اوكراین مذاكره نمی كند.

رویترز در گزارشی می نویسد: نخبگان سیاسی و تجار برتر روسیه در این مسیر از پوتین حمایت كرده اند در حالی كه غرب به دلیل تلاش های روسیه در تغییر مرزها سران مسكو را تحریم كرده است. نمایش وحدت پشت سر رییس جمهوری روسیه احتمالاتا مدتی ادامه خواهد داشت و مخالفان سیاسی در مسكو اكنون تا حدی به دلیل موفقیت پوتین در الحاق شبه جزیره كریمه مجبور به سكوت شده اند. اما مقام های مطلع سیاسی و تجاری می گویند در حالی كه سرخوشی اولیه ناشی از این پیروزی به تدریج كمرنگ می شود و واقعیات دشوار ناشی از تحریم های غربی همچنین چشم انداز تحریم های بیشتر در صورت همراهی نكردن روسیه با غرب خود را نشان می دهد، نگرانی ها مانند آتش زیر خاكستر بیشتر می شود. با وجود كاهش رشد اقتصادی روسیه و فرار سرمایه از این كشور تا حد 64 میلیارد دلار در سه ماهه سال جاری میلادی، دلایل فراوانی برای نگرانی در مورد موانع مالی بهبود وضعیت اقتصادی كریمه وجود دارد. شماری از تجار مطرح روسیه و مقامات دولتی همچنین از بابت درگیری های لفظی با غرب نگران و از تهدید بازگشت انزوای زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق بعد از دو دهه بهبود روابط و اعتماد سازی با كشورهای ثروتمندتر هراس دارند. یك تاجر روس در مسكو با افكار لیبرالی در زمینه سیاست كه خواست نامش فاش نشود، گفت: بعضی افراد از وضعیت جاری نگران اند، این نگرانی را آشكارا اعلام نمی كنند، اما اختلاف نظرهایی در این زمینه وجود دارد كه كدام راه برای كشور مفید است.

بوریس ماكارنكو از مركز فناوری های سیاسی مسكو گفته است: طرح موضوع از دست دادن نفوذ روسیه در اوكراین بعد از الحاق شبه جزیره كریمه به مسكو اجتناب ناپذیر نبود، این موضوعات جمع ضدین نیست، من تنها می دانم تاریخ از همه ما عاقل تر است اما به زودی قضاوت نمی كند.

لوموند فرانسه می نویسد: درك خواست های ولادیمیر پوتین دشوار نیست، او به هر چه كه می گوید عمل می كند. پوتین خواستار یك اوكراین مستقل یا دست كم اوكراینی نیست كه بتواند در استقلال كامل معاهده همكاری با اتحادیه اروپا را به امضا برساند. از این رو آماده است كه در صورت لزوم، این كشور را در هم بپاشد و این كاری است كه پوتین در حال انجامش است و پیروز هم شده چون اروپا واكنشی از خود نشان نمی دهد. روسیه می خواهد كه اوكراین كاملایك جمهوری فدرال باشد چون در این صورت روسیه خواهد توانست همكاری های تنگاتنگ با فدراسیون های مختلف آن برقرار كند. برای رسیدن به چنین هدفی، روسیه رژیم اوكراین را ضعیف تر از آنچه هست خواهد كرد و سپس بهانه خوبی به دست خواهد آورد تا نیروهایش را وارد خاك اوكراین كند.

سناریوهای آینده

1- بدترین سناریو: روسیه كریمه را برای خود كافی ندانسته و با ادامه خشونت ها در شرق اوكراین، روسیه نیروهای خود را به این مناطق می فرستد. غرب در جواب جنگ سرد و گرم را شروع می كند.

2- روسیه نیروهای خود را به شرق اوكراین می فرستد، صرف نظر از الحاق این مناطق به روسیه یا تحت الحمایه قرار گرفتن این مناطق از سوی روسیه، غرب در واكنش تنها به محاصره كامل اقتصادی و حمایت گسترده از همه مخالفان روسیه و پاسخ بلندمدت در مناطق حساسیت برانگیز روسیه اكتفا می كند.

3- روسیه وارد اوكراین نمی شود ولی به مذاكرات و فشار سیاسی برای كنترل خشونت ها در شرق اوكراین ادامه می دهد و غرب باز هم سعی می كند اقتصاد روسیه را تضعیف كند.

4- دیپلماسی موفقیت آمیز بوده و مواضع روسیه، غرب و اوكراین را هماهنگ می كند. با این حال به نظر می رسد بخشی از تحریم ها علیه روسیه ادامه خواهد داشت. اما پوتین می تواند استدلال كند كه در نهایت حق روس ها را از غرب گرفته است.

   


آخرین ویرایش: - -

 

برنده نبرد بر سر رمز نویسی اطلاعات در اینترنت کیست؟

1393/01/28 15:25نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

در نبرد بر سر رمز گذاری اطلاعات روی شبکه اینترنت که بین اداره امنیت ملی آمریکا (NSA) و فعالان مدافع حریم خصوصی اطلاعات درگرفته کدام طرف برنده است؟

لادار لویسون خسته و بی حال روی تنها مبل موجود در اطاق نشسته و سگش به نام پرینسس هم روی زانوی او لم داده است. یک روز پیش او به این خانه جدید در حومه شهر دالاس تگزاس نقل مکان کرده و هنوز همه اسباب و وسایلش در جعبه ها هستند.

او منزل جدیدش را به عنوان "صومعه ای برای برنامه نویسان" توصیف می کند. لادار لویسون و همکارانش روی طراحی و راه اندازی یک سیستم جدید ارسال ای میل کار می کنند که به کاربران امکان خواهد داد با امنیت کامل و حفظ اطلاعات خصوصی خود با دیگران ارتباط برقرار کنند. او می گوید که هدف آنها "دادن امکان و قدرت رمز گذاری ارتباطات به تمامی مردم" است. او و همکارانش برای کار و زندگی از این خانه جدید استفاده خواهند کرد که فعلا کاملا خالی است.

این یک سرویس ایمیل جدید است چون لادار لویسون پس از صدور یک حکم قضایی به اصرار اف بی آی (پلیس فدرال آمریکا) مجبور شد خدمات قبلی ارسال ای میل خود به نام "لاوابیت" را تعطیل کند.

ماجرا از ماه مه ۲۰۱۳ شروع شد. ماموران اف بی آی در جستجوی ارتباطات یکی از کاربران مشخص این شبکه ارسال ای میل بودند و می خواستند که لادار لویسون با آنها همکاری کند. او طبق قانون و برای حفظ اطلاعات خصوصی این مشترک نمی تواند نام او را برملا کند ولی اکنون همه می دانند که فردی که اف بی آی به دنبال سوابق ارتباطی او می گشت ادوارد اسنودن بود. چند روز قبل از این ماجرا ادوارد اسنودن کارمند سابق نهادهای امنیتی آمریکا با حجم زیادی از اطلاعات "محرمانه" مربوط به کنترل و شنود اطلاعاتی کشور را ترک کرده بود. ادوارد اسنودن برای برقراری تماس از شبکه ارسال ای میل "لاوابیت" استفاده می کرد.

این کشمکش با اف بی آی و اعمال فشار این نهاد باعث شد که یک دادگاه در آمریکا در حکمی به لادار لویسون دستور دهد که کلیدها و رمزهای سرویس ارسال ای میلش را در اختیار اداره پلیس فدرال قرار دهد. او نگران بود که چنین کاری ۴۰۰ هزار مشتری این شبکه و اطلاعات خصوصی آنها را به خطر خواهد انداخت و به همین خاطر به فکر یک راه چاره افتاد.

کلیدهای رمز گذاری این سیستم ارسال ای میل حاوی هزاران کاراکتر و علایمی بود که هیچ نظم و ترتیب خاصی نداشتند. او به جای آنکه تمام این اطلاعات را به شکل الکترونیکی در اختیار اف بی آی قرار دهد آنها را با حروفی بسیار کوچک که خواندن آن را سخت می کرد روی کاغذ چاپ کرد و نسخه چاپی را به آنها داد.

او می گوید:"من با ماموران اف بی آی در ورودی ساختمان ملاقات کردم و پاکت حاوی این کاغذها را به آنها دادم. مامور اف بی آی یک مدتی با پاکت ور رفت و بعد پرسید اینها کلیدهای رمز هستند؟ و من در جواب گفتم بله، من همه آنها را برای شما چاپ کرده ام. او به شدت تعجب کرد و کمی دلخور شد. و بعد یک قبض صادر کرد و به من داد که روی آن نوشته بود یک پاکت سفید و دربسته از من دریافت کرده است."

لادار لویسون می دانست که استفاده ازاین کلیدهای رمز برای اف بی آی زمان خواهد برد و او در این فرصت می توانست تمام سیستم شبکه ارسال ای میل خود را تخلیه و تعطیل کند. او می گوید که از کار انداختن این سیستم و خاموش کردن تک تک ماشین ها که هر کدام برای او خاطره انگیز بودند، کار ساده ای نبود. مثل این بود که دارد بخشی از زندگی گذشته خود را حذف می کند.

او می افزاید:"در آن لحظاتی که سرورها، ماشین ها و کامپیوترها از کار می افتادند و چراغ های آنها چشمک زنان خاموش می شدند، می توانستم ببینم که هنوز هم تعدادی از کاربران دارند سعی می کنند که از این شبکه استفاده کنند ولی دیگر دیر شده بود و همه چیز داشت از کار می افتاد."

نکته اصلی در تجربه لادار لویسون یک سئوال مهم و جدی است. آیا ما می خواهیم که ارتباطات ما روی شبکه اینترنت کاملا خصوصی باشد و به غیر از دریافت کننده آن هیچکس دیگری از آن اطلاع نداشته باشد؟ و یا حاضریم به حکومت ها اجازه دهیم که در مواردی که می گویند مشغول تحقیق در مورد جرایم هستند و یا از امنیت کشور محافظت می کنند، به اطلاعات نهفته در ارتباطات شخصی ما دسترسی داشته باشند؟

این سئوال به خاطر افشاگریهای ادوارد اسنودن اکنون به یک موضوع مهم و سیاسی بدل شده است. اما آنچه که به جنگ پنهان بر سر رمزنویسی شهرت یافته از ۴۰ سال پیش جریان داشت. شاید بتوان نقطه آغاز آن را جلسه ای دانست که در سال ۱۹۷۶ در دانشگاه استنفورد آمریکا تشکیل شد. در یک سوی میز دو ریاضی دان به نامهای مارتین هلمن و ویت دیفی نشسته بودند و در سوی دیگر میز هیئتی از سوی دولت فدرال آمریکا شامل اعضای ارشد نهادهای امنیتی واطلاعاتی آن کشور.

مارتین هلمن و ویت دیفی معتقد بودند که قانون دولت فدرال برای یکسان سازی اطلاعات رمز نویسی شده به شکل عمدی توسط اداره امنیت ملی آمریکا تغییر داده شده تا ابرکامپیوترهای نهادهای امنیتی بتوانند در جریان اطلاعات نفوذ کنند. در عین حال شایعاتی نیز وجود داشت که دولت آمریکا برای نهادهای امنیتی شرایط ویژه ای قایل شده که بتوانند به روشهای غیرمعمول و پنهانی در این ارتباطات نفوذ کنند.

بحث بین دو طرف در مورد طرح مربوط به یکسانی اطلاعات رمز نویسی شده بالا گرفت و یکی از موضوعات اصلی بحث این بود که برای شکستن این رمز نویسی ها و ورود به حیطه اطلاعات به چه حد از قدرت و قابلیت های کامپیوتری نیاز هست.

مارتین هلمن در منزلش در حومه دانشگاه استنفورد در ملاقاتی با من گفت:"در آن جلسه من احساس می کردم که من لوک اسکای واکر، شخصیت فیلم جنگ ستارگان هستم و اداره امنیت ملی هم دارت ویدر است."

مدت کوتاهی پس از آن جلسه مارتین هلمن و ویت دیفی با انتشار یک رساله علمی - تحقیقی با عنوان "کلید عمومی برای رمز نگاری" انقلابی در دنیای رمز نویسی برای اطلاعات و ارتباطات به راه انداختند. تا آن زمان رمز نویسی اطلاعات فقط در اختیار حکومت بود اما دادن چنین امکانی به عموم و نهادهای غیرحکومتی، به مردم عادی هم امکان داد تا با روشهای امن از فن آوری های ارتباطی استفاده کنند.

دریادار بابی ری اینمان در سال ۱۹۷۷ به ریاست اداره امنیت ملی آمریکا گمارده شد. او متوجه شد که نهاد تحت مسئولیت او به خاطر آنچه که نفوذ غیرخودی ها در حیطه کار نهادهای امنیتی تلقی می شد، نگران و ناراضی است.

دریادار اینمان در مصاحبه ای به من گفت:" نگرانی اصلی این بود که تحت تاثیر این تغییر، سیستم های رمز نویسی اطلاعاتی اختراع خواهند شد که شکستن آن غیرممکن خواهد بود. مشکل فقط باندهای تبهکار و یا قاچاقچیان مواد مخدر نبودند. مشکل این بود که کشورهای خارجی نیز ممکن است بتوانند از این امکان جدید استفاده کنند."

دریادار اینمان تصمیم گرفت که دو طرف باید مذاکره کنند و به همین خاطر به دیدار مارتین هلمن رفت که بعدها به یک دیالوگ طولانی بین اداره امنیت ملی آمریکا و جامعه دانشگاهی و پژوهشگران منجر شد.

اما همزمان کار روی رمز نویسی های جدید برای استفاده از آن در سیستم های ارتباطی جدید گسترش یافت. شرکت های تجاری شروع کردند به طراحی و ساختن سیستم های جدیدی که می خواستند آنها را بفروشند و به خارج صادر کنند. فعالان مدنی نیز شروع کردند به خلق سیستم های رمز نویسی برای استفاده عموم مردم که معروفترین مورد آن برنامه رمز نویسی پی جی پی PGP بود که توسط فیل زیمرمن طراحی و به صورت رایگان روی شبکه اینترنت توزیع شد.

اف بی آی و اداره امنیت ملی آمریکا به شدت نگران شده بودند. استوارت بیکر وکیل ارشد اداره امنیت ملی آمریکا در سالهای دهه ۱۹۹۵ می گوید:"به مرور معلوم شد که بزرگترین و فعالترین بخش بازار برای خرید طرح های رمز نویسی اطلاعات افراد و گروههایی بودند که مسائل زیادی برای مخفی کردن داشتند."

او می افزاید که انواع و اقسام مجرمان، از باندهای مواد مخدر و حتی کودک آزاران گرفته تا جاسوسان قدرت های خارجی به این محصولات علاقه زیادی نشان می دادند. اما مخالفان اداره امنیت ملی آمریکا می گویند یک چنین نگرانی ها و ملاحظاتی نباید حق عموم مردم برای داشتن حریم خصوصی اطلاعات و ارتباطات را نقض و محدود کند.

در پایان دهه ۱۹۹۰ انواع و اقسام برنامه ها و امکانات رمز نویسی برای مصارف ارتباطی بازار را اشباع کرده بود و به نظر می رسید که نبرد علیه محدودیت و کنترل ها در این زمینه به پیروزی رسیده است. حداقل در آن دوره چنین تصوری وجود داشت.

در نشست سالانه "آر اس ای" که یک مجمع مهم و معتبر در مورد رمز نویسی اطلاعات و امور امنیتی مربوط به آن است و تازه ترین جلسه آن اواسط فوریه ۲۰۱۴ در سانفرانسیسکو برگزار شد، شرکت کنندگان برای اوقات فراغت خود می توانستند یک فیلم سینمایی انتخاب کنند. نکته جالب این بود که اکثریت آنها به فیلم "دشمن دولت" محصول ۱۹۹۸ رای دادند که فیلم مهیجی است و در میان شخصیت های آن چند مامور امنیتی خودسر نیز وجود دارد.

در ماههای اخیرادوارد اسنودن به نماد تازه "دشمن دولت" بدل شده ولی از نگاه فعالان مدافع حریم خصوصی اطلاعات، دشمن واقعی خود حکومت و به خصوص اداره امنیت ملی آمریکا است.

موضوعاتی که ادوارد اسنودن برملا کرده، به خصوص این نکته که نهادهای امنیتی آمریکا سخت تلاش می کنند تا رمز نویسی های اطلاعات موجود را بشکنند، به شدت روی فضای جلسات این کنفرانس تاثیر گذاشته بود.

در نشستی که موضوع آن روشهای خلق کاراکتر و یا شماره های نامنظم برای استفاده در رمز نویسی های اطلاعاتی بود، این نکته مطرح شد که اداره امنیت ملی آمریکا برخی از طراحان و سازندگان را تحت فشار قرار داده تا امکان ویژه دسترسی به این برنامه ها را در اختیار این نهاد قرار دهند.

بروس شنیر یکی از رمز نویسان برجسته و از منتقدان سرسخت اداره امنیت ملی آمریکا در حاشیه این کنفرانس گفت: "دولت آمریکا جنگ بر سر کنترل رمز نویسی را باخته است. روشها و برنامه های رمز نویسی اکنون به شکل مجانی در اختیار همگان قرار دارد. ولی به یک معنای دیگری حکومت پیروز شده است چون هنوز هم روشهای متعددی برای عبور از دیوار رمز نویسی و دسترسی به اطلاعات شخصی مردم وجود دارد."

او می افزاید: "از مدارکی که توسط ادوارد اسنودن افشا شده می توان فهمید که اداره امنیت ملی و موسسات شنود و کنترل اطلاعاتی آن نهاد، ممکن است نتوانند و نخواهند سیستم های رمز نویسی را بشکنند ولی معمولا با استفاده از روشهای دیگر عملا این سیستم ها را بی استفاده و ناکارآمد می کنند، آنها از هرگونه کاستی و یا نقض فنی در این سیستم ها سوء استفاده می کنند، در نرم افزارها و سخت افزارها ویروس و بدافزار پخش می کنند و در نهایت پس از همه این خرابکاری ها وارد سیستم شده و اطلاعات آن را سرقت می کنند."

اداره امنیت ملی آمریکا برای مدت های طولانی زیر حجاب پنهانکاری مخفی شده بود. اما در ماههای اخیر متوجه شده که باید به میدان آمده و از خود دفاع کند. به من اجازه داده شد که از مقر اصلی این نهاد در مریلند بازدید کرده و شرایط کلی در فعالیت آن را ببینیم ولی اجازه داده نشد که هیچ صدا و یا تصویری را ضبط کنم.

بعدا در شهر واشنگتن توانستم با کریس اینگلیس که اخیرا از مقام معاونت این اداره استعفا داده است ملاقات و گفتگو کنم. او فردی است که با احتیاط فراوان سخن می گوید ولی به خوبی می توان خشم شدید او از افشاگریهای ادوارد اسنودن را دید.

 

او در بخشی از مصاحبه گفت: "این ماجرا شبیه به یک جور خیانت است به خصوص که یک فرد تصمیم گرفته که هم کار قاضی را بکند و هم کار هیئت منصفه را. تحت تاثیر این افشاگریها اکنون رقبا و دشمنان آمریکا خیلی بهتر از گذشته می توانند از کنترل نهادهای امنیتی بگریزند."

کریس اینگلیس تاکید می کند که اداره امنیت ملی آمریکا برای ورود به سیتسم های رمز نویسی حق ویژه و پنهانی ندارد. به گفته وی ابزار اصلی و موثر اداره امنیت ملی آمریکا تلاش برای یافتن آن مواردی ساختاری و یا تصادفی است که از طریق ندانم کاری و اشتباه در کاربست روش های رمز نویسی خود به خود برملا می شوند.

او روشهای دیگر مثل ایجاد نقطه ضعف های عمدی در سیستم ها و محصولات رمز نویسی تجاری و سوءاستفاده بعدی از این نقاط ضعف را کاملا رد نمی کند ولی تاکید می کند که از یک چنین روشهایی فقط در موارد خاص استفاده می شود. او می افزاید:" به اعتقاد من از یک چنین روشی فقط برای یک هدف و یا یک اقدام تاکتیکی مشخص استفاده خواهد شد که مطلقا و اساسا اهداف مشروعی هستند."

اداره امنیت ملی آمریکا هم نقش تدافعی دارد که بخش حفاظت از اطلاعات و امنیت کشور را در برمی گیرد و هم وظیفه تهاجمی دارد که شامل ربودن اطلاعات دیگران می شود. تحت تاثیر گسترش استفاده از روشهای ارتباطاتی رمز نویسی شده در سطح عمومی و تجاری و حتی در خود نهادهای دولتی، تناقض بین این دو بخش از وظایف اداره امنیت ملی آمریکا تشدید شده است.

رمز نویسی برای رد و بدل کردن اطلاعات نامشهود است ولی امروزه در همه جا به کار برده می شود. هر بار که به بانک مراجعه می کنیم و یا روی شبکه اینترنت خرید می کنیم، هر بار که با تلفن موبایل خود تماس می گیریم و یا هر بار که از کلیدهای کنترل از راه دور برای باز کردن درهای اتومبیل خود استفاده می کنیم اطلاعات رمز نویسی شده به کار برده می شود.

همزمان با گسترش استفاده از این فن آوری نبرد بر سر رمز نویسی اطلاعاتی بین مدافعان حق حکومت برای کنترل و شنود اطلاعات و گروه دیگری که معتقدند آزادی و خصوصی بودن اطلاعات باید بر هر چیز دیگری ترجیح داشته باشد، روز به روز تشدید می شود.


آخرین ویرایش: - -

 

دنیایی كه وارونه ساخته شده است

1393/01/28 15:24نویسنده : Agostino Di Bartolomei

 

حسن عشایری، عصب شناس و روانشناس عصبی در مورد چگونگی تولد چپ دست ها و همچنین ژنتیكی بودن یا نبودن این پدیده می گوید: هنوز هیچ منبع موثقی در مورد ژنتیكی بودن پدیده چپ دستی وجود ندارد. گاهی وقت ها پدر چپ دست است و فرزند هم چپ دست می شود اما به این معنی نیست كه امر ژنتیك در این موضوع دخیل است و چپ دستی یك امر ژنتیكی است

روند اجتماعی نشان می دهد كه امروزه تا حد زیادی افراد می دانند كه دیگر مانند گذشته نمی شود همه یكسان باشند و تنوع بالارفته و تفاوت های زیادی در شغل و ظاهر و باورها وجود دارد. یكی از ویژگی كلانشهر ها این است كه تمامی این تفاوت تا حد زیادی به رسمیت شناخته شده است و در شهر های دیگر شاید كمرنگ تر باشد اما شواهد نشان می دهد كم كم به سوی جلو می رویم

از دور لبخند می زند و به سمتم می آید، از لابه لای حرف های بچه ها متوجه می شود موضوع به او هم مربوط می شود. قد بلندی دارد با موهای پریشان، مدام می خندد و می گوید: شما امروز همه چپ دست هارو دور هم جمع كردید. ببخشید كه دیشب جوابگوی سوالاتون نبودم تایپ كردن كمی برام مشكله و ترجیح دادم امروز حضوری و توی این جمع باهاتون صحبت كنم.

ادامه می دهد: می دونستی من یه ساعت باز تمام عیارم و سالی 5 تا ساعت می خرم ولی عملابه كارم نمی یاد. تو فكر فرو می رود.

مردی 30 یا 35 ساله كه فقط به حرفای ما گوش می كرد، سرش را پایین انداخت و گفت: «ولی به نظر من هیچی بدتر از این نیست كه دور علاقه ات رو خط بكشی. من ساز می زدم ولی به سختی. به خاطر همین سعی كردم برای همیشه سازم رو كنار بزارم.» لابه لای حرف هایش سكوت می كند.

جوان لاغر اندامی می گوید: «مشكلات ما مگه فقط همینه. خیلی چیزا برای راست دست هاست. شیر آب سرد و گرم، اهرم شیر گاز، موبایل، ماشین حساب، اسكنر، پرینتر، كارتخوان دستگاه های خودپرداز، كارد آشپزخونه، در قوطی بازكن...»

یك باره نفسش بند می آید، به سرفه می افتد و سرش را بالامی گیرد و می گوید: «آخر یه روز خودم یه انجمن می سازم كه همه جور وسایل و ابزار فقط واسه چپ دست ها رو تهیه كنه، اصلاكاری می كنم كه همه مجبور شن با دست چپشون از قیچی استفاده كنن، اصلامی خوام هرچی ابزار روی كره زمین هست همه رو بریزم تو اقیانوس» زمانی كه از سعید معید فر، جامعه شناس درباره كالاو وسایل مورد نیاز برخی افراد مانند چپ دست ها كه در كشور وجود ندارد می پرسم، می گوید: اگر فروشگاهی مخصوص چپ دست ها در كشور وجود ندارد به دلیل مشكل در كارآفرینی است و همچنین دولتی شدن همه امور باعث شده است تا حدی خودكفایی و كارآفرینی در جامعه كم شده باشد. عدم وجود وسایل موردنیاز چپ دست ها یك مشكل فرهنگی نیست و در این امور نقش دولت پررنگ است. افرادی كه می خواهند در این امور سرمایه گذاری كنند باید احساس منفعت بكنند و بدانند كه چقدر سود برایشان دارد، خود افراد چپ دست باید نیاز خودشان را علنی كنند تا سرمایه گذار هم این امر را به صرفه ببیند و فرصت شغلی ایجاد كند افراد چپ دست باید خواستار حقوق قانونی خودشان باشند.

سعید معیدفر همچنین درباره متمایز بودن برخی افراد و پذیرفته شدن یا نشدن شان از سوی جامعه می گوید: امروزه خوشبختانه تا حد زیادی افراد جامعه با تفاوت هایی كه میان شان وجود دارد كنار آمده اند اما هنوز رگه هایی وجود دارد كه این تفاوت ها برایشان قابل اهمیت است و این موضوع برای افرادی صدق می كند كه نسل شان عقب تر است و میانسال هستند در نسل های جدید تقریبا تفاوت ها به رسمیت شناخته شده است.

روند اجتماعی نشان می دهد كه امروزه تا حد زیادی افراد می دانند كه دیگر مانند گذشته نمی شود همه یكسان باشند و تنوع بالارفته و تفاوت های زیادی در شغل و ظاهر و باورها وجود دارد. یكی از ویژگی كلانشهر ها این است كه تمامی این تفاوت ها تا حد زیادی به رسمیت شناخته شده است و در شهر های دیگر شاید كمرنگ تر باشد اما شواهد نشان می دهد كم كم به سوی جلو می رویم. اما گاهی اوقات برخی تغییرات را جامعه پذیرا نیست و برمی گردد به لایه های ارزشی و باوری مردم ما باید قبول كنیم كه خیلی با جوامع توسعه یافته تفاوت داریم و نسبت به آنها متاخر هستیم هر چند همان كشورهای توسعه یافته برخی ارزش های خودشان را حفظ می كنند. درعین حال ما یك نظام سیاسی داریم با ارزش های خاص خودش با این وجود برخی تغییرات را جامعه ما بر نمی تابد.

نگاهش را به سمت من می چرخاند و می گوید: «راست كه میگن ما باهوشیم یا مثلاعمرمون كمه هان؟»

حسن عشایری، عصب شناس و روانشناس در مورد چنین شایعاتی می گوید: بیمه امریكا اعلام كرده است طول عمر زن های چپ دست از راست دست ها بیشتر است و همچنین بر اساس تحقیقات تایید شده چپ دست ها در حركات ظریف و حل مسائل از راست دست ها باهوش تر هستند. اما اینكه چپ دست ها 9 سال طول عمر كمتری نسبت به راست دست ها دارند یا خیلی شایعات دیگر مانند داشتن بیماری اسكیزوفرنی هیچ گونه صحتی ندارد.

همچنین فاطمه قاسم زاده، مشاور و برنامه ریز امور آموزشی و روانشناس كودكان و نوجوانان با اشاره به اینكه چپ دست ها هیچ امتیاز یا محدودیتی نسبت به راست دست ها ندارند، می گوید: منبع رسمی و پذیرفته شده یی در مورد برتری چپ دست ها نسبت به راست دست ها وجود ندارد و اگر مطالبی اینچنینی در برخی سایت ها دیده می شود همه غیر علمی است. فرد چپ دست هیچ گونه مشكلاتی نسبت به راست دست ها ندارند مگر آنكه والدین با نگاه منفی كودكان شان را وادار به راست دستی بكنند آن وقت است كه عواقبی به همراه خواهند داشت كه پیش از این به آن اشاره شد.

پسری كه آن طرف تر ایستاده با موهای پریشان و لیوان به دست می گوید: «البته هنوز كسانی هستند كه فكر می كنن ما نقص داریم.»

می خندد و ادامه می دهد: «نه واقعا ما دچار نقصیم؟ خانواده ام اینقدر خاطرات تلخ واسه من رقم زدن كه گفتنی نیست. می دونی من رو وادار می كردن تا با دست راست بنویسم. می دونی من خیلی اذیت شدم. یكی از بدترین خاطرات كودكیم این بود كه همیشه هروقت دایی یا عموم بهم دست می دادن، می گفتن ای احمق كودن تو هنوز یاد نگرفتی با دست راست دست بدی؟ در صورتی كه دست واقعی من چپ بود زمان گذشت تا با همین دست دادن با دست راست كنار اومدم. گاهی وقتا فكر می كنم رفتار اطرافیانم عواقبی به همراه داشت مثل خجالت زدگی می دونی من خیلی خجالتی ام.

فاطمه قاسم زاده در مورد چگونگی رفتار پدران و مادران چپ دست با فرزندان شان و عواقب نادرست برخی رفتار ها می گوید:

چپ دست بودن افراد یك پدیده كاملا طبیعی است و عیب و نقص محسوب نمی شود اما متاسفانه برخی خانواده ها كودكان شان را وادار به راست دست بودن می كنند كه این امر عواقب زیادی برای كودك دارد از جمله مشكلات كلامی. در واقع خانواده ها نباید مداخله غیر صحیح در یك پدیده طبیعی بكنند و اجازه دهند كودك آزادانه از دست چپ برای انجام كارهایش استفاده كند. همچنین امكاناتی را برای كودكان شان در مدارس فراهم سازند و حتما به مسوولان مدرسه توصیه كنند كه روی نیمكتی بنشینند كه دست شان آزاد باشد تا مشكلی برای افراد دست راست ایجاد نشود.

چه شد كه چپ دست شدند

«فقط نمی دونم چرا تو كل خاندان فقط من چپ دست شدم»، پسری كه آن طرف تر با موهای پریشان ایستاده نمی گذارد حرف دوستش تمام شود و می گوید: «اتفاقا چپ دستی ارثیه، چون خالمم چپ دسته منم چپ دست شدم.»

اما دختری كه به دیوار تكیه داده بود، گفت: «من مطمئن نیستم كه ارثیه، چون تو خونواده ما كسی چپ دست نیست ولی می دونم كه فرق ما با چپ دستا اینه كه ما از نیمكره راستمون بهره می گیریم، راست دست ها از نیمكره چپشون.»

خیلی ها بر این باورند كه چپ دستی یك پدیده ژنتیكی است و برخی های دیگر این پدیده را نوعی اختلال می دانند. حسن عشایری، عصب شناس و روانشناس عصبی در مورد چگونگی تولد چپ دست ها و همچنین ژنتیكی بودن یا نبودن این پدیده می گوید: هنوز هیچ منبع موثقی در مورد ژنتیكی بودن پدیده چپ دستی وجود ندارد. گاهی وقت ها پدر چپ دست است و فرزند هم چپ دست می شود اما به این معنی نیست كه امر ژنتیك در این موضوع دخیل است و چپ دستی یك امر ژنتیكی است. شواهدی وجود دارد كه به صورت موثق هنوز تایید نشده است به طور مثال خیلی از صاحبنظران عقیده دارند چون قلب سمت چپ بدن قرار دارد و انسان اولیه به كار های سختی مانند شكار و سنگ تراشی می پرداخته است، فشار زیادی بر قسمت چپ بدنش اعمال می شده و برای انجام كارهایش از دست راست استفاده می كرده است و بر اساس سازمان دهی اولیه، 90درصد انسان های كره زمین راست دست هستند اما این مساله هنوز مورد تایید قرار نگرفته است.

وی همچنین در مورد چگونگی تولد چپ دست ها می گوید: افرادی كه به صورت مادرزادی چپ دست هستند، از نیمكره راست مغزشان بهره می برند و دست راست ها نیز از نیمكره چپ شان كه این موضوع درواقع اهمیت ندارد و طبیعی است. به نظر من چیزی كه در حال حاضر اهمیت دارد این است كه چپ دستی به عنوان یك پدیده ژنتیكی هنوز به اثبات نرسیده است.

داشت غروب می شد كه همه بچه ها از هم خداحافظی می كردند. خیلی آرام با دست چپ دست می دادند و من مات و متحیر كه من باید با كدام دست با این چپ دست ها دست بدهم.

 

نویسنده: رومینا روشن بین


آخرین ویرایش: - -

 

تاردلی در پارلمان اروپا؟!

1393/01/23 22:18نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: بتبال ، لوله ،
 

مارکو تاردلی، قهرمان جام جهانی 1982 و اسطوره فوتبال ایتالیا، قصد ورود به پارلمان اروپا را دارد و خود را برای شرکت در انتخابات ماه می آینده آماده می کند.

متئو رِنزی، نخست وزیر ایتالیا از حزب دموکراتیک، شخصا تاردلی را نامزد نمایندگی در پارلمان اروپا کرده است.

اخیرا، هنگامی که آقای رنزی به دیدار دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا در لندن رفته بود، تاردلی نیز او را همراهی می کرد.

اما تاردلی در گفتگو با بوریس جانسون، شهردار لندن اذعان کرده بود: "من از سیاست خیلی سر در نمی آورم".

برخی ادعا می کنند که ورود تاردلی ترفندی از سوی رنزی است تا عده بیشتری از ایتالیایی ها را به پای صندوق های رای بکشاند.


آخرین ویرایش: - -

 

برلوسکونی با دخترانش می‌آید یا زن جوانش؟

1393/01/23 22:17نویسنده : Agostino Di Bartolomei

ارسال شده در: دزدی که نیست هست؟ ، لوله ،
 

سیلویو برلوسکونی، یکی از بحث برانگیزترین و خبرسازترین چهره‌های سیاست اروپا از شرکت در انتخابات پارلمانی اروپا منع شده است.

او واقعا آرزو می کرد که بتواند در این انتخابات حزب راست میانه خود را رهبری کند.

آقای برلوسکونی چندی پیش به خاطر حکم دستگاه قضایی ایتالیا که او را به تخلف مالیاتی محکوم کرد، به شکل شرمگینانه‌ای از پارلمان آن کشور اخراج شد. اگر او می توانست درانتخابات اروپا شرکت کند مسلما به پارلمان در بروکسل راه می یافت و صحنه جدیدی برای جولان خود می یافت.

ولی با حکم دیوان عالی ایتالیا که آقای برلوسکونی را از احراز هرگونه مقام دولتی منع کرده است آرزوی او برای یافتن عرصه جدیدی از حضور سیاسی برباد رفت.

با حذف او از این رقابت‌ها حدس و گمان در مورد احتمال شرکت یکی از دختران او مطرح شده تا به این شکل نام خانوادگی برلوسکونی درانتخابات پارلمانی اروپا حفظ شود.

اما کدامیک از دختران او پا پیش خواهند گذاشت؟ مارینا ۴۷ ساله ، یکی از مدیران ارشد امپراطوری رسانه ای آقای برلوسکونی و یا باربارا ۲۹ ساله که در حال حاضر مدیرعامل باشگاه فوتبال آ ث میلان است؟

حتی رسانه‌های ایتالیایی گمانه می زدند که ممکن است نامزد فعلی آقای برلوسکونی، فرانچسکا پاسکاله ۲۸ ساله که یک مجری سابق تلویزیون است، وارد انتخابات شود.

اما آقای برلوسکونی همواره تاکید کرده که همه این خبرها گمانه زنی های روزنامه نگاران است. او با قاطعیت اعلام کرد که هیچیک از فرزندان او در انتخابات پارلمانی اروپا شرکت نخواهند کرد. با وجودی این که او جزو نامزدان حزبش نخواهد بود قاعدتا تصاویرش روی پوسترهای انتخاباتی این حزب چاپ خواهند شد.

غیبت آقای برلوسکونی به عنوان رهبر این حزب از فهرست انتخاباتی، لاجرم بین صفوف نیروی ایتالیا تنش ایجاد کرده است. باید منتظر شد و دید که تحت تاثیر صف بندی های درونی بالاخره چه کسانی در صدر فهرست انتخاباتی این حزب قرار خواهند گرفت.

در آن سوی صحنه سیاست نیروی اصلی چپ میانه یعنی حزب دموکراتیک ایتالیا، رویدادهای مربوط به انتخابات در فرانسه را با دقت دنبال می کند. پیشرفت های حزب راست افراطی جبهه ملی فرانسه که پرچمدار مخالفت با اتحادیه اروپا است بسیار نگران کننده است. در دوران فعلی حکومت برای احزاب دست چپی در کشورهای اروپایی بسیار دشوار شده است.

اما حزب دموکراتیک ایتالیا که از سال پیش دولت را در دست دارد، امیدوار است که با اجرای اصلاحات اقتصادی که از سوی ماتئو رنزی رهبر جدید حزب پیشنهاد شده، بتواند بر سهم آرای خود در انتخابات پارلمانی اروپا که ۲۵ ماه مه برگزار خواهد شد، بیافزاید.


آخرین ویرایش: - -

 

تعداد کل صفحات ( 255 ) ... 4 5 6 7 8 9 10 ...